سیمای بهشت و جهنم در سوره واقعه

نویسنده : سید مصطفی حسینی نیشابوری

مقدمه:

اشتیاق بشر برای رسیدن به خوبی و حس زیبا دوستی انسان ها مطلبی انکار ناشدنی است و خواهش های نفسانی و سرکشی های همیشگی که منجر به طغیان آدمیان می گردد نیز قصه ای واضح است. بنابراین خداوند در کتاب هدایت گرش برای تشویق مردم و ارضای روح زیبا دوستی و کمال خواهی آنها از مکانی رویایی و سراسر لذت و خوشی خبر می دهد و در همان حال مردم را به محل سراسر شکنجه و آزار متوجه می کند و آیات زیادی از قرآن مجید را به توضیح این دو مکان اختصاص می دهد و اوصاف ساکنان آنها را تشریح می کند و مقرراتی را برای رسیدن به راحتی و لذت وضع می نماید و متخلفان را از عاقبت سرپیچی می ترساند.
سعی شده است در این مختصر با استفاده از آیات نورانی قرآن و روایات پر برکت معصومان (علیه السلام) در تفسیر سوره واقعه توضیحاتی در این باره تقدیم گردد. بدیهی است شناخت و تبیین منزل گاه ابدی جز با بهره گیری از این دو سرچشمه معرفت راه دیگری ندارد و هر چه گفته می شود برگرفته از آنها خواهد بود که:
بلبل از فیض گل آموخت سخن، ور نه نبود - این همه قول و غزل تعبیه در منقارش
سید مصطفی حسینی نیشابوری

فضیلت سوره واقعه

این سوره را سوره قیامت کبری نامیده اند شاید با این دلیل که مطالب آیات آن شرح و بسط روز قیامت و اوضاع روز حشر می باشد؛ آیاتی که به انسان های سرگشته و حیران و تشنگان معرفت و حق طلبان سراسر شور و عشق خطاب می کند:
آماده باشید! بارها و محمل ها را محکم ببندید که فرصت اندک است و غفلت از آخرت باعث بدبختی و خسران است.
پس اگر بخواهیم غافل نباشیم و از خواب غفلت و سرگرمی بیرون بیاییم و بدانیم به زودی به مردگان ملحق می شویم باید این سوره را بخوانیم.
پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله)می فرماید:
کسی که سوره واقعه را بخواند از غافلان نیست(1)
امام صادق (علیه السلام) فرمود:
هر کس واقعه را هر شب قبل از خوابیدن بخواند خدا را در حالی ملاقات می کند که صورت او مانند شب چهارده، درخشان خواهد بود و کسی که در هر شب جمعه سوره واقعه را بخواند خداوند او را دوست دارد و محبت او را در دل تمام مردم قرار می دهد و هرگز در دنیا بدی و فقر و آفتی از آفات دنیا نبیند و از دوستان امیر المومنین (علیه السلام) خواهد بود(2).
خوشا به حال کسی که خداوند او را دوست دارد! بنده ای که با یاد آوری قیامت راه گناه را بر روی خود بسته و دل از گناه شسته و چشم بر روی حرام بسته و آن چنان با صلابت از کنار معصیت عبور نموده که غبار گناه بر دامنش ننشسته و بر هوای نفس و شیطان غالب گشته است.
مومنی که همیشه با خود زمزمه نموده است:
اگر لذت ترک لذت بدانی - دگر لذت نفس لذت نخوانی
در این سوره اخبار خوشی از بهشت خواهیم شنید و خبرهای هولناکی از جهنم تا جایی که اگر آثار پیری را در چهره نازنین پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله) مشاهده کردیم و از محضرش سوال نمودیم که چرا با این سرعت صورت نازنین شما را غبار پیری گرفته است می فرماید:
سوره های هود و واقعه و مرسلات و عم یتساءلون مرا پیر کرد(3)
خوشا به حال کسی که محبت اهل بیت (علیه السلام) در قلب او خانه کرده است که در آخرت دیوان عملش فاش نمی گردد و میزان برایش نصب نمی شود و نامه عملش به دست راستش خواهد بود و صورتی نورانی خواهد داشت و خلاصی از آتش و تاجی از بهشت و حلل بهشتی و توان شفاعت صد تن از خاندانش در انتظار او خواهد بود...(4) البته دوستار واقعی ائمه هرگز معصیت نمی کند.
