فهرست کتاب


مروارید آفرینش

حجه السلام و المسلمین دکتر سید مجتبی برهانی‏

سئوال ششم

یهودی پس از تصدیق مطالب گذشته گفت: ای محمد مرا خبر ده در ششمین سئوال از پنج چیزی که در تورات نوشته شده است و خداوند امر فرموده است که به حضرت موسی (علیه السلام) در آن پنج چیز بعد او اقتدا شود، پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: تو را به خدا اگر خبر دهم تو را به آن پنج چیز آیا اقرار به نبوت می کنی؟ یهودی گفت: آری یا محمد، پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: اول چیزیکه در تورات نوشته شده است این جمله است محمد رسول الله و به زبان عربی (طالب) گویند. سپس تلاوت فرمود این آیه را ... یجدونه مکتوبا عندهم فی التوراه و الانجیل...، و مبشرا برسول یأتی من بعدی اسمه احمد(131) و در سطر دوم اسم وصی من علی بن ابی طالب (علیه السلام) و در سط سوم و چهارم اسم دو سبط من حسن و حسین (علیه السلام) نوشته شده است و در سطر پنجم مادرشا فاطمه سبده نساء العالمین صولات الله علیها و در تورات اسم وصی من الیا است دو سبط من (شر و شبیر) و آن دو نور فاطمه هستند.
یهودی گفت: از فضیلت شما اهل بیت برایم بگو. پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: باری من فضیلیت است نسبت به انبیاء دیگر و آن اینکه هیچ پیامبری نیامد مگر اینکه در اثر اذیت و آزار قوم آنها را نفرین کرد، ولی من دعای خود را برای امتم به تأخیر انداختم تا با آن روز قیامت آنها را شفاعت کنم.
اما فضیلت اهل بیت من و ذریه ام بر غیر آنها مانند فضیلت ااب ایت بر تمام موجودات که به بوسیله آب حیات و نزدگی هر چیزی تأمین می شود و دوستی اهل بیت و ذریه من سبب کمال دین است. سپس پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) این آیه را تلاوت فرمود: البوم اکملت لکم دینکم و اممت علیکم نعمتی و رضیت لکم الاسلام دینا(132) و بالاخره به سئوال هفتم و هشتم و نهم و دهم هم حضرت جواب داد(133)
سپس نامه ای بیرون آمرد که جمیع آن جوابها که حضرت فرموده بود در آن مکتوب بود. پس گفت: یا رسول الله بحق آن خداوندی که تور را به حق فرستاده است ننوشته ام این سئوالها و جوابها را مگر از الواحی که حق تعالی برای حضرت موسی علیه السلام فرستاده بود و در تورات آنقدر فضل تو را خواندهام که در تورات شک کردم و چهل سال است که نام تو را از تورات محو می کنم و هر چند محو کردم باز نوشته دیدم و در تورات خوانده بودم که این مسائل را به غیر از تو کسی جواب نخواهد داد و در تورات نوشته است که در ساعتی که این مسائل را جواب خواهی گفت جبرئیل در جانب راست و میکائیل در جانب و وصی تو در پیش روی تو خواهد بود. حضرت فرمود: راست گفتی اینک جبرئیل و میکائل در جانب راست و چپ من هستند و وصی من علی بن ابیطالب در پیش روی من است(134).
در کتب خاصه و عامه مسطور است که زید بن عمروبن نفیل از مکه بیرون رفت برای طلب ملت حبیفه حضرت ابراهیم (علیه السلام در ملت یهودیت و نصرانیت، تفحص کرده بود و به آنها راضی نشده بود پر رفت به جانب موصل و جزیره العرب تا ا نکه به شام متهی شد، هر جا نام عالیم و راهبی را می شنید قصد او می نمود تا انیکه شنید راهبی عست در بلقا که علم نصرانیت به او منتهی شده است و اعلم ایشان است، در آن زمان چون به او رسید از او سئولا نمود از ملت حنیفه، رهب گفت امروز به ظاهر کسی نیست که دوست داشته باشد و مدرس شده است ولیکن به این زودی پیغمبری مبعوث خواهد شد در همان شهر که از آن بیرون آمده ای و بر ملت حنیفه ابراهیم (علیه السلام) خواهد بود. پس بزودی بسوی بلاد خود مراجعهت نما که هنگام بعثت او است و می باید ظاهر شده باد، پس به سرعت مراجعت نمود و در اثنای راه کشته شد و ورقه بن نوفل که صاحب طریقه او بود چون خبر کشته شدن او را شنید گریست و مرثیه ای برای او انشاء کرد(135).
و در روایت دیگر منقول است که از حضرت رسول (صلی الله علیه و آله و سلم) پرسیدند آیا استغفار کنمی رای او؟ فرمود: بلی استغفار کنید برای او که او در قیامت امت تنها مبعوص خواهد شد چون ایمان به من آورد و در طلب دین حق شهید شد(136) این بود جزئی از کتاب مفصلی که در احادیث و اخبار آمده و استثناء آنچه در کتب تاریخ و تفاسیر آمده است.
دفتر پنجم

ولادت حضرت رسول (صلی الله علیه و آله و سلم)

