فهرست کتاب


مروارید آفرینش

حجه السلام و المسلمین دکتر سید مجتبی برهانی‏

آداب و سنت پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) در سفر

مسئله سفر و مسافرت از ابعاد متفاوتی قابل توجه و دارای اهمیت است، بعد اقتصادی، تفریحی، کسب علم، آشنایی با آداب و رسوم ملل و اقوام، تمرین مقابله با مشکلات، بیدار شدن فطرت در مواقع احساس بروز حوادث چنانکه قرآن می فرماید:
فاذار کبوا فی الفلک دعو الله مخلصین له الدین(330) یعنی زمانیکه طوفان حوادث حمله ور می شوند و سفینه های اعتباری، بی اعتباری خود را نشان می دهند، انسان متوجه آن حقیقتی می شود که از درون جانش می جوشد، شاید بارها این حالت برای ما پیش آمده باشد ولی افسوس که بشر، فراموشکار است، لذا در ذیل آیه شریفه می گوید:
فلما نجاهم الی البر اذاهم یشرکون(331) یعنی زمانیکه آنها را از طوفان و گرداب رهایی بخشیدیم و به خشکی رساندیم باز مشرک می شوند.
آرای شدائد و طوفانها زمینه ساز شکوفائی فطرت آدمی است، چرا که نور توحید در درون جان همه انسانها نهفته است، آداب و رسوم خرافی، تربیت های غلط، تلقین های سوء، پرده هایی بر آن می افکند، ولی هنگام که طوفانها از هر سو می وزد و گرداب های مشکلات در برابر انسان، نمایان می گردد و دست خود را از همه اسباب ظاهری کوتاه می بیند، بی اختیار به سراغ عالم ماوراء طبیعت می رود و هر گونه فکر شرک آلود را از دل زدوده و در کودکان این حوادث - به مصداق مخلصین له الدین - از هر ناخالصی می گردد.
کوتاه سخن اینکه همیشه یک نقطه نورانی در درون قلب انسان، وجود دارد که خط ارتباطی او با جهان ماوراء طبیعت و نزدیکترین راه به سوی خدا است، تعلمیات غلط و غفلت و غرور، مخصوصا به هنگام سلامت و وفور نعمت، پرده هایی بر آن می افکند، اما طوفانهای حوادث این پرده ها را می درد و خاکسترها را کنار می زند و آن نقطه نورانی آشکار می شود. در آیه دیگری باز به مسئله مسافرت های دریائی و حوادث آن اشاره می کند و می گوید:
ألم تر ان الفکل تجری فی البحر بنعمت الله لیریکم من آیاته ان فی ذلک لایات لکل صبار شکور و اذا غشیهم موج کالضلل دعوالله مخلصین له الدین فلما نجیهم فمنهم مقتصد و مایجحد بایاتنا الا کل ختار کفور(332).
آیا ندیدی کشتیها بر صفحه دریاها به فرمان خدا و به برکت نعمت او حرکت می کنند؟ هدف این است (که در این مسافرت دریائی) گوشه ای از عظمتش را به شما نشان دهد. آری در اینها نشاهائی است برای کسانی که بسیار شکیبا و شکر گزارند و هرگاه موجی همچون کوه ها موجی همچون کوه ها آنان را فرا گیرد در آن حال خدا را با عقده پاک و اخلاص کامل می خوانند و چون باز به ساحل نجاتشان برسانید بعضی بر قصد (طاعت و شکر خدا) می مانند (و بعضی به کفر شتابند) و آیات ما را انکار نمی کند جز آن کس که خدا را کافر و ناسپاس است.
حرکت منظم بادها، وزن مخصوص چوب یا موادی که با آن کشتی را می سازند میزان غلظت آب و فشاری که از ناحیه آب بر اجسامی که در آن شناور می شوند، همه و همه ناشی از مجموعه ای قوانین الهی است که بر جهان آفرینش حاکم است.
هرگاه در یکی از این امور اختلالی رخ دهد یا کشتی در قعر دریا فرو می رود یا واژگون می شود و یا در وسط دریا سرگردان و حیران می ماند، اما خداوند که اراده کرده است پهنه دریاها را بهترین شاهراه برای مسافرت انسانها و حمل مایحتاج او از نقطه ای به نقطه دیگر قرار دهد این شرائط را که هر یک از نعمتی از نعمتهای او است فراهم ساخته است.
عظمت قدرت خدا در صفحه اقیانوسها و کوچکی انسان در مقابل آن به قدری است که در گذشته که تنها از نیروی بادی برای حرکت کشتی استفاده می شد اگر تمام مردم جهان جمع می شدند که یک کشتی را در وسط دریا بر خلاف مسیر یک باد سنگین به حرکت در آورند قدرت نداشتند. امروز هم که قدرت موتورهای عظیم جانشین باد شده است، باز وزش طوفان آنقدر سخت و سنگین است که عظیم ترین کشتیها را جابجا می کند و گاه آنها را درهم می شکند.
