فهرست کتاب


مروارید آفرینش

حجه السلام و المسلمین دکتر سید مجتبی برهانی‏

تأدیب الهی و ادب رسولان

خداوند متعال در قرآن مجید مکررا تأدیب پیغمبران و لزوم اقتدا به ایشان را گوشزد نمود است. از آن جمله این آیه کریمه است:
و جعلناهم أئمه یهدون بامرنا و أوحنیا الیهم فعل الخیرات و اقام الصلواه و ابتاء الزکوه و کانوا عابدین(28)
در این آیه شریفه نخست می فرماید، ما آنها را امام و رهبر قرار دادیم و جعلناهم ائمه یعنی علاوه بر مقام نبوت و رسالت مقام امامت را نیز به آنها دادیم، امامت آخرین مرحله سیر تکاملی انسانی است که به معنی رهبری همه جانبه مادی و معنوی، ظاهری و باطنی، جسمی و روحی مردم است. فرق نبوت و رسالت با امامت این است که پیامبران در مقام نبوت و رسالت تنها فرمان حق را دریافت می کنند و از آن خبر می دهند و به مردم ابلاغ می کنند، ابلاغی توأم با بشارت و انذار، اما و پیامبرانی که مقام امامت دارند این برنامه های الهی را به مرحله اجرا در می آورند خواه از طریق تشکیل حکومت عدل بوده باشد یا بدون آن. در این مرحله آنها مربیند و مجری احکام و برنامه ها، و پرورش دهنده انسانها، به وجود آورنده محیطی پاک و منزه و انسانی. در حقیقت مقام امامت تحقق بخشیدن به تمام برنامه های الهی است.
در مرحله بعد فعلیت و ثمره این مقام را بازگو می کند و می فرماید: آنها به فرمان ما هدایت می کنند یهدون بامرنا نه تنها به معنای راهنمایی و ارائه طریق، که آن را در نبوت و رسالت وجود دارد بلکه به معنی دستگیری کردن از افرادی است که شایستگی و آمادگی دارند و رساندن آنان به سر منزل مقصود است.
و در مراحل بعدی می فرماید: که ما به آنها انجام کارهای خیر را وحی کردیم و همچنین برپا داشتن نماز و ادای زکات و اوحینا الیهم فعل الخیرات... در اینکه آیه شریفه اشاره به وحی تکوینی دارد یا تشریعی اختلاف است برخی معتقدند این وحی تشریعی است یعنی ما انواع کارهای خیر و ادای نماز و پرداخت زکات را در برنامه های دینی آنها گنجاندیم و برخی گفته اند این وحی می تواند وحی تکوینی باشد یعنی به آنها توفیق و توان جاذبه معنوی برای انجام این امور را بخشیدیم.
علامه طباطبائی (قدس سره) در تفسیر آیه مورد بحث فرموده است افعال خیری که انبیاء انجام می دهند نتیجه الهام غیبی و دلالت باطنی است، زیرا آیه مذکور نمی فرماید که به آنها وحی نمودیم که خیرات را بجا آورند بلکه می فرماید افعال خیری که از آنها سر بزند عین وحی ما است بدیهی است که این وحی در اینجا به همان معنای معرفت تکوینی است که قوه عصمت سرچشمه می گیرد، البته هیچ یک از این امور جنبه اجباری و اظطراری ندارد بلکه تنها آمادگیها و زمینه هاست که با اراده و خواست خود آنها به نتیجه می رسد.

آداب یا تعیین روش اعمال خیر

آداب، روش انجام اعمال خیر و مشروع را معین می کند بطور مثال ادب در انفاق و تصدیق را خداوند معین فرموده و در سوره بقره از آیه 261 تا آیه 273 عالی ترین آداب انفاق را بیان فرموده و می فرماید:
الذین ینفقون اموالهم فی سبیل الله ثم لا یتعبون ما انفقوا منا و لا اذی لهم اجرهم عند ربهم و لا خوف علیهم و لا هم یحزنون...(29)
ترجمه آیه: آنانکه مال خود را در راه خدا انفاق کنند و در پی انفاق منتی بر مستحقان نگذراند و آنان را آزاری نکنند آنان را پاداش نیکو نزد خدا خواهد بود و از پیش آمدی بیمناک نباشند و هرگز (در دنیا و عقبی) اندوهناک نخواهند بود.
بخشش و انفاق یک نوع عمل است اما ادب آن یکی منت نگذاشتن، و اذیت نکردن است و یکی هم به نیت خشنودی و رضای خدا انفاق کردن است و دیگر اینکه از بهترین و پاکیزه ترین چیزها انفاق کردن، و موجبات تقویت روحیه سخاوت بوسیله انفاق و بخشش را فراهم کردن است.

نمونه کامل آداب

رسول گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) نمونه کامل آداب است که بر اثر تعلیمات وحی به این مقام رسیده است در سوره اعراف آیه 199 می فرماید:
خذ العفو و أمر بالعرف و اعرض عن الجاهلین
ترجمه: با مردم عفو و گذشت را پیشه کن و بر آنان آسان بگیر و میانه رو باش و به کارهای عقل پسند و نیکو فرمان بده و از جاهلان اعراض کن.
در آیات 199 تا 203 سوره اعراف عالی ترین شرایط و آداب تبلیغ و رهبری و پیشوایی مردم به طرز بسیار جالب و در عین حال فشرده بیان شده است. در آیه فوق اشاره به سه قسمت از آداب رهبران الهی و مبلغان دینی به صورت خطاب به پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) بیان شده است: در آغاز به آداب رفتار با مردم می پردازد و می گویی با مردم سختگیر مباش و مدارا کن، عذرشان را بپذیر و بیش از آنچه قدرت دارند از آنها مخوه خذ العفو. دومین آداب اینکه مردم را به کارهای نیک و آنچه را عقل و خرد شایسته می شناسد و خداوند آنرا نیک معروفی کرده دستور ده و امر بالعرف اشاره به اینکه ترک سختگیری مفهومش مجامله کاری نیست بلکه باید رهبران و مبلغان الهی همه حقایق را بگویند و مردم را به سوی حق دعوتت کنند و چیزی را فرو گذر ننمایند. و سومین آداب اینکه از جاهلان روی بگردان و با آنها ستیزه مکن و اعرض عن الجاهلین. رهبران الهی وقتی با افراد متعصب لجوج، جاهل و بی خبر و افرادی که سطح فکر و اخلاق آنها بسیار پایین است روبرو می شوند، از آنها دشنام می شنوند، و هدف تهمتشان قرار می گیرند چه باید بکنند، آیا همانند خودشان دست به رفتار ناشایست بزنند؟ قرآن می فرماید:
راه پیروزی بر این مشکل گلاویز شدن با جاهلان نیست بلکه بهترین راه، تحمل کردن و حوصله به خرج دادن و نادیده گرفتن و نشنیده گرفتن اعمال و رفتار ناشایست آنهاست و تجربه نشان می دهد برای بیدار ساختن جاهلان و خاموش کردن آتش خشم و حسد و تعصبشان این بهترین راه است یعنی با بی اعتنایی از آنان عبور کردن و به کارهای آنان اهمیت ندادن است.