فهرست کتاب


مروارید آفرینش

حجه السلام و المسلمین دکتر سید مجتبی برهانی‏

سبکهای مختلف در رفتار

رهبرهای اجتماعی و سیاسی سبک های مختلفی دارند مثلا بعضی جز زور به چیز دیگری اعتماد ندارند و منطقشان این است. یک گروه شاخ از دو زرع دم بهتر است یعنی غیر روز هر چه هست بریز دور. مثل سیاستی که الان آمریکائیها در دنیا به آن عمل می کنند، بعضی دیگر به نیرنگ و فریب اعتماد دارند، مانند سیاست انگلیسی ها. اولی سیاست یزیدی و دومی سیاست معاویه ای است، یزید و معاویه هر دو از نظر هدف یکی هستند هر دو شقی و اشقی الاشقیاء هستند ولی متد یزید با معاویه فرق می کند یزید فردی است متکی به زور و معاویه فردی است متکی به فریب و نیرنگ و حلیه.
تفاوت سیره علی (علیه السلام) و سیره معاویه در سیاست در همین بود، روش امیرالمومنین (علیه السلام) بر اساس اخلاق، صداقت، صفا و صمیمیت بود ولی عده ای سیاست را همان کاری که معاویه می کرد می دانستند. هنوز هم سیاست در میان ما مساوی است با نیرنگ و فریب و حال آنکه سیاست یعنی اداره کردن و سائی یعنی مدیر. ما درباره ائمه می گوئیم وساسه العباده یعنی سیاستمداران بندگان. ولی کم کم این لغت مفهوم نیرنگ و فریب را پیدا کرد، بعضی ها به علی (علیه السلام) همان روش را توصیه می کردند، حتی بعضی به علی (علیه السلام) توهین می کردند که آن حضرت این راهها را بلد نیست. می گفتند معاویه زرنگ است نه علی (علیه السلام). لذا حضرت فرمود: و الله و ما معاویه بادهی منی چرا اشتباه می کنید، بخدا قسم که معاویه از من داهیه تر او زیرک تر نیست. شما خیال می کنید من که غدر و مکر به کار نمی برم راهش را بلد نیستم ولکنه یغدر و یفجر او غدر و نیرنگ به کار می برد و فسق و فجور می کند لو لاکراهیه الغدر لکنت من ادهی الناس اگر نبود که خداوند غداری را دوست نمی دارد آن وقت می دیدید من به معنایی شما اسمش را گذاشته اید دهاء و زیرکی ادهی الناس هستم، ولکن کل غدره فجره و کل فجره کفره و لکل غادر لواء یعرف به یوم القیامه(16) من چه گونه در سیاست نیرنگ به کار می برد و فسق و فجور است و این فسق و فجورها در حدکفر است در قیامت هر غداری با پرچمی محشور می گردد، لذا ابدا من غدر به کار نمی برم.
خلاصه اینها را می گویند سبک، بعضی سبکشان در کارها دفع الوقت کردن است، بعضی دور اندیشی است، بعضی قاطعیت است، بعضی به تنهایی تصمیم می گیرند، بعضی حاضر نیستند به تنهائی تصمیم بگیرند و این مخصوصا در سیره پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) عجیب است، در مقام نبوت در مقامی که اصحاب آنچنان به او ایمان دارند که می گویند اگر تو فرمان بدهی که خود را به دریا می زنیم در عین حال نمی خواهد سبکش انفرادی باشد و در مسائل تنها تصمیم بگیرد چون اقل ضررش این است که با اصحاب شخصیت نداده و به صورت ابزاری به آنها نگریسته و لازمه اش که فردا هر کس رهبری کند همین طور عمل کند ولی پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) در مقام نبوت چنین کاری را نمی کند، جنگ بدر پیش می آید، شورا تشکیل می دهد، جنگ احد پیش می آید شورا تشکیل می دهد، غرض این جهت است که اینها سبکها و روشهای مختلفی است که خوب است بررسی شود.

سیره یا منطق علمی

مطلب دیگر اینکه حکمت را بر دو قسم کرده اند: یکی حکمت نظری که شامل الهیات،(17) ریاضیات،(18) و طبیعات(19) است. و یکی هم حکمت عملی که تقسیم می شود به علم اخلاق و علم تدبیر منزل و علم سیاست مدن. در منطق چنین تقسیمی نشده اما همانطور که فلسفه و حکمت بر دو قسم است منطق (یعنی معیارهای بشر) هم بر دو قسم است، معیارهای نظری (همان منطقهای معمولی) و معیارهای عملی. (معیارهای عملی همان است که ما نام آنها را سیره یا روش می گذاریم).(20)

د: سنت یعنی راه و روش، عادت، (لغتنامه دهخدا) پس سنت در لغت به روش در پیش گرفته شده و عادت

شده در زندگی اطلاق می گردد چنانکه امام باقر (علیه السلام) می فرماید: ایما عبد من عباد الله سن سنه هدی کان له اجر مثل اجر من عمل بذالک من غیر ان ینقص من اجورهم شیی و ایما عبد من عباد الله سن سنه ضلاله کان علیه مثل وزرمن فعل من غیر ان ینقص اوزارهم شی ء(21) که اشاره به پاداش کسانی است که روشهای هدایت کننده یا عادات گمراه کننده را در جامعه ترویج کنند. و از پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) همین معنی با عبارت من سن سنه حسنه... و من سن سنه سیئه وارد شده است.
سنت در اصطلاح فقها تنها به امور مستحب اطلاق می گردد.
سنت در اصطلاح علم حدیث عبارتست از: گفتار، یا کردار، یا تأیید معصوم. بعضی از بزرگان این چنین تعریف کرده اند: گفتار، عملکرد یا تقریر (تأیید) است که به قصد تشریع برای امت از پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) صادر شده است که با قید به (قصد تشریع) امور دنیوی و عادی و بعضی از فطریات که ارتباطی به امور دینی و وحی ندارد از تعریف خارج می شود، و شامل واجب و مستحب می شود.