فهرست کتاب


مروارید آفرینش

حجه السلام و المسلمین دکتر سید مجتبی برهانی‏

خصوصیات فردی و تشخیص جامع

پیامبر اکرم اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم)

پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) به حق شخصیتی بی همتا در طول تاریخ بشریت است، شخصیتی که همچون تابان در آسمان انسانیت می درخشد، و در کالبد ارزشهای والای اخلاقی و کمالات و سجایای انسانی، روح می دمد. او الگویی جامع از جمیع کمالات و امتیازاتی است که یک انسان در همه ابعاد وجودی خود می تواند داشته باشد، و زندگی پر عظمت و شگفت آمیز آن حضرت نمونه کامل آن است که برای همیشه چون مشعلی فروزان فرا راه آدمیان پرتو افشانی می نماید.
علی (علیه السلام) در قسمتی از خطبه معروف به دیباج که ابو محمد حسن بن علی بن الحسین بن شعبه حرانی در تحف العقول(71) آنرا نقل کرده می فرماید:
فاقتوا بهدی(72) رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم)، فانه أفضل الهدی واستنوا بسنته فانها أشرف السنن یعنی: از هدایت رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) پیروی کنید زیرا آن بهترین راه و روش زندگی است، و سنت آن حضرت را بر خود طریق مشی قرا دهید زیرا که آن شریفترین سنن جهان است.
بحث دراین زمینه فراوان است، مقداری در دفتر اول و دوم اشاره شد و در آینده هم انشاء الله به نکاتی خواهیم پرداخت، و اینک قبل از ورود به بحث روشها و آداب به نکات فشرده ای راجع به وجود مقدس آن حضرت می پردازیم.

خلقت نور پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم)

مرحوم صدوق قدس سره به سند خود از امام جعفر صادق (علیه السلام)از پدرش از جدش از امیر المومنین علیهم آلاف التحیه و السلام و الثناء نقل می کند که فرمود: حق - سبحانه و تعالی - نور مقدس حضرت رسالت پناه (صلی الله علیه و آله و سلم) را خلق فرمود پیش از آنکه آسمانها و زمین و عرش و کرسی و لوح و قلم و بهشت و دوزخ را بیافریند و پیش از آنکه احدی از پیامبران و خلق نماید به چهار صدو بست و چهار هزار سال، و با آن نور، دوازده حجاب(73) خلق نمود: حجاب قدرت، حجاب عظمت، حجاب منت، حجاب رحمت، حجاب سعادت، حجاب کرامت، حجاب منزلت، حجاب هدایت، حجاب نبوت، حجاب رفعت، حجاب هیبت، و حجاب شفاعت، پس نور مقدس را در حجاب قدرت دوازده هزار سال جای داد و او می گفت: سبحان ربی الاعلی، و در حجاب عظمت یازده هزار سال جای داد و او می گفت: سبحان ربی الاعلی، و در حجاب عظمت یازده هزار سال و می گفت: سبحان عالم السوء، و در حجاب منت ده هزار سال و می گفت: سبحان من هو قائم لایهلو، و در حجاب رحمت نه هزار سال و می گفت: سبحان الرفیع الاعلی، و در حجاب سعادت هشت هزار سال می گفت: سبحان من هو قائم لا یسهو، و در حجاب کرامت هفت هزار سال می گفت: سبحان من هو غنی لایفتقر، و در حجاب منزلت شش هزار سال و می گفت: سبحان ربی العلیم الکریم، و در حجاب هدایت پنج هزار سال و می گفت: سبحان ذی العرش العظیم، و در حجاب نبوت چهار هزار و می گفت: سبحان رب العزه عما یصفون، و در حجاب رفعت سه هزار سال و می گفت: سبحان ذی الملک و الملوک، و در حجاب هیبت دو هزار سال و می گفت: سبحان الله و بحمده، و در حجاب شفاعت هزار سال و می گفت: سبحان ربی العظیم و بحمده.
