توکل از منظر قرآن و روایات

نویسنده : دکتر ناصر فروهی با همکاری سید ضیا الدین علیا نسب

فصل دوم: اهمیت توکل:

مقدمه:

اگر به آیاتی که در قرآن درباره توکل وجود دارد و همچنین روایاتی که در این باره از معصومان (علیه السلام) وارده شده، و همچنین در مضامین آنها و لحنی که در آنها وجود دارد، توجه و دقت شود جایگاه و اهمیت توکل روشن خواهد شد.
قابل توجه اینکه، بیشتر آیات در این زمینه به صورت فعل امر آمده است مانندتوکل علی الله، فلیتو کل المومنون، توکلوا... و امثال اینها و مشهور بین علمای فن این است که فعل امر ظهور در وجوب دارد، از طرف دیگر این آیات یا خطاب به شخص پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) است و یا خطاب به مومنان است و یا اینکه کسانی که به خدا توکل نمی کنند مورد سرزنش و مذمت قرار گرفتند بیشتر هم در شرایط حساس نازل شده اند که توجه به شان نزول آنها بیانگر این نکته است.
اینک با توجه به مضامین آیات و روایات لازم است این مسئله بیشتر مورد موشکافی قرار گرفت و درباره ی آنها بحث شود.

الف) توکل همراه ایمان:

توکل در چند آیه همراه ایمان ذکر شده که نشانگر اهمیت توکل است و معمولا هم بعد از ایمان واقع شده، مانند:
الذین قال لهم الناس ان الناس قد جمعوا لکم فاخشوهم فزادهم ایمانا و قالوا حسبنا الله و نعم الوکیل(52).
همان کسانی که وقتی مردم به آنها گفتند: مشرکین در برابرش گرد آمده اند، پس از آنان بترسید، (به جای ترس) بر ایمانشان افزود و گفتند: خداوند ما را بس است و نیکو حمایتگری است.
و و علی الله فتوکلوا ان کنتم مومنین(53).
و بر خدا توکل کنید اگر ایمان دارید.
در این آیه کلمه ی مومنین بعد از کلماتی فتوکلوا قرار گرفته، لکن با توجه به این نکته که در این آیه جزای شرط مقدم شده، خود تاکید بر اهمیت توکل است، در حقیقت باز توکل بعد از ایمان واقع شده است، چرا که همواره جزا بعد از شرط واقع می شود. این دو آیه از باب نمونه ذکر شده لکن آیات در این مورد بیشتر از اینهاست.
توکل در روایات یکی از ارکان ایمان و کلید آن معرفی شده است(54)؛ بر کسی پوشیده نیست که ایمان در سرنوشت انسان نقش تعیین کننده ای دارد، اگر انسان با ایمان باشد سرنوشت و عاقبت خوبی خواهد داشت و اگر بی ایمان باشد، سرنوشت بدی در سراغ اوست، ایمان است که انسان را از یأس و ناامیدی نجات می دهد و به انسان امید و قوت قلب می دهد، ایمان به خدا باعث ایستادگی در مقابل ناملایمات و سختیها می شود. خلاصه اینکه انسانیت انسان وابسته به ایمان اوست.
وقتی ایمان این قدر در سرنوشت انسان تاثیر گذار است، از طرفی هم در آیات متعدد، توکل بعد از ایمان آمده، بیانگر این نکته است که توکل مکمل ایمان است و ایمان حقیقی آن وقت است که دنبالش توکل باشد. چرا که این دو با هم لازم و ملزومند. ایمان به خدا یعنی واقعیت را پذیرفتن و به حقیقت رسیدن و به خود ارزش دادن، و باور داشتن بر اینکه که همه چیز از آن اوست و غیر او از او همه وابسته و فقر محض فالله هو الولی(55)؛ خداست که ولی است. یعنی هستی تمامی کائنات در دست توانای اوست. اینجاست که انسان باید سر تسلیم فرود آورد و به او توکل کند و به او امیدوار باشد، چرا که او بهترین وکیل و بهترین پناهگاه انسانهاست و به تمامی خواسته های آنها آگاه است.
آری اگر انسان براستی به این حقیقت ایمان داشته باشد و مقام پروردگار خود را بشناسد بر پروردگار خویش توکل می کند، و حقیقت مشیت و اختیار را به او وا می گذارد و دیگر در رسیدن به حسنات خوشحال و در برابر مصیبت اندوهناک نمی گردد(56).