فهرست کتاب


مروارید آفرینش

حجه السلام و المسلمین دکتر سید مجتبی برهانی‏

مسکن و لباس از دیدگاه قرآن کریم

نعمت مسکن از مهمترین نعمتهایی که تا آن نباشد بقیه نعمتها گوارا نخواهد بود کلمه بیوت جمع بیت به معنای اطاق یا خانه است و ماده (بیتوته) که این کلمه از آن گرفته شده است در اصل به معنی توقف شبانه می باشد و از آنجا که انسان از اطاق و خانه خود بیشتر برای آرامش در شب استفاده می کند کلمه بیت به آن اطلاق شده است.
توجه به این نکته نیز لازم است که قرآن نمی گوید: خانه شما را محل سکونتان قرار داد بلکه با ذکر کلمه (من) که برای تبعیض است می گوید قسمتی از خانه و اطاقهای شما را محل سکونت قرار داد و این تعبیر کاملا دقیقی است چرا که یک خانه کامل خانه ایست که داری مرافق و جایگاههای مختلف باشد از محل سکونت گرفته تا محل توقف مرکب، و انبار برای ذخیره های لازم و سایر نیازمندیها.
و به دنبال ذکر خانه های ثابت سخن از خانه های سیار به میان می آورد و می گوید خداوند برای شما از پوست چهارپایان خانه هایی قرار داد و جعل لکم من جلود الانعام بیوتا اگر چه در عصر و زمان ما خیمه هایی که از پوست بسازند کم است ولی آیه فوق نشان می دهد که در آن عصر و زمان خیمه های چرمی از بهترین خیمه ها محسوب می شده است که قرآن نخست روی آن انگشت گزارده است، شاید به این دلیل که در برابر بادهای سوزان بیابانهای حجاز اینگونه خیمه ها از همه امن تر بوده است. خانه هایی که بسیار سبک و کم وزن است و به هنگام کوچ کردن و موقع اقامت به آسانی آنرا جابجا می کنید تستحفونها یوم ظعنکم و یوم اقامتکم. علاوه بر این از پشم ها و کرک ها و موهای این چهارپایان برای شما، اسای متاع و وسایل مختلف زندگی تا زمان معینی قرار داده و من اصوافها و او بارها و اشعارها اثاثا و متاعا الی حین.
می دانیم موهائی که بر بدن چهار پایان می روید بعضی کاملا خشن است مانند موهای بز که عرب آن را شعر می گوید و جمع آن اشعار است و گاهی کمی نرم تر است که آنرا پشم می گوئیم و عرب آن صوف می نامد و جمع آن اصواف است و گاهی از آن هم نرم تر است که آنرا کرک می نامیم و که عرب آنرا وبر بر وزن ظفر که جمع آن اوبار است می گوید بدیهی است که این تفاوت ساختمانی موها سبب می شود که از هر کدام برای مصرف خاصی استفاده شود از یکی فرش درست کند از دیگری لباس، از دیگر خیمه و مانند آن.
در اینکه منظور اساس و مطاع در این آیه چیست مفسران احتمالاتی داده اند وری هم رفته اثاث به معنی وسایل خانه است و در اصل از ماده (اث) به معنی کثرت و هم پچیدگی گرفته شده و از آنجا که اثاث خانه معمولا زیاد است به آن اثاث گفته اند. متاع هم به هر گونه چیزی می گویند که انسان از آن متمتع و بهره مند می شود (بنا براین هر دو تعبیر یک مطلب را از زاویه مختلف نشان می دهد).
و با توجه به آنچه گفته شد ذکر آن دو تعبیر پشت سر هم ممکن است اشاره به این باشد که شما می توانید از پشم و کرک و موی چهارپایان وسایل زیادی برای خانه خود فراهم سازید و از آن متمتع گردید بعضی دیگر مانند فخر رازی این احتمال را داده اند که منظور از اثاث پوشش و لباس است و متاع اشاره به فرش است ولی هیچگونه دلیلی برای اثبات این موضوع ذکر نکرده اند.
الوسی در روح المعانی این احتمال را نیز نقل می کند که منظور از اثاث اشاره به وسایل منزل بوده و متاع به وسایلی که عنوان مال التجاره از آن استفاده می کنند برای کلمه الی حین نیز تفسیرهای متعددی ذکر کرده اند اما ظاهرا منظور این است که در این جهان و تا پایان زندگی از این وسایل بهره می گیرید اشاره به اینکه عمر زندگی این جهان و وسایل و ابزار آن جاودانه نیست و هر چه باشد محدود است.

