توکل از منظر قرآن و روایات

نویسنده : دکتر ناصر فروهی با همکاری سید ضیا الدین علیا نسب

ب) در بعضی از روایات، توکل یکی از ارکان ایمان معرفی شده است.

از علی (علیه السلام) نقل شده است:
الایمان علی اربعه ارکان: التوکل علی الله و التفویض الی الله و التسلیم لامر الله و الرضی بقضاء الله...(18).
ایمان بر چهار رکن استوار است: 1- توکل بر خداوند 2- تفویض (حواله کردن امور) به خدا 3- در مقابل امر الهی تسلیم شدن 4- به قضای الهی راضی شدن.
پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) می فرمایند:
لا یکمل عبدا الایمان بالله حتی یکون فیه خمس خصال: التوکل علی الله و التفویض الی الله و التسلیم لامر الله و الرضیا لقضاء الله، و الصبر علی بلاء الله...(19).
ایمان بنده ای به خداوند کامل نمی شود مگر اینکه در او پنج خصلت وجود داشته باشد. 1- توکل جستن بر خداوند 2- تفویض کردن به خداوند 3- تسلیم شدن در مقابل امر الهی 4- به قضاء الهی راضی شدن 5- در مقابل بلایای الهی صبر کردن.
همانطور که ملاحظه می شود این روایات بیانگر نقش اساسی توکل در ایمان انسان است. یعنی ایمان بدون توکل ناقص است. ایمانی که نجات دهنده ی انسان و باعث سعادت اوست. انسان بی ایمان مانند حیوان پست تر از آن است ان هم الا کالانعام بل هم اضل سبیلا(20)؛ آنان فقط همچون چهارپایان بلکه گمراه ترند.
بنابراین اگر کسی می خواهد انسان باشد و انسان بماند و به سعادت برسد، باید توکل به خداوند را در هر حال فراموش نکند.

ج) بعضی از روایات در مقام بیان درجات توکل است:

یعنی این طور نیست که همه ی کسانی که دارای خصلت توکل هستند، در یک درجه بوده، و بلکه دارای درجاتی هستند.
امام کاظم (علیه السلام) می فرمایند:
التوکل علی درجات، منها ان تتوکل علی الله فی امورک کلها فما فعل بک کنت عنه راضیا تعلم انه لا یالوک خیرا و فضلا...(21).
توکل دارای درجاتی است از جمله آنها این است که در تمامی امور به خداوند توکل کنی، پس خداوند هر چه برای تو انجام داد به آن راضی شوی و بدانی که خداوند خیر و فضل خود را دریغ نمی ورزند.
مرحوم مجلسی (رحمه الله علیه) در توضیح این حدیث شریف می فرماید:
ظاهر این است که این آخرین افراد توکل (درجه توکل) است و سایر درجات توکل این است که در بعضی از امور به خداوند توکل کند و تعدد توکل به حسب کثرت یا قلت امور متوکل است...(22).

د) در بعضی از روایات محبت به اهل بیت (علیه السلام) بعنوان وسیله و مقدمه برای توکل ذکر

شده است:
شکی نیست که محبت به اهل بیت (علیه السلام) یکی از مسائل مهمی است که به آن زیاد سفارش شده و در قرآن به عنوان اجر و پاداش برای پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) یاد شده است چنانچه خداوند می فرمایند:
قل لا اسالکم علیه اجرا الا الموده فی القربی(23).
من هیچ پاداشی از شما به رسالتم درخواست نمی کنم جز دوست داشتن اهل بیتم.
و محبت به اهل بیت به عنوان نجات دهنده در روز قیامت مطرح شده و کسانی که به اهل بیت محبت قلبی داشته باشند از شفاعت آنها بهره مند خواهد شد.
مساله به این مهمی به عنوان وسیله و مقدمه برای توکل ذکر شده است. از جمله این روایت است.
پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) می فرمایند:
من اراد التوکل علی الله فلیحب اهل بیتی و من اراد ان ینجو من عذاب القبر فلیجب اهل بیتی...(24).
کسی که اراده کرده بر خداوند توکل کند بایستی اهل بیتم را دوست داشته باشد و کسی که می خواهد از عذاب قبر نجات پیدا کند، اهل بیتم را دوست داشته باشد.
آنچه که مهم است و از این روایت به دست می آید، این است که توکل بدون محبت به اهل بیت معنا ندارد، کسی ادعا کند که من به خدا توکل کردم ولی در قلب خود به اهل بیت (علیه السلام) محبت نداشته باشد چنین توکلی به درد نخورده و معنا ندارد، برای اینکه آنها حجت خدا در روی زمین و واسطه ی فیض الهی هستند و امکان ندارد که انسان به حجت خدا محبت نداشته باشد و به خدا توکل کند.
نکته ی دیگر این که، این روایت اهمیت توکل را هم بیان می کند، چون چیزی که مقدمه ی آن محبت به اهل بیت باشد کسانی که به عنوان ثقل اصغر در کنار ثقل اکبر و قرآن قرار گرفته اند و تمسک به آنها باعث نجات انسان از گمراهی و ضلالت است(25)، از اهمیت بسزایی برخوردار است و توکل در این روایت چنین جایگاهی دارد.