فهرست کتاب


مروارید آفرینش

حجه السلام و المسلمین دکتر سید مجتبی برهانی‏

بشارت به ولادت و بعثت

حضرت رسول (صلی الله علیه و آله و سلم)

مرحوم کلینی در اصول کافی از امام صادق (علیه السلام) روایت می کند که آن حضرت در خطبه ای راجع به حالات و صفات رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) و ائمه اطهار علیهم السلام چین فرومود:
فلم یمنع ربنا لحلمه واناته و عطفه ما کان من عظیم جرمهم و قبیح أفعالهم، ان انتخب لهم احب انبیائه الیه و اکرمهم علیه (محمد بن عبد الله) صلی الله علیه و آله و سلم.
بزرگی گناه مردم و کارهای زشت آنان مانع حلم و مهلت و عطوفت پروردگار عالم نشد، - که به آنان رحمتی نماید - و محبوبترین و گرامی ترین پیامبرنش یعنی محمد بن عبد الله (صلی الله علیه و آله و سلم) را برای آنان انتخاب کرد.
فی حومه العز مولده، و فی دومه الکرم محتده
پیغمبری که مولدش در خاندان عزت و اصلش از دودمان کرم بود.
غیر مشوب حسبه، و لا ممزوج نسبه، و لا مجهول عند اهل العالم صفته
حبسش نقصی نداشت ونسبش آلوده نبود، صفات برجسته اش نزد دانشمندان مجهول نبود.
بشرت به انبیاء فی کتبها و نطقت به العلماء بنعتها، و تأملته الحکماء بوصفها
پیامبران گذشته در کتب آسمانی خود بشارت به جود شریفش داده بودند و دانشمندان به صفات نیکویش زبان گشوده و حکیمان به اوصاف برجسته او نظر دوخته بودند.
مهذب لا یدانی، هاشمی لا یوازی، أبطحی لاسیامی
وجود مهذب و پاکی است که هرگز پست نمی شود، تنها فرد هاشمی است که همتا در عالم ندارد و تنها مرد مکی است که کسی به شوکت و مفاخر او نمی رسد.
شیمته الحیاء و طبیعته السخاء
حیاء و نجابت او را پوشانده و سخا و مروت طبیعت و سرشت او بود.
مجبول علی اوقار النبوه و اخلاقها، مطبوع علی اوصاف الرساله و احلامها
به هیبت و بزرگی و اخلاق نبوت آراسته بود و به اوصاف رسالت و وحی سرشته بود.
الی ان انتهت به اسباب مقادیر الله اوقاتهها، و جری بامرالله القضاء فیه الی تهایاتها، اداه محتوم قضاء الله الی غایاتها
تا اسباب و مقدرات حق زمینه مساعدی برای او فراهم آورد و حکم استوار حق درباره او به نهایت رسید در این وقت قضای حتمی حق جل و علا حضرتش را به منتهی درجه رسانید،
تبشر به کل من بعدها و یدفعه کل أب الی أب، من ظهر الی ظهر...
هر امتی بشارت وجودش را به امت بعد از خودش می داد و آن نور مقدس از صلب پدری به پدر دیگر منتقل می شد...(103)

پیمان مقدس

واذ أخذ الله میثاق النبیین لما اتیتکم من کتاب و حکمه ثم جاءکم رسول مصدق لما معکم لتومنن به و لتنصرونه قال أقررتم و أخذتم علی ذلکم اصری قالوا أقررنا قال فاشهدوا أنا معکم من الشهدین.(104)
ترجمه: (بخاطر بیاورید) هنگامی را که خداوند پیمان موکد از پیامبران (و پیروان آنها) گرفت که هر گاه کتاب و دانش به شما دادم سپس پیامبری به سوی شما آمد که آنچه را با شما است تصدیق می کند، به او ایمان بیاورید و او را یاری کنید سپس (خداوند) به آنها گفت: آیا اقرار به این موضوع دارید و پیمان موکد بر آن بیستید؟ و گفتند (آری) اقرار داریم (خداوند به آنها) گفت: بر این پیمان مقدس گواه باشید و هم با شما گواهم.
مرحوم علامه مجلسی قدس سره(105) می فرماید: احادیث معتبره مطابق آیات کریمه وارد شده است که حق تعالی پیمان گرفت از پیغمبران گذشته که خبر دهند امتهای خود را به بعثت پیغمبر آخر الزمان (صلی الله علیه و آله و سلم) و اوصیای گرامی آن حضرت، و امر کنند ایشان را که تصدیق به حقانیت پیغمبری و امامت ایشان نمایند(106).
فخر رازی در تفسیر خود در ذیل آیه فوق از امیرالمومنین علی (علیه السلام) نقل می کند که فرمود: ان الله تعالی ما بعث آدم علیه السلام و من بعده من الانبیاء (علیه السلام) الا اخذ علیهم العهد لئن بعث محمد علیه الصلوه و السلام و هو حی لیومنن به...(107) یعنی هنگامی که خداوند آدم و سایر ابنیاء را آفرید از آنها عهد و پیمان گرفت که هرگاه محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) مبعوث شد به او ایمان آورند و یاریش کنند.
مانند این حدیث را تفسیر صافی از حضرت علی (علیه السلام) نقل کرده است و باز از تفسیر مجمع البیان مرحوم طبرسی نقل.یکند که از امیرالمومنین (علیه السلام) که فرمود:
ان الله تعالی اخذ علی الانبیاء قبل نبینا أن یخبروااممهم بمبعثه و نعمته و یبشروهم به و یأمروهم بتصدیقه،(108) یعنی خداوند از پیامبران قبل از پیامبر ما عهد گرفت که امم خود را خبر دهند به بعثت پیامبر اسلام و نقل اوصاف او، به آنها بشارت دهند به وجود آن حضرت و به تصدیق او امر کنند.
علامه سید هاشم بحرانی در تفسیر البرهان به نقل از علی بن ابراهیم می گوید:
ان الله أخذ میثاق نبیه (صلی الله علیه و آله و سلم) علی الانبیاء ان یومنوا به و یخبروا أممهم بخبره(109).
و امتهای خود را خبر دهند از بعثت او در آینده. عبدالله بن سلام می گوید: ما می شناسیم محمد را از زیاده از آنچه فرزندان خود را می شناسیم زیرا که نعت آن حضرت را در کتابهای خد خوانده ایم و در آن شک نداریم(110).