فهرست کتاب


مروارید آفرینش

حجه السلام و المسلمین دکتر سید مجتبی برهانی‏

اولین دیدار با کعبه

و در روز دوم عبدالمطلب حضرت رسول را برداشت و به سوی کعبه آورد و چون داخل کعبه شد حضرت رسول گفت:
بسم الله الرحمن الرحیم پس کعبه به قدرت الهی به سخن آمد و گفت: السلام علیک یا محمد و رحمه الله و برکاته و صدای هاتفی آمد که جاء الحق و زهق الباطل ان الباطل کان زهوقا(170) و در روز سوم عبدالمطلب گهواره ای خرید از خیزران سیاه که مشبک کرده بودند از عاج و مرصع ساخته بودند از طلای سرخ و جواهر گرانبها و پرده ای از دیبای سفید مطرز به طلا و بر روی آن افکند و عقدی از مروارید و الوان جواهر بر گهواره آویخت و به عادت مقرر که اطفال بازی می کنند و هر گاه آن حضرت از خواب بیدار می شد به آن دانه ها تسبیح حق تعالی می گفت.
و در روز چهارم سوادبن قارب به نزد عبدالمطلب آمد در وقتی که نزدیک کعبه مشرفه، نشسته بود و اکابر قریش و بنی هاشم دور او را احاطه کرده بودند و گفت: شنیده ام که پسری برای عبدالله متولد شده است و عجایب بسیار از او ظاهر گردیده است می خواهیم به سوی او نظر بکنم و سواد به فراوانی علم در میان عرب مشهور بود و بر سخن او اعتماد عظیم داشتند. پس با عبدالمطلب به خانه آمنه آمد و از احوال آن حضرت سئوال کرد، گفتند: در مهد استراحت، خوابیده است، چون داخل شود و پرده را از روی گهواره گشودند برقی از روز مبارکش ساطع شد سقف را شکافت، پس عبدالمطلب و سواد از وفور نور آستنیها را بر دیده های خود گذاشتند، پس سواد بیتابانه بر پای آن شفیع روز معاد افتاد و با عبدالمطلب گفت: که تو را بر خود گواه می گیرم که ایمان آوردم به این پسر و به آ چه از جانب خالق بشر خواهد آورد. پس روی مبارک آن حضرت را می دید گمان طفل یکساله می کرد و از گهواره اش پیوسته صدای تسبیح و تقدیس و تحمید و ستایش حق تعالی می شنیدند و چون دو ماه گذشت پدر آمنه وفات یافت(171).

محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) در طوفان حوادث

تازه شش بهار از عمر محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) می گذشت که مادرش آمنه برای دیدار بستگان خود و شاید زیارت قبر شوهرش عبدلله شهر مکه را ترک گفت و به اتفاق محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) به سوی مدینه روان گشت و پس از دیدار از نزدیکان خویش تجدید و عهد با مزار همسرش پیش از رسیدن به مکه در محلی به نام ابواء درگذشت(172) و گفته اند که آن حضرت از شدت مصیبت به خاطر از دست دادن مادر سه روز چیزی نمی خودر و دائما گریه می کرد بدین ترتیب (محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) در سنینی از عمر که هر کودکی احتیاج فروان به محبتهای سرشار پدر و دامان پر مهر مادر دارد این هر دو را از دست داد، پدرش را زمانی از دست داد که از عمر شریفش هفت ماه و به قولی دو ماه بیشتر نگذشته بود و به قولی قبل از ولادتش. و مادرش را زمانی از دست داد که از عرم شریفش 6 سال به قولی چهار سال به قولی دو سال و چهار ماه به بعد دیگر چهار ماه بیشتر نگذشته بود. لذا قرآن می فرماید: الم یجدک یتیما فئاوی.

القاب پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم)