و اینکه در آخر روی اوصاف صبار و شکور (بسیار صابر و کشیبا و بسیار شکرگزار) تکیه شده یا به خاطر این است که زندگی دنیا مجموعه ای است از بلا و نعمت که هر دو وسیله آزمایشند، ایستادگی و شکیبایی در برابر حوادث سخت و شکر گزاری در برابر نعمتها مجموعه ای وظیفه انسانها را تشکیل می دهد، لذا در حدیثی که بسیاری از مفسران از پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) نقل کرده اند می خوانیم، الایمان نصفان، نصف و نصف شکر یعنی ایمان دو نیمه است، نیمه ای صبر و نیمه ای شکر(333).
و یا اشاره به این است که برای درک آیات با عظمت الهی در پهنه آفرینش انگیزه ای لازم است، همچون شکر منعم، توأم با صبر و شکیبایی، برای دقت و کنجکاوی هر چه بیشتر، بعد از بیان حرکت کشتیها در دریاها که هم در گذشته وهم امروز بزرگترین و مفیدترین وسیله حمل و نقل انسانها و کالاها بوده است، اشاره به یکی از چهره های دیگر همین مسأله کرده است و می گوید: هنگامی که آنها بر کشتی سوار شدند و سفر دریایی را آغاز کنند و در وسط دریا قرار گیرند و دریا طوفانی شود و امواج گوه پیکر همچون ابرها بالای سر آنان قرار بگیرد، خدا را با اخلاص می خوانند.
و اذا غشیهم موج کالضلل دعو الله مخلصین له الدین یعنی امواج عظیم دریا آنچنان بر می خیزد و اطراف آنها را احاطه می کند که گویی ابر بر سر آنان سایه افکنده است، سایه ای وحشناک و هول انگیز، اینجاست که انسان با تمام قدرتهای ظاهری که برای خویش جلب و جذب کرده، خود را ضعیف و ناچیز و ناتوان می بیند، دستش از همه جا بریده می شود، تمام وسائل عادی و مادی از کار می افتد هیچ روزنه امیدی برای او باقی نمی ماند، جز نوری که از درون جان او و از عمق فطرتش می درخشد، پرده های غفلت را کنار می زند، قلب او را روشن می سازد و به او می گوید: کسی هست که می تواند تو را رهائی بخشد، همان کس که امواج دریا فرمان او را می برند و آب و باد و خاک سرگردان او هستند. اینجاست که توحید خالص همه قلب او را احاطه می کند و دین و آئین و پرستش را مخصوصا او می داند.
سپس اضافه می کند: هنگامی که خداوند آنها را از این مهلکه رهایی بخشید (امواج فرو نشست و او سالم به ساحل نجات رسید) مردم دو گروه می شوند، بعضی راه اعتدال را پیش می گیرند و به عهد و پیمانی که در دل در آن لحظات حساس با خدا کردند پاییبند و وفادار می مانند فلما نجاهم الی البر فمنهم مقتصد(334) ولی گروهی دیگر همه چیز را به دست فراموشی سپرده و باز لشکر غارتگر شرک و کفر بر کشور قلبشان چیره می شود.
جمعی از مفسرین، آیه فوق را اشاره ای به اسلام آوردن عرمکه بن ابی جهل دانسته اند. به هنگام فتح مکه، چون پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) همه مردم را جز نفر، مشمول عفو عمومی قرار داده بودند و تنها در مورد این چهار نفر که یکی از آنها عکرمه بن ابی جهل بود حکم اعدام صادر فرموده بودند که هر کجا آنها را بیابند از بین ببرند (چرا که این چهار نفر از هیچگونه کار شکنی و کینه توزی و جنایت بر ضد اسلام و مسلمین فرو گذار نبود) عکرمه ناچار از مکه فرا کرد، به کنار دریای احمر آمد و سوار بر کشتی شد، در دریا تند بادی خطرناک دامان او را گرفت، اهل کشتی به یکدیگر گفتند بیائید با بتها وداع گوئید و تنها دست به دامان لطف الله بزنید؟از این خدایان کاری ساخته نیست. عکرمه گفت: اگر جز توحید ما را در دریا نجات ندهد خدایان در خشکی نیز نجات نخواهد داد، بارالها من با تو عهد و پیمان می بندم که اگر مرا از این مهلکه برهانی به سراغ محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) می روم دست در دست او می گذارم، چرا که او را بخشنده و کریم می دانم.
سرانجام او نجات یافت و خدمت پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) آمد و مسلمان شد(335). در تواریخ اسلامی آمده است که عکرمه بعدا در صف مسلمانان راستین قرار گرفت و در ماجرای جنگ یرموک یا (احبادین) شربت شهادت نوشید. امیرالمومنین علی (علیه السلام) در اشعاری که به آن حضرت نسبت داده اند به بعضی از فوائد سفر اشاره می کند و می فرماید:

