فهرست کتاب


مروارید آفرینش

حجه السلام و المسلمین دکتر سید مجتبی برهانی‏

کودتاه کردن شارب

1- فی الکافی: مسندا عن السکونی، عن ابی عبدالله قال: قال رسول الله السنه ان تأخذ الشارب حتی یبلغ الاطار(284).
در کافی از امام صادق (علیه السلام) روایت شده که فرمود: رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: گرفتن از موی شارب (سبیل) به طوری که لب آشکار شود از سنت است.
2- و فی المکارم: قال صلی الله علیه و آله و سلم: من لم یأخذ شاربه فلیس منا(285)
کسیکه شاربش را نگیرد و کوتاه نکند از ما نیست.
اهمیت این مسئله بر اساس بعد بهداشتی آن است که در حدیث بعدی به آن اشاره می شود.
3- و فیه ایضاء: قال النبی صلی الله علیه و آله و سلم لا یطولن احدکم شاربه فان الشیطان نتخذه مخبئا یستتر به.
باز در کتاب مکارم الاخلاق از پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) نقل شده که فرمود: کسی از شماها شاربش را بلند نگذارد که شیطان برای خود در آنجا مخفیگاه درست می کند و در آنجا مخفی می شود.
توضیح اینکه: شیطان مظهر پلیدی و پلشتی است و مراد از شیطان در اینجا همان اصطلاح (میکرب) است که امروز به کار می رود و آن روز مردم با این معنی آشنا نبودند.
4- و فی الفقیه قال رسول الله صلی الله علیه و آله ان المجوس جزوا لحاهم و و فرواشواریهم و انا نحن نجز الشوارب و نعفی اللحی(286).
شیخ صدوق در من لایحضر الفقیه گوید: رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: مجوس ریش خود را تراشیده و سبیل را رها می کند و ما سبیل خود را می زنیم و محاسن خویش را وا می گذاریم.

کشیدن نوره(287)

1- و فی المکارم: و کان رسول الله صلی الله علیه و آله یطلی، فیطلیه من یطلیه حتی اذا بلغ ما تحت الازار توالاه بنفشه(288) طبرسی در مکارم الاخلاق گوید: رسول خدا صلی الله علیه و آله نوره می کشید و تا حدود ازار (لنگ) و شخصی دیگری بدن آن حضرت را نوره می مالید و مقداری از بدن شریف را که پوشیده با لنگ بود، خود آن حضرت را به آن نوره می کشید.
2- و فی لکافی: عن حذیفه بن منصور قال سمعت قال سمعمت ابا عبدالله علیه السلام: کان رسول الله صلی الله علیه و آله یطلی العانه و ما تحت الالیین فی کل جمعه(289)
کلینی قدس سره و الشریف در کافی از حذیفه روایت کرده که گفت: شنیدم امام صادق (علیه السلام) می فرمود: رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) موهای زهار و موهای زیر الیه را در هر جمعه نوره می کشید.
توضیح اینکه: در بعضی از روایات آمده است که نور کشیدن در روز جمعه کراهت دارد، همین سئوال از امام صادق (علیه السلام) می شود و حضرت کراهت آن را رد می کند و می فرماید:
ای طهور اطهر من النوره یوم الجمعه(290)
3- محمدبن فتال نیشابوری (شهید در سال 508 هجری قمری) در کتاب روضه الواعظین می گوید: قال ابو عبدالله (علیه السلام) السنه فی کل خمسه عشر یوما و من أتت علیه عشرون یوما فلیستدن علی الله عزوجل و لیتنورو من أتی علیه اربعون یوما و لم یتنور فلیس بمومن و لا کافر و لا کرامه(291)
امام صادق (علیه السلام) فرمود: نوره کشیدن در هر پانزده یک با سنت سات و اگر کسی بیست روز بگذرد و پولی نداشته باشد قرض کند و بر خداست که آن دین را ادا نماید و اگر چهل روز بگذرد و نوره نکشد نه مومن است و نه کافر و کرامت و میمنتی برایش نیست.
و فی الفقیه: قال علی (علیه السلام):نتف الابط ینفی الرائجه المکروهه و هو طهور و سنته، مما أمر به الطبیب صلی الله علیه و آله(292).
مرحوم صدوق علیه الرحمه در کتاب من لا یحضره الفقیه از علی (علیه السلام) روایت کرده که فرمود: ازاله موی زیر بغل، بوی ناخوش آیند را از انسان زایل می سازد و آن نظافت و سنتی است که رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) به آن فرمان داده است.

گرفتن ناخن

1- الشهید الثانی فی رساله اعمال یوم الجمعه: و کان صلی الله علیه و آله و آله یقلم اظفاره و شاربه یوم الجمعه قبل ان یخرج الی الصلوه(293) شهید ثانی در رساله اعمال روز جمعه روایت کرده که رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) روزهای جمعه پیش از آنکه برای نماز از خانه خارج شود ناخنهای خود را می گرفت و شاربش را کوتاه می کرد.
2- مردی از احوال آسمان از او پرسید، فرمود: تو از آسمان می پرسی و حال آنکه ناخن خود را مانند چنگال پرندگان رها کرده ای و چرک و کثافت در بند انگشتان داری(294).
3- قال رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم): تقلیم الاظفار الاظفار یمنع الداء الاعظیم و یدر الرزق.(295)
رسول گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: گرفتن ناخن بیماری بزرگ را برطرف می کند و رزق زیاد می نماید.
4- محمد بن یعقوب کلینی عن علی بن ابراهیم عن ابیه عن النوفلی عن السکونی عن ابی عبدلله (علیه السلام) قال: قال رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) للرجل: قصوا أظافیرکم، و للنساء: اترکن من اظفار کن فانه ازین لکن(296).
محمد بن یعقوب با سند فوق از امام صادق (علیه السلام) نقل می کند که پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم): به مردان فرمودند که ناخنها را کوتاه کنید و به زنان فرمودند: قسمتی از آن را رها کنید، زیرا برای شما زیباتر است.
مرحوم فیض کاشانی قدس سره بعد از ذکر حدیث، می فرماید: یعنی انهن لا یبالغن فی قصها کما یبالغ الرجال، بل یترکن شیئا کما یستناد من لفظه (من) التبعضیه.
یعنی خانمها در کوتاه ترین ناخن مثل مردها تمام ناخن را نگیرند، مقداری از آن را بگذراند و این مطلب از (من) تبعیض استفاده می شود.
در اینجا توجه به دو نکته لازم است:
1) کاملا واضح است که در میان تمام اعظای بدن، سر انگشتان و ما بین آنها، بیشتر از بقیه اعضاء در معرض آلودگی است زیرا ارتباط مستقیم با اشیاء دارد، از این جهت بیشتر در معرض میکروب هاست و همین سرانگشتان بیش از سایر اعضا با اندامهای انسان، از جمله: چشم و بقیه اعضاء خصوصا دهان تماس دارد و می تواند ناقل امراض باشد، نبا بر این تأکید پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) در نظافت آنها این امر را واجب می کند، زیرا ناخنها و بین انگشتان همانطوریکه اشاره شد می تواند لانه میکروبها باشد.
2) ممکن است کسی برایش این تو هم پیش آید که چرا پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) راه زیبا بودن و زیبائی را به زنان می آموزد؟ در پاسخ با این تو هم با مراجعه به اخباری زیادی که در تاریخ آمده به این نتیجه می رسیم که دستورات تزئین برای خانمهای، به جهت رعایت حقوق همسران است که البته دستور طرفینی است، یعنی هم خانمها برای آقایان خود را زینت کنند و هم آقایان برای خانمها.
در اینجا برای روشن شدن روایاتی که خانمها را ترغیب به تزیین می کند به سراغ آیات 30 و 31 سوره نور می رویم تا ببینیم که تزین به چه وسیله ای و برای چه کسی باید باشد؟ قرآن می فرماید:
قل للمومنین یغضوا من ابصارهم و یخفظوا فروجهم ذلک ازکی لهم ان الله خبیر بما یصنعون(297) به مومنان بگو چشمهای خود را (از نگاه به نامحرمان) فرو گیرند و عفیف این برای آنها پاکیزه تر است خداوند به آنچه انجام می دهند آگاه است.
و قل للمومنات یعضضن من ابصار هن و یحفظن فروجهن و لا یبدین زینتهن الا ما ظهر منها ولیضربن بخمر هن علی جیوبهن و لا یبدین زینتهن الا لبعولتهن او آبائهن او ابناء بعولتهن أو اخوانهن أو بنی اخوانهن أو نسائهن أو ما ملکت ایمانهن النساء و لا یضربن با رجلهن لیعلم ما یخففین من زینتهن و توبوا الله جمیعا ایها المومنون لعلکم تفلحون(298)
ترجمه: و به زنان با ایمان بگو چشمهای خود را (از نگاه هوس آلود) فرو گیرند و دامان خویش را حفظ کنند و زینت خو را جز آن مقداری که ظاهر است، آشکار ننمایند و (اطراف) روسری های خود را بر سینه خود افکند (تا گردن و سینه با آن پوشانده شود) و زینت خود را آشکار نسازند. مگر برای شوهرانشان یا پدرانشان یا پدر شوهرانشان، یا پسرانشان یا برادرانشان یا پسران برادرانشان یا پسران خواهرانشان یا زنان همکیششان یا بردگانشان (کنیزانشان) یا افراد سفیه که تمایلی به زن ندارد یا کودکانی که از امور جنسی مربوط به زنان آگاه نیستند، و زنان هنگام راه رفتن پاهای خود را به زمین نزنند تا زینت پنهانشان آشکار شود (و صدای خلخال که بر پادارند به گوش رسد) و همگی به سوی خدا باز گردید ای مومنان تا رستگار شوید.
برای این آیات شأن نزول و بحثهای مفصلی در تفاسیر با کمک روایات آمده است که در اینجا به این مطلب اشاره می کنیم که می فرماید: ولا یبدین زینتهن، یعنی آنها نباید زینت خود را آشکار سازند مگر در دوازده مورد که در ترجمه آیه 31 این دوازده مورد آمده است و در پایان آیه می فرماید: آنها در رعایت عفت و دوری از اموری که آتش شهوت را در دل مردان شعله ور می سازد و ممکن است و منتهی به انحراف از جاده عفت شود، آنچنان باید دقیق و سختگیری باشند که حتی از رساندن صدای خلخالی که در پای دارند به گوش بیگانه خودداری کنند و این گواه دقت و باریک بینی اسلام در این زمینه است.