پس نام مقدس آن حضرت را بر لوح، ظاهر گردانید، پس چهار هزار سال بر لوح می درخشید سپس اسم اطهر آن جناب را بر عرش ظاهر گردانید و بر ساق عرش ثبت نمود، پس هفت هزار سال در آنجا بود و نور می بخشید، و همچنان در احوال رفعت و جلال می گردید تا آنکه حق تعالی آن نور را در پشت حضرت آدم (علیه السلام) جای داد ، و از صلب آدم گردانید تا صلب نوح، و همچنان در اصلاب طاهره از صلیبی به صلبی منتقل می گردانید تا آنکه حق تعالی او را از صلب عبدالله بن عبدالمطلب بیرون آورد، و او را به شش کرامت گرامی داشت: پیراهن خشنودی بر او پوشانید، به رداء هیبت او را مزین گردانید، به تاج هدایت سرش را به اوج رفعت رسانید، بدن او را جامه معرفت پوشانید، و کمربند محبت برمیان او بست، نعلین خوف و بیم در پای او کرد، و عصای منزلت به دست او داد.
پس وحی نمود که: ای محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) برو به سوی مردم و ایشان را امر کن که بگویند: لا اله الا الله محمد رسول الله و اصل آن پیراهن از شش جوهر بود: قامتش از یاقوت، آستینهایش از مروارید، دور دامنش از بلور زرد، زیر بغلهایش از زبر جد، گریبانش از مرجان سرخ و چاک گریبانش از نور پروردگار عالیمان.
و حق تعالی توبه آدم را به آن پیراهن قبول کرد، و انگشتر سلیمان را به او باز گردانید، و یوسف را به برکت آن پیراهن به سوی یعقوب برگردانید، و یونس را به کرامت آن از شکم ماهی نجات داد. و به برکت آن، هر پیغمبر از محنت خود نجات یافت. و آن پیراهن نبود مگر پیراهن محمد (صلی الله علیه و آله و سلم)(74)
توضیح اینکه قبل از خلقت عرش و کرسی و آسمانها و زمین، زمان و موجود زمانی وجود نداشته و مراد از زمان دو هزار سال یا کمتر یا بیشتر، آن زمانی که در ذهن ماست و برای ما از روی ساعات و روز و هفته و ماه و غیره شناخته شده است نیست. زیرا همه اینها (مقدار حرکت است) پس مراد ازدیام، ایام سنین ربویی است که فرمود: و ان یوما عند ربک کالف سنه مما تعدون(75)
و توضیح دوم اینکه، علامی مجلسی رحمه الله می گوید: غرض ذکر جمیع احوال آن حضرت نبوده، چون با عددی که در ابتدا اعلام شده تطبیق نمی کند. بلکه بر نور آن حضرت حالاتی گذشته است که قبل از این حالات یا بعد از آن و یا بین این حالات بوده است که در این روایت ذکر نشده است.
صاحب فرائد المسطین (جوینی خراسانی از اعلام قرن هفتم و هشتم هجری قمری) از سلمان فارسی نقل می کند که می گوید: شنیدم از رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) که می فرمود:
خلقت انا و علی بن ابی طالب من نور الله عن یمین العرش نسبح الله و نقدسه من قبل ان یخلق الله عزوجل ادم باریعه عشر الف سنه، فلما خلق الله آدم نقلنا الی اصلاب الرجال و ارحام النساء الطاهرات، ثم نقلنا الی صلب عبدالمطلب، و قسمنا نصفین فجعل نصف فی صلب أبی، عبدالله و جعل نصف آخر فی صلب عمی، ابی طالب، فخلقت من ذلک النصف، و خلق علی من النصف الاخر، و اشتقق الله تعالی لنا من اسمائه، فالله عزوجل محمود و انا محمد، الله الاعلی،و اخی، علی، و الله الفاطر و البتنی، فاطمه، و الله محسن و ابنای، الحسن و الحسین، و کان اسمی فی الرساله و النبوه و کان اسمه فی الخلاقه و اشجاعه و انا رسول الله و علی ولی الله(76)
ترجمه: من و علی و نور خداوند خلق شدیم و در یمن عرش مشغول تسبیح و تقدیس خداوند بودیم چهارده هزار سال قبل از خلقت آدم، و زمانی که آدم خلق شد ما منتقل شدیم به اصلاب و ارحام پاک، سپس منتقل شدیم به صلب عبدالمطلب و در انیجا نور ما دو قسم شد، نصف آن در صلب پدرم عبدالله و نصف دیگر، علی خلق شد و خداوند اعلی است و برادرم علی، خداوند فاطر است و دخترم فاطمه، و خداوند محسن است و فرزندانم حسن و حسین، و نام من در رسالت و نبوت ثبت شد و اسم او در خلافت و شجاعت، من رسول الله هستم و علی ولی الله.