بسم الله الرحمن الرحیم
به نام خداوند بخشنده و مهربان، خدایی که برای همه باران می فرستد آفتاب را می تاباند و پیامبران را مبعوث می کند که برای همگان رحمتند(5). پیامبر در راهنمایی و ارشاد خود را وقف همه می کند چه فقیر و چه غنی، چه باسواد و چه بی سواد.
البته عده ای از مومنان را هم عنایت و رحمتی خاص بهره مند می فرماید که اینان بر این توجه مخصوص سزاوارند؛ چون در این دنیا رنج و زحمت بیشتری را متحمل شده اند و در پارسایی و شب زنده داری و انجام واجبات و ترک محرمات سر آمد بوده اند.

فصل اول: وقوع قیامت آیه 1-6

در آیات این فصل ابتدا سخن از حادثه ای عظیم به میان می آید که موجب حیرت انسان ها می شود. سپس حتمی بودن قیامت تذکر داده می شود که این روز کذب و دروغ نمی باشد و از جمله حوادث آن روز خوار شدن گروهی و بلند مرتبه شدن عده ای دیگر است. در ادامه از زلزله ای بسیار ویران کننده خبر می دهد تا جایی که کوه های بزرگ را از جای کنده و این میخ های در زمین فرو رفته را به تلی از شن و خاک مبدل می کند.
اذا وقعت الواقعه (1)
هنگامی که واقعه بر پا شود واقعه ای عظیم حادثه ای همراه با هراس و وحشت که برای انسان ها تازگی دارد و اتفاق عجیبی است آسمان شکافته می شود ستارگان با هم برخورد کرده و فرو می ریزند؛ نور ستارگان و آفتاب به تیرگی و سیاهی می گراید و صدایی به گوش می رسد و عالم با این همه سر و صدا خاموش می شود و هیچ صدایی به گوش نمی رسد زیرا همگان مرده اند. فقط او زنده است با همان کسی که همه زندگان به او محتاجند و او به هیچ فردی محتاج نیست.
اکنون اگر سوال شود ای کسانی که در دنیا آن چنان مغرورانه قدم می زدید انگار سالهای سال در دنیا مشغول خوردن و خوابیدن خواهید بود اگر می توانید از جای خود بلند شوید! ای کسانی که پول ها و ثروت ها را جمع می کردید و می شمردید و اندام خود را سراسر طلا و زیور می نمودید و به آن افتخار می کردید و بیچارگان را به فراموشی می سپردید و اگر می توانید از مال و منال خود برای رهایی کمک بگیرید! صد البته جز خداوند هیچ قدرتی توانایی زنده کردن مردگان را ندارد و همه ساکت و بی حرکت خواهند بود تا آن که صدایی به گوش رسد.
تمام انسان ها از آدم تا آخر همه چشم گشوده و آنچه را که بارها شنیده و یا خوانده بودند با چشمان خود مشاهده می کنند. چشمان بعضی متعجب و قدم هایشان لرزان است. دلهایشان هراسان و رنگ از رخسارشان پریده است. زبان ها در کام خشکیده و قدرت جنبش ندارد آنچه که از او می ترسیدند فرا رسیده و اکنون سختی گناهانی که مرتکب شده اند مجسم شده است. اعمالی زشت و قبیح، ظلم هایی بی پایان، سخنهای بی پروا و گستاخانه، رفتار نادرست و دل های مریض، امروز کارنامه ای سیاه پیش چشمانشان قرار داده است.
