فهرست کتاب


مروارید آفرینش

حجه السلام و المسلمین دکتر سید مجتبی برهانی‏

سیره بهداشتی رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم)

1) برای رعایت بهداشت چشم را سرمه می کشید، نماز ظهر را در وقت گرما عقب می نداخت تا هوا ملامیتر شود(314).
2) می فرمود: شستن کامل نشیمنگاه مانع ابتلاء به بواسیر است(315).
3) از بوی عرق نهی می کرد، می فرمود: بشوئید، روغن مالی کنید (تدهین) شانه بزنید، به نظافت لباس، استعمال عطر، نخوردن غذایی بد بو و شستشو بعد از غذا سفارش می فرمود(316).
4) می فرمود: در ظرف آب را بپوشانید، ظرف شیری را آوردند، فرمود: چرا سر آنرا نپوشانیده اید(317).

5) از انبوهی موی پشت سر بدش می آمد(318).
6) در فتح خبیر از او پرسیدند: در ظروف یهودیان غذا بخوریم یا طبخ کنیم؟ فرمود: اول آبرا در آنها بجوشانید، در آنها طبخ کنید (در آن زمان شاید این کار بهترین وسیله برای ضد عفونی کردن بوده است.)
7) می فرمود: تب از آتش است، آن را با آب خاموش کنید(319).
8) درباره سیاه دانه (شونیز) می فرمود: درمان هر دردی است جز مرگ(320).
9- امیرالمومنان (علیه السلام) فرمود: پیغمبر ما را به خوردن سیر فرمان داد فرمود: اگر نه آن بود که فرشته بر من نازل می شد هر آینه از آن می خوردم(321).
10) قرحه ای در پا داشت، با مالش دادن خرفه آن را درمان کرد و خوب شد، فرمود: خداوند تو را مبارک کند، هر جا بخواهی بروی. تو درمان هفتاد دردی که کمترین آنها درد سر است(322).
11) فرمود: آشغال را در حجره خود باقی نگذارید که آن نشیمنگاه شیطان است، سفره غذا را در خانه هایتان نگذارید که جایگاه او است... در خانه ای که در آن بسته نیست شب نخوابید، بر بامهائی که دیوار ندارد نخوابید(323)...
12) اگر سرایشان درد می گرفت با روغن کنجد می مالید و مداوا می کرد(324)
13) از بول کردن در آب جاری نهی می فرمود(325).
14) هرگز در حال جناب غذا نخورد(326).

تشویق به ورزش

پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) شبی وارد منزل دخترش فاطمه سلام علیها شد و به امام حسن و امام حسین علیها السلام که در آن موقع کودک بودند فمود که با هم کشتی بگیرند و خود نیز ایشان را با شور و شوق تشویق می کرد(327).
پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) یک مسابقه اسب دوانی را ترتیب دادند که مقصد و پایان مسافت را یکی از مساجد مدینه، قرار داده، به نفرات اول تا سوم درخت خرما جایزه دادند.(328)
نویسنده ای(329) بعد از ذکر این دو حدیث می گوید: باید توجه نمود که حضرت سه اصل را در این مسابقه پیاده کرده است که امروز در مسابقات ورزشی از آن غفلت می شود:
1) نوع مسابقه: حضرت اسب سواری را انتخاب کردند که هم ورزش است و هم می تواند با توجه به موقعیت آن زمان در روز جنگ و نبرد بکار آید اما ورزشهای وارداتی امروز گرچه سرگرمی و تفریح است ولی هرگز در آینده برای فرد یا کشور عامل نجات و تقویت بنیه رزمی نخواهد بود.
2) مقصد و پایان مسابقه را مسجد قرار دادند که شاید این نشانه و رمزی باشد از اینکه همه حرکتها باید جهت الهی داشته باشد و به آن سوختم شود.
3) در دنیای امروز، اشیاء مصرفی و تزئینی را به عنوان جایزه قرار می دهند ولی پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) چیزی را به عنوان جایزه انتخاب نمودند (درخت خرما) که میوه آن ماده غذایی مقوی و نیرو بخشش است و داشتن آن درخت انسان را غیر مستقیم به کشاورزی و تولید ترغیب می کند.
دفتر هشتم