مرحوم صدوق در کتاب علل الشرایع از ابراهیم بن هارون هاشمی از محمد بن احمد بن ابی الثلخ از عیسی بن مهربان از منذر شراک از اسماعیل بن علیه از اسلم بن میسره عجلی از انس بن مالک از معاذین جبل نقل می کند که معاذ می گوید: رسول گرامی اسلام فرمود:
ان الله عزوجل خلقتنی و علیا و فاطمه و الحسن و الحسین قبل ان یخلق الدنیا بسبعه الاف عام، قلت: فاین کنتم یا رسول الله؟ قال: قدام العرش نسبح الله تعالی نحمده و نقدسه و نمجده قلت: علی ای مثال؟ قال: اشباح نور حتی اذا ارد الله عزوجل ان یخلق صورنا صیرنا عمود نور، ثم قدفنا فی صلب آدم ثم اخرجنا الی اصلاب الاباء و ارحام الامهات و لایصیبنا نجس الشرک و لا سفاح الکفر یسعد بنا قوم و یشقی بنا آخرون، فلما صیرنا الی صلب عبدالمطلب اخرج ذلک النور، فشقه نصفین فجعل نصفه فی عبدالله و نصفه فی ابی طالب، ثم اخرج النصف الذی لی الی آمنه و النصف لاخر الی فاطمه بنت اسد، فاخرجتنی آمنه و أخرجت فاطمه علیا. ثم أعاد عزوجل العمود الی فخرجت منی فاطمه ثم ادعا عزوجل العمود الی علی فخرج منه الحسن و الحسین - یعنی من النصفین جمیعا - فما کان نور علی فی ولدالحسن، و ما کان من نوری صار فی ولدالحسین فهو ینقل فی الائمه من ولده الی یوم القیامه(77)
ترجمه: بدرستی که حق تعالی خلق کرد من و علی و فاطمه و حسن و حسین را هفت هزار سال پیش از آنکه دنیا را خلق نماید، معاذ عرض کرد پس در کجا بودید ای رسول خدا؟ فرمود: در پیش عرش بودیم تسبیح و تحمید و تقدیس و تمجید خدا می کردیم، گفت: به چه مثال و مانند بودید؟ فرمود: شبحی از نور بودیم، پس چون حق تعالی خواست صورت ما را خلق نماید ما را عمودی از نور گردانید و در صلب آدم (علیه السلام) جای داد. سپس ما را از صلبهای پدران و رحمهای مادران بیرون آورد و نجاست شرک و پلیدی کر به ما نرسید پس گروهی چند در هر زمانی به سبب ایمان آوردن به ما سعادتمند می شدند و گروهی چند با ایمان نیاوردن به ماشقی می شدند پس چون ما را به صلب عبدالمطلب در آورد، آن نور را به دو نیم کرد، پس نصف عبدالله و نصف دیگر را در صلب ابوطالب جای داد. پس آن نصف که از من بود به رحم آمنه منتقل شد و نصف دیگر به رحم فاطمه بنت اسد انتقال یافت. پس من به رحم آمنه بهم رسیدم و علی از فاطمه، پس تمام عمود نور به من برگشت و فاطمه از من بهم رسید، و نیز تمام عمود نور به علی برگشت و حسن و حسین از هر دو نصف نور بهم رسیدند. آنچه از نور علی بود در اولاد حسن قرار گرفت و آنچه از نور من بود در فرزندان حسین قرار گرفت. پس نور من در امامان از فرزندان حسین می گردد تا روز قیامت.
