توکل از منظر قرآن و روایات

نویسنده : دکتر ناصر فروهی با همکاری سید ضیا الدین علیا نسب

نکته اساسی:

درست است که عالم، عالم اسباب و مسببات است، لکن نباید مسبب الاسباب را فراموش کرد، بلکه باید وسایل و اسباب را پرتوی از ذات احدیت و اراده ی او دانسته و مبادا مخلوق را قادر و خالق را مقهور و مغلوب خیال کنم!
لذا خداوند در آیات متعدد این مساله را متذکر شده و می فرماید:
1.قل اغیر الله اتخذ ولیا فاطر السموات و الارض و هو یطعم و لا یطعم قل انی امرت ان اکون اول من اسلم و لا تکوننن من المشرکین.
بگو آیا غیر خدا را که آفریدگار آسمانها و زمین است سرپرست خود گیرم، در حالی که اوست می خوراند و خورانده نمی شود، بگو دستور یافته ام نخستین کسی باشم که تسلیم شده و هرگز از مشرکان مباشید.
خداوند در این آیه تصریح می فرماید؛ که روزی انسان در دست توانای خداست لذا نباید انسان به دیگری دل ببندد و امید داشته باشد.
2.و ان یمسسک الله بضر فلا کاشف له الا هو و ان یمسسک بخیر فهو علی کل شی ء قدید(16).
و اگر خداوند به تو گزندی رساند کسی جز او بر طرف کننده ی آن نیست و اگر خیری به تو رساند، او بر هر کاری تواناست.
باز در این آیه تصریح می شود که خیر و ضرر رسانی و دفع ضرر دست خداوند بوده و اوست که با قدرت لایزال خویش می تواند خیری به انسان برساند و یا ضرری از او دفع کند.
3.و لا تدع من دون الله ما لا ینفعک و لا یضرک فان فعلت فانک اذا من الظالمین(17).
به جز خدا چیزی را که سود و زیانی به تو نمی رساند مخوان، که اگر چنین خواست. در این صورت از ظالمین خواهی بود.
چنانکه ملاحظه می شود این روایات، توکل به خدا را عامل بی نیازی از دیگران معرفی می کنند.

ب) در بعضی از روایات، توکل یکی از ارکان ایمان معرفی شده است.

از علی (علیه السلام) نقل شده است:
الایمان علی اربعه ارکان: التوکل علی الله و التفویض الی الله و التسلیم لامر الله و الرضی بقضاء الله...(18).
ایمان بر چهار رکن استوار است: 1- توکل بر خداوند 2- تفویض (حواله کردن امور) به خدا 3- در مقابل امر الهی تسلیم شدن 4- به قضای الهی راضی شدن.
پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) می فرمایند:
لا یکمل عبدا الایمان بالله حتی یکون فیه خمس خصال: التوکل علی الله و التفویض الی الله و التسلیم لامر الله و الرضیا لقضاء الله، و الصبر علی بلاء الله...(19).
ایمان بنده ای به خداوند کامل نمی شود مگر اینکه در او پنج خصلت وجود داشته باشد. 1- توکل جستن بر خداوند 2- تفویض کردن به خداوند 3- تسلیم شدن در مقابل امر الهی 4- به قضاء الهی راضی شدن 5- در مقابل بلایای الهی صبر کردن.
همانطور که ملاحظه می شود این روایات بیانگر نقش اساسی توکل در ایمان انسان است. یعنی ایمان بدون توکل ناقص است. ایمانی که نجات دهنده ی انسان و باعث سعادت اوست. انسان بی ایمان مانند حیوان پست تر از آن است ان هم الا کالانعام بل هم اضل سبیلا(20)؛ آنان فقط همچون چهارپایان بلکه گمراه ترند.
بنابراین اگر کسی می خواهد انسان باشد و انسان بماند و به سعادت برسد، باید توکل به خداوند را در هر حال فراموش نکند.

ج) بعضی از روایات در مقام بیان درجات توکل است:

یعنی این طور نیست که همه ی کسانی که دارای خصلت توکل هستند، در یک درجه بوده، و بلکه دارای درجاتی هستند.
امام کاظم (علیه السلام) می فرمایند:
التوکل علی درجات، منها ان تتوکل علی الله فی امورک کلها فما فعل بک کنت عنه راضیا تعلم انه لا یالوک خیرا و فضلا...(21).
توکل دارای درجاتی است از جمله آنها این است که در تمامی امور به خداوند توکل کنی، پس خداوند هر چه برای تو انجام داد به آن راضی شوی و بدانی که خداوند خیر و فضل خود را دریغ نمی ورزند.
مرحوم مجلسی (رحمه الله علیه) در توضیح این حدیث شریف می فرماید:
ظاهر این است که این آخرین افراد توکل (درجه توکل) است و سایر درجات توکل این است که در بعضی از امور به خداوند توکل کند و تعدد توکل به حسب کثرت یا قلت امور متوکل است...(22).