توکل از منظر قرآن و روایات

نویسنده : دکتر ناصر فروهی با همکاری سید ضیا الدین علیا نسب

الف) ویژگیهای وکیل خوب:

جای شک نیست که اگر انسان بخواهد به هدف والای خود برسد احتیاج به تکیه گاهی دارد، و وجود یک تکیه گاه ضروری است که با تکیه بر آن بتواند با همواره کردن راه به هدف خویش نایل شود. مهم این است که روشن شود این تکیه گاه باید دارای چه شرایطی باشد تا انسان به او اطمینان کرده و تکیه کند و برای رسیدن به هدف خود آسوده قدم بردارد؟
پس در اصل نیاز به یک تکیه گاه مطمئن بحثی نیست، اما آیا هر کس می تواند پناهگاه خوبی برای انسان باشد؟ قطعا اینطور نیست، بلکه باید دارای شرایطی باشد تا اطمینان حاصل شود و با سپردن امور به تکیه گاه خود دیگر نگران کارهای خویش نباشد. مطمئن ترین مرجع برای شناخت چنین تکیه گاهی قرآن کریم است. با مراجعه به آن انسان می تواند تکیه گاه مورد نظر و مطمئن و شرایط آن را بشناسد و بعد از شناختن به او تکیه کرده و امور را به او واگذار نماید.
از جمله آیاتی است که پناهگاه مورد نیاز انسان را معرفی می کند، این آیه است:
و توکل علی الحی الذی لا یموت و سبح بحمده و کفی به بذنوب عباده خبیرا(92).
توکل کن بر آن زنده ای که هرگز نمی میرد، و تسبیح و حمد را به جا آور، همین بس که او از گناهان بندگانش آگاه است.
که ماحصل آن به صورت زیر است.
1. نخست اینکه، زنده باشد، چون یک مرده و بی خاصیت همچون بتها هرگز نمی توانند تکیه گاه کسی شوند.
2. دیگر اینکه حیاتش جاودانی باشد بطوری که احتمال مرگ او تزلزلی در فکر متوکلان ایجاد نکند. این از بدیهیات است، کسی که حیاتش دایمی نیست و همینکه انسان احتمال بدهد که یک روزی این تکیه گاه را از دست خواهد داد، همیشه یک نوع تشویش و تزلزل در وجود او خواهد بود، اما اگر بداند که تکیه گاه او دایمی و همیشگی است آن وقت به راحتی و با اطمینان به او تکیه کرده و هیچ نوع تزلزلی در وجود او نخواهد بود.
3. علم و آگاهیش همه چیز را در بر گیرد، هم از نیازهای متوکلان با خبر باشد و هم از توطئه ها و نقشه های دشمنان. باز این شرط از شروط اساسی یک وکیل است؛ چون کسی که علمش محدود باشد و به تمامی نیازهای متوکلان آگاهی نداشته و علم به توطئه های دشمن نداشته باشد، طبیعی است که می تواند به نحو احسن و آنطور که بدرد متوکل بخورد و کار ساز باشند به او یاری رسانده و مکر و حیله ی دشمن را خنثی نماید.
4. شرط دیگر اینکه قدرت بر همه چیز داشته باشد و هرگونه عجز و ناتوانی را که موجب تزلزل این تکیه گاه است، کنار زند. ممکن است موجودی زنده و حیاتش هم ابدی و از علم بی نهایت هم بهره من باشد ولی از قدرت لازم که بتواند تمامی نیازهای موکلش را برطرف سازد برخوردار شود و توان مقابله یا توطئه های دشمنان را نداشته باشد، چنین موجودی نمی تواند وکیل خوبی برای انسان باشد و اطمینان انسان را حاصل نماید تا در دل او تزلزل ایجاد نشود، و با آسوده خاطر امور را به او واگذار نموده و از او یاری طلب کند.
5. شرط دیگر یک تکیه گاه خوب این است که خود از دیگران بی نیاز باشد، چون کسی که نتواند نیازهای خود را بر طرف سازد نخواهد توانست نیازهای دیگران را هم بر طرف سازد و اگر نتواند نیازهای موکل خویش را بر طرف نماید نمی تواند پناهگاه خوبی باشد.
6.از جمله شرایط یک تکیه گاه خوب این است که حاکمیت و تدبیر و اداره ی همه ی امور در کف با کفایت او باشد و در تصمیم گیری و اراده ی کارها، دیگران دخیل نباشند.
اینها از جمله صفاتی است که باید یک تکیه گاه داشته باشد و می دانیم که این صفات تنها در ذات پاک خدا جمع است و به همین دلیل تنها تکیه گاه اطمینان بخش و تزلزل ناپذیر در برابر همه ی حوادث ذات اوست(93).
امام خمینی (رحمه الله علیه) در این زمینه می فرماید: توکل حاصل نمی شود مگر پس از ایمان به چهار چیز که آنها به منزله ی ارکان توکل هستند.
اول: ایمان به آنکه وکیل عالم است به آنچه که موکل به آن محتاج است.
دوم: ایمان به آنکه او قادر است به رفع احتیاج موکل.
سوم: آن که بخل ندارد.
چهارم: آن که محبت و رحمت به موکل دارد.
با اختلال در یکی از این امور، موکل حاصل نشود و اعتماد به وکیل پیدا نشود، که اگر احتمال دهد که وکیل جاهل به امور باشد، و محال احتیاج را نداند، اعتماد به او نتوان کرد و اگر علم او را بداند ولی احتمالی دهد که کمال علم عاجز باشد از سد احتیاج او، اعتماد به او نکند و اگر قدرت او را نیز معتقد باشد و احتمال بخل در او بدهد، اعتماد حاصل نشود. و اگر این سه محقق باشد ولی شفقت و رحمت و محبت او را احراز نکرده باشد، معتمد به او نشود، پس توکل حاصل نشود، پس پایه توکل بر این ارکان اربعه قرار داده باشد(94).
تنها موجودی که دارای این صفات است ذات بی نهایت خداوند است، بنابراین تنها تکیه گاه مناسب و اطمینان بخش هم خداوند است و بس.

ب) لزوم توکل به خداوند:

همانطور که بیان شد یک پناهگاه خود باید دارای شرایطی باشد و تنها خداوند متعال است که دارای جمیع شرایط لازم می باشد و غیر از او کسی نمی تواند یک پناهگاه خوب برای انسان باشد، چرا که همه ی موجودات عالم غیر از خداوند یا دارای حیات نیستند و اگر هم دارای حیات باشند، حیات ابدی نداشته و از علم محدود حیات نیستند و اگر هم دارای حیات باشند، حیات ابدی نداشته و از علم محدود برخوردارند و قدرت لازم برای یاری رساندن به متوکلان را ندارند، بلکه خود نیازمند به دیگران هستند و اراده ی آنها مستقل از اراده ی خداوند نیست. اما آنچه می خواهیم در این فصل بیان کنیم این است که چرا باید فقط به خداوند توکل کرد؟ آیا بر این ادعا دلیل عقلی و منطقی وجود دارد یا باید از باب تعبد بپذیریم؟ ما در این فصل درصدد بر آمدیم تا در کنار ادله ی نقلی، ادله ی عقلی هم اقامه کنیم تا ثابت شود باید تنها به خداوند توکل کرد و بس، اما دلیل نقلی همان آیات و روایاتی بود که در فصلهای قبلی بحث شد و گفتیم که آیات و روایات مختلفی بر این امر دلالت دارند.

اما ادله ی عقلی: