فهرست کتاب


مروارید آفرینش

حجه السلام و المسلمین دکتر سید مجتبی برهانی‏

ابو هریره و پیاز فروش

زمانی که ابو هریره از سوی معاویه حاکم مکه بود مردی مقداری پیاز از عکه (همین عکای فعلی) به مکه آورده بود تا بفروشد، کسی آنها را نخرید، پیازها ماند، امکان بردن آنها به جای دیگر هم نبود و داشت در هوای گرم می گندید. پیش ابو هریره رفت و گفت؛ آقای ابوهریره، می توانی یک ثواب بکنی؟ گفت چه ثوابی؟ گفت من یک مسلمانم به من گفته اند در مکه پیاز پیدا نمی شود و مردم مکه پیاز می خواهند من هر چه سرمایه داشتم همه را پیاز خریدم و به اینجا آوردم حالا هیچ کس آنها را نمی خرد و دارد از بین می رود، نمی خواهی برای خدا یک مومن را نجات دهی و یک نفس را احیاء کنی؟ گفت بسیار خوب روز جمعه که نماز جمعه خوانده می شود. پیازها را در یک جایی معین حاضر کن آن وقت من می دانم چه کنم.
آنروز وقتی که مردم همه جمع شدند گفت: ایها الناس! سمعت من حبیبی رسول الله شنیدم از حبیبم پیغمبر که فرمود: من اکل بصل عکه فی وجبت له الجنه هر کس پیاز عکه را در مکه بخورد بهشت بر او واجب است. طولی نکشید که تمام پیازها را خردیدند، آقای ابوهریره هم خیلی در وجدانش راضی بود که من مومنی را نجات دادم، تاجر مسلمانی را از روشکستگی نجات دادم. خدا ابوهریره را مرگ دهد که برای رسیدن به اهداف دنیوی از مقدسات استفاده کرده حدیث جعل می کند تا پیاز بفروشد و به گمان خودش کار درستی کرده است.
استاد شهید در اینجا نمونه های دیگری هم ذکر می کند و در پایان می فرماید: دین را این چیزها خراب می کند و حال آنکه همانطور که علامه طباطبائی (رحمه الله) می فرمایند: جزء آداب نبوت و جزء سیره کلی همه انبیاء این بوده که هرگز برای هدف مقدس یعنی برای حق، از باطل استفاده نکردند(27) خلاصه اینکه به معنی تعلیم دادن وجوه ادب در اعمال مختلف است، و وقتی عملی با ادب خاص خود انجام گیرد نفوذ آن بیشتر و پیروی از آن آسانتر و محبوبتر می شود.

تأدیب الهی و ادب رسولان

خداوند متعال در قرآن مجید مکررا تأدیب پیغمبران و لزوم اقتدا به ایشان را گوشزد نمود است. از آن جمله این آیه کریمه است:
و جعلناهم أئمه یهدون بامرنا و أوحنیا الیهم فعل الخیرات و اقام الصلواه و ابتاء الزکوه و کانوا عابدین(28)
در این آیه شریفه نخست می فرماید، ما آنها را امام و رهبر قرار دادیم و جعلناهم ائمه یعنی علاوه بر مقام نبوت و رسالت مقام امامت را نیز به آنها دادیم، امامت آخرین مرحله سیر تکاملی انسانی است که به معنی رهبری همه جانبه مادی و معنوی، ظاهری و باطنی، جسمی و روحی مردم است. فرق نبوت و رسالت با امامت این است که پیامبران در مقام نبوت و رسالت تنها فرمان حق را دریافت می کنند و از آن خبر می دهند و به مردم ابلاغ می کنند، ابلاغی توأم با بشارت و انذار، اما و پیامبرانی که مقام امامت دارند این برنامه های الهی را به مرحله اجرا در می آورند خواه از طریق تشکیل حکومت عدل بوده باشد یا بدون آن. در این مرحله آنها مربیند و مجری احکام و برنامه ها، و پرورش دهنده انسانها، به وجود آورنده محیطی پاک و منزه و انسانی. در حقیقت مقام امامت تحقق بخشیدن به تمام برنامه های الهی است.
در مرحله بعد فعلیت و ثمره این مقام را بازگو می کند و می فرماید: آنها به فرمان ما هدایت می کنند یهدون بامرنا نه تنها به معنای راهنمایی و ارائه طریق، که آن را در نبوت و رسالت وجود دارد بلکه به معنی دستگیری کردن از افرادی است که شایستگی و آمادگی دارند و رساندن آنان به سر منزل مقصود است.
و در مراحل بعدی می فرماید: که ما به آنها انجام کارهای خیر را وحی کردیم و همچنین برپا داشتن نماز و ادای زکات و اوحینا الیهم فعل الخیرات... در اینکه آیه شریفه اشاره به وحی تکوینی دارد یا تشریعی اختلاف است برخی معتقدند این وحی تشریعی است یعنی ما انواع کارهای خیر و ادای نماز و پرداخت زکات را در برنامه های دینی آنها گنجاندیم و برخی گفته اند این وحی می تواند وحی تکوینی باشد یعنی به آنها توفیق و توان جاذبه معنوی برای انجام این امور را بخشیدیم.
علامه طباطبائی (قدس سره) در تفسیر آیه مورد بحث فرموده است افعال خیری که انبیاء انجام می دهند نتیجه الهام غیبی و دلالت باطنی است، زیرا آیه مذکور نمی فرماید که به آنها وحی نمودیم که خیرات را بجا آورند بلکه می فرماید افعال خیری که از آنها سر بزند عین وحی ما است بدیهی است که این وحی در اینجا به همان معنای معرفت تکوینی است که قوه عصمت سرچشمه می گیرد، البته هیچ یک از این امور جنبه اجباری و اظطراری ندارد بلکه تنها آمادگیها و زمینه هاست که با اراده و خواست خود آنها به نتیجه می رسد.

آداب یا تعیین روش اعمال خیر

آداب، روش انجام اعمال خیر و مشروع را معین می کند بطور مثال ادب در انفاق و تصدیق را خداوند معین فرموده و در سوره بقره از آیه 261 تا آیه 273 عالی ترین آداب انفاق را بیان فرموده و می فرماید:
الذین ینفقون اموالهم فی سبیل الله ثم لا یتعبون ما انفقوا منا و لا اذی لهم اجرهم عند ربهم و لا خوف علیهم و لا هم یحزنون...(29)
ترجمه آیه: آنانکه مال خود را در راه خدا انفاق کنند و در پی انفاق منتی بر مستحقان نگذراند و آنان را آزاری نکنند آنان را پاداش نیکو نزد خدا خواهد بود و از پیش آمدی بیمناک نباشند و هرگز (در دنیا و عقبی) اندوهناک نخواهند بود.
بخشش و انفاق یک نوع عمل است اما ادب آن یکی منت نگذاشتن، و اذیت نکردن است و یکی هم به نیت خشنودی و رضای خدا انفاق کردن است و دیگر اینکه از بهترین و پاکیزه ترین چیزها انفاق کردن، و موجبات تقویت روحیه سخاوت بوسیله انفاق و بخشش را فراهم کردن است.