سید شرف الدین حسینی استرآبادی از شاگردان محقق کرکی و از اعلام قرن دهم هجری در کتاب تأویل الایات الظاهر می گوید:
فقال تعالی: و من یعطع الله و الرسول فاولئک مع الذین انعم الله علیهم من النبیین و الصدیقین و الشهداء و الصالحین و حسن اولیک رفقیا(78)، بعد از ذکر آیه شریفه می گوید: تاویله: ذکر الشیخ ابوجعفر الطوسی فی کتابه (مصباح الانوار(79)) قال فی حدیث النبی صلی الله علیه و اله و سلم لعمه العباس بمشهد من القرابه و الصحابه:
وری انس بن مالک قال: صلی بنا رسول الله صلی الله علیه و اله و سلم فی بغض الایام صلوه الفجر ثم علینا بوجهه الکریم فقلت له: یا روسل الله! ان رأیت ان تفس لنا قوله تعالی: فاولیک مع الذین أنعم الله علیهم من النبیین و الصدیقین و الشهداء و الصالحین و حسن اولئک رفقیا(80) فقال صلی الله علیه و آله و سلم: اما النبیون فانا و اما الصدیقون فاخی علی و اما الشهداء فعمی حمزه و اما الصالحون فابنتی فامطه و اولادها الحسن و الحسین، قال: و کان العباس حاضرا فوثب و جلس بین یدی رسول الله و قال: السنا أنا و انت و علی و فاطمه و الحسن و الحسین من نبعه(81) واحده قال: و ما ذاک یا عم؟ قال: لانک ترف بعلی و فاطمه و الحسن و الحسین دوننا. قال: فتبسم النبی صلی الله علیه و آله و سلم و قال: امام قولک ای عم السنا من نبعه واحده فصدقت ولکن یا عم
در کتاب مصباح الانوار از انس من مالک روایت کند که در صبح یکی از روزها نماز را با رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) بجا آورد. سپس آن حضرت متوجه ما گردید من حضورش عرض کردم: اگر میل دارید، تفسیر آیه را بیان فرمائید، فرمود: مراد از نبین من هستم و صدیقین برادرم علی بن ابی طالب و شهداء عمویم حمزه و صالحون دخترم فاطمه و فرزندانش حسن و حسین می باشند. عباس عموی پیامبر در آن جا حاضر بود به جانب حضرت رسول آمد و گفت آیا من و شما و علی و فاطمه و حسن و حسین از یک طایفه و یک اصل نیستم؟ پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: چگونه و چطور ای عمو؟ عباس عرض کرد: شما، علی و فاطمه و حسن و حسین را معرفی کردید و نامی از من ذکر نکردید. پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) لبخندی زد و فرمود: اینکه گفتید ما از یک طایفه نیستم، چرا: همگی از یک طایفه می باشیم. لکن ای عمو.
ان الله خلقنی و خلق علیا و فاطمه و الحسن و الحسین قبل ان یخلق الله آدم حین لاسماء مبنیه و الارض مدحیه و لاظلمه و لانور و لاشمس و لاقمر و لاجنه و لانار فقال العباس: فیک کان بدء خلقکم یا رسول الله؟ فقال: یا عم! لما اراد الله ان یخلقنا تکلم کلمه، خلق منها نورا، ثم تکلم کلمه اخری فخلق منها روحا، ثم مزج النور بالروح، فخلقنی و خلق علیا و فاطمه و الحسن و الحسین. فکنا نسبحه حین لا تسبیح، او نقدسه حین تقدیس. فلما اراد الله تعالی ان ینشی ء الصنعه، فتق نوری فخلق منه العرش، فالعرش من نوری و نوری من نور الله و نوری افضل من العرش، ثم فتق نور اخی علی، فخلق منه الملائکه، فالملائکه من نور علی و نور علی من نور الله و علی افضل من الملائکه، ثم فتق نور ابنتی فاطمه، فخلق منه السماوات و الارض، فالسماوات و الارض من نور ابنتی فاطمه و نور ابنتی فاطمه من الله و ابنتی فاطمه افضل من السماوات و الارض، ثم فتق نور ولدی الحسن و خلق منه الشمس و القمر، فالشمس و القمر من نور ولدی الحسن و نور الحسن من نور الله و الحسن افضل من الشمس و القمر ثم فتق نور ولدی الحسین و نور ولدی الحسین من نور الله و ولدی الحسین افضل من