توکل از منظر قرآن و روایات

نویسنده : دکتر ناصر فروهی با همکاری سید ضیا الدین علیا نسب

2 - اسباب معنوی و روحی:

پس از آنکه علل و اسباب طبیعی آن را مهیا کرد، دیگر مانعی در راه وصول به هدف خویش جز مهیا نبودن عوامل روحی از قبیل (سستی اراده،ترس، اندوه، بی خردی، غضب، سفاهت و بدبینی...) نیست آنگاه که قلب خود را با سیمهای نامرئی، یعنی اتکا و توکل، به درای قدرت و عظمت الهی متصل کرد، اراده و همچنین سایر صفات روحی او آنچنان قوی و نیرومند می شود که مغلوب هیچ عامل دیگری نشده و در نتیجه به موفقیت قطعی و سعادت ابدی نایل می گردد(117).
خداوند در قرآن می فرماید:
و من اراد الاخره و سعی لها سعیها و هو مومن فاولئک کان سعیهم مشکورا(118).
آنکس که سرای آخرت را بطلبد و برای آن سعی کند در حالیکه ایمان داشته باشد سعی او پاداش داده خواهد شد.
در این آیه خداوند به یک نکته ی مهم اشاره کرده است و می فرماید: کسی که می خواهد آخرت را اراده کند یعنی به روز قیامت امیدوار باشد دو شرط دارد.
1. ایمان به خدا.
2. سعی و تلاش.
اگر از هیچ تلاشی کوتاهی نکرده و از نعمتهای الهی بهتر استفاده نماید به تلاش او پاداش و اجر الهی داده می شود.
بنابراین ایمان یکی از مهم ترین عواملی است که در خوشبختی انسان نقش دارد تا ایمان نباشد انسان از آرامش روح و جان بی بهره خواهد بود و مادامی که آرامش نداشته باشد زندگی بر او تلخ خواهد بود. اما اگر دارای ایمان قوی باشد آن وقت همه ی درهای خوشبختی به روی او باز می شود و دل او آرام بگیرد.
به یاد خدا بودن و ذکر خدا گفتن دل انسان آرام می گیرد و با یاد خدا، انسان اطمینان قلب پیدا می کند. در قرآن می خوانیم: الا بذکر الله تطمئن القلوب(119).
آگاه باشید تنها با یاد خدا دلها آرامش می یابد.
لکن ایمان به خدا و آخرت علاقمندی به خدا و قیامت می خواهد. باور داشتن به بهشت و جهنم می خواهد و عمل صالح می خواهد، عملی که برای خدا باشد نه برای شهرت و کسب مقام(120).

کلامی از استاد والا مقام حضرت آیه الله جوادی آملی حفظه الله:

