فهرست کتاب


مروارید آفرینش

حجه السلام و المسلمین دکتر سید مجتبی برهانی‏

جریمه بدعت گذار

از آنجا که بدعت در دین آثار زیانباری به جای می گذارد به شدت از آن نهی شده است و آن را در شمار بزرگترین گناهان آورده اند و در حدیث آمده است من زار مبدعا (مبتدعا) فقد خرب الدین(24) یعنی اگر کسی با شخص بدعت گذاری دیدار نماید دینش فاسد می شود. لذا حرام است انسان با کسی که بدعتی در دین خدا گذارده است رفت و آمد نماید.
در حدیث دیگر آمده است هر گاه با اهل بدعت روبرو شدید آنها را مبهوت کنید (فباهتوهم). باهتوهم که از ماده بهت است به دو معنا به کار می رود یکی به معنای محکوم کردن و یکی به معنای متحیر ساختن. یعنی هر گاه با اهل بدعت برخورد کردید آنها را محکوم و متحیر نمایید. چه اینکه حضرت ابراهیم (علیه السلام) با استدلالات خود نمرود را محکوم و متحیر نمود که قرآن می فرماید: فبهت الذی کفر(25) یعنی نمرود متحیر و مبهوت ماند. اما در آیه دیگر آمده است: سبحانک هذا بهتان عظیم(26) یعنی خدا با تو پاک و منزهی این دروغ بزرگ است.
مرحوم شیخ انصاری (رحمه الله) تصریح می کند که اگر با اهل بدعت روبرو شدید آنها را مبهوت سازید و با منطق قوی با آنها روبرو شوید آنچنان که ابراهیم خلیل (علیه السلام) جبار زمان خود را مبهوت و متحیر ساخت (باهتوم). اما برخی حدیث را بد جور فهمیده اند و گمان کرده اند در مقابله با اهل بدعت جایز است دروغ هم بگویند تا بتوانند آنان را مبهوت سازند چون هدف مقدسی است پس از هر وسیله ای ولو دروغ می توان استفاده نمود.
حیله ها و مکرهای نفس اماره عجیب است. نفس انسان گاهی آنچنان مکر می کند که خودش هم نمی فهمد مثلا شب ولادت پیغمبر است، شب سرور است می خواهد جشن بگیرد، حالا که شب سرور است، فسق و فجورها بجا می آورد می گوید مگر شب ولادت پیغمبر فسق و فجور اشکال دارد، من بخاطر پیغمبر چنین کاری می کنم!... بعضی دنبال بهانه هستند و کافی است یک بهانه پیدا کنند برای هرزگی کردن یا به بهانه اینکه بعضی اهل بدعت هستند یا با هر کس که کینه شخصی پیدا می کنند فورا به او یک نسبتی می دهند، تهمتی می زنند می گویند او اهل بدعت است و دیگر از دادن هر نسبتی به او دریغ نمی کنند و به وی بهتان می زنند و دروغ می بندند و گمان می کنند کار دستی می کنند.

ابو هریره و پیاز فروش

زمانی که ابو هریره از سوی معاویه حاکم مکه بود مردی مقداری پیاز از عکه (همین عکای فعلی) به مکه آورده بود تا بفروشد، کسی آنها را نخرید، پیازها ماند، امکان بردن آنها به جای دیگر هم نبود و داشت در هوای گرم می گندید. پیش ابو هریره رفت و گفت؛ آقای ابوهریره، می توانی یک ثواب بکنی؟ گفت چه ثوابی؟ گفت من یک مسلمانم به من گفته اند در مکه پیاز پیدا نمی شود و مردم مکه پیاز می خواهند من هر چه سرمایه داشتم همه را پیاز خریدم و به اینجا آوردم حالا هیچ کس آنها را نمی خرد و دارد از بین می رود، نمی خواهی برای خدا یک مومن را نجات دهی و یک نفس را احیاء کنی؟ گفت بسیار خوب روز جمعه که نماز جمعه خوانده می شود. پیازها را در یک جایی معین حاضر کن آن وقت من می دانم چه کنم.
آنروز وقتی که مردم همه جمع شدند گفت: ایها الناس! سمعت من حبیبی رسول الله شنیدم از حبیبم پیغمبر که فرمود: من اکل بصل عکه فی وجبت له الجنه هر کس پیاز عکه را در مکه بخورد بهشت بر او واجب است. طولی نکشید که تمام پیازها را خردیدند، آقای ابوهریره هم خیلی در وجدانش راضی بود که من مومنی را نجات دادم، تاجر مسلمانی را از روشکستگی نجات دادم. خدا ابوهریره را مرگ دهد که برای رسیدن به اهداف دنیوی از مقدسات استفاده کرده حدیث جعل می کند تا پیاز بفروشد و به گمان خودش کار درستی کرده است.
استاد شهید در اینجا نمونه های دیگری هم ذکر می کند و در پایان می فرماید: دین را این چیزها خراب می کند و حال آنکه همانطور که علامه طباطبائی (رحمه الله) می فرمایند: جزء آداب نبوت و جزء سیره کلی همه انبیاء این بوده که هرگز برای هدف مقدس یعنی برای حق، از باطل استفاده نکردند(27) خلاصه اینکه به معنی تعلیم دادن وجوه ادب در اعمال مختلف است، و وقتی عملی با ادب خاص خود انجام گیرد نفوذ آن بیشتر و پیروی از آن آسانتر و محبوبتر می شود.

