توکل از منظر قرآن و روایات

نویسنده : دکتر ناصر فروهی با همکاری سید ضیا الدین علیا نسب

ج) صبر و توکل:

مورد دیگری که اهمیت توکل را می رساند همراه بودن توکل با صبر است، در چند آیه و روایات متعدد این دو در کنار هم قرار گرفته اند. برای اینکه روشن شود چگونه همراه بودن صبر و توکل دلیل بر اهمیت توکل است، ابتدا لازم است به اهمیت صبر و نقش آن در زندگی انسان و جایگاه آن در قرآن و روایات اشاره شود.
خداوند متعال در چند آیه ی قرآن پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) و یا مومنان را امر به صبر نموده و صابرین را تحسین و تمجید می کند و به صبر کننده گان وعده اجر و پاداش می دهد و آن را از صفات حسنه می شمارد. در اینجا از باب نمونه چند آیه ذکر می شود.
1.و اصبر فان الله لا یضیع اجر المحسنین(63).
صبر و شکیبایی کن، که خداوند پاداش نیکوکاران را ضایع نخواهد کرد.
2.و اصبر و ما صبرک الا الله و لا تحزن علیهم(64).
صبر کن و صبر تو فقط برای خدا و به توفیق خدا باشد و به خاطر کارهای آنها اندوهگین مشو.
3.و اصبر علی ما اصابک ان ذلک من عزم الامور(65).
و در برابر مصایبی که به تو می رسد شکیبا باش که این از کارهای مهم است.
4.قل یا عباد الذین آمنوا اتقوا ربکم للذین احسنوا فی هذه الدنیا حسنه و ارض الله واسعه انما یوفی الصابرون اجرهم بغیر حساب(66).
بگو ای بندگان من که ایمان آورده اید از پروردگارتان بپرهیزید، برای کسانی که در این دنیا نیکی کرده اند پاداش نیکی است و زمین خدا وسیع است که صابران اجر و پاداش خود را بی حساب دریافت می دارند.
همچنین روایات زیادی از معصومان (علیه السلام) وارد شده که در آنها مومنان را به صبر ترغیب و تشویق کرده و نتیجه ی صبر را گوش زد نموده اند. همچنین دعاهای وارد شده نیز درخواست صبر از خداوند فراوان به چشم می خورد. در اینجا چند حدیث از باب نمونه بیان می شود.
1.جابر می گوید به امام باقر (علیه السلام) عرض کردم که:
یرحمک الله ما الصبر الجمیل قال: ذلک صبر لیس فیه شکوی الی الناس(67).
رحمت خدا بر تو باد صبر جمیل چیست؟ فرمود آن صبری است که درباره ی آن به مردم شکوی نشود.
2.علی (علیه السلام) می فرماید:
الصبر فی الامور بمنزله الراس من الجسد(68).
صبر کردن در امور به منزله سر است به جسد. چطور جسد بدون سر لاشه است امور هم بدون صبر مثل آن.
3.امام صادق (علیه السلام) می فرمایند:
الصبر فی الایمان بمنزله الراس من الجسد(69).
صبر در ایمان به منزله سر است به جسد.
آنچه ذکر شده نمونه ای از آیات و روایاتی بود که در این زمینه وارد شده است.
مضمون آیات و روایات مذکور، بیانگر این نکته است که صبر نقش بسزایی در زندگی و سعادت انسان دارد. انسان در این دنیای مادی در طول زندگی خود خواسته و ناخواسته با سختی ها و مشکلات فراوانی مواجه است، اگر نتواند در مقابل آنها استقامت نماید زندگی بر او تلخ خواهد شد. گاهی انسان یک وقت بهترین عزیزش را از دست می دهد یا جوانی که بعد از زحمت های زیاد و تحمل رنجهای فراوان نمی تواند به خواسته ی خود برسد و یا بعد از تلاش فراوان برای رسیدن به هدف خود به بن بست می رسد، و امثال اینها که در طول زندگی بسیار اتفاق می افتد؛ اگر در مقابل این مشکلات صبر پیشه نکند و نا امید شود دیگر زندگی بر او بی معنا خواهد بود.
اما اگر وقتی با مشکلی مواجه شد، صبر کرده و دلسرد نشود و امیدوار به رحمت خداوند بوده و به او توکل کند و بداند که خداوند با صابران است و آنها را دوست می دارد و وعده داده که صابران را یاری رساند و ایمان داشته باشد که بعد از هر سختی آسانی است ان مع العسر یسرا(70) به یقین بعد از هر سختی آسانی است. آن وقت است که با مشکلی مواجه شود یا به بن بست برسد از نو شروع کرده و سرانجام به هدف خود رسیده و پیروز از میدان بیرون می آید و چه لذت بخش است که انسان بعد از تحمل سختیها به مقصود خویش نایل گردد.
