توکل از منظر قرآن و روایات

نویسنده : دکتر ناصر فروهی با همکاری سید ضیا الدین علیا نسب

و) بازتاب توکل در زندگی پیامبران:

در قرآن مجید، به ویژه در تاریخ انبیاء صفت توکل به عنوان یکی از بارزترین صفات آنها در طول تاریخ مشاهده می شود که همواره در برابر حوادث سخت، مشکلات طاقت فرسا و دشمنان بی رحم اعتمادشان بر خدا و تکیه گاهشان ذات پاک او بوده است، و از وابستگی و اعتماد بر غیر او مبری بوده اند.
در اینجا برخی آیات را که بیانگر توکل انبیاست مورد بررسی قرار می دهیم تا بیش از پیش اهمیت توکل روشن گردد. هنگامی که نوح (علیه السلام) در برابر دشمنان نیرومند و لجوج و متعصب قرار گرفت، با اعتماد به خداوند و توکل بر ذات پاکش در برابر همه ی آنان مقاومت کرد. قرآن در این زمینه به پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) می گوید: سر گذشت نوح (علیه السلام) را برای آنها (مسلمانان نخستین که در چنگال دشمنان زورمند گرفتار بودند) بخوان، در آن هنگام که به قوم خود گفت: ای قوم من: هرگاه موقعیت من و یادآوری هایم نسبت به آیات الهی بر شما سنگین (و غیر قابل تحمل) است، (هر کار از دستتان ساخته است بکنید، من ترس ندارم) من بر خدا توکل کره ام، نیروی خود و نیروی معبودهایتان را جمع کنید، سپس چیزی بر شما مخفی نماند و بعد به حیات من پایان دهید و لحظه ای مهلتم ندهید اما بدانید در برابر قدرت خداوند کاری از شما ساخته نیست(83).
راستی این چه عاملی بود که نوح (علیه السلام) را با مومنان اندکی که اطراف او بودند، در برابر دشمنان قدرتمند و سرسخت، شجاعت و شهامت می بخشد که این چنین ایستادگی کردند و قدرت آنان به باد مسخره گرفتند و بی اعتنایی خویش را به نقشه ها و افکار و بتهای آنها نشان دادند، و به این وسیله ضربه ای محکم روانی بر آنان وارد ساختند. این عامل چیزی جر ایمان به خدا و توکل بر ذات پاک او نبود؛ نوح (علیه السلام) نه تنها به آنها و بتهایشان بی اعتنایی کرد، بلکه آنها را بر مخالفت تحریک کرده و به مبارزه طلبید و این نیست جز نتیجه ی توکل به خداوند متعال.
پیامبر دیگری که خداوند در قرآن از او یاد کرده و جزو متوکلان شمرده هود پیامبر (علیه السلام) است. او وقتی از سوی قوم بت پرستشش تهدید به مرگ می شود با صراحت به آنها می گوید: من خدا را گواه می گیرم و شما هم گواه باشید از همتایانی که برای خدا قرار داده اید بیزارم. همه ی شما برای من نقشه بکشید و لحظه ای مرا مهلت ندهید (اما بدانید کاری از شما ساخته نیست چرا که) من توکل بر خداوندی کرده ام که پروردگار من و شماست(84).
وقتی اهمیت کار هود (علیه السلام) روشن می شود که بدانیم او نه تنها در مقابل تهدید کنندگان از خود ضعف نشان نداده و بی اعتنایی می کند، بلکه آنها را تحریک به قیام بر ضد خود می نماید که او با توکل به خداوند و با چنگ زدن به ریسمان الهی هیچ واهمه ای از آنها ندارد. این نشان می دهد که توکل بر خداوند تا چه اندازه به انسان شجاعت و شهامت می بخشد.
خداوند از پیامبرانی همچون ابراهیم (علیه السلام(85))، شعیب (علیه السلام(86))، یعقوب (علیه السلام(87))، موسی (علیه السلام(88))، و حضرت محمد (ص(89)) و در یک آیه ی دیگر همه ی پیامبران(90) را از متوکلان دانسته و می فرماید اینها در سخترین شرایط زندگی خود تکیه گاهی جز خداوند نداشتند و فقط از او یاری می جستند.
از مجموع آیات استفاده می شود که توسل به ابزار توکل بر خدا در برابر انبوه مشکلات طاقت فرسا کار همه ی انبیا در طول تاریخ بوده است و در واقع آنها با نیروی توکل بر انبوه دشمنان سر سخت پیروز می شدند، این نشان دهنده ی نقش توکل در زندگی انسانها به خصوص رهبران و پیشوایان بوده و بیانگر اهمیت توکل است(91).

