فهرست کتاب


مروارید آفرینش

حجه السلام و المسلمین دکتر سید مجتبی برهانی‏

نان گندم هرگز نخورد

و فی الامالی عن احمد بن بن یحیی العطار... عن العصین بن قاسم، قال: قلت للصادق علیه السلام: حدیث یروی عن ابیک علیه السلام انه قال ما شبع رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) من خبز برقط أهو صحیح؟ فقال لا، ما أکل رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) خبز برقط، و لا شبع من خبز شعیرقط(239)
یعنی مرحوم صدوق علیه الرحمه در امالی به سندی که ذکر شد، از امام صادق علیه السلام در جواب سئوال راوی که سئوال کرد که از آن حضرت که از پدر بزرگوار شما امام باقر علیه السلام نقل شده که فرموده اند، رسول گرامی اسلام هیچ وقت از نان گندم سیر نشد صحیح است یا نه؟ امام علیه السلام فرمودند: نه، بلکه نان گندم هرگز نخورد و از نان جو هم هرگز سیر نخورد.

یهودی مسلمان می شود

به سند معتبر از حضرت موسی بن جعفر علیهماالسلام منقول است که یک یهودی از حضرت دینار طلب داشت، روزی آمد و مطالبه آن کرد. حضرت فرمود ای یهودی ندارم که بدهم، یهودی گفت، از تو جدا نمی شوم تا طلب مرا بدهی، حضرت فرمود پس می نشینم در اینجا تا تو و حضرت با آن یهودی در آن موضع نشست تا نماز ظهر و عصر و مغرب و عشاء و بامداد را در همان موضع کرد، اصحاب آن حضرت یهودی را تهدید و وعید می نمودند، پس آن حضرت متوجه ایشان شد و فرمود که چه کار دارید به او؟ گفتند: یا رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) یهودی تو را حبس کرده است و نمی گذارد که به جائی بروی حضرت فرمود: حق تعالی مرا مبعوث نگردانیده است که ستم کنم بر کسی که در امان است و یا غیر او.
و چون روز بلند شد یهودی گفت: اشهد ان لا اله الا الله و اشهد ان محمدا عبده و رسوله و نصف مال خود را در راه خدا داد و گفت: و الله نکردم این را مگر برای اینکه ببینم آن وصفی که در تورات برای پیغمبر آخر الزمان خوانده ام در تو هست یا نه؟ زیرا که در تورات خوانده ام که محمد بن عبدالله مولد او مکه است و محل هجرت او مدینه است و درشتخو و غلیظ نیست و صدا بلند نمی کند، فحش و سخن رکیک نمی گویند و شهادت می دهم به وحدانیت حق تعالی و به آن که تو پیغمبر و فرستاده اوئی و این مال من است هر حکم که خدا فرموده است در آن بکن و آن یهودی مال بسیار داشت...(240).
مرحوم طبرسی قدس سره در کتاب مکارم الاخلاق به نقل از کتاب النبوه از علی (علیه السلام) نقل می کند که فرمود:
ما صافح رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) احدا قط فنزع یده من یده حتی یکون هو الذی ینزع یده یعنی هرگز نشد که رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) با کسی مصافحه کند و آن حضرت جلوتر از طرف دست خود را از دست وی بکشد، تا اینکه طرف، دست او را رها سازد.
و ما فاوضه احد قط فی حاجه او حدیث فانصرف حتی یکون الرجل هو الذی ینصرف، و هرگز نشد که با کسی در حاجتی همکاری کند و آن حضرت پیش از طرف از آن کار منصرف گردد.
و ما نازعه احد الحدیث حتی یکون هو الذی یکست، یعنی و نشد کسی با آن جناب سر صحت باز کند و او قبل از طرف سکوت کند.
و ما روی مقدما رجل بین یدی جلیس اله قط، یعنی نشد پیش روی اینکه دشوارترین آن دو را اختیار می فرمود:
و ما انتصر لنفسه من مظلمه حتی تنتهک محارم الله فیکون حینئذ غضبه لله تبارک و تعالی، یعنی و در ظلمی که به او می شد در مقام انتقام بر نمی آید مگر اینکه محارم خدا هتک شود که در این صورت برای خدا غضب و خشم می کرد.
و ما اکل متکئا قط حتی فارق الدنیا یعنی تا زنده بود در حال تکیه دادن غذا میل نفرمود.
و ما رد سائلا حاجه الا بها او بمیسون من القول یعنی حاجت سائلی را رد نکرد و اگر حاجتش بر آورده نمی شد با زبان شیرین او را راضی می کرد.
و کان اخفا لناس صلاه فی تمام یعنی و نمازش در عین تمامیت از همه نمازهاست سبک تر بود.
و کان اقصر الناس خطبه و اقهلم هذرا یعنی و خظبه اش از همه خطبه ها کوتاهتر و از بیهودگی بر کنار بود.
و کان یعرف بالریح الطیب اذا اقبل یعنی وقتی تشریف می آورد به بوی خوشش شناخته می شد.
و کان اذا اکل مع القول کان اول من یبده و آخر من یرفع یده یعنی و چون با دیگران بر سر سفره می نشست اول کسی بود که شروع به غذا خوردن می کرد و آخرین کسی بو که از غذا دست می کشید.
و کان اذا اکل اکل ممایلیه فاذا کان الراطب و التمر جالت یده یعتی و هنگام غذا خوردن از جلو میل می فرمود، تنها در موقع خوردن رطب و خرما بود که دست بجانب دیگر هم می برد.
و اذا شرب شرب ثلاثه انفاس و کان میص الماء مصا و لا یعبه عبا یعنی آشامیدن را با سه نفس می آشامیدن و آنرا می مکید و نمی بلعید.
و کان یمینه لطعامه و شرابه و اخذه و اعطائه و کان لا یأخذ الا بیمینه و لا یعطی الا بیمنه و کان لا یأخذ الا بیمنه و ال یعطی الا بیمنه و کان شماله لما سوی ذلک من بدنه، و دست راستین اختصاص داشت برای خوردن و آشامیدن و گرفتن و دادن جز با دست راست چیزی نمی داد و چیزی نمی گرفت و دست چپش برای کارهای دیگرش بود.
و کان یحب التیمن فی کل اموره فی لبسه و تنعله و ترجله، در جمع کارهای خود تیامن را دوست داشت و در لباس پوشیدن و همچنین در پوشیدن کفش و در شانه کرند مو.
و کان اذا دعا دعا ثلاثا و اذا تکلم و تکلم و ترا و اذا استأذن استاذن ثلاثه، یعنی وقتی کسی را صدا می زد سه بار تکرار می کرد ولی در کلام خود تکرار نداشت و اگر اذن دخول می گرفت سه بار تکرار می نمود.
و کان کلامه فصلا یتبینه کل من سمعه، یعنی کلامش روشن و واضح بود بطوریکه هر مستمعی آن را می فهمید.
و اذا تکلم روی کالنور و چون تکلم می کرد سفیدی دندانهایش برق می زد.
و اذا رأیته قلت افلج الثنتین ولیس بافلج، یعنی هر وقت او را می دیدی خیال می کردی داندانهای ثنایایش از هم فاصله دارند و چنین بنود یعنی از هم جدا بود ولی فاصله نداشت.
و کان نظره الحفظ بعینه و کان الا یلکم احدا بشی ء بکرهه یعنی نگاه گردنش لحظه ای و کوتاه بود و به سوی کسی خیر نمیشد با هیچکس سخن که مورد پسند طرف نبود نمی گفت.
و کان اذا مشی ینحط من صبب یعنی هنگام راه رفتن مثل اینکه بر زمین سراشیب راه می رود.
و کان لا یذم ذواقا و لا یمدحه، یعنی هیچ خوراکی را مذمت و یا تعریف نمی کرد. و لا یتنازع اصحابه الحدیث عنده، اصحاب در حضور آن جناب جر و بحث و نزاع نمی کردند.
و کان المحدث عنه یقول: لم اربعینی مثله قبله و لا بعده صلی الله علیه و آله و سلم(241) هر کس که موفق به درک حضورش شده بود می گفت: مانند آن حضرت احدی را نه قبیل و نه بعد ندیده ام.
قرب لاسناد حدیثی از امام صادق (علیه السلام) نقل می کند که فرمود: چون رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) از دنیا رفت نه از خود درهم و دیناری گذاشت و نه غلامی و نه کنیزی و نه گوسفندی و نه شتری به غیر از شتر سواری خود و چون به رحمت به رحمت الهی واصل شد زهرش نزدیک یک یهودی از یهودیان مدینه برای بیست صاع جو که برای نفقه عیال خود از او قرض گرفته بود در گرو بود(242). و فرمود که در زمان رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) فقرا در مسجد می خوابیدند شبی با ایشان نزد منبر خود در دیگ سنگی افطار کرد و سی نفر از آن خوردند و سیر شدند و بقیه آن را برای زنان خود بردند که همه از آن غذا سیر شدند(243).