تأدیب الهی و ادب رسولان

خداوند متعال در قرآن مجید مکررا تأدیب پیغمبران و لزوم اقتدا به ایشان را گوشزد نمود است. از آن جمله این آیه کریمه است:
و جعلناهم أئمه یهدون بامرنا و أوحنیا الیهم فعل الخیرات و اقام الصلواه و ابتاء الزکوه و کانوا عابدین(28)
در این آیه شریفه نخست می فرماید، ما آنها را امام و رهبر قرار دادیم و جعلناهم ائمه یعنی علاوه بر مقام نبوت و رسالت مقام امامت را نیز به آنها دادیم، امامت آخرین مرحله سیر تکاملی انسانی است که به معنی رهبری همه جانبه مادی و معنوی، ظاهری و باطنی، جسمی و روحی مردم است. فرق نبوت و رسالت با امامت این است که پیامبران در مقام نبوت و رسالت تنها فرمان حق را دریافت می کنند و از آن خبر می دهند و به مردم ابلاغ می کنند، ابلاغی توأم با بشارت و انذار، اما و پیامبرانی که مقام امامت دارند این برنامه های الهی را به مرحله اجرا در می آورند خواه از طریق تشکیل حکومت عدل بوده باشد یا بدون آن. در این مرحله آنها مربیند و مجری احکام و برنامه ها، و پرورش دهنده انسانها، به وجود آورنده محیطی پاک و منزه و انسانی. در حقیقت مقام امامت تحقق بخشیدن به تمام برنامه های الهی است.
در مرحله بعد فعلیت و ثمره این مقام را بازگو می کند و می فرماید: آنها به فرمان ما هدایت می کنند یهدون بامرنا نه تنها به معنای راهنمایی و ارائه طریق، که آن را در نبوت و رسالت وجود دارد بلکه به معنی دستگیری کردن از افرادی است که شایستگی و آمادگی دارند و رساندن آنان به سر منزل مقصود است.
و در مراحل بعدی می فرماید: که ما به آنها انجام کارهای خیر را وحی کردیم و همچنین برپا داشتن نماز و ادای زکات و اوحینا الیهم فعل الخیرات... در اینکه آیه شریفه اشاره به وحی تکوینی دارد یا تشریعی اختلاف است برخی معتقدند این وحی تشریعی است یعنی ما انواع کارهای خیر و ادای نماز و پرداخت زکات را در برنامه های دینی آنها گنجاندیم و برخی گفته اند این وحی می تواند وحی تکوینی باشد یعنی به آنها توفیق و توان جاذبه معنوی برای انجام این امور را بخشیدیم.
علامه طباطبائی (قدس سره) در تفسیر آیه مورد بحث فرموده است افعال خیری که انبیاء انجام می دهند نتیجه الهام غیبی و دلالت باطنی است، زیرا آیه مذکور نمی فرماید که به آنها وحی نمودیم که خیرات را بجا آورند بلکه می فرماید افعال خیری که از آنها سر بزند عین وحی ما است بدیهی است که این وحی در اینجا به همان معنای معرفت تکوینی است که قوه عصمت سرچشمه می گیرد، البته هیچ یک از این امور جنبه اجباری و اظطراری ندارد بلکه تنها آمادگیها و زمینه هاست که با اراده و خواست خود آنها به نتیجه می رسد.