تا اینجا اهمیت صبر تا حدودی روشن گردید. با توجه به اهمیت صبر و نقش آن در سعادت انسان، خداوند در چند آیه بعد از ذکر صبر، مساله ی توکل را مطرح می سازد. یعنی می خواهد این مطلب را بیان کند که صبر با همه اهمیتی که دارد، وقتی می تواند کار ساز باشد که همراه توکل بوده باشد.
صبر بدون در نظر گرفتن خداوند معنا ندارد، برای اینکه انسان اگر در تمامی مراحل زندگی خود به ویژه هنگام سختی ها و مشکلات از خالق خود مدد نجسته و یک تکیه گاه همیشگی نداشته باشد، صبر معنا نخواهد داشت، به همین خاطر است که خداوند در قرآن زبان حال مومنان را بازگو کرده و می فرماید:
ما لنا الا نتوکل علی الله و قد هدانا سبلنا و لنصبرن علی ما اذیتمونا و علی الله فلیتو کل المتوکلون(71).
چرا بر خدا توکل نکنیم با اینکه ما را به راههای سعادت رهبری کرده است و ما بطور مسلم در برابر آزارهای شما صبر خواهیم کرد و توکل کنندگان باید فقط بر خدا توکل کنند.
و یا می فرماید:
الذین صبروا و علی ربهم یتوکلون(72).
آنها کسانی هستند که صبر پیشه کردند و تنها بر پروردگارشان توکل می کنند.
بنابراین صبر و توکل ملازم یکدیگر هستند، یعنی صابران کسانی هستند که به خدا توکل می کنند و کسانی به خدا توکل می کنند که صبر را پیشه کرده باشند، چون این دو از فضایل انسانی است و انسانیت انسان با این فضایل است.
اگر انسان در خوشیها و ناراحتی ها و هنگام گرفتاری خدا را فراموش کند کسی را که تمامی هستی او از اوست، چه کسی می تواند او را یاری رساند؟ چون دیگران هم هستیشان از اوست. اما اگر انسان در همه حال به یاد او باشد و از او یاری طلب کند، خداوند به قلب او آرامش می بخشد(73) و نصرت خویش را شامل حال او می کند (74). آری، اگر انسان ضمن صبر کردن، به خدا توکل کند، خداوند به او آرامش قلب داده و به او یاری می رساند: به او جرات مقابله و ایستادگی در برابر مشکلات و گرفتاریها می بخشد.
بیشتر بلاها و گرفتاریها برای امتحان انسانهاست تا خودشان را بسنجند که آیا می توانند از این امتحان پیروز بیرون بیایند؟ اگر انسان هنگام گرفتاری خدا را فراموش نکرده و یقین داشته باشد که خداوند با صابرین است خواهد توانست بر گرفتاری ها فایق آید. اما چنانچه در مواقع حساس خدا را فراموش کرده و به سراغ بندگان او و اسباب عادی برود نه تنها نمی تواند در مقابل گرفتاریها ایستادگی نماید، بلکه زندگی بر او تلخ شده و از خوشیهای دنیا بهره نمی برد.
خداوند در چند آیه به این نکته تاکید می کند که تنها کسی که می تواند شما را یاری رساند، خداوند است. مثل این آیه:
و لا تطع الکافرین والمنافقین و دع اذاهم و توکل علی الله و کفی بالله وکیلا(75).
و از کافران و منافقان اطاعت مکن و به آزارهای آنها اعتنا منما بر خدا توکل کن و همین بس که خدا حامی و مدافع است.
خداوند در این آیه به رسول گرامیش می فرماید از منافقان و کافران اطاعت مکن. آنها را رها کن و به خداوند توکل کن که وکالت خداوند برای تو کافی است. چون منافق و کافر نه تنها کمکی به تو نمی کنند، بلکه با حیله و نیرنگ ها مشکلات جدیدی برای تو فراهم می سازند.
همچنین می فرماید:
انه لیس له سلطان علی الذین آمنوا و علی ربهم یتوکلون(76).
چرا که او بر کسانی که ایمان دارند و بر پروردگارشان توکل می کنند، تسلطی ندارد.
و یا می فرماید:
ان عبادی لیس لک علیهم سلطان و کفی بربک وکیلا(77).
تو هرگز سلطه ای بر بندگان نخواهی یافت همین قدر کافی است که پروردگارت حافظ آنهاست.
در این دو آیه خداوند شیطان را مورد خطاب قرار داده می فرماید کسانی که به خداوند توکل کنند دیگر تو سلطه ای بر آنها نخواهی داشت. در اهمیت توکل همین بس که شیطان بر متوکلین سلطه ندارد شیطانی که دشمن سر سخت انسان است.
خلاصه اینکه: صبر از جمله مسایلی است که به آن زیاد سفارش شده و نقش مهمی در زندگی انسان و سعادت او دارد. اما وقتی می تواند نتیجه بخش باشد که همراه توکل به خداوند باشد و از او یاری طلبد و تنها به او امید داشته باشد و اگر انسان خداوند را فراموش کند صبر در مقابل گرفتاریها و تحمل سختیها بی معنا خواهد بود.

