فهرست کتاب


مروارید آفرینش

حجه السلام و المسلمین دکتر سید مجتبی برهانی‏

ج: سیره یعنی حرکت، رفتن، سنت، روش، مذهب، هیئت، (سیره الرجل).

و نیز به معنای رفتار، عادت و طریقه، روش، سخنهای منظوم شاعر شنیدن، سیرت و شیمت خسروانی (لغتنامه دهخدا).
لغت سیره را شاید از قرن اول و دوم هجری مسلمین به کار بردند، گو اینکه در عمل، مورخین ما از عهده آن خوب بر نیامدند ولی لغتی بسیار عالی انتخاب کردند.
شاید قدیمیترین سیره ها را ابن اسحق شیعه بوده و در نیمه قرن دوم هجری می زیسته است.
سیره، در زبان عربی از ماده سیر است. سیر یعنی حرکت، رفتن، راه رفتن، سیره یعنی نوع راه، سیره بر وزن فعله است فعله در زبان عربی دلالت بر نوع می کند مثلا جلسه، یعنی نشستن و جلسه یعنی سبک و نوع نشستن، و اینکه دقیقی است. سیر یعنی رفتن، رفتار، ولی سیره نوع و سبک رفتار، آنچه مهم است شناختن سبک رفتار پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) است. آنهایی که به عنوان سیره پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) کتاب نوشته اند در واقع راجع به رفتار پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) کتاب نوشته اند نه نوع رفتار پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) لذا این کتابهائی که ما به نام سیره داریم سیر است نه سیره (توجه کنید)، مثلا سیره حلبیه سیر است گر چه اسمش سیره است ولی در واقع سیر است یعنی رفتار پیغمبر نوشته شده است نه سبک رفتاری نه اسلوب رفتار پیغمبر (صلی الله علیه و آله و سلم)، نه متد پیغمبر (صلی الله علیه و آله و سلم) لذا در اینجا اشاره ای به این مسأله مهم می نمائیم:

متولوژی یا سبک شناسی

متد به معنای روش است و لوژی پسوند فرانسوی و به معنای شناخت است.
پس متدلوژی به معنای روش شناسی است. امروزه متدولوژی به عنوان شاخه ای از شناخت شناسی (اپیستمولوژی) شناخته می شود و در این زمینه کتابهای مستقلی نیز به رشته تحریر درآمده است، متدولوژی را فلسفه علمی نیز گفته اند(15). مسئله متد خیلی مهم است می دانیم شعر با سبکهای مختلفی دارد مثل سبک هندی، عراقی، خراسانی، یا عرفانی و مانند آن. در شعرشناسی آنچه مهم است سبک شناسی است که ملک الشعرای بهار کتابی در همین رابطه نوشته است.
همچنین دز نثر، در هنر، از اینها بالاتر تفکرات یک عالم است که یکی سبکش سبک استدلالی و قیاسی است عالم دیگر سبکش تجربی است، رفتارها که در اینجا مورد بحث است نیز سبکهایی مختلفی دارند. سیره شناسی یعنی سبک شناسی، سیره پیغمبر (صلی الله علیه و آله و سلم) یعنی سبک پیغمبر و متدی که در عمل و در روش برای مقاصد خودش به کار می برد. بحث ما در مقاصد پیغمبر نیست که محرز است بلکه بحث در سبک پیغمبر و در روشی که پیغمبر (صلی الله علیه و آله و سلم) برای هدف و مقصد خودش به کار می برد مثل روش تبلیغی پیغمبر، سبک و متد رهبری و مدیریت، سبک قضاوت، سبک و روش زندگی خانوادگی، معاشرت با اصحاب و یاران، سبک و روش او با دشمنان و دهها سبک و روش دیگر.

سبکهای مختلف در رفتار

رهبرهای اجتماعی و سیاسی سبک های مختلفی دارند مثلا بعضی جز زور به چیز دیگری اعتماد ندارند و منطقشان این است. یک گروه شاخ از دو زرع دم بهتر است یعنی غیر روز هر چه هست بریز دور. مثل سیاستی که الان آمریکائیها در دنیا به آن عمل می کنند، بعضی دیگر به نیرنگ و فریب اعتماد دارند، مانند سیاست انگلیسی ها. اولی سیاست یزیدی و دومی سیاست معاویه ای است، یزید و معاویه هر دو از نظر هدف یکی هستند هر دو شقی و اشقی الاشقیاء هستند ولی متد یزید با معاویه فرق می کند یزید فردی است متکی به زور و معاویه فردی است متکی به فریب و نیرنگ و حلیه.
تفاوت سیره علی (علیه السلام) و سیره معاویه در سیاست در همین بود، روش امیرالمومنین (علیه السلام) بر اساس اخلاق، صداقت، صفا و صمیمیت بود ولی عده ای سیاست را همان کاری که معاویه می کرد می دانستند. هنوز هم سیاست در میان ما مساوی است با نیرنگ و فریب و حال آنکه سیاست یعنی اداره کردن و سائی یعنی مدیر. ما درباره ائمه می گوئیم وساسه العباده یعنی سیاستمداران بندگان. ولی کم کم این لغت مفهوم نیرنگ و فریب را پیدا کرد، بعضی ها به علی (علیه السلام) همان روش را توصیه می کردند، حتی بعضی به علی (علیه السلام) توهین می کردند که آن حضرت این راهها را بلد نیست. می گفتند معاویه زرنگ است نه علی (علیه السلام). لذا حضرت فرمود: و الله و ما معاویه بادهی منی چرا اشتباه می کنید، بخدا قسم که معاویه از من داهیه تر او زیرک تر نیست. شما خیال می کنید من که غدر و مکر به کار نمی برم راهش را بلد نیستم ولکنه یغدر و یفجر او غدر و نیرنگ به کار می برد و فسق و فجور می کند لو لاکراهیه الغدر لکنت من ادهی الناس اگر نبود که خداوند غداری را دوست نمی دارد آن وقت می دیدید من به معنایی شما اسمش را گذاشته اید دهاء و زیرکی ادهی الناس هستم، ولکن کل غدره فجره و کل فجره کفره و لکل غادر لواء یعرف به یوم القیامه(16) من چه گونه در سیاست نیرنگ به کار می برد و فسق و فجور است و این فسق و فجورها در حدکفر است در قیامت هر غداری با پرچمی محشور می گردد، لذا ابدا من غدر به کار نمی برم.
خلاصه اینها را می گویند سبک، بعضی سبکشان در کارها دفع الوقت کردن است، بعضی دور اندیشی است، بعضی قاطعیت است، بعضی به تنهایی تصمیم می گیرند، بعضی حاضر نیستند به تنهائی تصمیم بگیرند و این مخصوصا در سیره پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) عجیب است، در مقام نبوت در مقامی که اصحاب آنچنان به او ایمان دارند که می گویند اگر تو فرمان بدهی که خود را به دریا می زنیم در عین حال نمی خواهد سبکش انفرادی باشد و در مسائل تنها تصمیم بگیرد چون اقل ضررش این است که با اصحاب شخصیت نداده و به صورت ابزاری به آنها نگریسته و لازمه اش که فردا هر کس رهبری کند همین طور عمل کند ولی پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) در مقام نبوت چنین کاری را نمی کند، جنگ بدر پیش می آید، شورا تشکیل می دهد، جنگ احد پیش می آید شورا تشکیل می دهد، غرض این جهت است که اینها سبکها و روشهای مختلفی است که خوب است بررسی شود.