اما در آن سو دل های عاشقان و رنج دیدگان مالامال از امید است؛ کسانی که همه سختی های دنیا را به عشق خدا و برای او به جان خریده اند تا به سلامت به مقصد برسند و اکنون در یک قدمی مقصدند. افرادی که ظلم ها و کمبودهای مادی را با سلاح صبر و توسل پشت سر گذاشته و پیوسته به خود یادآوری می کردند:
در بیابان گر به شوق کعبه خواهی زد قدم - سرزنش ها گر کند خار مغیلان غم مخور
حافظ
پس اکنون ایام هجران به پایان رسیده است. کسانی که حرف خدای خود را با جان و دل شنیدند که فرمود: حقیقتا ایمان بیاورید و نیکوکاری پیشه کنید و کسانی که چنین باشند در پیش پروردگارشان پاداش نیکی دارند و هیچ گاه بیمناک و اندوهگین نخواهند بود(6) اکنون نه اندوهی دارند و نه غصه ای و با آرامش عمیق در انتظار نعمت های وعده داده شده خدایند.
لیس لوقعتها کاذبه (2)
هیچ کس نمی تواند قیامت را انکار کند چون با وجود آن همه حوادث و نشانه ها، دیگر جای انکار نیست.
ولی آن روزی که همه خلایق در محشر جمع می شوند و انگار فقط یک ساعت در دنیا مانده بودند در حالی که همدیگر را خوب می شناسند و افرادی که لقای پروردگار را انکار می کردند بسیار بیچاره و زیان کارند و هیچ وقت به سر منزل سعادت نمی رسند(7). آنها باید از عذاب خدا بچشند تا طعم پیروی و اطاعت از افراد فاسد را درک کنند(8)باید بدنهایشان را تقدیم جهنم کنند چون در دنیا عقل و خردشان را در اختیار افراد نالایق و منافق قرار دادند و چون این افراد جهنمی هستند پیروان آنها نیز جایی غیر از دوزخ ندارند زیرا فرعون که جهنمی است پیروان خود را نیز در قیامت به آتش می برد(9).
در وقوع قیامت نباید تردید کرد. آن روز خواهد آمد و همه خلایق را در یک صف و در محضر خداوند حاضر می کنند و خداوند به کافران خواهد فرمود:
مشاهده کردید که به سوی ما و نزد ما آمدید همان طور که بار اول شما را آفریدیم و معادی را منکر بودید، به چشم خود دیدید.(10)
همان روزی که در صور دمیده می شود مجرمان را با بدن های کبود در آن روز جمع می کنیم آنها آهسته با هم گفتگو می کنند. بعضی می گویند: شما فقط ده روز در عالم برزخ توقف کردید و نمی دانند چقدر طولانی بوده است!
و بدبخت کسی است که به خدا می گوید:
خدایا! چرا من را کور محشور کرده ای در حالی که در دنیا بینا بودم، که خداوند می فرماید:
آری، اما چون آیات ما برای هدایت تو آمد و از همه غفلت کردی و آن را فراموش کردی امروز هم تو فراموش شده ای(11)
همان روز که زن شیرده با آن همه علاقه و عاطفه مادری فرزند خود را از شدت ترس رها می کند. روزی که مردم را از خود بی خود و حیران و سرگشته خواهی یافت، در حالی که دچار وحشت و اضطراب بیش از حد شده اند و به دنبال پناهگاهی می گردند آیا در آن روز پناهگاهی وجود دارد؟
خافضه رافعه (3)
گروهی را پایین می آورد و گروهی را بالا می برد. شخصی که در دنیا با ظاهری آراسته، عوام فریبی می کرد و باطن خود را که مالامال از زشت ترین نیات و اهداف بود، در پس ظاهر موجه پنهان می نمود و به نظر دارای مقام والایی بود، به یکباره به زیر می کشند و خوار و ذلیل محشور می کنند، آن که اموال فراوان و قدرت و موقعیت را به جمال و زیبایی و شرف خاندانی ضمیمه کرده و سرمسته گشته و سفره عیش و نوش و راحتی و هوا پرستی گسترده بود در روز قیامت با خواری او را به محشر می آورند.