تغرب(336) عن الاوطان فی طلب العلی - و سافر ففی الأسفار خمس فوائد
تفرج هم واکتساب معیشه - و علم و آداب و صحبه ماجد
فأن قیل الاسفال ذل و محنه - و قطع فیاف(337) و ارتکاب شدائد
فموت الفتی خیر له من مقامه - بدار هوان(338) بین واش(339) و حاسد(340)

در این اشعار برای سفر به پنج فائده اشاره شده است:
1) تفرج غمها، 2) کسب معیشت، 3) تحصیل علم، 4) تحصیل علم، 4) آموختن آداب، 5) عم صحبتی با افراد ماجد (صاحبان مجد و شرف). و از آنجائیکه در سفر بیشتر با حوادث روبرو هستیم، در مکتب انسان ساز اسلام توصیه و ارشادات زیادی باری حفظ سلامت انسان شده که قطعا بکار بستن آن از بسیاری حوادث جلوگیری می کند، آری مگر نه این است که هر روز شاهد متلاشی شدن عده ای از انسانها در لابلای آهن پاره های وسائط نقلیه هستیم. در سالهای اخیر چه نیروهای ارزشمندی که در اثر تصادف یا واژگون شدن اتوبوسها، کامیونها، سواریها و... از دست دادیم، البته در زمان قدیم هم که با چهارپایان مسافرت می کردند حوادثی از قبیل، گم کردن راه تمام شدن آب یا پرت شدن چهارپایان در پرتگاههای صعب العبور راههای کوهستانی، سبب می شده که عده ای جان خود را از دست بدهند، اما به نظر می رسد قسمت عمده ای این حوادث دردناکی ناشی از عدم توجه به آداب بسیار ارزشمند سفر و مسافرت است، که رهبران الهی در قالب اذکار، ادعیه و اوراد به آن سفارش کرده اند و شاید کمتر از آن اطلاع داشته باشیم و یا اگر اطلاع داریم در عمل، آن را پیاده کره باشیم.
شاید 90% حوادث تلخ جاده های خارج از شهر، حتی خیابانهای داخل شهر، ناشی از عدم رعایت مقررات راهنمایی و رانندگی است که متأسفانه خیلی از رانندگان به جای اینکه وسائط نقلیه در اختیار آنان باشد، آنها در اختیار وسائط خود هستند، راننده ای که با سرعت غیر مجاز در حال حرکت است طبیعی است کنترل آن وسیله، در اختیار او نیست و معلوم است نتیجه این نوع تخلفات چیست؟ آیا رانندگان محترم وسائط نقلیه هیچگاه فکر کرده اند که اگر در اثر تخلف از قانون و عدم رعایت مقررات انسانی را از بین ببرند یک قاتلند، شما نام این قتل را چه می گذارید؟ قتل خطاست، شبه عمد است یا قتل عمد است؟ اگر قتل عمدی باشد آیا این حق اولیاء مقتول نیست که چنین انسان متجاوزی را به کمک قانون راهی همان راهی کنند که مقتول بیچاره رفته است، افسوس که چه انسانهایی رد این راه کشته می شوند و کسی هم به فکر نیست.
اگر انسانی که با یاد خدا و در روزی که خداوند برای سفر تعیین کرده سفر را شروع کند و در حین سفر هم به یاد خدا باشد و مغز و فکر او در اختیار او باشد نه در اختیار هواها و هوسهای سرعتا و سبقت گرفتنها ولجاجتهای شیطانی رانندگان، آیا چنین حوادث تلخی اتفاق می افتد؟ بگذاریم و بگذریم... از این مشکلات گرفتاریها و هوسبازیها و تعدی و تجاوز به حقوق فردی یا اجتماعی دیگران در جوامع بشری کم نیست.
جمال العارفین سید طاووس از بزرگان قرن ششم هجری قمری در کتاب ارزشمند مصباح الزائر به قسمتی از آداب سفر و مقدمات آن پرداخته، که در حد توان این دفتر، به آن اشاره می کنیم.