فصل سوم: پایه های توکل:

الف) ویژگیهای وکیل خوب:

جای شک نیست که اگر انسان بخواهد به هدف والای خود برسد احتیاج به تکیه گاهی دارد، و وجود یک تکیه گاه ضروری است که با تکیه بر آن بتواند با همواره کردن راه به هدف خویش نایل شود. مهم این است که روشن شود این تکیه گاه باید دارای چه شرایطی باشد تا انسان به او اطمینان کرده و تکیه کند و برای رسیدن به هدف خود آسوده قدم بردارد؟
پس در اصل نیاز به یک تکیه گاه مطمئن بحثی نیست، اما آیا هر کس می تواند پناهگاه خوبی برای انسان باشد؟ قطعا اینطور نیست، بلکه باید دارای شرایطی باشد تا اطمینان حاصل شود و با سپردن امور به تکیه گاه خود دیگر نگران کارهای خویش نباشد. مطمئن ترین مرجع برای شناخت چنین تکیه گاهی قرآن کریم است. با مراجعه به آن انسان می تواند تکیه گاه مورد نظر و مطمئن و شرایط آن را بشناسد و بعد از شناختن به او تکیه کرده و امور را به او واگذار نماید.
از جمله آیاتی است که پناهگاه مورد نیاز انسان را معرفی می کند، این آیه است:
و توکل علی الحی الذی لا یموت و سبح بحمده و کفی به بذنوب عباده خبیرا(92).
توکل کن بر آن زنده ای که هرگز نمی میرد، و تسبیح و حمد را به جا آور، همین بس که او از گناهان بندگانش آگاه است.
که ماحصل آن به صورت زیر است.
1. نخست اینکه، زنده باشد، چون یک مرده و بی خاصیت همچون بتها هرگز نمی توانند تکیه گاه کسی شوند.
2. دیگر اینکه حیاتش جاودانی باشد بطوری که احتمال مرگ او تزلزلی در فکر متوکلان ایجاد نکند. این از بدیهیات است، کسی که حیاتش دایمی نیست و همینکه انسان احتمال بدهد که یک روزی این تکیه گاه را از دست خواهد داد، همیشه یک نوع تشویش و تزلزل در وجود او خواهد بود، اما اگر بداند که تکیه گاه او دایمی و همیشگی است آن وقت به راحتی و با اطمینان به او تکیه کرده و هیچ نوع تزلزلی در وجود او نخواهد بود.
3. علم و آگاهیش همه چیز را در بر گیرد، هم از نیازهای متوکلان با خبر باشد و هم از توطئه ها و نقشه های دشمنان. باز این شرط از شروط اساسی یک وکیل است؛ چون کسی که علمش محدود باشد و به تمامی نیازهای متوکلان آگاهی نداشته و علم به توطئه های دشمن نداشته باشد، طبیعی است که می تواند به نحو احسن و آنطور که بدرد متوکل بخورد و کار ساز باشند به او یاری رسانده و مکر و حیله ی دشمن را خنثی نماید.
4. شرط دیگر اینکه قدرت بر همه چیز داشته باشد و هرگونه عجز و ناتوانی را که موجب تزلزل این تکیه گاه است، کنار زند. ممکن است موجودی زنده و حیاتش هم ابدی و از علم بی نهایت هم بهره من باشد ولی از قدرت لازم که بتواند تمامی نیازهای موکلش را برطرف سازد برخوردار شود و توان مقابله یا توطئه های دشمنان را نداشته باشد، چنین موجودی نمی تواند وکیل خوبی برای انسان باشد و اطمینان انسان را حاصل نماید تا در دل او تزلزل ایجاد نشود، و با آسوده خاطر امور را به او واگذار نموده و از او یاری طلب کند.
5. شرط دیگر یک تکیه گاه خوب این است که خود از دیگران بی نیاز باشد، چون کسی که نتواند نیازهای خود را بر طرف سازد نخواهد توانست نیازهای دیگران را هم بر طرف سازد و اگر نتواند نیازهای موکل خویش را بر طرف نماید نمی تواند پناهگاه خوبی باشد.
6.از جمله شرایط یک تکیه گاه خوب این است که حاکمیت و تدبیر و اداره ی همه ی امور در کف با کفایت او باشد و در تصمیم گیری و اراده ی کارها، دیگران دخیل نباشند.
اینها از جمله صفاتی است که باید یک تکیه گاه داشته باشد و می دانیم که این صفات تنها در ذات پاک خدا جمع است و به همین دلیل تنها تکیه گاه اطمینان بخش و تزلزل ناپذیر در برابر همه ی حوادث ذات اوست(93).
امام خمینی (رحمه الله علیه) در این زمینه می فرماید: توکل حاصل نمی شود مگر پس از ایمان به چهار چیز که آنها به منزله ی ارکان توکل هستند.
اول: ایمان به آنکه وکیل عالم است به آنچه که موکل به آن محتاج است.
دوم: ایمان به آنکه او قادر است به رفع احتیاج موکل.
سوم: آن که بخل ندارد.
چهارم: آن که محبت و رحمت به موکل دارد.
با اختلال در یکی از این امور، موکل حاصل نشود و اعتماد به وکیل پیدا نشود، که اگر احتمال دهد که وکیل جاهل به امور باشد، و محال احتیاج را نداند، اعتماد به او نتوان کرد و اگر علم او را بداند ولی احتمالی دهد که کمال علم عاجز باشد از سد احتیاج او، اعتماد به او نکند و اگر قدرت او را نیز معتقد باشد و احتمال بخل در او بدهد، اعتماد حاصل نشود. و اگر این سه محقق باشد ولی شفقت و رحمت و محبت او را احراز نکرده باشد، معتمد به او نشود، پس توکل حاصل نشود، پس پایه توکل بر این ارکان اربعه قرار داده باشد(94).
تنها موجودی که دارای این صفات است ذات بی نهایت خداوند است، بنابراین تنها تکیه گاه مناسب و اطمینان بخش هم خداوند است و بس.