سایه ها، مسکنها، و پوششها

سپس به سراغ یکی دیگر از نعمتهای الهی می رود و می گوید: خداوند از آنچه آفریده است سایه هایی برای شما قرار داد و الله جعل لکم مما خلق ظلالا و از کوهها برای شما پناهنگاههایی و جعل لکم من الجبال اکنانا اکنان جمع کن بر وزن جن به معنی وسیله پوشش و حفظ و نگهداری است و به همین جهت به مخالفتگاه ها و غارها و پناهگاه هایی که در کوهها وجود دارد، اکنان گفته می شود.
در اینجا به وضوح می بینیم که سایه ها اعم از سایه درختان و اشیاء دیگر و یا سایه های غارها و پناه گاههای کوهستانی به عنوان یک نعمت قابل ملاحظه الهی بیان شده است و حقیقت نیز همین است زیرا همانگونه که انسان در زندگی خود نیاز به تابش نور دارد در بسیاری از اوقات نیاز به سایه دارد چرا که اگر نور یکنواخت بتابد زندگی غیر ممکن خواهد بود و می دانیم بزرگترین سایه برای ما ساکنان زمین سایه کره زمین است که شب نام دارد و نیمی از سطح زمین را می پوشاند نقش این سایه بزرگ در زندگی انسانها برای هیچکس پوشیده نیست، همچنین سایه های کوچکتر به هنگام روز در مناطق مختلف.
ذکر نعمت سایه ها و پناهگاهای کوهستانی پس از ذکر نعمت خانه ها و خیمه ها که در آیه قبل گذشت گویا اشاره به این است که انسانها از سه گروه خارج نیستند، گروهی در شهرها و آبادیها زندگی می کنند و از خانه ها بهره می گیرند.
گروهی دیگر که در سفرند و خیمه با خود دارند از خیمه ها استفاده می کنند، اما خداوند گروه سوم یعنی مسافرانی که حتی خیمه با خود ندارند محروم نگذاشته و در مسیر راه پناهگاه هایی برای آنها تهیه دیده است، ممکن است اهمیت غارها و پناهگاه های، مسافران بی دفاع، چوپانها و خلاصه همه کسانی که از نعمت خانه های ثابت و سیار محرومند و در یک آفتاب داغ تابستان و یا سوز سرمای زمستان گرفتار می شوند می دانند تا چه اندازه وجود یک پناهگاه کوهستانی، اهمیت حیاتی دارد و گاهی انسانها و حیوانات زیادی را از مرگ حتمی نجات می بخشد، بخصوص اینکه این گونه پناهگاهها معمولا در زمستان گرم و تابستان سرد است.
سپس در تعقیب این سایبانهای طبیعی و مصنوعی سراغ پوششهای تن انسان می رود و می گوید: خداوند برای شما پیراهنهائی قرار داد که شما را از گرما حفظ می کند، و جعل لکم سرابیل تقیکم الحر. و همچنین پیراهنهای مخصوص پر مقاومتی که حافظ شما به هنگام جنگ است و سرابیل تقیکم بأسکم.
سرابیل جمع سربال (بر وزن مثقال) به گفته راغب در مفردات به معنی پیراهن است، از هر جنسی که باشد. سایر مفسرین نیز همین معنی را تأیید کرده اند ولی بعضی آنرا به معنی هر گونه لباس و پوشش دانسته اند اما مشهور همان معنای اول است، البته پوشش و لباس فائده اش تنها این نیست که انسان را از گرما و سرما حفظ گند، بکله هم شکوهی است برای انسان و هم در برابر بسیاری از خطراتی که متوجه جسم او می شود لباس یک وسیله دفاعی است، چرا که اگر انسان برهنه بود شاید هر روز گوشه ای از بدنش مجروح می شود ولی در آیه فوق روی خاصیت اول از نظر اهمیت تکیه شده است.
قابل توجه اینکه تنها دفاع در مقابل گرما، در آیه ذکر شده است، این تعبیر شاید به خاطر آن است که عرب در بسیاری از موارد از دو ضد یکی را به عنوان اختصار ذکر می کند و دومی به قرینه اولی روشن می شود و یا به این جهت است که در آن مناطق که قرآن نازل گردید، دفاع در برابر گرما از اهمیت بیشتری برخورد بود.
این احتمال نیز وجود دارد که خطرات گرما زدگی و سوختگی در برابر آفتاب سریعتر و خطرناکتر است و به تعبیر دیگر تحمل انسان در مقابل گرما و تابش شدید آفتاب کمتر از مقاومت او در برابر سرما است، چرا که حرارت درونی انسان در سرما تا حد زیادی می تواند او را حفظ کند ولی دفاع بدن در مقابل گرما کمتر است.
و در پایان آیه به عنوان یک تذکر و هشدار می گوید: نعمتش را بر شما تمام می کند شاید در برابر فرمان او تسلیم شوید. و در آیه 26 سوره اعراف می گوید:
یا بنی آدم قد انزلنا علیکم لباسا یواری سوءاتکم و ریشاو لباس التقوی ذلک خیر ذلک من آیات الله لعلهم یذکرون ای فرزندان آدم، لباسی برای شما فرو فرستادیم که اندام شما را می پوشاند و مایه زینت شما است و لباس پرهیزگاری بهتر است، اینها (همه) از آیات خدا است شاید متذکر (نعمتهای او) شوند.
همانطور که می دانیم آیات 19 الی 25 همین سوره یعنی آیات قبل از این آیه به ماجرای حضرت آدم (علیه السلام) و هبوط او می پردازد، لذا تفسیر نمونه در ذیل این آیه توضیحی دارد که از نظرتان می گذرد.