شیخ الطائفه ابی حعفر محمد بن الحسن الطوسی در کتاب ارزشمند مصباح المتهجد می گوید و فی یوم السابع عشر منه (ربیع الاول) کان مولد سینا رسول الله عند طلوع الفجر من یوم الجمعه فی عام الفیل(137)؛ یعنی میلاد رسول گرامی اسلم در روز هفدهم ربیع الاول به موقع طلوع فجر از روز جمعه و در سال عام الفیل وافع شد.
سید بن طاووس در کتاب اقبلا الاعمال می گوید:
و همچنین در مصباح افعمی روز میلاد را 17 بریع الاول ذکر می کند، منتهی در روز دوشنبه و سال عام الفیل(138).
مرحوم محدث قمی رحمه الله می گوید: بدانکه مشهور بین علمای امامیه است که ولادت با سعادت آن حضرت حضرت در هفدهم ماه ربیع الاول بوده ود علامه مجلسی رحمه الله نقل اجماع بر آن فرموده و اکثر علما اهل سنت در دوازدهم ماه مذکور ذکر نموده اند و شیخ کلینی و بعضی افاضل علمای شیعه نیز انی قول را اختیار فرموده اند.
علامه نوری طاب ثراه رساله ای در این باب نوشته موسوم به میزان السماء در تعیین مولد خاتم الانبیاء (صلی الله علیه و آله و سلم)(139) طالبین به آنجا رجوع نمایند(140).
مرحوم کلینی رحمه الله در اصول کافی گفته است که، ولادت آن حضرت رد وقتی شد که دوازده شب از ماه ربیع الاول گذشته بود در سالی؟فیل آوردند برای خراب کردن کعبه و به حجاره سجیل معذب شدند در روز جمه وقت زوال، به روایت دیگر: نزد طلوع فجر بود، پیش از بعثت به چهل سال و مادرش به آن حضرت حامله شد، در ایام تشریق نزد جمره وسطی ر منزل عبدالله بن عبدالمطلب و ولادت آن حضرت در مکه معظمه شد، در شعب ابی طالب در خانه محمد بن یوسف(141) و علامه مجلسی قدس سره و الشریف این نظر را حمل بر تقیه کرده است(142)

بشارت بانوان بهشتی به آمنه

مرحوم امین الاسلام طبرسی (صاحب تفسیر مجمع البیان) در کتاب ارزشمند اعلام الوری با علام الهدی می گوید:
ولد صلی الله علیه و آله و سلم یوم الجمعه عند طلوع الشمس السابع عشر من شهر الاول من عام الفیل
یعنی پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) روز جمعه 17 ربیع الاول موقع طلوع آفتاب متولد شد (عام الفیل)(143).
شیخ مفید رحمه الله در کتاب (مسار الشیعه) می گوید: و فس السابع عشر منه، مولد سیدنا رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) عند طلوع الفجر من یوم الجمعه فی عام الفیل(144) یعنی در روز 17 ربیع الاول میلاد پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) است، موقع طلوع فجر روز جمعه عام الفیل. اما در روایت عامه و اهل سنت، روز دوشنبه 12 ربیع الاول را میلاد او می دانند(145) مرحوم مجلسی ادعای اجماع نموده و میگوید بدان که اجماع علمای امایه منعقد است بر آنکه ولادت با سعادت آن حضرت در هفدهم ماه ربیع الاول شد و اکثر مخالفن در دوازدهم می دانند وافارد نادری از مخارفان در هشتم با دهم ماه مزبور قادل شده اند و شاذی از ایشان گفته اند که در ماه رمضان واقع نشد.(146)
شهر مکه در سکوت و ظلمت سنگینی فرو رفته بود و اثری از حیات و فعالیت به چشم نمی خورد، تنها ماه، مطابق معمول آرام، آرام از پشت کوههای سیاه اطراف بالا آمده بود و شعاع کمرنگ و لطیف خود را بر روی خانههای ساده و خالی از تجمل و روی ریگزارهای دور شهر پهن می کرد. کم کم شب از نیمه گذشت و نسیم لذت بخش و مطبوعی سرزمین تفتیده حجاز را فرا گرفت و آن برای مدت کوتاهی آماده استراحت ساخت. ستارگان هم در این هنگام بزم بی ریا رونق و صفا بخشیده و به روی ساکنین شهر مکه لبخند می زدند، اکنون سحر است و مرغان سحر خیز و شب زنده دار با لحنی روح افزا در آن هوای بهشتی نغمه سرداده و گویا با معشوقی راز و نیاز می کنند. کرانه افق در آستانه سپیده سحری است. ولی هنوز ساکت ابهام آمیزی بر شهر حکومت می کند و همه در خواب هستند فقط آمنه بیدار بود و دردی را که در انتظارش بود احساس کرد... درد رفته رفته شدیدتر شد... ناگهان چند بانوی ناشناس و نوارنی را در اطاق خویش دردی که بوی خوش از آنان به مشام می رسید متحیر بود که ایشان کیانند و چگونه را در بسته داخل شده اند، آمنه به آنها نگاه می کرد و آنها به او گفتند: یا آمنه: اشربی من هذاالشراب و أبشری بسید الاولین و الاخرین محمد المصطفی صلی الله علیه و آله.