توکل از منظر قرآن و روایات

نویسنده : دکتر ناصر فروهی با همکاری سید ضیا الدین علیا نسب

و) ایمان و توکل دو ملاک عبودیت:

یکی از دیگر از روابطی که بین ایمان و توکل وجود دارد این است که ایمان و توکل دو ملاک عبودیتند. کسی که ادعای بندگی برای خداوند می کند مانند همه چیز این ادعا نمی تواند بدون ملاک باشد. ملاک هر چیزی نشانگر وجود وجود آن چیز است و هر چیزی که بدون ملاک باشد از اعتبار ساقط است.
از جمله ملاکهای بندگی، ایمان به خدا و توکل به اوست. یعنی کسی که ادعای عبودیت می کند باید عقد قلبی به ربوبیت وحدانیت خداوند داشته و در عمل هم با تسلیم در برابر اوامر الهی و دوری از نواهی و منکرات آن را نشان دهد و همچنین تنها ادعای توکل کافی نیست، بلکه باید در عمل هم نشان دهد که تمامی امور را به او واگذار کرده است، که اگر چنین نمود نتیجه اش این می شود که بنده ی صالح خدا بوده و در دنیا و آخرت به سعادت حقیقی نایل گردد و از شر اشرار در امان بماند. پس ادعای عبودیت با نداشتن ایمان و توکل، ادعای کذب است.
اعتبار عقلی هم با این معنا سازگار است. زیرا توکل عبارت است از اینکه انسان زمام تصرف در امور خود را بدست غیر خود دهد و تسلیم او شود که هر چه او صلاح دید و انجام داد همان را صلاح خود بداند و این خود از آثار عبودیت است.
از بیان دو حقیقت روشن می گردد:
الف) کسی که به خدا ایمان نیاورده و غیر خدا را ولی خود قرار دهد، به خدا شریک قایل شده و غیر خدا را بندگی نموده است.
ب) میان توکل نکردن بر خدا و تولای شیطان و عبادت او هیچ واسطه ای نیست. کسی که بر خدا توکل نکند او از اولیای شیطان خواهد بود(132).
توضیح بیشتر اینکه: باید دید چه چیزهایی می تواند موانع شناخت خداوند باشد و چه موانعی می تواند باعث عدم شناخت چهره ی حقیقت باشد. چهره ی حقیقت هر قدر آشکار و درخشان باشد تا در برابر دیده ی بینا و روشن قرار نگیرد، درک آن ممکن نیست.
به عبارت دیگر برای شناختن حقایق دو چیز لازم است:
1 - آشکار شدن چهره ی حق.
2 - دارا بودن وسیله ی دید و درک.
آیا هرگز نابینا می تواند قرص خورشید را ببیند؟ و آیا کران می توانند نغمه های دلنواز جهان را بشنوند؟ همین طور است کسانی که چشم حقایق بین ندارند و از دیدن چهره ی حقیقت محرومند. آنها گوش حق شنو ندارند و از شنیدن آیات حق محرومند. چه چیز مانع می شود که انسان قدرت شناخت را از دست بدهد؟
بدون شک دی پیشداوری های غلط و هوا و تبعیت از هوس های نفسانی و تعصبهای کورکورانه افراطی و گرفتار بودن در چنگال خود خواهی و غرور - مثل ابلیس که خود را از آدم (علیه السلام) بالاتر دانست در نتیجه از درگاه خداوند رانده شد - انسان را از درک جقیقت باز می دارد.
خلاصه اینکه: هر چیزی که صفای دل و پاکی روح انسان را بر هم زند و زنگهای تیره و تار را به آن بدهد، مانع درک حقایق می شود. در این زمینه شاعر می گوید:

تو کز سرای طبیعت نمی روی بیرون - کجا به کوی طبیعت گذر توانی کرد
جمال یار ندارد حجاب پرده، ولی - غبار ره بنشان تا نظر توانی کرد
دلا ز نور هدایت گر آگهی یابی - چو شمع خنده زمان ترک سر توانی کرد

و در حدیث می خوانیم که پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) می فرمایند:
لولا ان الشیاطین یحومون علی قلوب بنی آدم لنظروا الی ملکوت السماوات و الارض(133).
اگر شیاطین در اطراف قلوب فرزندان آدم دور نمی زدند آنها می توانستند ملکوت و باطن آسمانها و زمین را مشاهده نمایند.
پس اولین شرط برای رهروان راه حق، تهذیب نفس و تقوی است که بدون آن انسان در ظلمات و هم گرفتار و در بیراهه ها سرگردان می شود(134).
آری اگر انسان خود را اصلاح کرده و خود را از زشتیها و پلیدها دور نمود و دل خود را با ایمان به خدا و توکل به او غبار روبی کرد و از تکبر و عجب، خودبینی و خود خواهی دور ساخت و در طاعت خدا گرفت، که خود یکی از شئون عبودیت است، آن وقت در همه حال از شر اشرار در امان خواهد بود، چون این فرمایش خداوند است که می فرماید: آنها که دارای ایمان و توکل بر پروردگارند از سلطه ی شیطان بیرون هستند.
بنابراین اگر انسان این دو ملاک را داشته باشد و مقام پروردگار خود را بشناسد قهرا بر او توکل کرده و حقیقت مشیت و اختیار را به او وا می گذارد و دیگر به رسیدن به حسنه خوشحال و در برابر مصیبت اندوهناک نمی گردد(135).

فصل پنجم: نشانه های توکل:

مقدمه:

توکل به خداوند متعال و آن ذات هستی بخش نشانه های متعددی دارد که در این فصل به برخی از آنها اشاره می شود. این نشانه ها همگی از آیات 36 تا 40 سوره شوری استفاده می شود.
قبل از پرداختن به آنها، اشاره به یک نکته را لازم می دانم و آن نکته این است که مسائلی که بیان می شود خود از موضوعات مهمی هستند که لازم است درباره ی هر کدام آنها جداگانه و به طور مفصل بحث شود، لکن به خاطر اینکه در این نوشتار بحث طولانی نشده و از اصل بحث خارج نشویم آنها را به طور خلاصه مطرح کرده و خوانندگان عزیز را توصیه می کنیم که در این زمینه به کتابهای اخلاقی و تفسیری مراجعه نمایند.