و به سند معتبر از حضرت امام رضا (علیه السلام) منقول است که ملکی به نزد رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) آمد و گفت: پروردگارت سلام می رساند و می گوید که اگر می خواهی همه صحرای مکه را از برای تو طلا می کنم پس حضرت سر به سوی آسمان بلند کرد و گفت: پروردگارا یک روز می خواهم سیر باشم و تو را حمد کنم و یک روز گرسنه باشم و از تو سئوال کنم(244).
و فی الکافی مسندا عن طلحه بن زید عن ابی عبدالله علیه السلام قال: کان رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) اکثر ما یجلس تجاه القبله(245) یعنی در اصول کافی به سند خود از طلحه بن زید از امام صادق (علیه السلام) نقل می کند که فرمود: رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) بیشتر اوقات رو به قبله می نشست.
و فی المکارم: قال: کان رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم یوتی بالصبی الصغیر لیدعوله بالبرکه فیضمه فی حجره مکرمه لاهله و ربما بال الصبی علیه فیصیح بعض من رآه حین یبول فیقول (صلی الله علیه و آله و سلم) لا تزرموا(246) بالصبی حتی یقضی بوله، ثم یفرغ له من دعائه او تسمیته و یبلغ سرور اهله فیه و لا یرون انه یتأذی ببول صبیهم فاذا انصرفوا غسل ثوبه بعده(247) یعنی در مکارم اخلاق مرحوم طبرسی گوید: چون طفل صغیری را برای دعا یا نام گذاری به حضور پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) می آوردند حضرت برای احترام کسانش او را در دامن خود می گذارد،اما گاهی اتفاق می افتاد که طفل در دامن پیغمبر ادرار می کرد، از کسانیکه ناظر بودند به روی کودک صیحه می زدند، نبی اکرم صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: با تندی از ادرار کودک جلوگیری نکنید، لذا طفل را آزاد می گذارد تا ادرار کند، به همین جهت موقعی که دعا یا نام گذاری تمام می شد کسان طفل در نهایت مسرت کودک خود را می گرفتند و آزردگی و ملامت خاطر در پیامبر احساس نمی کردند موقعی که آنان می رفتند حضرت لباس خود را تطهیر می کرد.
و فیه: روی ان رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) کان لا یدع احدا یمشی معه اذا کان راکبا حتی یحمله معه فان ابی قال: تقدم أمامی و ادرکنی فی المکان الذی ترید(248) یعنی و نیز در کتاب مکارم الاخلاق است که رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم هنگامی که سوراه بود، نمی گذشت کسی پیاده با آن حضرت حرکت کند یا او را با خود سوار می کرد و چنانچه طرف قبول نمی کرد می فرمود، جلوتر برو و در فلان جا منتظر باش.
و عن ابی القاسم الکوفی فی الکتاب الاخلاق(249) و جاء فی الاثار ان رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) لم ینتقم لنفسه من احد قط بل کل یعفو و یصفح(250) یعنی در کتاب اخلاق از ابوالقاسم کوفی نقل شده که گفت در آثار و اخبار آمده که رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) برای خود از کسی انتقام نگرفت بلکه از آنان که آزارش می دادند عفو می فرمود و گذشت می کرد.
و فیه ایضا قال کان رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) اذا فقد الرجل من اخوانه ثلاثه ایام سأل عنه، فان کان غائبا دعا له و ان کان شاهدا زاره، و ان کان مریضا عاده(251) یعنی و باز در مکارم اخلاق آمده است که رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) اگر سه روز یکی از اصحاب خود را نمی دید، از حال وی جویا می شد، اگر در مسافرت بود در حقش دعا می کرد و اگر در خانه و منزل بود به دیدارش می رفت و اگر مریض بود از او عیادت می کرد.
و فیه ایضا عن انس قال: خدمت النبی (صلی الله علیه و آله و سلم) تسع سنین فما اعلم انه قال لی قط هلا فعلت کذا و لا عاب علی شیئا قط(252) از انس بن مالک نقل شده که گفت نه سال خدتمگزار رسول خدا بودم هرگز یاد ندارم به من فرموده باشد چرا فلان کار را انجام ندادی و هرگز به من ایراد نمی گرفت.
و فی المحجه البیضاء للفیض، قال سعد بن هشام: دخلت علی عاتشه فسألتها عن اخلاق رسول الله فقالت اما تقرء القرآن؟ قلت بلی قالت خلق رسول الله القرآن(253) یعنی مرحوم فیض کاشانی در کتاب محجه البیضاء از سعد بن هشام روایت کرد که گفت: نزد عایشه رفتم و از اخلاق رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم از وی پرسیدم، او گفت: آیا قرآن نمی خوانی؟ گفتم: بلی قرآن را می خوانم گفت: اخلاق رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) قرآن است.
و فی ارشاد القلوب للدیملی عن الصادق علیه السلام: قال: ان الصبر و الصدق و الحلم و حسن الخلق من اخلاق الانبیاء(254) در کتاب ارشاد القلوب دیملی از امام صادق (علیه السلام) روایت شده که فرمود صبر، راستگویی، بردباری، و حسن خلق از پیامبران است.
و فی کتاب کشف الربیه للشهید الثانی عن الحسین بن زید قال: قلت الجعفر بن محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) جعلت فداک هل کانت فی النبی صلی الله علیه و آله و سلم مداعبه؟ فقال: وصفه الله بخلق عظیم و ان الله بعث انبیائه فکانت فیهم کزازه(255) و بعث محمدا صلی الله علیه و آله بالرأفه و الرحمه و کان من رأفته (صلی الله علیه و آله و سلم) لامته مداعبته لهم لکیلا یبلغ باحد منهم التعظیم حتی لا ینظر الیه، ثم قال حدثنی ابی محمد، عن ابیه علی عن ابیه الحسین عن ابیه علی علیهم السلام قال: کان رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) لیسر الرجل من اصحابه اذا رآه مغموما بالملاعبه و کان صلی الله علیه و آله یقول: ان الله یبغض المعبس فی وجه اخوانه(256). یعنی شهید ثانی در کتاب کشف الربیه از حسین بن زید روایت کرده که گفت: به امام صادق (علیه السلام) عرض کردم فدایت گردم آیا رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) با کسی مزاح می کرد؟ فرمود: خداوند آن حضرت را به خلق عظیم توصیف و تعریف کرده است.
و در سایر پیامبران که از طرف خداوند مبعوث شده اند اندکی انقباض وجود داشت لکن محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) را همراه رأفت و رحمت کامل مبعوث کرد و از رأفت و مهر آن حضرت این بود که با اصحاب خود مزاح می کرد، تا عظمت و بزرگیش آنان را نگیرد و بتوانند به او نگاه کنند و حوائج خود بازگو نمایند، بعد امام صادق (علیه السلام) فرمود: پدر بزرگوارم محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) از پدرش علی (علیه السلام) و او از پدرش حسین (علیه السلام) و او از پدرش علی (علیه السلام) روایت کرده که فرمود: رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) هنگامیکه یکی از اصحاب را غصه دار و مغموم می دید با مزاح کردن او را مسرور می ساخت و می فرمود: خداوند کسی را که با ترش روئی با برادرنش روبرو شود دشمن دارد.
و فی مصباح الشریعه، قال النبی (صلی الله علیه و آله و سلم) نحن معاشر الانبیاء و الامناء و الاتقیاء براء من التکلف، یعنی در کتاب مصباح الشریعه روایت شده که رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: تکلف و زحمت های بیجا در زندگی ما پیامبران و امناء و پرهیزکاران نیست(257).
دفتر هفتم

پاکیزگی و آراستگی پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم)