توکل از منظر قرآن و روایات

نویسنده : دکتر ناصر فروهی با همکاری سید ضیا الدین علیا نسب

درجه ی اول توکل:

اگر کسی ایمانش ضعیف باشد چنین شخصی ضمن اینکه به خداوند توکل می کند در عین حال از خلق الله و اسباب ظاهری دست برنداشته و به سراغ آنها هم رفته و یاری می طلبد.
مثل اینکه کسی مشکلی دارد برای حل این مشکل ضمن اینکه به خداوند توکل می کند، چون می داند که خداوند به او یاری رسانده و خیانت نمی کند و چه بسا ایمان قبلی هم دارد، ولی در عین حال به سراغ کسی که در ظاهر امر حل مشکل در دست اوست، رفته ذلیلانه از او تقاضای حل مشکل خویش را طلب می کند و خودش را در مقابل او که خود یک بنده بیش نیست کوچک کرده تا خواسته ی او را عملی سازد، چه بسا ممکن است در مقابل خداوند اینقدر خاضع نباشد.
(حال چنین کسی در حق خدا و وثوق او به عنایت، و اطمینان به کفایت او، مثل حال او باشد نسبت به کسی که وکیل او باشد و این ضعیف ترین درجات توکل است و مناقات با سعی و تدبیر خود متوکل هم ندارد، گویا بعضی تدبیرات منافی باشد، همچنانکه کسی دیگری را در امری وکیل می کند و سعی و تدبیری را که وکیل بگوید، ارتکاب آن مناقاتی با توکیل ندارد. همچنین هر سعی که عادت و طریقه وکیل بر آن جاری است که موکل خود بکند، گرچه صریحاً نگوید...(99)).

درجه ی دوم توکل:

این درجه درجه ی متوسط است، یعنی چنین کسی در آموزش فقط به خداوند توکل می کند و از کسی به صورت مستقیم یا غیر مستقیم یاری طلب نمی کند، ولی در عین حال از واسطه یعنی دعا و تضرع هم غافل نیست، در حقیقت به مقام یقین نرسیده است.
(حال چنین متوکلی با خدا مثل حال طفلی باشد با مادر خود، زیرا او جز مادر نمی شناسد و به سوی غیر او اعتماد ندارد. چون او را می بیند در هر حال به دامن او می آویزد و اگر حاضر نباشد چون امری به او رو دهد اول چیزی که بر زبان او می گذرد ای مادر است و صاحب این مرتبه چنان غرق توکل است که از توکل خود نیز غافل است. و همه تدبیرات و کوششها منافی این مرتبه است مگر تدبیر گریختن به خدا و پناه جستن به او به واسطه دعا و تضرع(100)).

درجه ی سوم توکل:

در انی درجه بالاترین درجه ی متوکلان است. اینها کسانی هستند که واقعا با ایمان قوی همه ی امور را به خداوند متعال واگذار می نمایند و در مقابل هیچکس غیر از خداوند به هیچ وجه حاضر نیستند خاضع شوند. اینها افرادی هستند که همه چیز را خدا می دانند و اگر مشکلی داشته باشند فقط به سراغ او رفته و از او نصرت طلب یم نمایند، و یقین دارند که او هم بدون جواب نمی گذارد و مشکل آنها را حل می کند. متوکلان واقعی اینها هستند و خداوند چنین افرادی را در قرآن می ستاید در آنجا که می فرماید:
ان الله یحب المتوکلین(101).
همانا خداوند متوکلان را دوست می دارد.
و کار آنها را به غیر خود واگذار نمی کند. چون آنها از ته دل می گویند:حسبنا الله و نعم الوکیل(102).
خداوند برای ما بس است.
حال اینها در نزد خداوند مانند میت در غسال است، یعنی خود را در پیش قدرت حق، میت می بیند و جمیع حرکات و سکنات خود را از قدرت ازلیه او می داند. این بالاترین درجات است. و صاحب این مرتبه بسا باشد که ترک دعا و سوال را کند از راه وثوق به کرم و عنایت حضرت حق تعالی... و این شخص مانند طفلی است که بداند: اگر از سوی مادر بگریزد مادر او را بجوید و ارک به دامن مادر بیاویزد مادر او را در آغوش می کشد.
و از این قسم است توکل حضرت خلیل الرحمن در هنگامی که او را در منجنیق نهادند و به آتش افکنند و حضرت روح الامین به او گفت: آیا حاجتی داری؟ گفت: با تو نه. گفت: پس با آنکه حاجت داری بخواه و نجات خود را از او طلب کن. گفت: حسبی من سوالی علمه بحالی(103).
علم خدا به حال من، کفایت سوال مرا می کند.
خلاصه اینکه توکل داری مراتب و درجات سه گانه است:
1. توکل صوری و ظاهری.
2. توکل علمی.
3. توکل حقیقی.
اما درجه ی اول توکل به درد نمی خورد و مشکلی را حل نمی کند. اما درجه ی سوم توکل، هر کسی به آن مقام نرسیده و برای همه دست نیافتنی است بلکه او حدی از انسانهاست که می توانند به درجه اصلی و حقیقی توکل برسند. اما درجه ی متوسط توکل، این توکل غالب مومنان است و معصومان (علیه السلام) هم به این درجه ی توکل سفارش کرده اند(104).