توکل از منظر قرآن و روایات

نویسنده : دکتر ناصر فروهی با همکاری سید ضیا الدین علیا نسب

ح) در بعضی از روایات توکل بالاترین فضیلت شمرده شده است:

از جلمه این که از علی (علیه السلام) نقل شده است. پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) در شب معراج از خداوند سبحان سوال کرد که کدام اعمال افضل است خداوند متعال فرمودند:
لیس شی ء عندی افضل من التوکل علی والرضی ما قسمت... وجبت محبتی للمتوکلین علی(32).
در نزد من برتر از از توکل بر من و راضی شدن به آنچه من نصیبش کردم نیست در این صورت محبت خودم را بر متوکلین واجب می کنم.
در این روایت ضمن اینکه توکل بالاترین فضیلت شمرده شده به یک نکته ی مهم و با ارزش دیگر هم اشاره شده است و آن وجوب محبت خداوند بر متوکلین است. خداوند بر خود واجب کرده که محبت خود را به کسانی که به او توکل کنند و از غیر او بریده و به او وصل شوند و از او مدد جویند ارزانی بدارد.
کیست که طالب محبت خداوند و معبود خویش نباشد، آیا لذیذتر از محبت خداوند چیز دیگر هست؟
قطعا نه، پس کسی که طالب محبت خداوند است از او مدد بجوید و به غیر او که همه مخلوق او هستند امید نداشته باشد.

ط) از بعضی از روایات استفاده می شود که توکل مایه ی راحتی انسان و فراهم شدن اسباب

می شود:
در این زمینه علی (علیه السلام) می فرمایند:
من توکل علی الله، زلت له الصعاب و تسهلت علیه الاسباب و تبوا الحفض و الکرامه(33).
هر کس بر خدا توکل کند سختیها برای او نرم و آسان و اسباب و وسیله ها برایش فراهم شود و در راحت و وسعت و کرامت جای گیرد.
باز حضرت می فرماید:
من توکل علی الله سبحانه اضائت له الشبهات و کفی المونات و امن التبعات(34).
هر کس بر خداوند سبحان توکل کند. شبهه ها برایش روشن گردد آنچه لازم دارد کفایت شود و از رنجها و گرفتاریها مصون بماند.
در این روایت به یک نکته ی مهم دیگر اشاره شده است و آن اینکه یکی از مشکلات انسان دغدغه های فکری و شبهاتی است که گاهی به سراغ انسان می آید و از نظر فکری فلج می کند، طبق این روایت یکی از خصوصیات توکل این است که انسان را از شبهات نجات می دهد و انسان از نظر فکر آسوده خاطر شود، در این وقت است که انسان در امور روز مره ی خود حتی در مسائل مهم به آسانی تصمیم می گیرد.
اینها از جمله ی صدها روایتی است که در باب توکل و اهمیت آن و نقش آن در سعادت انسان وارد شده است (انشاء الله در فصلهای بعدی به مناسبت موضوع درباره ی آنها بیشتر بحث خواهد شد).

د) در حقیقت توکل:

این فصل در صدد تبیین حقیقت توکل و معنای صحیح آن است.
برای اینکه معنای صحیح توکل به خوبی روشن شود ابتدا روایتی از پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) نقل کرده و توضیحی در این باره بیان می کنیم.
طبق این روایت روزی حضرت جبرئیل (علیه السلام) به محضر پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) نازل شد و گفت:
یا رسول الله ان الله ارسلنی الیک بهدیه لم یطعها احدا قبلک، قال: رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) و ما هی؟ قال:... فقلت و ما التوکل علی الله؟ قال: العلم بان المخلوق لا یضر و لا ینفع و لا یعطی و لا یمنع و استعمال الیاس من الخلق فاذا کان العبد کذلک لا یعمل لاحد سوی الله و لم یرج و لم یخف سوی الله و لم یطمع فی احد سوی الله فهذا هو التوکل(35).
حضرت جبرئیل (علیه السلام) به پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) گفت: من از جانب خداوند فرستاده شدم و هدیه ای آوردم که پیش از تو به کسی اعطا نشده است پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) فرموده: آن هدیه چیست؟ گفت... تا اینکه گفتم: توکل چیست؟ گفت: حقیقت توکل این است که انسان بداند مخلوق نه زیان می رساند و نه نفع و نه اعطا می کند و نه منع چشم امید از خلق برداشتن (و به خالق دوختن) هنگامی که چنین شود انسان جز برای خدا کار نمی کند، و به غیر او امید ندارد از غیر او نمی ترسد و دل به کسی جز او نمی بندد، این روح توکل است.
این حدیث شریف حقیقت توکل را به نحو احسن بیان کرده است. بنابراین کسی که دارای روح توکل باشد، هرگز یاس و ناامیدی را به خود راه نمی دهد، در برابر مشکلات احساس ضعف و زبونی نمی کند. در برابر حوادث سخت مقاوم است و همین فرهنگ و عقیده چنان قدرت روحی و روانی به او می دهد که می تواند بر مشکلات پیروز شود، و از سوی دیگر امدادهای غیبی که به متوکلان نوید داده شده و به یاری او می آید، و او را از شکست و ناتوانی رهایی می بخشد(36).
بر این اساس توکل یعنی احاله کارهای خود به دیگران و او را وکیل خود قرار دادن، لکن این مساله روشن است که انسان کسی را وکیل خود قرار می دهد که به او اعتماد داشته باشد و به موکل خویش خیانت نکند و در انجام کارهای او از هیچ کوششی دریغ نورزد، خداوند متعال می فرماید: بنده ی من، بدان که اگر می خواهی وکیلت اعتماد تو را جلب نماید و به تو خیانت نکند آن کسی نیست جز خودم، من به بنده ام خیانت نمی کنم، بلکه از تمامی نیازهای درونی و بیرونی تو با خبر هستم و هر کس مرا وکیل خویش قرار دهد به سعادت دنیوی و اخروی نایل میگردد.