فهرست کتاب


مروارید آفرینش

حجه السلام و المسلمین دکتر سید مجتبی برهانی‏

سایه ها، مسکنها، و پوششها

سپس به سراغ یکی دیگر از نعمتهای الهی می رود و می گوید: خداوند از آنچه آفریده است سایه هایی برای شما قرار داد و الله جعل لکم مما خلق ظلالا و از کوهها برای شما پناهنگاههایی و جعل لکم من الجبال اکنانا اکنان جمع کن بر وزن جن به معنی وسیله پوشش و حفظ و نگهداری است و به همین جهت به مخالفتگاه ها و غارها و پناهگاه هایی که در کوهها وجود دارد، اکنان گفته می شود.
در اینجا به وضوح می بینیم که سایه ها اعم از سایه درختان و اشیاء دیگر و یا سایه های غارها و پناه گاههای کوهستانی به عنوان یک نعمت قابل ملاحظه الهی بیان شده است و حقیقت نیز همین است زیرا همانگونه که انسان در زندگی خود نیاز به تابش نور دارد در بسیاری از اوقات نیاز به سایه دارد چرا که اگر نور یکنواخت بتابد زندگی غیر ممکن خواهد بود و می دانیم بزرگترین سایه برای ما ساکنان زمین سایه کره زمین است که شب نام دارد و نیمی از سطح زمین را می پوشاند نقش این سایه بزرگ در زندگی انسانها برای هیچکس پوشیده نیست، همچنین سایه های کوچکتر به هنگام روز در مناطق مختلف.
ذکر نعمت سایه ها و پناهگاهای کوهستانی پس از ذکر نعمت خانه ها و خیمه ها که در آیه قبل گذشت گویا اشاره به این است که انسانها از سه گروه خارج نیستند، گروهی در شهرها و آبادیها زندگی می کنند و از خانه ها بهره می گیرند.
گروهی دیگر که در سفرند و خیمه با خود دارند از خیمه ها استفاده می کنند، اما خداوند گروه سوم یعنی مسافرانی که حتی خیمه با خود ندارند محروم نگذاشته و در مسیر راه پناهگاه هایی برای آنها تهیه دیده است، ممکن است اهمیت غارها و پناهگاه های، مسافران بی دفاع، چوپانها و خلاصه همه کسانی که از نعمت خانه های ثابت و سیار محرومند و در یک آفتاب داغ تابستان و یا سوز سرمای زمستان گرفتار می شوند می دانند تا چه اندازه وجود یک پناهگاه کوهستانی، اهمیت حیاتی دارد و گاهی انسانها و حیوانات زیادی را از مرگ حتمی نجات می بخشد، بخصوص اینکه این گونه پناهگاهها معمولا در زمستان گرم و تابستان سرد است.
سپس در تعقیب این سایبانهای طبیعی و مصنوعی سراغ پوششهای تن انسان می رود و می گوید: خداوند برای شما پیراهنهائی قرار داد که شما را از گرما حفظ می کند، و جعل لکم سرابیل تقیکم الحر. و همچنین پیراهنهای مخصوص پر مقاومتی که حافظ شما به هنگام جنگ است و سرابیل تقیکم بأسکم.
سرابیل جمع سربال (بر وزن مثقال) به گفته راغب در مفردات به معنی پیراهن است، از هر جنسی که باشد. سایر مفسرین نیز همین معنی را تأیید کرده اند ولی بعضی آنرا به معنی هر گونه لباس و پوشش دانسته اند اما مشهور همان معنای اول است، البته پوشش و لباس فائده اش تنها این نیست که انسان را از گرما و سرما حفظ گند، بکله هم شکوهی است برای انسان و هم در برابر بسیاری از خطراتی که متوجه جسم او می شود لباس یک وسیله دفاعی است، چرا که اگر انسان برهنه بود شاید هر روز گوشه ای از بدنش مجروح می شود ولی در آیه فوق روی خاصیت اول از نظر اهمیت تکیه شده است.
قابل توجه اینکه تنها دفاع در مقابل گرما، در آیه ذکر شده است، این تعبیر شاید به خاطر آن است که عرب در بسیاری از موارد از دو ضد یکی را به عنوان اختصار ذکر می کند و دومی به قرینه اولی روشن می شود و یا به این جهت است که در آن مناطق که قرآن نازل گردید، دفاع در برابر گرما از اهمیت بیشتری برخورد بود.
این احتمال نیز وجود دارد که خطرات گرما زدگی و سوختگی در برابر آفتاب سریعتر و خطرناکتر است و به تعبیر دیگر تحمل انسان در مقابل گرما و تابش شدید آفتاب کمتر از مقاومت او در برابر سرما است، چرا که حرارت درونی انسان در سرما تا حد زیادی می تواند او را حفظ کند ولی دفاع بدن در مقابل گرما کمتر است.
و در پایان آیه به عنوان یک تذکر و هشدار می گوید: نعمتش را بر شما تمام می کند شاید در برابر فرمان او تسلیم شوید. و در آیه 26 سوره اعراف می گوید:
یا بنی آدم قد انزلنا علیکم لباسا یواری سوءاتکم و ریشاو لباس التقوی ذلک خیر ذلک من آیات الله لعلهم یذکرون ای فرزندان آدم، لباسی برای شما فرو فرستادیم که اندام شما را می پوشاند و مایه زینت شما است و لباس پرهیزگاری بهتر است، اینها (همه) از آیات خدا است شاید متذکر (نعمتهای او) شوند.
همانطور که می دانیم آیات 19 الی 25 همین سوره یعنی آیات قبل از این آیه به ماجرای حضرت آدم (علیه السلام) و هبوط او می پردازد، لذا تفسیر نمونه در ذیل این آیه توضیحی دارد که از نظرتان می گذرد.