دیگر مهلت افتخارات دنیوی تمام شده است و او یک گناهکار عاصی بیش نیست. او همان کاسب کم فروش یا تاجر دغلکار است که در جنس خود غش وارد کرده و مال مردم را خورده و به محرومان و به بی بضاعتان ستم نموده است و اکنون شمایلی به زشتی خوک دارد، یا عالم بی عمل است که اکنون در حالی که چرک از دهانش سرازیر است و زبانش را می جود به سوی محشر و آتش روان است، یا او همسایه لاابالی و آزار رسان است که با دست و پای بریده به دادگاه قیامت احضار شده است.
او همان حکام ظالمی است که صدای عجز و گریه و درد دلهای مردم فقیر را نمی شنیده که امروزه کر و لال محشور شده است. شاید او شهوتران و لذت پرست بی پروایی بوده که فکر و ذکرش شهوت و حرام بوده است و حال با بویی بسیار بدتر از بوی مردار در صحرای محشر ایستاده است. البته اگر شراب خواری را دیدی که صورتش سیاه گشته است و لب هایش آویزان است لعاب دهانش بر سینه تا پا ریزان، ظرف شراب بر کردن آویزان و قدح شراب در دست(12)، آگاه باش که وعده خدا حق است.
آن دیگری که لباس هایی از آتش بر تنش کرده اند، همان آدم مغرور و متکبر دنیا است(13)؛ یعنی چه بسا افرادی که در دنیا بهترین لباس ها را می پوشند و بر بهترین مرکب ها سوار می شوند و بهترین سیاحت ها و سفرها را انجام دهند دارای قدرت و امکانات فراوانی باشند، با شعار دفاع از حقوق مردم و بشر، بر گرده آنان سوار شوند و فجیح ترین جنایات را در گوشه و کنار جهان انجام دهند و با بی شرمی تمام، با ظاهری مهربان و لبخندی تصنعی خود را حامی بشر نشان دهند. اینان شاید بتوانند با این حربه ها چند روزی در دنیا در رفاه باشند، اما در روز قیامت به فلاکت و خفت دچار می شوند، تا همگان بدانند آنچه در روز حساب به حساب می آید، خوبی و حیا، صداقت و عفت، تقوا و ایمان است که همه اینها با پیمودن صراط مستقیم به دست می آید. صراط یعنی راه نبی گرامی اسلام (صلی الله علیه وآله) و اهل بیت او و راه علی (علیه السلام) و فاطمه زهرا (سلام الله علیها)
باید دید دختر پیغمبر اکرم با آن همه مقام و عظمت معنوی چه لباسی در دنیا به تن داشته است فرزندان او در سفره غذایشان چه چیز می یافتند؟ فرش زیر پای ایشان چه بوده است؟ خانه و اثاث منزلشان چقدر بوده است؟ همان کسی که رسول خدا (صلی الله علیه وآله) درباره او فرموده است:
وقتی روز قیامت شود، دخترم فاطمه بر ناقه ای از ناقه های بهشت وارد محشر شود. در حالی که دو پهلوی ناقه زینت داده شده و آراسته گردیده است. مهار ناقه از لؤلؤ ناب و چهار پایش از زمرد سبز است. دمش از مشک اذفر و دو چشمش از یاقوت سرخ است. بر پشت آن قبه ای است از نور که برونش از درونش دیده می شود و درونش از برونش هویدا است. درونش آن گذشت خدا است و برونش رحمت خدا. بر سر حضرت تاجی از نور است که هفتاد رکن دارد و هر رکن مرصع به در و یاقوت است. می درخشد همچنان که ستاره درخشان در افق آسمان می درخشد. بر سمت راست و چپ او نیز هفتاد هزار فرشته است و جبرئیل مهار ناقه را گرفته است و بلند ندا می کند: چشم ها را روی هم بگذارید تا فاطمه عبور کند.
همگان چه پیغمبر و رسول و چه صدیق و شهید دیده بر هم نهند تا فاطمه بگذرد و خود را بر عرش پروردگارش جل جلاله رساند و از ناقه به زیر آید و بگوید: معبودا! سیدا! داوری کن بین من و هر که به من ستم کرده است! خدایا! حکم کن میان من و هر که فرزندانم را کشته.
