توکل از منظر قرآن و روایات

نویسنده : دکتر ناصر فروهی با همکاری سید ضیا الدین علیا نسب

پیشگفتار:

هر انسان عاقلی از روزی که خود را شناخته و به بلوغ فکری می رسد، در زندگی خود دنبال هدفی است. همواره در تلاش است تا به هدف خویش نایل شود، طبیعی است که برای رسیدن به آن باید تمام همتش را بکار گرفته و سعی و کوشش کرده و مشکلات زیادی را تحمل نماید، ولی ممکن است در ادامه ی راه با مانع یا موانعی مواجه شود که خود به تنهایی نتواند از عهده ی آنها برآیند، در نتیجه احساس می کند که اگر بخواهد به هدف خود برسد نیاز به تکیه گاه مطمئنی دارد تا با تکیه بر او و به یاری او موانع را از سر راه برداشته و با اطمینان کامل برای رسیدن به هدف تلاش نماید.
نکته ی مهم این است که انسان بداند، از چه کسی باید یاری به طلبد و به چه کسی باید تکیه کند؟ با نگاه ابتدایی، چه بسا تصور کند که افراد زیادی توان یاری رساندن به او را دارند، لکن با کمی دقت و تامل در می یابد که آنها نیز به حکم انسان بودن همواره با موانعی مواجه هستند، لذا خود بی نیاز از دیگران نبوده و نمی توانند تکیه گاه مناسبی برای او باشند، بنابراین کسی که انسان برای رسیدن به هدف خویش به یاری او نیازمند است، باید دارای ویژگیهایی باشد که در دیگران وجود ندارد، از جمله اینکه:
1. کسی می تواند تکیه گاه مناسبی باشد که خود بی نیاز از دیگران باشد.
2. آن شخص توان یاری رساندن را داشته باشد.
3. آن کس از یاری رساندن به دیگران دریغ نورزد.
4.او نسبت به نیازهای انسان آگاهی کامل داشته باشد(1).
چنین ویژگیهایی در هیچکس جز خداوند متعال، یافت نمی شود. تنها خداوند قادر و متعالی است که با علم ازلی و بی انتهای خود به تمامی نیازهای انسان آگاه بوده و با قدرت مطلقه ی خود می تواند او را یاری رسانده و بنده ی خود را از دیگران بی نیاز کند.
در نتیجه: اگر انسان بخواهد با پشت سر گذاشتن موانع به هدف خود نایل گردد چاره ای ندارد جز اینکه به ریسمان الهی چنگ زده و از او یاری طلب کند.
حقیقت این است که هر انسانی در طول زندگی دنیوی خود با این واقعیت - مواجه با موانع و نیاز به دیگری - روبرو می شود، لکن نحوه ی برخورد افراد با این واقعیت متفاوت است.
افرادی که برای خود تکیه گاهی ندارند و یا اگر دارند تکیه گاه پایدار، حقیقی و مناسبی نیست، اینها وقتی با موانعی مواجه می شوند، خود را در مقابل آنها تسلیم نموده و احساس می کنند که توان ادامه ی راه را ندارند. چنین افرادی از زندگی خود بهره ای نبرده و همیشه سر درگم، بی هدف و پریشان حال هستند.
در مقابل، افرادی که دارای تکیه گاه مناسبی بوده و از پشتوانه ی او برخوردار می باشند هیچ موقع خود را تسلیم موانع و مشکلات نکرده و بدون نگرانی به سوی هدف خود در حرکتند و لحظه ای از این حرکت باز نمی ایستند. چنین کسانی از زندگی خود لذت برده و همیشه مطمئن، سرزنده و شاداب بوده و در مقابل ناملایمات و سختیهای زندگی ایستادگی نموده و سرانجام به هدف مقدس خود نایل می شوند، چنین انسانها مصداق بارز حدیث شریف:المومن اصلب من الجبل(2)؛ مومن با صلابتر از کوه است، می باشد.
در این نوشتار با استفاده از آیات و روایات در بخشهای مختلف اهمیت توکل و نقش آن در سعادت انسان و همچنین آثار و نتایج آن را بررسی کرده و اثبات شده که بهترین تکیه گاه، بلکه تنها تکیه گاه مطمئن و دایمی، فقط خداوند قادر و متعال است و غیر از او هیچ موجودی نمی تواند تکیه گاه مطمئنی برای انسان باشد، بلکه انسان تنها با تکیه بر خداوند متعال و با توکل بر او می تواند به هدف خود نایل شود و هدف نهایی انسان، رسیدن به سعادت و رستگاری در دنیا و آخرت است.
هدف ما از این نوشتار این است که با استفاده از آیات و روایات بتوانیم راههای مقابله با موانع برای رسیدن به هدف بیان نموده و راه بدست آوردن سعادت و خوشبختی را به انسانهای حقیقت جو ارائه نماییم تا خدمتی هر چند ناچیز به جامعه ی انسانی کرده باشیم. از خداوند متعال برای رسیدن به این هدف نصرت مسألت دارم که قطعا بدون یاری او کار به جایی نمی رسد.
ناصر فروهی.

فصل اول: معنای توکل:

الف: توکل در لغت:

در کتابهای لغت برای کلمه ی توکل معنای مختلفی بیان شده است از جمله: راغب گفته:
(و کل) التوکیل ان تعمد علی غیرک و یجعله نائبا عنک. التوکیل یقال علی وجهین.
1.یقال توکلت لفلان بمعنی تولیت.
2.یقال و کلته فتوکل لی و توکلت علیه بمعنی اعتمدته(3).
طریحی گوید: الاصل فی التوکل اظهار العجز، الاعیاء التوکیل علی الله: انقطاع العبد الیه فی جمیع ما یامله فی المخلوقین و قیل: ترک السعی فیما لایسعه قدره البشر فیاتی بالسبب و لا یحتسب ان المسبب عنه. و اتکلت علی فلان فی امری اذا اعتمدته(4).
زبیدی می گوید:
حقیقه التوکل اظهار العجز، الاعتماد علی الغیر، هذا فی عرف اللغه. و عند اهل الحقیقه هو الثقه بما عند الله تعالی والیاس مما فی ایدی الناس و یقال المتوکل علی الله الذی یعلم ان الله کافل رزقه و امره فیر کن الیه وحده و لا یتوکل علی غیره(5).
ابن منظور می گوید:
و المتوکل علی الله: الذی یعلم ان الله کافل، رزقه و امره فیرکن الیه وحده و لا تیوکل علی غیره... یقول توکل بالامر اذا ضمن القیام به، و وکلت امری الی فلان ای الجات الیه و اعتمدت فیه علیه و کل فلان فلانا اذا استکفاه امره ثقه بکفاتیه او عجزا عن القیام بامر نفسه...(6).
در مجموع می توان گفت: توکل از ماده ی وکل به معنای اظهار عجر و تکیه بر غیر است با اعتماد بر او.
چنانچه ملاحظه می شود ماده ی وکل در معانی مختلفی بکار رفته است. اما آنچه که در این نوشتار مراد است توکل کردن به خداوند است.
لازم به ذکر است که بعضی از معانی ذکر شده از جمله معنای تاج العروس در اصل حقیقت توکل را بیان کرده است نه معنای لغوی و تحت اللفضلی را.