اخطار به همه فرزندان آدم

همانطور که گفتیم، سرگذشت آدم و درگیری او با شیطان دور نمائی بود از زندگی همه انسانها در روی زمین، به همین جهت خداوند از این آیات به بعد یک سلسله دستورات و برنامه های سازنده برای همه فرزندان آدم بیان می کند که در حقیقت بنای دنیا بر این مبنا است.
نخست به همان مسأله لباس و پوشانیدن بدن که در سرگذشت آدم نقش مهمی داشت اشاره کرد می فرماید: ای فرزندان آدم، ما لباسی بر شما فرو فرستادیم که اندام شما را می پوشاند و زشتیهای بدنتان را پنهان می سازد، یا بنی آدم قد أنزلنا علیکم لباسا یورای سوآتکم ولی فائده این لباس که برای شما فرستاده ایم، تنها پوشیدن تن و مستور ساختن زشیتها نیست بکله لباس تجمل و زینت که اندام شما را زیباتر از آنچه هست نشان می دهد. برای شما نیز ریش فرستاده ایم (و ریشا) ریش در اصل واژه عربی، به معنی پرهای پرندگان است و از آنجا که پرهای پرندگان لباسی طبیعی بر اندام آنها است، به هر گونه لباس، نیز گفته می شود، ولی چون پرهای پرندگان غالبا به رنگهای مختلف و زیبا است، یک نوع مفهوم زینت در معنی کلمه ریش نهفته است علاوه بر این به پارچه هائی که روی زین اسب و یا جهاز شتر می اندازند ریش گفته می شود.
بعضی از مفسران و اهل لغت نیز آنرا به معنی وسیعتری اطلاق کرده اند و آن هر گونه اثاث و وسائل مورد نیاز انسان است اما مناسبتر در آیه فوق همان لباسهای زینتی و جالب است.
به دنبال این جمله که درباره لباس ظاهری سخن گفته است، قرآن بحث را به لباس معنوی کشانده و آن چنان که سیره قرآن در بسیاری از موارد است، هر دو جنبه را به هم می آمیزد و می گوید: لباس پرهیزکاری و تقوی از آن هم بهتر است و لباس التقوی ذلک خیر تشبیه تقوی و پرهیزکاری به لباس، تشبیه بسیار رسا و گویائی است، زیرا همانطور که لباس هم بدن انسان را از سرما و گرما حفظ می کند، و هم سپری است، در برابر بسیاری از خطرها، و هم عیوب جسمانی را می پوشاند، و هم زینتی است، برای انسان، تقوی و پرهیزکاری نیز علاوه بر پوشانیدن بشر از زشتی گناهان و حفظ از بسیاری از خطرات فردی و اجتماعی، زینت بسیار بزرگی برای او محسوب می شود، زینتی است چشمگیر که بر شخصیت او می افزاید.
در اینکه مراد و منظور از لباس تقوی چیست، در میان مفسران گفتگو بسیار است. بعضی آنرا به معنی عمل صالح و بعضی، حیاء و بعضی لباس عبادت، و برخی به معنی نگاهداری و حفظ است و به همین معنی در قرآن مجید نیز آمده است چنانکه در سوره نحل آیه 81 می خوانیم: و جعل لکم سرابیل تقیکم الحر و سرابیل تقیکم بأسکم(390) یعنی و برای شما پیراهن هائی قرار داد، که شما را از گرما حفظ می کند و هم پیراهن هائی که شما را در میدان جنگ محفوظ می دارد. ولی همانطور که بارها گفته ایم آیات قرآن غالبا معنی وسیعی دارد که مصداقهای مختلف را در بر می گیرد، در آیه مورد بحث نیز می توان تمام این معانی را از آیه استفاده کرد و از آنجا که لباس تقوی و پرهیزکاری است که جان انسان را حفظ می کند و معنی حیا و عمل صالح و امثال آن در آن جمع است.
در پایان آیه می فرماید: این لباسهائی که خدا برای شما قرار داده اعم از لباس مادی و معنوی، لباس جسمانی و لباس تقوی همگی از آیات و نشانه های خدا است تا بندگان متذکر نعمتهای پروردگار شوند ذلک من آیات الله لعلهم یذکرون.

