فهرست کتاب


مروارید آفرینش

حجه السلام و المسلمین دکتر سید مجتبی برهانی‏

ه: ادب - ادب در لغت به معنی ظرافت، نظافت، دقت در امور، جمع کردن، اقتداء کردن، متابعت، علوم و معارف،

روش پسندیده و خوی، آمده است است. ادب ملکه و قوه ای است که از بدیها باز می دارد، اخلاق شایسته و صفای روح در افعال ظاهری است و به قول علامه طباطبائی (قدس سره) ادب هیأت نیکو است که سزاوار است فعل مشروع خواه در دین و خواه نزد عقلا بر وفق آن انجام گیرد، مانند آداب نماز، آداب ملاقات و مصاحبه با دوستان و امثال آن، و معلوم است بر کارهای غیر مشروع اطلاق نمی شود.
در میان صورتهای گوناگونی که می توان کار مشروعی را بر طبق آن انجام داد، آن صورت که ظریفتر، زیباتر، دوست داشتنی تر است، ادب نام دارد. نه اینکه برای رسیدن به هدف از هر وسیله ای استفاده کردن.
استاد شهید در سیری در کتاب سیری نبوی بحث جالبی تحت عنوان کیفیت استخدام وسیله دارد که ذکر آن با بیان خود ایشان در اینجا ضروری بنظر می رسد:
یکی از مسائلی که از سیره رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) باید آموخت کیفیت استخدام وسیله است. انسان اولا باید رد اهداف خودش مسلمان باشد یعنی هدفش مقدس و عالی و الهی باشد و ثانیا باید در استخدام وسیله برای همان هدفها هم واقعا مسلمان باشد... آیا برای هدف مقدس از هر وسیله ای ولو نامقدس و پلید می توان استفاده کرد یا نه؟ برای هدف مقدس، از وسیله باید استفاده کرد، نه از وسیله نا مقدس و پلید.

استفاده از وسیله نامشروع در تبلیغ دین

هدف ما تبلیغ دین است. دیگر از این بهتر که نمی شود، یک وقت هدف من در انجام کاری شخص خودم است... ولی گاهی می خواهم کاری را نه برای خودم بلکه برای دین انجام بدهم در این صورت آیا جایز است از هر وسیله ای استفاده کنم؟ اگر بخواهم برای خودم کاری انجام دهم به دروغ متوسل شوم همه مرا ملامت می کنند ولی یک وقت هدفم ساختن مسجد است آن هم در محله ای که مسجد نیست و من یکی از بانیان هستم ولی با توسل به دروغ و خلاف، و به تعبیر استاد شهید یک آدم اهل خیر که عزم خود را جزم کرده برای اینکه کار این مسجد را درست کند نزد کسی می رود یک حرفی می زند که هر جور هست از او پول در بیاورد و بالاخره هم؛ با دروغ مبلغی پول برای مسجد در می آورد سپس به سراغ دیگری می رود و با تملق و چاپلوسی و گفتن برخی جملات مثل اینکه، از قدیم به شما ارادت داریم، خواب دیدم که داشتید در بهشت کله معلق می زدید، مبلغی هم از این می گیرد، مبلغی هم از یکی دیگر می گیرد تا به مقصود خود که ساختن مسجد است برسد. حال این عمل را ما چه می گوییم؟ شاید بسیاری از مردم این عمل را تقدیس نمایند و نوعی فداکاری تلقی می کنند، می گویند این بیچاره برای خودش که کار نمی کند، از صبح تا غروب فقط برای ساختن یسجد تلاش می کند و به هر وسیله ای که شده پول را برای این مسجد در می آورد و واقعا مرد فداکار و باگذشتی است. آیا این کار دست است؟

جعل حدیث

استاد شهید مطهری (رحمه الله) در این قسمت به افرادی اشاره دارد که حدیثی را در فضیلت خواندن برخی دعاها جعل می کنند و می گویند، مثلا اگر در این مجلس این دعا را بخوانند و غیبت نکنند چنین آثاری دارد. یا دیگری می آید برای برای فلان مقصد یک خواب جعل می کند و فکر می کند. با این خواب جعلی مردم را هدایت می کند آیا این کارها درست است که انسان برای خدفی مقدس از وسائل نامقدس استفاده کند؟ مرحوم علامه طباطبایی در تفسیر المیزان در زمینه ادب تبلیغ نبوت توسط انبیاء و از جمله رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) می فرماید: هرگز انبیاء برای رسیدن به حق از وسیله باطل استفاده نمی کرده اند بلکه سیره و روش ایشان این بود که برای رسیدن به حق از خود حق استفاده می کرده اند.
آیا داستانهای قرآن حقیقت دارد
بعضی ها از جمله برخی از مصریها راجع به قصص قرآن یک حرف مفتی زده اند و گفته اند برخی قصص قرآن ریشه تاریخی ندارد چون در کتب تاریخی نیامده است.
سئوال این است که آیا تمام قضایائی که در دنیا واقع شده در کتب تاریخی هست؟!
می دانیم کبت تاریخی که ما الان داریم مربوط به حدود سه هزار سال پیش است یعنی حدود هزار و پانصد سال پیش از دوره اسلام است. این بخش از تاریخ دنیا تا حدی روشن است، ولی از آن جلوتر اصلا ما تاریخ درستی در دنیا نداریم و از چهار، پنج هزار سال قبل به آن طرف را اساسا می گویند دوران ما قبل از تاریخ.
بعضی گفته اند که قرآن هدفش مقدس است. قصص را برای پند و عبرت گرفتن نقل می کند، زیرا قرآن کتاب تاریخ نیست که بخواهد وقایع نگاری کند. نقل این وقایع برای آن است؟افراد پند بگیرند وقتی که هدف پند گرفتن است دیگر فرق نمی کند که آن جریانی را که نقل می کند واقعی که هدف پند گرفتن است دیگر فرق نمی کند که آن جریانی را که نقل می کند واقعی باشد یا آن را به صورت یک داستان (غیر واقع) نقل کند همانگونه که بسیاری از حیکمان دنیا پندهای بسیار بزرگ را از زبان حیوانات بیان کرده اند که همه مردم می دانند که اینها واقعیت ندارد؟ مثل داستانهای کلیله و دمنه اینچنین است مثلا وقتی با عقل و فکر و هوشمندی بر ابری کند مثلا می گوید؛ خرگوش به این کوچکی و کم قوه ای شیر به آن بزرگی و زورمندی را آخر در چاه معلق می کند، این را برای پند و اندرز می گوید و الا چنین داستانی واقع نشده است.
بعضی خواسته اند راجع به قصص قرآن (العیاذ بالله) چنین حرفی را بگویند یعنی بگویند اصلا ضرورتی ندارد که ما در باب قصص قرآن راجع به این جهت فکر کنیم که آیا قصص قرآن تاریخ است یا تمثیل است و برای پند و اندرز به شکل قصه نقل شده است.
استاد مطهری (رحمه الله) این منطق را به شدت رد می کند و می فرماید محال است که انبیاء (علیهم السلام) در تبلیغ نبوت برای یک حقیقت یک امر واقع نشده و یک دروغ را (الیعاذ بالله) ولو به صورت تمثیل بیان کنند... محال است که قرآن، پیغمبر، أئمه و کسانی که تربیت شده این مکتب هستند برای رسیدن به یک هدف مقدس از امری نامقدس استفاده کنند. مثلا از یک ارم پوچ و باطل یا از یک امر بی حقیقت، ولو یک تمثیل استفاده کنند، به همین دلیل ما شک نداریم که تمام قصص قرآن، همانطور که قرآن نقل کرده است عین واقعیت است، و ما بعد از نقل داستانهای قرآن احتیاجی نداریم که تأییدی از تواریخ دنیا کنیم بلکه تواریخ دنیا باید از قرآن تأیید بگیرند. ایشان در تفسیر المیزان این اصل را با ادله ای از خود آیات قرآن ثابت می کنند که اساسا در سیره انبیاء چنین چیزی وجود نداشته که حتی برای اهداف مقدسشان از امور نامقدس استفاده کنند.