توکل از منظر قرآن و روایات

نویسنده : دکتر ناصر فروهی با همکاری سید ضیا الدین علیا نسب

د) درجات توکل:

بعد از آنکه معلوم شد که متوکلان چه کسانی هستند و اوصاف متوکلان ذکر شد و معلوم شد که هر کس نمی تواند متوکل حقیقی بشود، بلکه باید دارای اوصافی باشد. در این قسمت بحث در این است که آیا همه متوکلان یکسان هستند یا درجاتشان فرق می کند؟ شکی نیست که درجات متوکلان یکسان نیست، چون اصل توکل وابسته به ایمان انسان است با تفاوت درجات ایمان، درجات متوکلان هم فرق می کند.

درجه ی اول توکل:

اگر کسی ایمانش ضعیف باشد چنین شخصی ضمن اینکه به خداوند توکل می کند در عین حال از خلق الله و اسباب ظاهری دست برنداشته و به سراغ آنها هم رفته و یاری می طلبد.
مثل اینکه کسی مشکلی دارد برای حل این مشکل ضمن اینکه به خداوند توکل می کند، چون می داند که خداوند به او یاری رسانده و خیانت نمی کند و چه بسا ایمان قبلی هم دارد، ولی در عین حال به سراغ کسی که در ظاهر امر حل مشکل در دست اوست، رفته ذلیلانه از او تقاضای حل مشکل خویش را طلب می کند و خودش را در مقابل او که خود یک بنده بیش نیست کوچک کرده تا خواسته ی او را عملی سازد، چه بسا ممکن است در مقابل خداوند اینقدر خاضع نباشد.
(حال چنین کسی در حق خدا و وثوق او به عنایت، و اطمینان به کفایت او، مثل حال او باشد نسبت به کسی که وکیل او باشد و این ضعیف ترین درجات توکل است و مناقات با سعی و تدبیر خود متوکل هم ندارد، گویا بعضی تدبیرات منافی باشد، همچنانکه کسی دیگری را در امری وکیل می کند و سعی و تدبیری را که وکیل بگوید، ارتکاب آن مناقاتی با توکیل ندارد. همچنین هر سعی که عادت و طریقه وکیل بر آن جاری است که موکل خود بکند، گرچه صریحاً نگوید...(99)).

درجه ی دوم توکل:

این درجه درجه ی متوسط است، یعنی چنین کسی در آموزش فقط به خداوند توکل می کند و از کسی به صورت مستقیم یا غیر مستقیم یاری طلب نمی کند، ولی در عین حال از واسطه یعنی دعا و تضرع هم غافل نیست، در حقیقت به مقام یقین نرسیده است.
(حال چنین متوکلی با خدا مثل حال طفلی باشد با مادر خود، زیرا او جز مادر نمی شناسد و به سوی غیر او اعتماد ندارد. چون او را می بیند در هر حال به دامن او می آویزد و اگر حاضر نباشد چون امری به او رو دهد اول چیزی که بر زبان او می گذرد ای مادر است و صاحب این مرتبه چنان غرق توکل است که از توکل خود نیز غافل است. و همه تدبیرات و کوششها منافی این مرتبه است مگر تدبیر گریختن به خدا و پناه جستن به او به واسطه دعا و تضرع(100)).