فهرست کتاب


مروارید آفرینش

حجه السلام و المسلمین دکتر سید مجتبی برهانی‏

شیوه دعا

دعاهای علی بن ابی طالب (علیه السلام) نشانه روح بزرگ آن حضرت است و نشان می دهد که خدا را به خوبی شناخت از این رو از خدا آثار و اوصاف خدایی و بی نیازی را طلب می کند، به خدای سبحان عرض می کند: اللهم أجعل نفسی اول کریمه تنتزعها من کرائمی و اول ودیعه ترتجعها من ودائع نعمک(448) یعنی خدایا اولین نعمتی که از من می گیری جانم باشد، قبل از آنکه اعضاء و جوارحم را بگیری که محتاج فرزندانم باشم.
و حضرت علی و امام سجاد (علیه السلام) عرض می کنند: اللهم صن وجهی بالیسار و لا تبتذل جاهی بالافتار فاسترزق طالبی رزقک، واستعطف شرار خلقک وابتلی بحمد من اعطانی و افتتنن بذم من منعنی و انت من وراء ذالک ولی الاعطاء والمنع(449). یعنی خدایا تمام روزیها از دست تو و به دست تو است، مرا بدون واسطه این و آن از روزی خود برخوردار کن نه چنانکه روزی من بدست این و آن باشد که از غیر، به من چیزی برسد و من ناچار شوم غیر را مدح کنم، در حالیکه همه نعمتها از تو است. مسئول دادن و ندادن توئی. ائمه (علیه السلام) در دعا خوی بزرگ منشی را به ما آموخته اند که سعی کنید این چنین دعا کنید هرگز از خدا مال زیاد نخواهید بلکه بخواهید آبرویتان محفوظ باشد، چون مال بیش از نیاز بین رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) و ستاد نظامی حضرت فاطمه شد بطوری که سربازان اسلام یک طرف و پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) طرف دیگر قرار گرفتند حضرت هم در دامنه کوه مشغول استراحت شدند.در این هنگام یکی از مشرکان با استفاده از این فرصت بلای سر حضرت آمد شمشیر کشید و گفت من ینجیک الان؟ شما که در حال خوابیدن هستید سربازان هم از شما دورند در این حال چه کسی شما را نجات می دهد؟ حضرت بی درنگ فرمود: ربی و ربک خدا است که مرا نجات می دهد. آن مشرک به حرف معتقد بنود پوز خندی زد و همراه پوز خند شمشیر را پائین آورد که به حضرت آسیب برساند ولی با هوشیاری پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) خودش به یک طرف و شمشیرش به یک طرف دیگر افتاد. حضرت برخاست و شمشیر کشیده فرمودند من ینجیک منی؟ تو را چه کسی از دست من نجات می دهد؟ گفت کرامت و بزرگواری تو آنگاه حضرت از کشتن او صرف نظر کرد(450).

فلسفه عبادت و پرستش

قرآن کریم می فرماید: و ما خلقت الجن و لانس الا لیعبدون(451) یعنی من جن و انس را نیافریدم جز برای اینکه عبادتم کنند.
از بهترین سئولاتی که هر کس از خود می کند این است که ما برای چه آفریده شده ایم، هدف از خلقت انسان و آمدن به این جهان چه بوده است؟

روزهافکر من این است که همه شب سخنم - که چرا غافل از احوال دل خویشتنم
از کجا آمده ام آمدن بهر چه بود - به کجا می روم آخر ننمائی وطنم
مانده ام سخت عجب کزچه سبب ساخت مرا؟ - به کجا می روم آخر ننمائی وطنم
جان که از عالم علوی است، یقین می دانم - رخت خود باز برآنم که همانجا فکنم
مرغ باغم ملکوتم نیم از عالم خاک - دو سه روزی قفسی ساخته اند از بدنم
ای خوش آن روز که پرواز کنم تا بر دوست - به هوای سر کویش پرو بالی بزنم
کیست در گوش که او می شنود آوازم؟ - یا کدام است سخن می نهد اندر دهنم
کیست در دیده که از دیده برون می نگرد - یا چه جان است، نگویی، که منش پیرهنم
کیست در دیده که از دیده برون می نگرد - یا چه جان است، نگویی، که منش پیرهنم
تا به تحقیق مرا منزل و ره ننمایی - یک دم آرام نگیرم، نفسی دم نزنم
می وصلم بچشان تا در زندان ابد - از سر عربده مستانه به هم در شکنم
من به خو نامدم اینجا که به خود باز روم - آنکه آورده مرا، باز برد در وطنم شمس تبریز، اگر به من بنمایی - والله این قالب مردار به هم در شکنم(452)