د) نصرت خداوند و توکل:

مورد دیگر بر اهمیت توکل این نکته است که نصرت خداوند شامل حال کسانی می شود که به خداوند توکل کنند و این از چند آیه استفاده می شود. شمول نصرت خداوند بر کسی چیز کمی نیست و خداوند این وعده را به مومن داده لکن برای آن شرایطی را بیان کرده است.
از جمله آیاتی که خداوند در آن وعده ی نصرت داده این آیه شریفه است:
یا ایها الذین آمنوا ان تنصروا الله ینصرکم و یثبت اقدامکم(78).
ای کسانی که ایمان آوردید اگر خدا را یاری کنید شما را یاری می کند و گامهایتان را استوار می دارد.
خداوند متعال در این آیه شریفه می فرمایند: شرط شمول نصرت من به شما این است که شما هم به دین من یاری رسانید. در حقیقت خداوند می خواهد در این آیه به یک نکته ی مهم اشاره کنند والا خداوند نیازی به کمک ما انسانها ندارد، و آن نکته ی مهم این است که انسان نباید خودش را بد عادت دهد چرا که انسان بدون سختی نعمتی را بدست آورد قدرش را نخواهد دانست و اگر بدون سعی و کوشش به نعمتی برسد تنبل به بار می آید، اما اگر با سعی و کوشش و با زخمت و سختی نعمتی را بدست آورد قدر آن را خواهد دانست.
در این آیه یک نوع تشویق و ترغیب به کار و تلاش شده که اگر انسان بداند اگر کاری برای خدا انجام دهد مورد لطف و نصرت خداوند قرار خواهد گرفت، تشویق می شود.
خداوند متعال هم به همین خاطر می فرمایند: اگر می خواهید نصرت من شامل حال شما شود باید شما هم قدمی بردارید، که اگر نصرت من شامل حال کسی شد کسی نمی تواند بر او غلبه کندان ینصرکم الله فلا غالب لکم(79).
اگر خداوند شما را یاری کند هیچ بر شما پیروز نخواهد شد.
این نتیجه شمول نصرت خداوند است. یعنی اگر دیگران به شما نصرت و یاری رسانند ممکن است کار ساز نباشد و نتیجه ندهد، ولی نصرت خداوند نتیجه ی قطعی می دهد که دیگر کسی بر شما غلبه نمی کند و زیر سلطه دشمنانتان قرار نمی گیرید.
بنابراین شرط اول شمول نصرت خداوند به حال کسی این است که او هم دین خدا را یاری رساند و او هم قدمی بردارد و سعی و تلاش کند.
شرط دیگر نصرت خداوند توکل است؛ یعنی نصرت خداوند وقتی شامل حال انسانها می شود که آنها فقط به خداوند توکل کنند واز او یاری بخواهند نه از بندگان او. خداوند می فرمایند:
ان ینصرکم الله فلا غالب لکم و ان یخذلکم فمن ذا الذی ینصرکم من بعده و علی الله فلیتوکل المومنون(80).
اگر خداوند شما را یاری کند هیچ کس بر شما پیروز نخواهد شد، و اگر دست از یاری شما بردارد کیست که بعد از او شما را یاری کند و مومنان تنها به خداوند باید توکل کنند.
در این آیه به چند نکته مهم اشاره شده است.
1. اگر خداوند به شما یاری رساند دیگر کسی نمی تواند بر شما غلبه پیدا نکند.
2. اگر خداوند شما را به خودتان وا بگذارد و دست از یاری شما بردارد کیست که بعد از او شما را یاری کند.
3. وقتی فهمیدید که تنها خداوند است که می تواند حقیقتا به شما یاری رساند، پس به او توکل کنید.
پس یکی از شرایط شمول نصرت خداوند، توکل به اوست و این بیانگر اهمیت توکل است. هر کسی این سعادت را ندارد که نصرت خداوند شامل حال او بشود بلکه توفیق و لیاقت می خواهد و آنها هم با توکل به دست می آید. اگر انسان واقعا به خداوند توکل کند نه در ظاهر، قطعا نتیجه اش را می بیند، چون این وعده خداوند است، و می بیند که کارهایی که فکر می کرد هیچ راه حلی ندارد و ناامید شده بود یکی پس از دیگری حل شده و گرهها باز می شود و این همان نصرت الهی است.
آری اگر انسان از غیر خدا دست بردارد. به سراغ معبود خویش برود و به طرف او دست نیاز دراز کند، او بنده اش را دست خالی بر نگردانده و بی جواب نمی گذارد، لکن ما انسانها غافل هستیم قدر نعمت های خداوند را نمی دانیم و گرفتار پیامدهای ناگوار آن می شویم. خداوند می فرماید:
لئن شکرتم لازیدنکم و لئن کفرتم ان عذابی لشدید(81)
اگر شکر گذاری کنید، بر شما خواهیم افزود و اگر ناسپاسی کنید مجازاتم شدید است. نتیجه کفران نعمت، عذاب دردناک الهی است.