ایشان در درس تفسیر شان می فرمودند: برای عذاب شدن و جهنم رفتن بیش از یک چیز نمی خواهد و آن گناه است، ولی برای رسیدن به پاداش دو چیز لازم است: یکی ایمان و دیگری عمل صالح است.
عملی می تواند انسان را به خدا نزدیک کند که خالص باشد. بنابراین شاهد ایمان عمل است. اگر ایمان و عمل صالح همراه باشند، آن وقت دل انسان آرام می گیرد و مصداق آیه شریفه می باشد که می فرماید:
و اما من آمن و عمل صالحا فله جزاء الحسنی(121).
و اما اگر کسی ایمان آورد و عمل صالح انجام دهد پاداش نیکوتر خواهد داشت.
البته ی همه ی این تلاش و کوششها به نفع خود انسان است؛ چرا که اگر عملی انجام داده برای خود انجام داده است و اگر در روز قیامت اجر و پاداشی به او داده خواهد شد باز برای خود اوست و عکس مطلب هم همینطور است، یعنی اگر انسان عمل خیری انجام نداد و نافرمانی کرد و بر خلاف فطرت خویش عمل نمود باز نتیجه اش به خود او باز خواهد گشت. خداوند متعال در قرآن این نکته را به صورت روشن بیان فرمودند:
من عمل صالحا فلنفسه و من اساء فعلیها و ما ربک بظلام للعبید(122).
کسی که عمل صالح انجام دهد، سودش برای خود اوست و هر کس بدی کند، به خویشتن بدی کرده است، و پروردگار هرگز به بندگان ستم نمی کند.
بنابراین روح ایمان، افاضه و اعطای خداوند است ، ولی پیکره ی ایمان در دست خود انسان است. انسان باید به واجبات عمل کند و از محرمات اجتناب ورزد و حلال خدا را حلال و حرام خدا را حرام بشمارد.
ایمانی که خدا به انسان بدهد دل را روشن و انسان را بیدار می کند و انسان عظمت حق را درک می کند.
خلاصه اینکه، سعادت دنیا و آخرت و حیات طیبه و نهایت امنیت، در ایمان به خداست، اگر انسان سعادت می خواهد و بعد از مرگ هم امنیت می خواهد باید ایمان داشته باشد چون سعادت و امنیت در گرو ایمان به خدا و روز جزا است و بدون ایمان نمی تواند به سعادت ابدی برسد، به عبارت دیگر؛ ایمان اساس هر چیز، و مقام و درجه است اگر ایمان نباشد در دنیا زندگی حیوانی می شود و پس از مرگ هم حسابش معلوم است. ایمان حقیقت ثابت و موجودی است نه توهم و نه امر انتزاعی و اعتباری بلکه حقیقتی است نورانی و نوریست که در دل ثابت می گیرد و اگر دل انسان نورانی شد آن وقت می تواند حجابها را کنار بزند(123).
پس نتیجه این شد که انسان وقتی می تواند به خدا توکل کند دارای ایمان بوده و از این سبب روحی و معنوی بهره مند گردد و بدون ایمان کما اینکه دل او تاریک است، همچنین راهی برای توکل به خدا وجود ندارد.

د) توکل یکی از مراحل ایمان:

دومین رابطه بین ایمان و توکل این است که توکل یکی از مراحل ایمان بوده و بدون آن ایمان کامل نمی شود و اگر ایمان ناقص باشد در رسیدن به هدف با مشکل مواجه می شود این رابطه از آیات و روایات به دست می آید. با اینکه ایمان علت توکل است ولی توکل می تواند نور ایمان را بیشتر در دل آدمی شعله ور ساخته و دل نورانی تر شود.
خداوند متعال در قرآن می فرماید:
انما المومنین الذین اذا ذکر الله وجلت قلوبهم و اذا تلیت علیهم آیاته زادتهم ایمانا و علی ربهم یتوکلون، الذین یقیمون الصلاه و مما رزقناهم ینفقون(124).
مومنان تنها کسانی هستند که هرگاه نام خدا برده شود دلهایشان ترسان می گردد، و هنگامی که آیات او بر آنها خوانده می شود، ایمانشان فزون تر می گردد، و تنها به پروردگارشان توکل دارند، آنها که نماز را بر پا می دارند و از آنچه به آنها روزی دادیم انفاق می کنند.
با دقت در مضمون این دو آیه معلوم می شود که در مقام معرفی و شناساندن مومنان واقعی است و آیه را با ذکر صفات و خصایص مهم آنها انجام می دهد.
در این دو آیه پنج صفت از صفات مومنان که در حقیقت مهمترین صفات آنها نیز هست، بیان می کند، چرا که اگر کسی دارای این صفات باشد لازمه اش آن است که سایر صفات را هم دارا باشد. این صفات صفاتی هستند که انسان با داشتن آنها، نفس خویش را برای تقوی و اصلاح ذات خویش و اطاعت از خدا و رسول او آماده می سازد، آن صفات عبارتند از:
ترسیدن و تکان خوردن دل در هنگام ذکر خدااذا ذکر الله وجلت قلوبهم.
زیاد شدن ایمان در اثر استماع آیات الهی و اذا تلیت علیهم آیاته زادتهم ایمانا.
یعنی وقتی آیات الهی را می شنوند ایمانشان زیاد می شود، چون به عظمت خداوند پی برده و خود را در مقابل عظمت خداوند ذلیل و بی چیز یم بینند.
به خداوند توکل می کنندو علی ربهم یتوکلون.
نماز به پا می دارندالذین یقیمون الصلاه چون نماز انسان را به معراج می برد.
چرا که پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: الصلاه معراج المومنین(125). نماز دل و روح انسان را زنده کرده و به روح انسان طراوت می بخشد و انسان را به معشوق خود نزدیک می کند. انفاق از آنچه خدا روزی عطا فرمودهو مما رزقناهم ینفقون در راه خدا انفاق کردن و به مستمندان یاری رساندن یکی از صفات بارز مومنان است.
درست است که انسان برای کسب روزی حلال زحمت می کشد در عین حال آن را از فضل خداوند می داند، چون معتقد است که این خداوند است که به او سلامتی جسم و جان داده تا بتواند برای کسب روز حلال تلاش کند. به همین خاطر آنچه در توان دارد در راه خدا و به بندگان او انفاق می کند.
در این صفات یک نوع ترتیب طبیعی وجود دارد. یعنی قبل از هر چیز اصل ایمان به خداوند لازم است، تا نور ایمان در دل انسان نتابد نمی تواند این صفات را بدست بیاورد، وقتی نور ایمان به تدریج در دل انسان تابیدن گرفت به تدریج رو به زیادی می گذارد.
مرحله ی اول ایمان، تاثیر قلب است. قلب انسان بر اثر ایمان متاثر می شود، و در قلب انسان یک نوع حرکتی ایجاد می شود. این تاثیر همان ترس و تکان خوردن است در هنگام ذکر خدا.
انسان وقتی در آیات الهی سیر می کند و روی آنها فکر و تامل می کند، ایمان او زیادتر می شود و هر قدر در این آیاتت زیاد غور کند بیشتر به عظمت خدا پی می برد در نتیجه ایمانش قویتر شده تا اینکه به حد یقین می رسد. وقتی به حد یقین رسید مقام پروردگارش را و موقیعت خود را می شناسد و حقایق بر او روشن می گردد. و می فهمد که تمامی امور بدست خدای سبحان است و اوست یگانه ربی که تمام موجودات به سوی او در حرکتند و می گویند: انالله و انا الیه راجعون(126).
اینجاست که نوبت به توکل می رسد، یعنی انسان وقتی به کمال رسید بر خود واجب می داند که بر خداوند توکل کند و تابع اراده ی او باشد و او را در تمامی شئونات زندگی خود وکیل خود گرفته و به آنچه را که او در مسیر زندگیش مقدر کند راضی می شود. وقتی ایمان به حد اعلای خود رسید، انسان قهرا خود را به سوی عبودیت سوق می دهد و پروردگار خود را با اخلاص و خضوع و خشوع عبادت می کند و بهترین عبادت همان نماز است و در صدد بر می آید آنچه که دارد، غیر از ما یحتاج خود را در راه خدا انفاق می کند.
از آنچه که گذشت معلوم شد که ایمان حقیقی تنها در دل آن کسانی ثابت و مستقر گشته که دارای پنج صفت بالا باشند(127).
آری وقتی انسان به این حد ایمان رسد، خداوند او را بدون اجر و پاداش نمی گذارد. جالب اینجاست که در آیه ی بعدی خداوند متعال اجر و پاداش این افراد را مطلق ذکر می کند و می فرماید: اولئک هم المومنون حقا لهم درجات عند ربهم و مغفره و رزق کریم(128)؛
مومنان حقیقی آنها هستند، برای آنان درجاتی نزد پروردگارشان است و برای آنها آمرزش و روزی بی عیب و نقص است.
اجر و پاداش این افراد به حدی زیاد است که خداوند مطلق ذکر کرده است. اجر و پاداش بزرگتر از این چیست که خداوند از گناهان آنها می گذرد و آنها را از نعمتهای بهشتی متنعم می سازد.
پس معلوم شد که دومین رابطه بین ایمان و توکل این است که توکل یکی از مراحل ایمان بوده و کسی که توکل ندارد ایمانش کامل نیست و اگر ایمان کامل نباشد نمی تواند از بندگان خود خدا باشد.