به ناگاه پاسخی از طرف خدا جل جلاله می رسد که ای حبیبه ام و فرزند حبیب من!از من بخواه تا عطا کنم و شفاعت کن تا پذیرفته گردد. به عزت و جلالم سوگند که ستم ستمگر را کیفر دهم!
زهرا می گوید:
معبودم، سیدا! ذریه و فرزندانم و شیعیان و شیعیان ذریه ام و دوستانم و دوستان فرزندانم را دریاب!
از طرف خدا جل جلاله ندا می رسد: کجایند فرزندان فاطمه و شیعیان و دوستان او و دوستان فرزندان او و آنان در میان رحمت جلو می آیند و فاطمه رهبر آنها می گردد تا آنها را وارد بهشت کند(14).
اذا رجت الارض رجا (4)
این در هنگامی است که زمین به شدت به لرزه در می آید.
زلزله ای سنگین و شدید که آنچه درون زمین است بیرون می ریزد. (انسان وحشت می کند) و می پرسد چه بر سر زمین آمده است(15).
مواد گداخته و ذوب شده بر اثر گرمای درون زمین به یکباره فوران می کنند و جاری می شوند. آنگاه بر روی آب دریا سوار می شوند. دیدن دریای شعله ور و بر افروخته امری باور نکردنی و هراس آور است. در این هنگام حسرت و پشیمانی به سراغ انسان می آید و گناهان و خطاها و کارهایش را به خاطر می آورد اما چه فایده که دیر است! با خود می گوید وای بر ما که مرگ ما را از خواب بیدار کرد! این همان وعده خدای مهربان است. پیامبران از این روز سخت خبر دادند و همگی راست گفتند.
خداوند متعال به پیامبرش فرمود:
امت را از قیامت بترسان که از هول و ترس آن روز جان ها به گلو می رسد و از بیم آن خون و خشم خود را فرو می برند و ستمکاران را هیچ حمایت کننده و یاوری نخواهد بود که شفاعتش پذیرفته شود(16)
همان روزی که در آن ستمکاران را عذر خواهی سودی نبخشد و برای آنها خشم و لعن و دوزخ آماده است(17).
روزی که زمین به سرعت بشکافد. جمع آوری خلق برای خدا سهل و آسان است. همان روزی که مردم مانند ملخ های پراکنده و در عرصه محشر حاضر باشند.
و بست الجبال بسا (5)
فکانت هباء منبثا (6)
و کوه ها در هم کوبیده می شوند و به صورت گرد و غبار پراکنده در می آیند و با تکان های شدید از جا کنده می شوند و به حرکت در می آیند و با همدیگر برخورد کرده و در میان تعجب و بهت آدمیان به تلی از شن و خاک تبدیل می شوند و همچون پشم زده شده ای در فضا پخش می شوند و مانند گرد و خاک سم ستوران و چهارپایان خواهند شد.
اکنون انسانی سرگشته و در تماشای گرد و خاک معلق در هوا است. نگاهی به گرد و خاک در آسمان می اندازد و از خود می پرسد: آیا این ذرات ناچیز و سبک، همان کوهای پابر جا و سر به فلک کشیده دنیا است؟ آیا اینها همان سنگرهای رفیع و مستحکم جنگ آوران دلاور است؟ آیا اینان همان سنگ های سخت و ناهموار است که روزی مظهر استقامت و پایبندی بودند و اکنون در مقابل قدرت خداوند قادر و قاهر، خوار و خاضع شده اند؟!
عجب روز سختی است! زمین صاف و هموار شده، ماه تاریک گشته است. ستارگان پراکنده شده و فرو می ریزند. چهره گروهی غمگین است. راه فراری پیدا نمی شود. چشمان بعضی از شدت ترس فرو افتاده و پایین را می نگرند. پرده از روی آسمان برداشته می شود. درهای آسمان گشوده شده است. آتش جهنم شعله ور می گردد. پرونده اعمال افراد گشوده می شوند و اسرار پنهان فاش و آشکار می گردد. برخی از برادر، پدر، مادر، زن و فرزند خویش می گریزند.
ترسم که روز حشر عنان بر عنان رود - تسبیح شیخ خرقه رند شراب خوار
حافظ