فهرست کتاب


مروارید آفرینش

حجه السلام و المسلمین دکتر سید مجتبی برهانی‏

بدعت چیست؟

بدعت یعنی نوآوری، نوآوری ممکن است در شعر یا در هنر یا در فلسفه و مانند آن باشد و ممکن است نو آوری در دین باشد که این دو با هم متفاوت است نو آوری در شعر و امثال آن، یا در هنر و فلسفه خوب است و معنی ندارد، اما نوآوری در دین ممنوع و حرام است زیرا اصل دین را خدا به وسیله فرشتگان آورده است و کسی حق ندارد در آن نوآوری کند حتی پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) و ائمه (علیهم السلام) حق نوآوری در دین (بدعت) را ندارند و از بزرگترین گناهان محسوب می شود.
بدعت به دو صورت است یکی اینکه چیزی را که در دین نیست اضافه کنیم و بگوییم جزو دین است و دیگری چیزی را که جزو دین است از دین بزداییم و بگویم جزو دین نیست. البته استنباط یک مجتهد از دین و لو استنباط جدیدی از دین باشد بدعت نیست. استنباط نو ممنوع نیست.

جریمه بدعت گذار

از آنجا که بدعت در دین آثار زیانباری به جای می گذارد به شدت از آن نهی شده است و آن را در شمار بزرگترین گناهان آورده اند و در حدیث آمده است من زار مبدعا (مبتدعا) فقد خرب الدین(24) یعنی اگر کسی با شخص بدعت گذاری دیدار نماید دینش فاسد می شود. لذا حرام است انسان با کسی که بدعتی در دین خدا گذارده است رفت و آمد نماید.
در حدیث دیگر آمده است هر گاه با اهل بدعت روبرو شدید آنها را مبهوت کنید (فباهتوهم). باهتوهم که از ماده بهت است به دو معنا به کار می رود یکی به معنای محکوم کردن و یکی به معنای متحیر ساختن. یعنی هر گاه با اهل بدعت برخورد کردید آنها را محکوم و متحیر نمایید. چه اینکه حضرت ابراهیم (علیه السلام) با استدلالات خود نمرود را محکوم و متحیر نمود که قرآن می فرماید: فبهت الذی کفر(25) یعنی نمرود متحیر و مبهوت ماند. اما در آیه دیگر آمده است: سبحانک هذا بهتان عظیم(26) یعنی خدا با تو پاک و منزهی این دروغ بزرگ است.
مرحوم شیخ انصاری (رحمه الله) تصریح می کند که اگر با اهل بدعت روبرو شدید آنها را مبهوت سازید و با منطق قوی با آنها روبرو شوید آنچنان که ابراهیم خلیل (علیه السلام) جبار زمان خود را مبهوت و متحیر ساخت (باهتوم). اما برخی حدیث را بد جور فهمیده اند و گمان کرده اند در مقابله با اهل بدعت جایز است دروغ هم بگویند تا بتوانند آنان را مبهوت سازند چون هدف مقدسی است پس از هر وسیله ای ولو دروغ می توان استفاده نمود.
حیله ها و مکرهای نفس اماره عجیب است. نفس انسان گاهی آنچنان مکر می کند که خودش هم نمی فهمد مثلا شب ولادت پیغمبر است، شب سرور است می خواهد جشن بگیرد، حالا که شب سرور است، فسق و فجورها بجا می آورد می گوید مگر شب ولادت پیغمبر فسق و فجور اشکال دارد، من بخاطر پیغمبر چنین کاری می کنم!... بعضی دنبال بهانه هستند و کافی است یک بهانه پیدا کنند برای هرزگی کردن یا به بهانه اینکه بعضی اهل بدعت هستند یا با هر کس که کینه شخصی پیدا می کنند فورا به او یک نسبتی می دهند، تهمتی می زنند می گویند او اهل بدعت است و دیگر از دادن هر نسبتی به او دریغ نمی کنند و به وی بهتان می زنند و دروغ می بندند و گمان می کنند کار دستی می کنند.

ابو هریره و پیاز فروش

زمانی که ابو هریره از سوی معاویه حاکم مکه بود مردی مقداری پیاز از عکه (همین عکای فعلی) به مکه آورده بود تا بفروشد، کسی آنها را نخرید، پیازها ماند، امکان بردن آنها به جای دیگر هم نبود و داشت در هوای گرم می گندید. پیش ابو هریره رفت و گفت؛ آقای ابوهریره، می توانی یک ثواب بکنی؟ گفت چه ثوابی؟ گفت من یک مسلمانم به من گفته اند در مکه پیاز پیدا نمی شود و مردم مکه پیاز می خواهند من هر چه سرمایه داشتم همه را پیاز خریدم و به اینجا آوردم حالا هیچ کس آنها را نمی خرد و دارد از بین می رود، نمی خواهی برای خدا یک مومن را نجات دهی و یک نفس را احیاء کنی؟ گفت بسیار خوب روز جمعه که نماز جمعه خوانده می شود. پیازها را در یک جایی معین حاضر کن آن وقت من می دانم چه کنم.
آنروز وقتی که مردم همه جمع شدند گفت: ایها الناس! سمعت من حبیبی رسول الله شنیدم از حبیبم پیغمبر که فرمود: من اکل بصل عکه فی وجبت له الجنه هر کس پیاز عکه را در مکه بخورد بهشت بر او واجب است. طولی نکشید که تمام پیازها را خردیدند، آقای ابوهریره هم خیلی در وجدانش راضی بود که من مومنی را نجات دادم، تاجر مسلمانی را از روشکستگی نجات دادم. خدا ابوهریره را مرگ دهد که برای رسیدن به اهداف دنیوی از مقدسات استفاده کرده حدیث جعل می کند تا پیاز بفروشد و به گمان خودش کار درستی کرده است.
استاد شهید در اینجا نمونه های دیگری هم ذکر می کند و در پایان می فرماید: دین را این چیزها خراب می کند و حال آنکه همانطور که علامه طباطبائی (رحمه الله) می فرمایند: جزء آداب نبوت و جزء سیره کلی همه انبیاء این بوده که هرگز برای هدف مقدس یعنی برای حق، از باطل استفاده نکردند(27) خلاصه اینکه به معنی تعلیم دادن وجوه ادب در اعمال مختلف است، و وقتی عملی با ادب خاص خود انجام گیرد نفوذ آن بیشتر و پیروی از آن آسانتر و محبوبتر می شود.