توکل از منظر قرآن و روایات

نویسنده : دکتر ناصر فروهی با همکاری سید ضیا الدین علیا نسب

ه) راه تحصیل توکل:

راه تحصیل صفت توکل - بعد از تقویت توحید و اعتقاد به اینکه همه ی امور به خدای سبحان است و برای دیگری دخالتی در آنها نیست - این است که آیات و اخبار مذکور را که دلالت بر فضیلت و ستایش آن دارد و این را که توکل باعث رستگاری و کفایت امور اوست به یاد آورد، سپس متذکر شود که خدای تعالی او را از نیستی به هستی آورده و لباس وجود به او پوشانیده، و آنچه را بدان نیازمند بوده برای وی آماده ساخته است، و او به بندگان خود از مادر به فرزند خود مهرابانتر است، و کفایت اهل توکل را تعهد و ضمانت نموده است، پس محال است که بعد از این او را ضایع و مهمل گذارد و مهمات او را کفایت نکند، و آنچه بدان نیاز دارد به او نرساند، و آنچه به وی آزار و زیان می رساند از او دفع نکند، زیرا خدای سبحان از عجز و نقص و خلف وعده و سهو پاک و منزه است.
سزاوار است که حکایاتی را به یاد آورد که مشتمل بر شگفتی های صنع خدا در رساندن روزی به بندگان و دفع بلاها و بدیها از بعضی از ایشان است، و سر گذشتهایی را متذکر شود که متضمن عجایب قهر الهی در تباه کردن اموال توانگر و قرار ساختن قدرتمندان است، و چه بسا بندگانی که مال و سرمایه ای نداشتند و خداوند به آسانی به آنها روزی می رساند، و چقدر مال دارانی که ثروت و سرمایه از کف دادند یا اموال آنها به دزدی رفت و تهی دست و بینوا شدند، و سببی نیرومند صاحب خدم و حشم و شوکت و سطوت که بی سببی آشکار عاجز و خوار و زبون گشتند، و بسا ذلیل و ناتوانی که قوت و استیلا یافتند. هر که در این مطلب تامل کند می داند ه امور به دست قدرت خداوند است، سپس باید بر او وثوق و اعتماد کند. ملاک این است اگر بداند که امور به قدرت خدای سبحان بدون دخالت اسباب و وسایط باشد، سپس توکل نکردن بر او و اعتماد به دیگری نهایت جهل است، و اگر برای خدای سبحان از وسایط و اسباب دخالت و تاثیری هست، پس توکل از جمله ی اسباب کفایت امور و بر آمدن حاجات است، زیرا اخبار و حکایات و تجربه گواهند بر اینکه هر که بر خدا توکل کرد و به سوی او منقطع شد خداوند امور و حاجات او را کفایت می کند. همان گونه که نوشیدن آب سبب برطرف شدن تشنگی می گردد، و خوردن طعام سبب رفع گرسنگی می شود، همچنین توکل سببی است که مسبب الاسباب برای بر آمدن حاجات و مقاصد و کفایت امور و مهمات مترتب ساخته است.
نشانه ی حصول توکل این است که دل او مضطرب نشود و سکون و آرامش خود را به سبب فقدان اسباب نفع و پدید آمدن اسباب ضرر از دست ندهد. پس اگر سرمایه اش به دزدی رفت و یا تجارتش زیان کرد، با یکی از امور او باز داشته شد و معوق ماند، راضی و خشنود باشد و آرامش و اطمینان خاطر وی متزلزل نگردد، بلکه سکون و آرام دل او قبل و بعد از آن پدیده یکسان باشد، زیرا کسی که به چیزی آرام نگیرد از زوال آن نگران و مضطرب نشود، و هر که به سبب فقدان چیزی آشفته و پریشان گردد به وجود آن آرام و اطمینان خاطر یابد(105).
بنابراین راه تحصیل توکل این است که به خود اعتماد به نفس نداشته و خدا را فراموش نکند، یکی از افکاری که از مغرب زمین به حریم اندیشه ناب توحیدی مسلمانان و موحدان نفوذ کرده این است که اعتماد به نفس از فضایل است و باید دیگران را به آن ترغیب کرد، در حالی که اسلام هرگز اعتماد به نفس را تایید نکرده، زیرا انسانی که مالک هیچ شأنی از شئون خود نیست: لا یملک لنفسه نفعا و لا ضرا و لا موتا و لا حیاتا و لا نشورا(106) چگونه می تواند بر خود تکیه کند.
آنچه از نظر اسلام فضیلت به شمار می رود و دین به آن بها می دهد اعتماد و توکل بر خداست، چنانکه امام جواد (علیه السلام) فرمودند: الثقه بالله تعالی ثمن لکل غال و سلم الی کل عال(107).
اعتماد به خدا بهای هر کالای گرانبها و نردبان صعود به هر درجه ی بلندی است. تکیه گاه مومن، قدرت بی کران و مستقل خدای سبحان است نه قدرت خودش و نه قدرت دیگران، اما اعتماد به نفس یا اعتماد به دیگران از نظر اسلام رذیلت است، زیرا معنای اعتماد به نفس آن است که انسان به حول و قوه ی خود اعتماد کند، در حالی که خدای سبحان در معرفی مومنان می فرماید: آنان در برابر تهاجم بیگانگان می گفتند: حسبنا الله و نعم الوکیل(108). آنان نمی گفتند قدرت نظامی و توان رزمی ما کافی است(109).

فصل چهارم: رابطه ی ایمان و توکل:

مقدمه:

انسان وقتی به آیات و روایاتی که درباره ی توکل و اهمیت آن وارد شده است توجه می کند می بیند یک رابطه ی عمیقی بین توکل و ایمان وجود دارد. حدود یک سوم آیات توکل، ایمان همراه آن است. و در روایات هم به صورتهای مختلف این رابطه بیان شده است. از جمله آیات این آیه استانما المومنون الذین اذا ذکر الله وجلت قلوبهم و اذ تلیت علیهم آیاته زادتهم ایمانا و علی ربهم یتوکلون(110).
مومنان تنها کسانی هستند که هرگاه نام خدا برده شود، دلهایشان ترسان می گردد و هنگامی که آیات او بر آنها خوانده می شود، ایمانشان فزونتر می گردد، تنها بر پروردگارشان توکل دارند.
در این آیه یکی از صفات مومنان توکل به خداوند معرفی شده است.
از جمله روایات روایتی است که از امام صادق (علیه السلام) نقل شده که فرمود: جعل التوکل مفتاح الایمان و الایمان قفل التوکل...(111).
توکل کلید ایمان و ایمان قفل توکل قرار داده شده است.
سخن در این است که چه رابطه ای بین ایمان و توکل وجود دارد که در قرآن و روایات روی این مساله این قدر تاکید شده است و چه سری در کار است که این همه آیات و روایات در این باره وارد شده است.
قبل از اینکه به این سخن بپردازیم و روشن کنیم که چه رابطه ای بین این دو وجود دارد لازم است ابتدا اشاره ای شود به معنای ایمان و حقیقت آن و نقش آن در سعادت انسان.