آداب و سنت پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) در سفر

مسئله سفر و مسافرت از ابعاد متفاوتی قابل توجه و دارای اهمیت است، بعد اقتصادی، تفریحی، کسب علم، آشنایی با آداب و رسوم ملل و اقوام، تمرین مقابله با مشکلات، بیدار شدن فطرت در مواقع احساس بروز حوادث چنانکه قرآن می فرماید:
فاذار کبوا فی الفلک دعو الله مخلصین له الدین(330) یعنی زمانیکه طوفان حوادث حمله ور می شوند و سفینه های اعتباری، بی اعتباری خود را نشان می دهند، انسان متوجه آن حقیقتی می شود که از درون جانش می جوشد، شاید بارها این حالت برای ما پیش آمده باشد ولی افسوس که بشر، فراموشکار است، لذا در ذیل آیه شریفه می گوید:
فلما نجاهم الی البر اذاهم یشرکون(331) یعنی زمانیکه آنها را از طوفان و گرداب رهایی بخشیدیم و به خشکی رساندیم باز مشرک می شوند.
آرای شدائد و طوفانها زمینه ساز شکوفائی فطرت آدمی است، چرا که نور توحید در درون جان همه انسانها نهفته است، آداب و رسوم خرافی، تربیت های غلط، تلقین های سوء، پرده هایی بر آن می افکند، ولی هنگام که طوفانها از هر سو می وزد و گرداب های مشکلات در برابر انسان، نمایان می گردد و دست خود را از همه اسباب ظاهری کوتاه می بیند، بی اختیار به سراغ عالم ماوراء طبیعت می رود و هر گونه فکر شرک آلود را از دل زدوده و در کودکان این حوادث - به مصداق مخلصین له الدین - از هر ناخالصی می گردد.
کوتاه سخن اینکه همیشه یک نقطه نورانی در درون قلب انسان، وجود دارد که خط ارتباطی او با جهان ماوراء طبیعت و نزدیکترین راه به سوی خدا است، تعلمیات غلط و غفلت و غرور، مخصوصا به هنگام سلامت و وفور نعمت، پرده هایی بر آن می افکند، اما طوفانهای حوادث این پرده ها را می درد و خاکسترها را کنار می زند و آن نقطه نورانی آشکار می شود. در آیه دیگری باز به مسئله مسافرت های دریائی و حوادث آن اشاره می کند و می گوید:
ألم تر ان الفکل تجری فی البحر بنعمت الله لیریکم من آیاته ان فی ذلک لایات لکل صبار شکور و اذا غشیهم موج کالضلل دعوالله مخلصین له الدین فلما نجیهم فمنهم مقتصد و مایجحد بایاتنا الا کل ختار کفور(332).
آیا ندیدی کشتیها بر صفحه دریاها به فرمان خدا و به برکت نعمت او حرکت می کنند؟ هدف این است (که در این مسافرت دریائی) گوشه ای از عظمتش را به شما نشان دهد. آری در اینها نشاهائی است برای کسانی که بسیار شکیبا و شکر گزارند و هرگاه موجی همچون کوه ها موجی همچون کوه ها آنان را فرا گیرد در آن حال خدا را با عقده پاک و اخلاص کامل می خوانند و چون باز به ساحل نجاتشان برسانید بعضی بر قصد (طاعت و شکر خدا) می مانند (و بعضی به کفر شتابند) و آیات ما را انکار نمی کند جز آن کس که خدا را کافر و ناسپاس است.
حرکت منظم بادها، وزن مخصوص چوب یا موادی که با آن کشتی را می سازند میزان غلظت آب و فشاری که از ناحیه آب بر اجسامی که در آن شناور می شوند، همه و همه ناشی از مجموعه ای قوانین الهی است که بر جهان آفرینش حاکم است.
هرگاه در یکی از این امور اختلالی رخ دهد یا کشتی در قعر دریا فرو می رود یا واژگون می شود و یا در وسط دریا سرگردان و حیران می ماند، اما خداوند که اراده کرده است پهنه دریاها را بهترین شاهراه برای مسافرت انسانها و حمل مایحتاج او از نقطه ای به نقطه دیگر قرار دهد این شرائط را که هر یک از نعمتی از نعمتهای او است فراهم ساخته است.
عظمت قدرت خدا در صفحه اقیانوسها و کوچکی انسان در مقابل آن به قدری است که در گذشته که تنها از نیروی بادی برای حرکت کشتی استفاده می شد اگر تمام مردم جهان جمع می شدند که یک کشتی را در وسط دریا بر خلاف مسیر یک باد سنگین به حرکت در آورند قدرت نداشتند. امروز هم که قدرت موتورهای عظیم جانشین باد شده است، باز وزش طوفان آنقدر سخت و سنگین است که عظیم ترین کشتیها را جابجا می کند و گاه آنها را درهم می شکند.
و اینکه در آخر روی اوصاف صبار و شکور (بسیار صابر و کشیبا و بسیار شکرگزار) تکیه شده یا به خاطر این است که زندگی دنیا مجموعه ای است از بلا و نعمت که هر دو وسیله آزمایشند، ایستادگی و شکیبایی در برابر حوادث سخت و شکر گزاری در برابر نعمتها مجموعه ای وظیفه انسانها را تشکیل می دهد، لذا در حدیثی که بسیاری از مفسران از پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) نقل کرده اند می خوانیم، الایمان نصفان، نصف و نصف شکر یعنی ایمان دو نیمه است، نیمه ای صبر و نیمه ای شکر(333).
و یا اشاره به این است که برای درک آیات با عظمت الهی در پهنه آفرینش انگیزه ای لازم است، همچون شکر منعم، توأم با صبر و شکیبایی، برای دقت و کنجکاوی هر چه بیشتر، بعد از بیان حرکت کشتیها در دریاها که هم در گذشته وهم امروز بزرگترین و مفیدترین وسیله حمل و نقل انسانها و کالاها بوده است، اشاره به یکی از چهره های دیگر همین مسأله کرده است و می گوید: هنگامی که آنها بر کشتی سوار شدند و سفر دریایی را آغاز کنند و در وسط دریا قرار گیرند و دریا طوفانی شود و امواج گوه پیکر همچون ابرها بالای سر آنان قرار بگیرد، خدا را با اخلاص می خوانند.
و اذا غشیهم موج کالضلل دعو الله مخلصین له الدین یعنی امواج عظیم دریا آنچنان بر می خیزد و اطراف آنها را احاطه می کند که گویی ابر بر سر آنان سایه افکنده است، سایه ای وحشناک و هول انگیز، اینجاست که انسان با تمام قدرتهای ظاهری که برای خویش جلب و جذب کرده، خود را ضعیف و ناچیز و ناتوان می بیند، دستش از همه جا بریده می شود، تمام وسائل عادی و مادی از کار می افتد هیچ روزنه امیدی برای او باقی نمی ماند، جز نوری که از درون جان او و از عمق فطرتش می درخشد، پرده های غفلت را کنار می زند، قلب او را روشن می سازد و به او می گوید: کسی هست که می تواند تو را رهائی بخشد، همان کس که امواج دریا فرمان او را می برند و آب و باد و خاک سرگردان او هستند. اینجاست که توحید خالص همه قلب او را احاطه می کند و دین و آئین و پرستش را مخصوصا او می داند.
سپس اضافه می کند: هنگامی که خداوند آنها را از این مهلکه رهایی بخشید (امواج فرو نشست و او سالم به ساحل نجات رسید) مردم دو گروه می شوند، بعضی راه اعتدال را پیش می گیرند و به عهد و پیمانی که در دل در آن لحظات حساس با خدا کردند پاییبند و وفادار می مانند فلما نجاهم الی البر فمنهم مقتصد(334) ولی گروهی دیگر همه چیز را به دست فراموشی سپرده و باز لشکر غارتگر شرک و کفر بر کشور قلبشان چیره می شود.
جمعی از مفسرین، آیه فوق را اشاره ای به اسلام آوردن عرمکه بن ابی جهل دانسته اند. به هنگام فتح مکه، چون پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) همه مردم را جز نفر، مشمول عفو عمومی قرار داده بودند و تنها در مورد این چهار نفر که یکی از آنها عکرمه بن ابی جهل بود حکم اعدام صادر فرموده بودند که هر کجا آنها را بیابند از بین ببرند (چرا که این چهار نفر از هیچگونه کار شکنی و کینه توزی و جنایت بر ضد اسلام و مسلمین فرو گذار نبود) عکرمه ناچار از مکه فرا کرد، به کنار دریای احمر آمد و سوار بر کشتی شد، در دریا تند بادی خطرناک دامان او را گرفت، اهل کشتی به یکدیگر گفتند بیائید با بتها وداع گوئید و تنها دست به دامان لطف الله بزنید؟از این خدایان کاری ساخته نیست. عکرمه گفت: اگر جز توحید ما را در دریا نجات ندهد خدایان در خشکی نیز نجات نخواهد داد، بارالها من با تو عهد و پیمان می بندم که اگر مرا از این مهلکه برهانی به سراغ محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) می روم دست در دست او می گذارم، چرا که او را بخشنده و کریم می دانم.
سرانجام او نجات یافت و خدمت پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) آمد و مسلمان شد(335). در تواریخ اسلامی آمده است که عکرمه بعدا در صف مسلمانان راستین قرار گرفت و در ماجرای جنگ یرموک یا (احبادین) شربت شهادت نوشید. امیرالمومنین علی (علیه السلام) در اشعاری که به آن حضرت نسبت داده اند به بعضی از فوائد سفر اشاره می کند و می فرماید:

تغرب(336) عن الاوطان فی طلب العلی - و سافر ففی الأسفار خمس فوائد
تفرج هم واکتساب معیشه - و علم و آداب و صحبه ماجد
فأن قیل الاسفال ذل و محنه - و قطع فیاف(337) و ارتکاب شدائد
فموت الفتی خیر له من مقامه - بدار هوان(338) بین واش(339) و حاسد(340)

در این اشعار برای سفر به پنج فائده اشاره شده است:
1) تفرج غمها، 2) کسب معیشت، 3) تحصیل علم، 4) تحصیل علم، 4) آموختن آداب، 5) عم صحبتی با افراد ماجد (صاحبان مجد و شرف). و از آنجائیکه در سفر بیشتر با حوادث روبرو هستیم، در مکتب انسان ساز اسلام توصیه و ارشادات زیادی باری حفظ سلامت انسان شده که قطعا بکار بستن آن از بسیاری حوادث جلوگیری می کند، آری مگر نه این است که هر روز شاهد متلاشی شدن عده ای از انسانها در لابلای آهن پاره های وسائط نقلیه هستیم. در سالهای اخیر چه نیروهای ارزشمندی که در اثر تصادف یا واژگون شدن اتوبوسها، کامیونها، سواریها و... از دست دادیم، البته در زمان قدیم هم که با چهارپایان مسافرت می کردند حوادثی از قبیل، گم کردن راه تمام شدن آب یا پرت شدن چهارپایان در پرتگاههای صعب العبور راههای کوهستانی، سبب می شده که عده ای جان خود را از دست بدهند، اما به نظر می رسد قسمت عمده ای این حوادث دردناکی ناشی از عدم توجه به آداب بسیار ارزشمند سفر و مسافرت است، که رهبران الهی در قالب اذکار، ادعیه و اوراد به آن سفارش کرده اند و شاید کمتر از آن اطلاع داشته باشیم و یا اگر اطلاع داریم در عمل، آن را پیاده کره باشیم.
شاید 90% حوادث تلخ جاده های خارج از شهر، حتی خیابانهای داخل شهر، ناشی از عدم رعایت مقررات راهنمایی و رانندگی است که متأسفانه خیلی از رانندگان به جای اینکه وسائط نقلیه در اختیار آنان باشد، آنها در اختیار وسائط خود هستند، راننده ای که با سرعت غیر مجاز در حال حرکت است طبیعی است کنترل آن وسیله، در اختیار او نیست و معلوم است نتیجه این نوع تخلفات چیست؟ آیا رانندگان محترم وسائط نقلیه هیچگاه فکر کرده اند که اگر در اثر تخلف از قانون و عدم رعایت مقررات انسانی را از بین ببرند یک قاتلند، شما نام این قتل را چه می گذارید؟ قتل خطاست، شبه عمد است یا قتل عمد است؟ اگر قتل عمدی باشد آیا این حق اولیاء مقتول نیست که چنین انسان متجاوزی را به کمک قانون راهی همان راهی کنند که مقتول بیچاره رفته است، افسوس که چه انسانهایی رد این راه کشته می شوند و کسی هم به فکر نیست.
اگر انسانی که با یاد خدا و در روزی که خداوند برای سفر تعیین کرده سفر را شروع کند و در حین سفر هم به یاد خدا باشد و مغز و فکر او در اختیار او باشد نه در اختیار هواها و هوسهای سرعتا و سبقت گرفتنها ولجاجتهای شیطانی رانندگان، آیا چنین حوادث تلخی اتفاق می افتد؟ بگذاریم و بگذریم... از این مشکلات گرفتاریها و هوسبازیها و تعدی و تجاوز به حقوق فردی یا اجتماعی دیگران در جوامع بشری کم نیست.
جمال العارفین سید طاووس از بزرگان قرن ششم هجری قمری در کتاب ارزشمند مصباح الزائر به قسمتی از آداب سفر و مقدمات آن پرداخته، که در حد توان این دفتر، به آن اشاره می کنیم.