آیه شریفه به این پاسخ می گوید و می فرماید، هدف از خلقت جن و انس عبادت و پرستش من است، سپس اضافه می کند که من نیازی به آنها ندارم و هرگز از آنها نمی خواهم که به من روزی دهند و هیچگاه نمی خواهم مرا اطعام کنند ما ارید منهم من رزق و ما ارید ان یطعمون(453) بلکه خداوند است که به تمام بندگانش روزی می دهد و صاحب قوت و قدرت است، ان الله هو الرزاق ذوالقوه المتین(454).
آیات فوق پرده از روی حقیقتی بر می دارد که همه خواهان آگاهی از آنند و ما را در برابر هدفی بزرگ قرار می دهد. توضیح اینکه، بدون شک هر فرد عاقل و حکیمی که کاری انجام می دهد برای آن در نظر دارد که آن هدف او را به سوی کمال مادی یا معنوی سوق می دهد اما هدف خداوند که کمال مطلق و واجب الوجود بالذات، و غنی مطلق است چیست؟ قرآن کریم می فرماید: من کفر فان الله غنی عن العالمین(455)، و یا در جای دیگر می گوید: یا ایها الناس انتم الفقرا الی الله و الله هو الغنی الحمید(456).
او که با هیچ کس قابل مقایسه نیست لیس کمثله شیی لذا این سئوال اینجا پیش می آید که او چرا انسان را آفرید؟ آیا کمبودی داشت که با آفرینش انسان برطرف می شد؟! آیا نیاز داشته که برای رفع آن ما را آفریده است؟ در حالیکه می دانیم او غنی بالذات است پس قطعا او از آفرینش ما هدفی داشته چون حکیم است و تمام کارهایش بر اساس حکمت است. قرآن می فرماید: افحسبتم انما خلقناکم عبثا؟؛ یعنی پنداشتید که ما شما را بیهوده آفریدیم پس خلقت عبث و بیهوده نیست و از طرفی هدف از خلقت انسان چیزی نیست که بازگشت به ذات پاک او کند یعنی خدای متعال نعوذ بالله نقصی داشته باشد و بخواهد با آفرینش انسان برطرف شود، پس باید این هدف را در بیرون از ذات او جستجو کرد، هدفی که بخود مخلوقات بر می گردد و مایه کمال آنها است. این از یک سو و از سوی دیگر در آیات قرآن تعبیرهای مختلفی درباره هدف آفرینش انسان شده است.
در سوره ملک می فرماید: الذی خلق الموت و الحیوه لیبلوکم ایکم احسن علملا(457) او کسی است که مرگ و زندگی را آفرید تا شما را آزمایش کند که کدام یک از شما بهتر عمل می کنید، در اینجا مسأله آزمایش و امتحان انسانها از نظر (حسن عمل) به عنوان یک هدف معرفی شده است.
و در سوره طلاق می فرماید: الله الذی خلق سبع سموات و من الارض مثلهن یتنزل الامر بینهن التعلوا ان الله علی کل شی قدیر و ان الله قد احاط بکل شیی ء علما(458) یعنی خداوند کسی است که هفت آسمان را آفریده و از زمین نیز مانند آن خلق کرده است فرمان او در میان آنها نازل می شود تا بدانید بر هر چیز ناتوانا است و علم او به همه موجودات احاطه دارد.
در اینجا از قدرت و علم الهی، به عنوان هدف آفرینش آسمانها و زمین (و آنچه در آنها است) یاد شده است و در آیات 118 و 119 سوره هود، رحمت الهی هدف آفرینش انسان معرفی شده است. ولی در آیات مورد بحث (سوره ذاریات آیه 54) تنها روی مسأله عبودیت و بندگی تکیه می کند و با صراحت تمام آن را به عنوان هدف نهائی آفرینش جن و انسان معرفی می نماید.
اندکی تأمل در مفهوم این آیات و آنچه مشابه آن است نشان می دهد که هیچ تضاد و اختلافی در میان آنها نیست در واقع بعضی هدف مقدماتی و بعضی متوسط و بعضی هدف نهائی اند و بعضی نتیجه آن هدف اصلی یعنی همان عبودیت است که در آیات مورد بحث به آن اشاره شده است و مسأله علم، دانستن، امتحان و آزمایش اهدافی هستند که در مسیر عبودیت قرار می گیرند و رحمت واسعه خداوند نتیجه این عبودیت است. به این ترتیب روشن می شود که ما همه برای عبادت پروردگار آفریده شده ایم. اما مهم این است که بدانیم حقیقت عبادت چیست؟ آیا تنها انجام مراسمی مانند رکوع و سجود و قیام و قعود و نماز و روزه منظور است؟ یا حقیقتی ماورای اینها؟ هر جند عبادت رسمی نیز همگی واجد اهمت اند.
برای یافتن پاسخ این سئوال باید روی واژه عبد و عبودیت تکیه کرد و به تحلیل آنها پرداخت. عبد، از نظر لغت عرب به انسانی می گویند که سر تا پا تعلق به مولی و صاحب خود دارد، اراده اش تابع اراده او، و خواستش تابع خواست او است، در برابر او مالک چیزی نیست و در اطاعت او هرگز سستی به خود راه نمی دهد و به تعبیر دیگر، عبودیت، به آنگونه که در متون لغت آمده - اظهار آخرین درجه خضوع در برابر معبود است، و به همین دلی تنها کسی می تواند معبود باشد که نهایت انعام و اکرام را کره است و او کسی جز خدا نیست. بنابر این عبودیت نهایت اوج تکامل انسان و قرب او به خدا است عبودیت نهایت تسلیم در برابر ذات پاک او است، عبودیت اطاعت بی قید و شرط و فرانبرداری در تمام زمینه ها است و بالاخره عبودیت کامل، آن است که انسان جز به معبود واقعی یعنی کمال مطلق نیدیشد جز در راه او گام بر ندارد و هر چه غیر او است فراموش کند حتی خویشتن را، و این است هدف نهائی آفرینش بشر که خدا برای وصول به آن، میدان آزمایش را فراهم ساخته و علم و و آگاهی به انسان داده و نتیجه نهائیش نیز غرق شدن در اقیانوس رحمت او است(459).

عبادت خالصانه در کلام رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم)

درباره عبادت خالصانه عبدالرحمن جلال الدین سیوطی در تفسیر الدار المنثور حدیثی را از پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) نقل می کند که فرمود: اذا کان یوم القیامه صارت أمتی ثلاثه فرق، فرقه یعبدون الله خالصا و فرقه یعبدون الله ریاء فرقه یعبدون الله یصیبون به دنیا، فیقول للذی کان یعبد الله للدنیا، بعزتی و جلالی ما اردت بعبادتی؟ فیقول: لاجرم لا ینفعک ما جمعت و لا ترجع الیه انظلقوا به الی النار، و یقول للذی یعبدالله ریاء: بعزتی و جلالی ما اردت بعبادتی؟ قال: الریاء فیقول: انما کانت عبادتک التی کنت ترائی بهالا یصعد الی منها شیی و لا ینفعک الیوم، انطلقوا به الی النار و یقول للذی کان یعبد الله خالصا بعزتی و جلالی ما اردت بعبادتی؟ فیقول: بعزتک و جلالک لأنت اعلم به منی کنت أعبدک لوجهک و لدارک، قال: صدق عبدی انطلقوا به الی الجنه(460).
ترجمه: هنگامیکه روز قیامت می شود پیروان من به سه گروه تقسیم می شوند، گروهی خدا را با اخلاص پرستش می کردند و گروهی از روی ریا و گروهی به خاطر اینکه به دنیا برسند. در آن هنگام خداوند به کسی که او را بخاطر دنیا پرستش می کرده می گوید: به عزت و جلال من سوگند بگو هدفت از پرستش من چه بود؟ در پاسخ می گوید: دنیا، خداوند می گوید: بنابراین این آنچه را اندوختی به حال تو سودی نمی دهد و به آن باز نمی گردی،او را به سوی آتش ببرید. و به آنکس که خدا را از روی ریا عبادت می کرده می گوید: دنیا، خداوند می گوید: بنابراین این آنچه را اندوختی به حال تو سودی نمی دهد و به آن باز نمی گردی، او را به سوی آتش ببرید. و به آنکس که خدا را زا روی ریا عبادت می کرده می گوید: به عزت و جلالم سوگند بگو منظورت از عبادت من چه بوده؟ در پاسخ می گوید: ریا، می فرماید، آن عبادتی را که از روی ریا انجام دادی چیزی از آن به سوی من صعود نمی کرد و امروز هیچ سودی به تو نخواهد داد، او را به سوی آتش ببرید. و به آنکس که خدا را از روی خلوص عبادت کرده گفته می شود و به عزت و جلالم سوگند بگو منظورت از عبادت چه بوده است؟ در پاسخ می گوید به عزت و جلالت قسم تو از آن آگاهتری، من فقط تو را برای خودت و برای سرای آخرت می پرستیدم، می فرماید: بنده ام راست می گوید او را به بهشت ببرید.