آداب سیر و سفر

سید بن طاووس می گوید: زمانیکه تصمیم بر سفری گرفتید سزاوار است روز چهارشنبه و پنج شنبه و جمعه روزه بگیرید و از ایام هفته روز شنبه را برای مسافرت برگزینید، بعد روایتی از امام صادق (علیه السلام) نقل می کند که فرمود: من اراد سفرا فلیسافر فی یوم السبت فلوأن حجرا زال عن جبل فی یوم السبت لرده الله الی مکانه(341)
در این حدیث توصیه به مسافرت در روز شنبه شده، هر چند سنگی زا بالای کوهی جدا شود خدا آن را به جای خود برگرداند. کنایه از این است که خداوند او را از حوادث حفظ می کند. در ذیل حدیث آمده است او یوم الثلاثایوم الیوم الذی الان الله فیه الحدید لداود علیه السلام یا روز سه شنبه، چون سه شنبه روز است که خداوند آهن را در دستان قدرتمند داود علیه السلام نرم کرد. یا روز پنج شنبه بدرستی که پیامبر اسلام در روز پنج شنبه به مسافرت می رفت و می فرمود: یوم الخمیس یوم یحبه الله و رسوله و ملائکته(342) در اشعاری که منسوب به امیر المومنین (علیه السلام) درباره روزهای هفته می فرماید:

لنعم الیوم السبت حقا - لصید ان اردت بلاأمتراء
و فی الاحد البناء لان فیه - تبدی الله فی خلق المساء
و فی الاثنین ان سافرت فیه - ستظفر بالنجاح و بالثراء
و من یرد الحجامه فالثلاثاء - ففی ساعاتها حرق الدماء
و ان شرب المرو یوما دواءا - فنعم الیوم یوم الاربعا
و فی یوم الخمیس قضاء حاج - ففیه الله یأذن للدعاء
و فی الجمعات ترویج و عرس - و لذات الرجل مع النساء
و هذا العلم لا یعلمه الا - نبی او وصی الانبیاء(343)

1- برای صید و شکار روز شنبه توصیه شده. 2- در روز یکشنبه شروع بناء، زیرا خداوند در این روز خلقت آسمان را شروع کرد. 3- سفر در روز دوشنبه توصیه شده و پیروزی و رسیدن به خواسته ها وعده داده شده. 4- حجامت را در روز سه شنبه سارش کرده. 5- روز چهارشنبه را برای خوردن دارو 6- در روز پنج شنبه حاجتها بر آورده شود و در آن روز خداوند اجازه و رخصت دعا کردن داده. 7- در روز جمعه به تزویج و عروسی و خوش بودن مردان با همسران خود سفارش شده است.
و در ایام ماه بیشتر روزهای چهارم و ششم و بیست و یکم برای مسافرت سفارش شده و در روایات، روزهای هشتم و بیست و سوم از هر ماه برای سفر مکروه دانسته شده است(344).
و لا تسافر و القمر فی برج العقرب فقد جاء عن الصادق علیه السلام انه کره السفر فی ذلک الوقت(345) سید بن طاووس می گوید وقتی قمر در عقرب است مسافرت نکن، سپس حدیث فوق را امام صادق (علیه السلام) نقل می کند که سفر در چنین روزی کراهت دارد.
اگر ضرورتی پیش آمد و انسان ناچار شد روزهایی را که سفر در آن مکروه است برای مسافرت انتخاب کند دستوراتی داده اند که به بعضی اشاره می کنیم.
1- از امام صادق (علیه السلام) روایت شده که می فرمود: افتتح سفرک بالصدقه واخرج ذلک، فانک تشتری سلامه طریقک(346) سفر را با صدقه شروع کن و سلامت راه با صدقه بدست آور.
2- خواندن سوره حمد و معذتین و آیه الکرسی و سوره قدر و از آیه ان فی خلق السموات و الارض... تا آخر آیه 90 سوره آل عمران، سپس بگو: اللهم بک یصول الصائل و لقدرتک یطول الطائل، و لا حول لکل ذی حول الا بک، و لا قوره یمتارها ذوقوه الا منک بصفوتک من خلقک و خیرتک من بریتک محمد نبیک و عترته و سلالته علیه و علیهم السلام صلی علی محمد و علیهم واکفنی شر هذالیوم و ضر ه، و ارزقنی خیره و یمنه و اقض لی فی متصرفاتی بحسن العاقبه، و بلوغ المحبه و الظفر بالامنیه و کفایه الطاغیه المغویه، و کل ذی قدره لی علی اذیه، حتی اکون فی جنه و عصمه و تعمه، وأبدلنی فیه من المخاوف أمنا و من العوائق فیه برا، حتی لا یصدنی صاد عن المراد، و لا یحل بی طارق من اذی العباد أنک علی کلی شی ء قدیر، و هو السمیع البصر(347)
3- سپس با اهل خانه و خانواده وداع نموده و موقع نموده و موقع خروج بر درب منزل ابدا تسبیح حضرت زهراء (سلام الله علیها) خوانده شود سوره حمد یک بار به طرف جلو و یک به طرف راست و یک با به طرف چپ، قرائت شود و همچنین آیه الکرسی به سه طرف جلو، راست و چپ خوانده شود. سپس این دعا را بخواند:
اللهم الیک وجهت وجهی و علیک خلفت اهلی و مالی و ما خولتنی(348) و قد و ثقت بک فلا تخیبنی یا من یخیب من اراده، و لا یضیع من حفظه، اللهم صل علی محمد و آله واحفظنی فی ماغبث عنه، و لا تکلنی الی نفسی یا ارحم الراحمین.
اللهم بلغنی ما توجهت له، و سبب لی المزار، و سخر لی عبادک و بلادک و ارزقنی زیاره نبیک و ولیک امیرالمومنین، و الائمه ولده، و جمیع احوالی و لا تکلنی الی نفسی و لا ألی غیری فاکل و أعطب، و زودنی التقوی، و غفرلی فی الاخره و الاوالی، اللهم اجعلنی أوجه من توجه الیک.
و باز می گویی: بسم الله و بالله، توکلت علی الله، و اشتعنت بالله، وأجلات ظهری الی الله، وفوضت أمری الی الله رهبه من الله، و رغبه الی و لا ملجا و لا منجی، و لا مفرمن الله الا الی الله رب آمنت بکتابک الذی انزلت و نبیک الذی أرسلت، لانه یأتی بالخیر - الهی - الا أنت و لا یصرف أنت عز جارک(349) و جل ثناوک و تقدست أسماوک و عظمت آلاوک، و لا اله عیرک(350).
به تحقیق روایت شده که اگر کسی صبح با خواندان این دعا از منزلش خارج شود تا شب با هیچ حادثه ای روبرو نخواهد شد و یا تا زمانیکه به منزلش برگردد و همچنین اگر شب این دعا را بخواند. در مسافرت شبانه تا صبح یا تا زمانیکه به منزلش برگردد با مشکلی روبرو نخواهد شد(351).
4- سپس بخواند قل هو الله احد را یازده مرتبه و انا انزلناه و آیه الکرسی و معوذتین و بدمد بر تمام بدنش و صدقه بدهد و به هر اندازه که برایش ممکن است و بگوید:
اللهم انی اشتریت بهذه الصدقه سلامتی و سلامه سفری و ما معی، اللهم احفظنی و احفظ مامعی و سلمنی و سلم ما معی و بلغنی ما معی ببلاغک الحسن الجمیل، سپس گفته شود لا اله الا الله الحلیم الکریم، لا اله العلی العظیم، سبحان الله رب السموات السبع و رب الارضین السبع و ما فیهن و ما بینهن و رب محمد و آله و الطیبین.
اللهم کن لی جارا من کل جبار عنید، و من کل شیطان مرید، بسم الله دخلت و بسم الله خرجت، اللهم ان أقدم بین یدی نسیانی و عجلتی بسم الله و ما شاء الله فی سفری هذا ذکرته ام نسیته، اللهم انت المستعان علی الامور کلها و انت الصاحب فی السفر، و الخلیفه فی الاهل. اللهم هون علینا سفرنا، و أطولنا الارض، و سیرنا فیها بطاعتک و طاعه رسولک، اللهم أصلح لنا ضهرنا، و بارک لنا فی ما رزقتنا و قنا غذاب النار. اللهم این اعوذبک من و عثناء(352) السفر، و کابه المتقلب، و سوء المنظر فی الاهل و المال و الوالد، اللهم أنت عضدی و ناصری، اللهم أقطع عنی بعده و مشفته و أصبحی فیه واخلفنی فی اهلی بخیر و لا حول و لا قوه الا بالله العلی العظیم(353)
و اما اگر مسافرت، حالت اظطراری ندارد و می شود و در روزهای غیر مکروه انجام داد، هم دستوارتی داده شده که ابن طاووس از کتاب عوارف المعارف، (برای آشنایی با این کتاب به جلد 15 الذریعه، ص 355 رقم 2275 مراجعه شود) نقل می کند و می گوید: مستحب است که در هنگام سفر یعنی هنگام توجه به سفر غسل کند و موقع غسل کردن بگوید:
بسم الله و بالله و لا حول لا قوه الا بالله و علی مله رسوله و الصدقین عن الله صلوات الله علیهم اجمعین، اللهم طهر به قلبی، و اشرح به صدری و نور به قبری، اللهم اجعله لی نورا و طهورا و حرزا و شفاء ا من کل داء و آفه، و عاهه و سوء و مما أخاف و طهر قلبی و جوراحی، و عظامی و دمی و شعری و مخی و عصبی، و ما اقلت الارض منی اللهم اجعله لی شاهدا یوم حاجتی و فقری و فاقتی الیک یا رب العالمین انک علی کلی شی قدیر(354)..
ثم تجمع أهلک بین یدیک. یعنی خانواده را جمع کرده و دو رکعت نمازی بجای آورده و از خداوند طلب خیر نموده، آیه الکرسی خوانده حمد و ثنای خداوند را بجای می آوری، بر محمد و آل محمد علیهم افضل التحیه وشالم درود می فرستی و می گویی:
اللهم انی استودعک الیوم نفسی و اهلی و مالی و ولدی و من کان منی بسبیل، الشاهد منهم و الغائب اللهم احفضلنا بحفظ الایمان و احفظ علینا، اللهم اجمعنا فی رحتمک و لا تسلبنا فضلک، انا الیک راغبون، اللهم أنا نعوذبک من و عثای السفر و کابه المنقلب، و سوء المنتظر فی الاهل و المال والولد فی الدنیا و الارخره، اللهم اجعلنا فی رحمتک و لا تسلبنافضلک، انا الیک راغبون، اللهم أنی اتوجه الیک هذا التوجه طلبا لمرضاتک، و تقربا الیک، اللهم فبلغنی ما أومله و أومله و أجوره فیک و فی اولیائک یا ارحم الراحمین...

تنها به مسافرت نروید

و اگر خواستید تنها و بروید این ذکر را بخوانید:
ما شاء الله لا حول و لا قوه الا بالله آنس وحشتی و أعنی علی وحدتی و أذغیبتی(355).