فهرست کتاب


مروارید آفرینش

حجه السلام و المسلمین دکتر سید مجتبی برهانی‏

هجرت یا سفر تاریخی و تاریخ ساز

دین مقدس اسلام از جنبه اجتماعی بر دو پایه هجرت و جهاد استوار است. قرآن کریم دو موضوع هجرت و جهاد را با تقدیس خاص یاد می کند و مهاجرین را فوق العاده تقدیس می نماید. هجرت یعنی برای نجات ایمان، از خانمان و زندگی دست شستن و به سرزمین ایمان رفتن. ما در آیات زیادی عبارت (هاجروا) و (جاهدوا) را با هم می بینیم به عنوان در سوره انفال می گوید:
والذین آمنوا و هاجروا و جاهدوا فی سبیل الله و الذین آووا و نصروا اولیک هم المومنون حقا(376)... مسلمانان صدر اسلام به دو گروه تقسیم شدند گروهی به نام مهاجرین و گروهی به نام انصار، انصار ساکنین مدینه و مهاجرین مسلمانان و مومنانی بودند که برای نجات ایمان، شهر و دیار خود را رها کرده و به مدینه آمده بودند.
هجرت مانند جهاد در اسلام حکمی نسخ نشدنی است و رکنی از ارکان اسلا.اسو و حکمی است که همیشه زنده است یعنی همیشه ممکن است شرایطی پیش بیاید که وظیفه یک مسلمان هجرت باشد.
در سوره نساء می فرماید:
ان الذین توفهم الملائکه ظالمی انفسهم قالوا فیم کنتم قالوا کنا مستضعفین فی الارض قالوا الم تکن ارض الله واسعه فتهاجروا فاولئک مأواهم جهنم و ساءت مصیرا(377). یعنی کسانی که فرشتگان (مأمور قبض ارواح) روح آنها را گرفتند در حالی که به خویشتن ستم کرده بودند و به آنها گفتند شما در چه حالی بودید؟ (و چرا با اینکه مسلمان بودید در صف کفار جای داشتید؟) گفتند: ما در سرزمین خود تحت فشار بودیم آنها (فرشتگان) گفتند: مگر سرزمین خدا پهناور نبود که مهاجرت کنید؟ پس (آنه عذری نداشتند و) و جایگاهشان دوزخ است و سرانجام بدی دارند.
قبل از آغاز جنگ بدر سران قریش اخطار کردند که همه افرا ساکن مکه آمادگی برای شرکت در میدان جنگ دراند باید برای نبرد با مسلمانان حرکت کنند و هر کس مخالفت کند، خانه او ویران و اموالش مصادره می شود. به دنبال آن تهدید، عده ای از افرادی که ظاهرا اسلام آورده بودند ولی به خاطر علاقه شدید به خانه و زندگی و اموال خود حاضر به مهاجرت نشده بودند، نیز با بت پرستان به سوی میدان جنگ حرکت کردند و در میدان در صفوف مشرکان ایستادند از کمی نفرات مسلمانان به شک و تردید افتادند و سرانجام در این میدان کشته شدند، آیه فوق نازل گردید و سرنوشت شوم آنها را شرح داد.
آری در این آیه اشاره به سرنوشت شوم کسانی می شود که دم از اسلام می زدند ولی برنامه مهم اسلامی یعنی هجرت را عملی نساختند، در نتیجه به وادی های خطرناکی کشیده شدند و در صفوف مشرکان جان سپردند. قرآن می گوید: کسانی که شما اگر مسلمان بودید پس چرا در صفوف کفار قرار داشتید و با مسلمانان جنگیدید؟ آها در پاسخ به عنوان عذر خواهی می گویند: ما در محیط خود تحت فشار بودیم و به همین جهت توانائی بر اجرای فرمان خدا را نداشتیم قالوا کنا مستضعفین فی الارض اما این اعتذر از آنان پذیرفته نمی شود. و از فرشتگان خدا پاسخ می شنوند که: مگر سرزمین پروردگار وسیع و پهناور نبود که مهاجرت کنید و خود را از آن محیط آلوده و خفقان، برهایند؟ قالوا ألم تکن ارض الله واسعه فتهاجرواها فیها. و در پایان به سرنوشت آنان اشاره کرده می فرماید: اینگونه اشخاص که با عذرهای واهی و مصلحت اندیشی های شخصی، شانه از زیر بار هجرت خالی دوزخ و بد سر انجامی دارند. فادولئک ماویهم جهنم و ساءت مصیرا.
در آیه 100 همین سوره می فرماید:
و من یهاجر فی سبیل الله یجد فی الارض مراغما کثیرا وسعه و من یخرج من بیته مهاجرا الی و رسوله ثم یدرکه فقد وقع أجره علی الله و کان الله غفورا رحیما، یعنی و کسی که در راه خدا هجرت کند نقاط امن فراوان و گسترده ای در زمین می یابد و کسی که از خانه اش به عنوان مهاجرت به سوی خدا و پیامبر او بیرون رود سپس مرگش فرا رسد، پاداش او بر خداست و خداوند آمرزنده و مهربان است.
به دنبال بحث درباره افرادی که بر اثر کوتاهی در انجام فریضه مهاجرت به انواع ذلتها و بدبختیها تن در می دهند، در این آیه با قاطعیت تمام درباره اهمیت هجرت در دو قسمت بحث شده است.
1- اشاره به آثار و برکات هجرت در زندگی این جهان کرده می فرماید: کسانی که در راه خدا برای خدا مهاجرت کنند، در این جهان پهناور خدا، نقاط امن فراوان و وسیعی پیدا می کنند که می توانند حق را در آنجا اجرا کنند و بینی مخالفان را به خاک بمالند.
2- به جنبه معنوی و اخروی مهاجرت اشاره کرده می فرماید: اگر کسانی از خانه و وطن به قصد مهاجرت به سوی خدا و پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) خارج شوند و پیش از رسیدن به هجرتگاه، مرگ آنها را فرا گیرد، اجر و پاداششان بر خداست و خداوند گناهان آنها را می بخشد.
بنابراین مهاجران در هر صورت به پیروزی بزرگی نائل می گردند. چه بتوانند خود را به مقصد برسانند و از آزادی و حریت در انجام وظایف بهره گیرند و چه نتوانند و جان خود را در این راه از دست بدهند وبا اینکه تمام پادشاهای نیکوکاران بر خدا است. ولی در اینجا بخصوص تصریح به این موضوع شده است که: فقد وقع أجر علی الله پاداش او بر خدا لازم شده است و این نهایت عظمت و اهمیت پاداش مهاجرین را روشن می سازد.

اسلام و مهاجرت

طبق این آیه و آیات فراوان دیگر، اسلام با صراحت دستور می دهد که اگر در محیطی بخاطر عواملی نتوانستید، آنچه وظایفه دارید انجام دهید و به محیط و منطقه امن دیگری هجرت نمائید زیرا با سعادت جهان هستی نتوان مدر به ذلت که در اینجا زادم. و علت این دستور روشن است زیرا اسلام جنبه منطقه ای ندارد و وابسته و محدود به مکان و محیط معینی نیست، و به این ترتیب علاقه های افراطی به محیط تولد و زادگاه و دیگر علائق مختلف از نظر اسلام نمی تواند مانع از هجرت مسلمانان باشد و لذا می بینیم در صدر اسلام همه این علاقه ها بخاطر حفظ و پیشرفت اسلام بریده شد و به گفته یکی از مورخان غرب، قبیله و خانواده حفظ و پیشرفت اسلام بریده شد و به گفته یکی از مورخان غرب، قبیله و خانواده تنها شجره و درختی است که در صحرا می روید و هیچ فردی جز در پناه آن نمی تواند زندگی کند و محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) با هجرت خویش شجره ای را که از گوشت و خون خانواده اش پرورده شده بود، برای پروردگارش قطع کرد و با قریش رابطه خود را برید(378).
از اینها گذشته در میان همه موجودات زنده به هنگامی که موجودیت خود را در خطر می بیند هجرت وجود دارد. بسیاری از انسانهای گذشته پس از تغییر شرایط جغرافیائی زمین، از زادگاه خود برای ادامه حیات به نقاط دیگر کوچ کردند. نه تنها انسانها، بلکه در میان جانداران دیگر، انواع بسیاری به عنوان مهاجر شناخته شده اند مانند پرندگان مهاجر که برای ادامه حیات گاهی تقریبا سرتاسر کره زمین را سیر می کنند و بعضی از آنها از منطقه قطب شمال تا منطقه قطب جنوب را طی می نماید و به ترتیب گاهی برای حفظ حیات خود، در سال، حدود هیجده هزار کیلومتر پرواز نمی نماید و این خود می رساند که هجرت یکی از قوانین جاودانه حیات و زندگی است.
آیا انسان ممکن است از یک پرنده کمتر باشد؟ و آیا هنگامی که حیات معنوی و حیثیت و اهداف مقدسی که از حیات مادی انسان ارزشمندتر است به خطر افتاد می تواند به عذر اینکه اینجا زادگاه من است تن به انواع حقیرها و ذلتها و محرومیتها و سلب آزادیها و از میان رفتن اهداف خود بدهد؟ و یا اینکه طبق همان قانون عمومی حیات باید از چنین نقطه ای مهاجرت کند و به محلی که آمادگی برای رشد و نمو مادی و معنوی او است، انتقال یابد؟
جالب این است که هجرت آن هم نه برای حفظ خود بلکه برای حفظ آئین اسلام مبدأ تاریخی دارد مثلا مسیحیان مبدأ تاریخ خود را سال میلاد حضرت مسیح (علیه السلام) قرار داده اند. و در اسلام با اینکه حوادث مهم فراوانی مانند ولادت پیغمبر اسلام، بعثت او، فتح مکه و رحلت پیغمبر (صلی الله علیه و آله و سلم) بوده ولی هیچکدام انتخاب نشده و تنها زمان هجرت رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) به عنوان مبدأ تاریخ انتخاب شده است.
تاریخ می گوید: مسلمانان در زمان خلیفه دوم که که اسلام طبعا توسعه یافته بود، به فکر تعیین مبدأ تاریخی که جنبه عمومی و همگانی داشته باشد، افتادند و پس از گفتگوی فراوان نظر علی (علیه السلام) را دائر بر انتخاب هجرت به عنوان مبدأ تاریخ پذیرفتند(379).
در واقع می بایست چنین هم باشد، زیرا هجرت درخشنده ترین برنامه ای بود که در اسلام پیاده شده و سرآغاز نوینی از تاریخ اسلام گشت، مسلمانان تا در مکه بودند و دوران آموزش خود را می دیدند، در ظاهر هیچگونه قدرت اجتماعی و سیاسی نداشتند،اما پس از هجرت بلافاصله دولت اسلامی تشکیل شد و با سرعت فراوانی در همه زمینه ها پیشرفت کرد و اگر مسلمانان به فرمان پیغبمر (صلی الله علیه و آله و سلم) دست به چنین هجرتی نمی زدند، نه تنها اسلام از محیط مکه فراتر نمی رفت، بلکه ممکن بود در همان جا دفن و فراموش می شد. روشن است که هجرت، یک حکم مخصوص به زمان پیغمبر (صلی الله علیه و آله و سلم) نبوده است بلکه در هر عصر و زمانی و مکان، اگر همان شرایط پیش آید مسلمانان مواظف به هجرتند.
اساسا قرآن هجرت را مایه پیدایش آزادی و آسایش می داند، همانطور که در آیه مورد بحث صریحا آمده است و در سوره نحل آیه 41 نیز به بیان دیگری این حقیقت ذکر شده:
و الذین هاجروا فی الله من بعد ما ظلموا لنبوئنهم فی الدنیا حسنه و لاجر الاجره اکبر لو کانوا یعلمون یعنی و آنها که مورد ستم واقع شدند و به دنبال آن در راه خدا مهاجرت اختیار کردند، جایگاه پاکیزه ای در دنیا خواهند شد. و اگر می دانستند البته پاداش آخرت بزرگتر است.

هجرت از درون

این نکته نیز لازم به تذکر است که هجرت از نظر اسلام تنها هجرت مکانی و خارجی نیست بلکه باید قبل از این هجرت، هجرتی از درون آغاز شود و آن هجرت و دوری از چیزهایی است، که منافات، با اصالت و افتخارات انسانی دارد، تا در سایه آن برای هجرت خارجی و مکانی آماده شود و این هجرت درونی در صف مهاجران راه خدا در آید.
اصولا روح هجرت، همان فرار از ظلمت به نور و از کفر به ایمان، از گناه و نافرمانی به اطاعت فرمان خدا است و لذا در احادیث می خوانیم: مهاجرانی که جسمشان هجرت کرده، اما در درون و روح خود هجرتی نداشته اند، در صف مهاجران نیستند و به عکس آنها که نیازی به هجرت مکانی نداشته اند، اما دست به هجرت در درون وجود زده اند، در زمره مهاجرین هستند، امیرالمومنین علی (علیه السلام) می فرماید: و یقول الرجل: هاجرت و لم یهاجر أنما المهاجرون، الذین یهاجرون السیئات و لم یأتوبها...(380) بعضی می گویند: مهاجرت کرده ایم در حالی که مهاجرت واقعی نکرده اند، مهاجرین واقعی آنها هستند که از گناه هجرت می کنند و مرتکب آن نمی شوند. پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: من فر بدینه من ارض الی ارض و ان کان شبرا من الارض استوجب الجنه و کان رفیق محمد و ابراهیم علیها السلام. کسی که برای حفظ آئین خود از سرزمینی به سرزمین دیگر حتی به اندازه یک وجب مهاجرت کند، استحقاق بهشت می یابد و همنشین محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) و ابراهیم (علیه السلام) خواهد بود. زیرا این دو پیامبر بزرگ پیشوای مهاجران جهان بودند(381).
حاصل اینکه هجرت رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) از مکه زادگاهش به مدینه منشأ تاریخ اسلام شد تا مسئله هجرت و مهاجرت به عنوان یک اصل همیشه بین مسلمانان زنده بماند، کیفیت هجرت حضرت به مدینه، خود حدیث مفصلی دارد که در اینجا به نکاتی درباره آن اشاره می کنیم.