فرود آمدن لباس

در آیات متعددی از قرآن مجید به جمله انزلنا (فرو فرستادیم)، برخورد می کنیم که ظاهرا با مفهوم فرستادن از طرف بالا به سمت پایین سازش ندارد مانند آیه مورد بحث، زیرا خداوند در این آیه می فرماید: لباس برای شما فرو فرستادیم که اندام شما را می پوشاند در حالی که می دانیم لباس یا از پشم حیوانات گرفته می شود و یا از مواد گیاهی و مانند اینها که همه از زمین است.
در سوره زمر آیه 6 نیز می خوانیم، و أنزل لکم من الانعام ثمانیه ازواج یعنی برای شما هشت زوج از چهارپایان فرو فرستاد و در سوره حدید آیه 25 می خوانیم و أنزلنا الحدید (آهن را فرو فرستادیم). بسیاری از مفسران، اصرار دارند که گونه آیات را به معنی نزول مکانی یعنی از طرف بالا به پایین تفسیر کنند مثلا بگویند چون آب باران از بالا به زمین نازل می شود و گیاهان و حیوانات از آن سیراب می گردند، بنابراین، مواد لباسها به یک معنی از آسمان به زمین فرستاده شده است، در مورد آهن نیز سنگهای عظیم آسمانی که ترکیبات آهن در آن وجود داشته به سوی زمین جذب شده است.
ولی با توجه به اینکه نزول گاهی به معنی نزول مقامی آمده است و در استعمالات روزانه نیز زیاد به کار می رود و مثلا می گویند از طرف مقام بالا چنین دستوری صادر شده و یا می گوییم رفعت شکوی الی القاضی (شکایتم را به سوی قاضی بالا بردم) هیچ لزومی ندارد که ما اصرار به تفسیر این آیات به نزول مکانی داشته باشیم. و از آنجا که نعمتهای پروردگار از طرف مقام ولای ربوبیت به بندگان ارزانی شده تعبیر به نزول در آن کاملا مفهوم و قابل درک است، نظیر این موضوع، در الفاظ اشاره به قربت و بعید نیز دیده می شود که گاهی یک موضوع مهم که از نظر مکانی در دسترس ما است ولی از نظر مقامی بسیار بلند پایه است با اسم اشاره بعید از آن تعبیر می کنیم مثلا در فارسی می گوئیم به آن جناب چنین معروض می دارم (با اینکه طرف نزدیک ما نشسته است). و در قرآن مجید هم می خوانیم ذلک الکتاب لا ریب فیه(391) یعنی آن کتاب پر عظمت بلند پایه (یعنی قرآن) جای شک و تردیدی ندارد.