مشهورترین نامهای آن حضرت، محمد است و قرآن کریم می فرماید محمد رسول الله(173) و نام دیگر آن حضرت احمد است چنانچه در قرآن آمده و مبشرا برسول یأتی من بعدی اسمه احمد(174) و نامهای دیگر آن حضرت عبارت از، الرسول، النبی،الامی، که در آیه مبارکه الذین یتبعون الرسول النبی الامی الذی یجدونه مکتوبا عندهم فی التوراه و الانجیل(175) و نامهای دیگر آن بزرگوار المزمل، المدثر، است که در آیات یا المزمل(176) و یا ایها المدثر(177) آمده است و نام دیگر المصطفی است که در آیه شریفه الله یصطفی من الملائکه رسلا و من الناس(178) و نام دیگر آن حضرت، کریم است که در آیه شریفه انه لقول رسول کریم(179) آمده و یکی از اسماء دیگر آن حضرت، نور است که در آیه شریفه قد جائکم من الله نور و کتاب مبین(180) آمده است. و نیز قرآن کریم او را نعمت نامیده است می فرماید: یعرفون نعمه الله ثم ینکرونها(181) و او را رحمت نامیده و در آیه شریفه و ما ارسلناک الا رحمه العالمین(182) و او را رئوف و رحیم نامیده آنجا که می فرماید بالمومنین روف رحیم(183) و او را شاهد و مبشر و نذیر و داعی نامیدند در آیه شریفه انا ارسلناک شاهدا و مبشرا و نذیرا و داعیا الی الله باذنه و سراجا منیرا(184)
یکی از اسمای آن بزرگوار ماحی است. جبیربن مطعم از پدرش نقل می کند گفت: پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: ان لی اسماء انا محمد و انا احمد و انا الماحی یعنی برای من اسمائی هست و من محمدم و احمدم و یکی دیگر از اسماء من الماحی است، چون بوسیله من کفر محو می شود و همچنین گفته شده است که گناهان پیروان او به برکت او محو می شود و بعضی از بزرگان هر دو معنی را از این جمله، فهمیده اند. و از خود حضرت نقل است که فرمود:
و انا الحاشر، یحشر الناس علی قدمی و انا العاقب و هو الذی لا نبی بعدی و کل شی خلف شیئا فهو عاقب. و المقفی و هو بمعنی العاقب لانه تبع الانبیاء یقال فلان یقفو اثر فلان ای یتبعه(185). که در این قسمت به سه نام حاشر و عاقب و مقفی اشاره شده است.
و در قرآن کریم او منذر نامیده است، در آیه شریفه انما منذر(186) و او را عبدالله نامیدند، در آیه شریفه و انه لما قام عبدالله یدعوه کادوا یکونون علیه لبدا(187) و همچنین یکی از اسماء آن حضرت مذکر است انما انت مذکر(188) و همچنین او را طه و یس نامیدند(189).
در صحیح بخاری آمده است که پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: انا محمد و انا احمد(190)... و در روایت دیگر آمده است: المقفی، و نبی التوبهخ، و نبی الملحمه، و الخاتم، و الغیث، و المتوکل(191). و صاحب کتاب المراقبات(192) می گوید:
و اسمائه عند الله و فی کتب انبیائه و لسان اولیائه: محمد، احمد،الماحی، العاقب، الحاشر و رسول الرحمه و رسول التوبه، رسول الامم والمقتفی و القثم(193)
و الشاهد علی الانبیاء و الامم و البشیر، و النذیر، السراج المیز، والضحوک، والقتال، و المتوکل والفاتح و الامین، و الخاتم و المصطفی، الرسول و النبی الامی و الحاد و المزل و المدثر و الکریم و النور و البعد و الرووف، الرحیم طه، یس، منذر، مذکر(194) آنگاه صاحب المراقبات اضافه می کند و می گوید از کتب اخبار چنین استفاده می شود که: اسمه عند اهل الجنه عبدالکریم و عند اهل النار عبدالجبار و عند اهل العرش عبدالمجید و عند سائر الملائکه عبدالحمید، و عند الانبیاء عبد الوهاب و عند الشیاطین عبدالقهار و عند الجن عبدالرحیم و فی الجبال عبدالخالق و فی البر عبد القادر، و فی البحر عبدالمهمین، و عند الحیتان عبدالقدوس، و عند الهوام عبد الغائب، و عند الوحوش عبدالرزاق، و عند السباع عبد السلام، و عند البهام عبد المومن و عند الطیور عبدالغفار، و فی التوراه مود مود، و فی الانجیل طاب طاب، و فی الصحف عاقب، و فی الزبور فاروق، و عندالله طه و یس، و هند المومنین محمد و کنیته ابولقاسم و سلم علیه جبرئیل بابی ابراهیم و خودش فرموده است: انا الاول و انا الاخر و در پاره ای از روایات معتبره آمده است که از هر سوگندی که خدای جل جلاله در کتاب خویش یاد فرموده مراد، اوست(195).
و گفته اند که حضرتش دارای یکصد و سه لقب بوده که از آن جمله است، مصطفی، حبیب الله، خاتم النبیین، امی و... و دارای نه کنیه که از آن جمله است ابوالقاسم، ابو ابراهیم و... و گفته شده است بهترین شعری که در این زمینه عرب گفته است قول ابیطالب و شعراو در وصف پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) است.

الم تر ان الله ارسل عبده - ببرهانه و الله اعلی و امجد(196)
و شق له من اسمه کی یجل - فذوالعرش محمود و هذا محمد(197)....