ه) مضامین و شأن نزول آیات توکل:

مضامین آیات توکل به نحوی است که اهمیت توکل از آنها مشهود است؛ چرا که در آیات یا خود پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) مورد قرار گرفته و یا مومنان مورد امر به توکل شده اند و یا کسانی که به خداوند توکل نمی کنند و به سراغ سایر اسباب مادی می روند سرزنش شده اند، اینقدر تاکید و تشویق به توکل نشانگر اهمیت آن است.
همچنین اگر به شأن نزول آیات رجوع شود باز معلوم می گردد که توکل از چه اهمیتی برخوردار است. آیات توکل بیشتر در مواقع حساس بر پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) نازل شده است. بعضی از این آیات در موقع جنگ با کفار و یا توطئه منافقان نازل شده و بعضی در موقع صلح و یا هنگامی که پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) چه از طرف دشمن و چه از طرف اصحاب خود تحت فشار بود نازل شده است.
در این موقع حساس خداوند متعال یادآوری می کند که راه مقابله با کفار و استقامت در برابر آنها و شرط شمول نصرت خداوند به حال مسلمانان توکل است؛ یعنی اگر می خواهی از عهده ی آنها بر آیی، کارهایت را به خداوند وا بگذار.
به عبارت دیگر توکل بهترین سلاح برای رویارویی با دشمن و استوار ماندن در مقابل آنها شده، و موجب قوت قلب خود و مومنان می باشد و به انسان اطمینان و راحتی جان و آسوده خاطر می بخشد. توکل باعث می شود که انسان در سخترین شرایط خود را نبازد، بلکه هر چقدر زیاد در تحت فشار از طرف دشمن قرار گیرد ایمانش قوی تر شود.
ما باید درس توکل را از سالار شهیدان یعنی حسین بن علی (علیه السلام) یاد بگیریم، بلکه آن حضرت درس بالاتر از توکل یعنی رضا را به ما یاد داده است، وقتی آن حضرت در گودال قتلگاه افتاده و بدن مبارکش سراسر زخم نیزه ها و تیرهای دشمن بوده لب به اعتراض نگشوده، بلکه فرمود: صبرا علی قضائک یا رب لا اله سواک یا غیاث المستغیثین(82) آری وقتی انسان به مقام عبودیت رسید و خود را عین فقر و معبود خویش را غنی مطلق دانست آن وقت است که همه ی پرده ها کنار می رود و خدای خویش را با چشم درونی مشاهده می کند و از اینکه او را بندگی می کند، لذت برده و اگر احساس نیاز کند فقط به طرف او دست نیازمندی دراز می کند و از او نصرت می طلبد و همه ی امور را به او وا می گذارد که او بهترین وکیل بندگان خویش است.