اخطار به همه فرزندان آدم

همانطور که گفتیم، سرگذشت آدم و درگیری او با شیطان دور نمائی بود از زندگی همه انسانها در روی زمین، به همین جهت خداوند از این آیات به بعد یک سلسله دستورات و برنامه های سازنده برای همه فرزندان آدم بیان می کند که در حقیقت بنای دنیا بر این مبنا است.
نخست به همان مسأله لباس و پوشانیدن بدن که در سرگذشت آدم نقش مهمی داشت اشاره کرد می فرماید: ای فرزندان آدم، ما لباسی بر شما فرو فرستادیم که اندام شما را می پوشاند و زشتیهای بدنتان را پنهان می سازد، یا بنی آدم قد أنزلنا علیکم لباسا یورای سوآتکم ولی فائده این لباس که برای شما فرستاده ایم، تنها پوشیدن تن و مستور ساختن زشیتها نیست بکله لباس تجمل و زینت که اندام شما را زیباتر از آنچه هست نشان می دهد. برای شما نیز ریش فرستاده ایم (و ریشا) ریش در اصل واژه عربی، به معنی پرهای پرندگان است و از آنجا که پرهای پرندگان لباسی طبیعی بر اندام آنها است، به هر گونه لباس، نیز گفته می شود، ولی چون پرهای پرندگان غالبا به رنگهای مختلف و زیبا است، یک نوع مفهوم زینت در معنی کلمه ریش نهفته است علاوه بر این به پارچه هائی که روی زین اسب و یا جهاز شتر می اندازند ریش گفته می شود.
بعضی از مفسران و اهل لغت نیز آنرا به معنی وسیعتری اطلاق کرده اند و آن هر گونه اثاث و وسائل مورد نیاز انسان است اما مناسبتر در آیه فوق همان لباسهای زینتی و جالب است.
به دنبال این جمله که درباره لباس ظاهری سخن گفته است، قرآن بحث را به لباس معنوی کشانده و آن چنان که سیره قرآن در بسیاری از موارد است، هر دو جنبه را به هم می آمیزد و می گوید: لباس پرهیزکاری و تقوی از آن هم بهتر است و لباس التقوی ذلک خیر تشبیه تقوی و پرهیزکاری به لباس، تشبیه بسیار رسا و گویائی است، زیرا همانطور که لباس هم بدن انسان را از سرما و گرما حفظ می کند، و هم سپری است، در برابر بسیاری از خطرها، و هم عیوب جسمانی را می پوشاند، و هم زینتی است، برای انسان، تقوی و پرهیزکاری نیز علاوه بر پوشانیدن بشر از زشتی گناهان و حفظ از بسیاری از خطرات فردی و اجتماعی، زینت بسیار بزرگی برای او محسوب می شود، زینتی است چشمگیر که بر شخصیت او می افزاید.
در اینکه مراد و منظور از لباس تقوی چیست، در میان مفسران گفتگو بسیار است. بعضی آنرا به معنی عمل صالح و بعضی، حیاء و بعضی لباس عبادت، و برخی به معنی نگاهداری و حفظ است و به همین معنی در قرآن مجید نیز آمده است چنانکه در سوره نحل آیه 81 می خوانیم: و جعل لکم سرابیل تقیکم الحر و سرابیل تقیکم بأسکم(390) یعنی و برای شما پیراهن هائی قرار داد، که شما را از گرما حفظ می کند و هم پیراهن هائی که شما را در میدان جنگ محفوظ می دارد. ولی همانطور که بارها گفته ایم آیات قرآن غالبا معنی وسیعی دارد که مصداقهای مختلف را در بر می گیرد، در آیه مورد بحث نیز می توان تمام این معانی را از آیه استفاده کرد و از آنجا که لباس تقوی و پرهیزکاری است که جان انسان را حفظ می کند و معنی حیا و عمل صالح و امثال آن در آن جمع است.
در پایان آیه می فرماید: این لباسهائی که خدا برای شما قرار داده اعم از لباس مادی و معنوی، لباس جسمانی و لباس تقوی همگی از آیات و نشانه های خدا است تا بندگان متذکر نعمتهای پروردگار شوند ذلک من آیات الله لعلهم یذکرون.