الجنه و الحور العین، ثم امر الله الظلمات ان تمر علی سحائب القطر، فاظلمت السموات علی الملائکه فضجت الملائکه بالتسبیح و القتدیس، و قالت: النها و سیدنا منذ خلقنا و عرفتنا هذه الاشباح لم نر بوسا فبحق هذه الاشباح الا ما کسف عنا هذه الظلمه، فاخرج الله من نور ابنتی فاطمه قنادیل فعلقها فی بطنان العرش فأزهرت السموات و الارض، ثم اشرقت بنورها، فلاجل ذالک سمیت الزهراء، فقالت الملائکه: الهنا و سیدنا لمن هذه النور الزهرا الذی قد اشرقت به السموات و الارض؟ فاوحی الله الیها، هذا نور اخترعته من نور جلالی لامتی فاطمه ابنه حبیبی و زوجه ولیی و اخی نبیی و الی حججی علی عبادی. اشهدکم ملائکی انی قد جلعت ثواب تسبحکم و تقدیسکم لهذه المرأه و شیعتها و محبیها الی یوم القیامه. قال: فلما سمع العباس من رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) ذلک وثب قائما و قبل بین عینی علی (علیه السلام) و قال: و الله یا علی انت الحجه البالغه لمن آمن بالله و الیوم الاخر(82)
حق تعالی خلق کرد مرا و علی و فاطمه و حسن و حسین را پیش از آنکه خلق کند آدم را در هنگامیکه نه آسمان بود و نه زمین و نه نور و نه ظلمت، نه آفتاب و نه ماه، نه بهشت و نه دوزخ، پس عباس گفت: چگونه بود ابتدای آفرینش شما یاد رسول الله؟ فرمود: ای عمو! چون حق تعالی خواست ما را خلق کند کلامی ایجاد کرد و از آن کلام نوری آفرید، پس مرا و علی و فاطمه و حسن و حسین را آفرید. پس ما خدا را تسبیح می گفتیم، هنگامیکه که تسبیح گوینده ای دیگر نبود و او را تقدیس نموده و به پاکی یاد می کردیم در هنگامیکه تقدیس کننده ای نبود و او جز ما، پس چون خدا خواست که سایر خلق را بیافریند نور مرا شکافت و عرش را از آن آفرید پس عرش از نور من است و نور من از نور خداست و نور من برتر از عرش است، پس نور برادرم علی را شکافت و ملائکه را از آن خلق کرد پس ملائکه از نور علی بهم رسیدند و نرو علی از نور خدا است و علی از ملائکه افضل است، سپس نور دخترم فاطمه را شکافت پس بیافرید از آن آسمانها و زمین را، پس آسمانها و زمین از نور دخترم آفریده شدند و نور فاطمه از نور خداست و فاطمه از آسمانها و زمین است، پس بشکافت نور حسن فرزندم را و بیافرید از آن آفتاب و ماه را، پس آفتاب و ماه از نور فرزندم حسن بوجود آمده اند و نور حسن از نور خداست و حسن از آفتاب و ماه افضل است پس نور فرزندم حسین را شکافت و از نور، بهشت و حورالعین را آفرید، پس بهشت و حورالعین از نور فرزندم حسین آفریده شده اند و نور فرزندم حسین از نور خداست و فرزندم حسین بهتر است از بهشت و حورالعین، آنگاه به ظلمات امر کرد که به تاریکی خود بپوشاند آسمانها را، پس ظلمت آسمانها را فرا گرفت و فرشتگان را در ظلمت و تاریکی قرار داد، آنها به تسبیح و تقدیس فریادشان بلند شده و گفتند: پروردگار از زمانی که ما را آفریدی و این اشباح را به ما شناسانیدی، هیچگونه زحمتی ندیدیم. پروردگارا به حق این اشباح و ارواح مقدسه این تاریکی را از ما برطرف ساز، پس خداوند از نور دخترم فاطمه قندیل هایی بیرون آورده و بعرش آویزان نمود، از نور آن قندیلها، آسمان و زمین روشن و ظاهر گشت بدین جهت دخترم ملقب به زهراء شد. فرشتگان گفتند: پروردگارا نوری را که موجب روشنائی آسمان و زمین گردید از چیست؟ به آنها وحی فرمود: این نوری است که بیرون آوردم از نور جلال خود برای کنیزم فاطمه، دختر حبیبم محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) و زوجه ولیم و برادر پیغمبرم و پدرم حجت های خودم بر بندگانم.
ای فرشتگان! گواه باشید که من ثواب تسبیح و تقدیس شما را قرار دادم برای فاطمه و شیعیان و دوستارانش تا روز قیامت.
عباس چون این بیانات را از رسول خدا شنید از جای خود بلند شد و میان دو چشمان امیرالمومنین (علیه السلام) را بوسید و گفت: یا علی! بخدا قسم تو حجت بالغه خدائی برای کسانیکه به خدا و روز قیامت ایمان بیاورند(83)
و ذکر علی بن ابراهیم - رحمه الله - فی تفسیره: ان النبیین، رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) و الصدیقین، امیرالمومنین (علیه السلام)، و الشهداء الحسن و السحین (علیه السلام)، و الصالحین، الائمه صلوات الله علیهم، و (حسن اولئک رفقیا)، القائم من آل محمد علیه الصلاه و السلام(84)
علی ابن ابراهیم قمی در تفسیر خود وقتی آیه 69 سوره نساء را تفسیر فرموده گفته است: مراد از نبیین، پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) صدیقین، امیرالمومنین (علیه السلام) و شهداء، حسن و حسین (علیه السلام) و صالحین، ائمه (علیه السلام) و حسن اولئک رفیقا قائم آل محمد (عج) است.
و عن جابربن عبدالله قال: قلت لرسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) اول شی ء خلق الله تعالی ما هو؟ فقال: نور نبیک یا جابر، خلقه الله ثم خلق منه کل خیر(85)
از جابربن عبدالله نقل شده است که می گوید: به رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) گفتیم: چه چیزی را خداوند اول آفرید؟ فرمود: نور پیغمبر تو ای جابر، خداوند آنرا نخست آفریده، و سپس هر خوبی و خیری را از آن نمود.
و عن جابر ایضا قال: قال رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم): اول ما خلق الله نوری، ابتدعه من نوره و اشتقه من جلال عظمته(86)
و نیز در همان کتاب از جابربن عبدالله نقل شده که پیغمبر خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: نخستین چیزی که خداوند آفرید نور من بود که از نور مقدس خودش آنرا ایجاد کرد، و از جلال عظمت خود آنرا مشتق نمود.
و فی بصائرالدرجات عن بشر بن ابی عقبه عن ابی جعفر و ابی عبدالله (علیه السلام) قال: ان الله خلق محمد، (صلی الله علیه و آله و سلم) من جوهره تحت العرش(87)... الحدیث؛
و در کتاب بصائر الدرجات از حضرت باقر و صادق علیهماالسلام روایت شده که فرمودند: خداوند متعال محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) را از گوهری که نزد عرش بود آفرید.
فی تفسیر الفرات، عن عبدالله بن عباس فی حدیث عن رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) قال: خلقنی و اهل بیتی من طینه یخلق منها احدا غیرنا فکنا اول من ابتدأ من خلقه(88)
در تفسیر فرات در ضمن حدیثی از رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) روایت شده، فرمود: خدای متعال من و اهل بیت مرا از خمیره ای خلق کرد که احدی را از آن نیافریده است و ما نخستین پدیده از خلقت خدا هستیم.
و به سند معتبر از ابوذر منقول است که حضرت رسول (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود من و علی بن ابی طالب از یک نور آفریده شدیم و تسبیح خدا می گفتیم در جانب راست عرش، پیش از آنکه خدا آدم را بیافریند و به دو هزار سال، پس چون خدا آدم را آفرید، آن نور را پشت او جای داد و چون در بهشت ساکن شد ما در پشت او بودیم و چون نوح در کشتی سوار شد ما در پشت ا بودیم، چون ابراهیم را به آتش انداختند ما در پشت او بودیم و پیوسته حق تعالی، ما را از اصلاب پاکیزه منتقل می گردانید به رحمهای پاک و مطهر، تا رسیدیم به عبدالمطلب پس آن نور را به دو نیم کرد مرا در صلب عبدالله گذاشت و علی را در صلب ابوطالب و به من پیغمبری و برکت داد و به علی فصاحت و شجاعت و برای ما در نام از نامهای مقدس خود اشتیاق نود.
پس خداوند صاحب عرش، محمود است و من محمدم و خداوند بزرگ، اعلی است و برادرم علی است، پس مار برای رسالت و پیغمبری مقرر نمود و علی را برای وصایت و امامت و حکم به حق در میان مردم(89).
و در حدیث معتبر از حضرت امام محمد تقی (علیه السلام) منقول است که: پیوسته حق تعالی متفرد بود در یگانگی خود و جزا او احدی نبود، بعد خلق کرد محمد و علی و فاطمه را، و بعد از هزار دهر و روزگار جمیع چیزها را آفرید، پس ایشان را گواه گرفت بر آفریدن آنها و اطاعت ایشان را بر سایر مخلوفات واجب کرد و امور خلق را به ایشان گذاشت و ایشان هیچ کار نمی خواهند و اراده نمی نمایند مگر به مشیت الهی(90).
و به سند معتبر از ابوسیعد خدری منقول است که شخصی از حضرت رسول سئوال کرد از تفسیر قول حق تعالی که به شیطان لعین خطاب نمود هنگامیکه ابا کرد از سجده حضرت آدم (علیه السلام):
استکبرت ام کنت من العالین(91)، من هم یا رسول الله الذین هم اعلی من الملائکه المقربین؟ فقال رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم): انا و علی و فاطمه و الحسن و الحسین، کنا فی سرداق العرش نسبح الله فسبحت الملائکه بتسبیحان قبل ان یخلق الله عزوجل آدم بالفی عام، فلما خلق الله عزوجل آدم امر الملائکه ان یسجدوا (له) و لم یومروا بالسجود الا لاجلنا. فسجدت الملائکه کلهم اجمعون الا ابلیس ابی ان یسجد فقال له الله تبارک و تعالی: یا ابیلس ما منعک ان تسجد لما خلقت بیدی استکبرت ام کنت من العالین ای من هولاء الخمسه المکتوبه أسمائهم فی سرادق العرش. فنحن باب الله الذی یوتی منه، بنا یهتدی المهتدون، فمن أحبنا أحبه الله و أسکنه جنته، و من ابغضنا ابضه الله و اسکنه ناره، و لا یحبنا الا من طاب مولده.(92)
ترجمه: آیا تکبر نمودی یا از بلند مرتبگان بودی؟ پرسید: کیستند آن بلند مرتبه ها که مرتبه ایشان از ملائکه بلندتر است؟ حضرت فرمود: من و علی و فاطمه و حسن و حسین (علیه السلام) در سراپرده عرش بودیم و تسبیح الهی می کردیم و ملائکه به تسبیح ما تسبیح می کردند قبل از آنکه حق تعالی آدم را خلق فرماید به دو هزار سال، پس چون خداوند آدم را خلق کرد ملائکه را امر فرمود که سجده کنند برای آدم و امر نکرد به سجود مگر به خاطر ما، پس همه ملائکه سجده کردند مگر ابلیس که او ابا نمود از سجده، پس خداوند به او خطاب نمود که: آیا تکبر نمودی از سجود یا آنکه از آنانی بودی که بلند مرتبه ترند از آنکه آدم را سجده کنند؟ یعنی این پنج بزرگوار که نامشان در سراپرده عرش نوشته شده است. پس ما هستیم آن دری که به وسیله آن به سوی خدا می آیند، به، هدایت می شوند هدایت شوندگان، هر که ما را دوست داشته باشد خدا را دوست دارد و او را در بهشت خود ساکن می کند و هر که ما را مبغوض دارد خدا را مبغوض داشته و جای او آتش است، و دوست نمی دارد ما را مگر حلال زاده.ژ
و در حدیث معتبر از امام صادق (علیه السلام) منقول است که:
ان الله تبارک و تعالی خلق اربعه عشر نورا قبلا خلق الخلق باربعه عشر الف عا، فهی ارواحنا، فقیل له: یابن رسول الله و من الاربعه عشر؟ فقال: محمد و علی و فاطمه و الحسن و الحسین و الائمه من ولد الحسین، آخرهم القائم الذی یقوم بعد غیبته فیقتل الدجال و یطهر الارض من کل جور و ظلم(93)؛
حق تعالی چهارده نور آفرید قبل از اانکه سایر خلائق را بیافریند به چهارده هزار سال، پس آنها ارواح ما بودند. گفتند: یابن رسول الله کیستند آن چهارده نفر؟ فرمود: محمد علی و فاطمه و حسن و حسین و نه امام از فرزندان حسین (علیه السلام) که آخر ایشان حضرت قائم است که غائب خواهد شد و بعد از غیبت ظاهر خواهد شد و دجال را خواهد کشت و زمین را از هر جور و ستم پاک خواهد کرد.
و در حدیث معتبر از حضرت امیرالمومنین (علیه السلام) منقول است که فرمود: منم بنده خدا و برادر رسول خدا و بسیار تصدیق کننده و در روز اول، به تحقیق که به ایمان آوردم و او را تصدیق نمودم هنگامیکه هنوز روح آدم به بدن او تعلق نگرفته بود و در امت شما نیز اول کسی که او را تصدیق کرد من بودم، پس مائیم پیشی گیرندگان در اول و آخر(94).
و در حدیث معتبر دگر از آن حضرت منقول است: چون حق تعالی ارواح را آفرید پهن کرد ایشان را نزد خود. پس به ایشان خطاب نمود که: کیست پروردگار شما؟ پس اول کسی که سخن گفت رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) و امیرالمومنین و امامان (علیه السلام) از فرزندان ایشان بودند. گفتند: توئی پروردگار ما، پس علم و دین خود را بر ایشان حمل کرد، پس به ملائکه گفت: ایشان حاملان دین و علم من هستند و امینان من در خلق من هستند و علوم مرا از ایشان باید پرسید، سپس به فرزندان آدم خطاب نمود که اقرار نمائید از برای خدا به پروردگاری و از برای این گروه به فرمانبرداری و ولایت و محبت، پس گفتند: بلی ای پروردگار، اقرار کردیم پس حق تعالی به ملائکه فرمود که گواه باشید، پس ملائکه گفتند: گواه شدیم که فردا نگویند ما از این غافل بودیم. پس حضرت صادق (علیه السلام) فرمود: والله که ولایت ما را بر پیغمبران تأکید کردند در میثاق روز است(95)
این حدیث اشاره دارد به مطلبی که در آیه 172 سوره مبارکه اعراف آمده:
و اذ أخذ ربک من ینی آدم من ظهورهم ذریتهم و أشهدهم علی أنفسهم ألست بربکم قالوا بلی شهدنا أن تقولوا یوم القیامه انا کنا عن هذا غافلین
ترجمه: به خاطر بیاور زمانی را که پروردگارت از پشت و صلب فرزندان آدم، ذریه آنها را برگرفت و آنها را گواه بر خویشتن ساخت (و فرمود): آیا من پروردگار شما نیستم؟ گفتند: آری، گواهی می دهیم (چرا چنین کرد؟) برای اینکه در روز رستاخیز نگویند ما از این غافل بودیم (و از پیمان فطری توحید و خداشناسی بی خبر بودیم(96))
حدیثی از امام صادق شده که فرمود:
ان الله أخذ المیثاق علی الناس لله بالربوبیه و لرسوله (صلی الله علیه و آله و سلم) بالنبوه و لأمیر المومنین و الائمه علیهم السلام بالامامه، ثم قال: ألست بربکم؟ و محمد نبیکم و علی امیرکم و الائمه الهادون اولیائکم؟ قالوا: بلی، فمنهم اقرار باللسان و منهم تصدیق بالقلب(97).
از آیه میثاق و این حدیث استفاده می شود که خداوند از فرزندان آدم پیمانی گرفته است. مراد از این پیمان و چگونگی آن چیست؟ حدود شش قول مفسرین نقل کرده اند و در تفسیر برهان حدود 37 روایت در ذیل همین آیه و آیه بعدی آمده است و در تفسیر نور الثقلین حدود 30 روایت که قسمتی از آن مشترک و قسمتی از آن متفاوت و مجموعا شاید از 40 روایت متجاوز باشد.
در پایان تذکر این نکته لازم است که روایات درباره نور پیامبر اکم (صلی الله علیه و آله و سلم) زیاد است و قسمت عمده ای در شرح حال زندگی بقیه معصومین (علیه السلام) آمده، در خوانندگان محترم به عنون ملحق این دفتر ذکر می شود.