جلوه های رحمت در نظام هستی

نویسنده : همت سهراب پور

مقدمه

رحمت الهی و تجلیات آن، از بحث های جالب در زمینه معارف اسلامی است که این کتاب به گونه اختصار آن را بررسی کرده است. بی تردید، امواج اقیانوس بی کران رحمت الهی و شعاع فروزان رأفت سبحانی فراتر از آن است که بتوان آن را در کتابی گنجاند و تشریح کرد.
جز ذات جاودانه حق و آنان که موید به تاییدات ربانی او هستند، شایسته نیست که قله رفیع رحمت او را توصیف و کهکشان رافت او را ترسیم نمایند: اما از آن جا که گفته اند ما لا یدرک کله لایترک کله بر آن شدیم تا اشاراتی به جلوه های رحمت حق نماییم و بدین وسیله در پرتو آیات و روایات بندگان را از دریای رافتش قطره ای بچشانیم.
بی تردید توصیف خداوند به واژه رحمت به معنای ترحم و رقت قلب - آن گونه که در انسانها مطرح است - نمی باشد؛ زیرا در ذات حق، انفعال و تأثر راه ندارد، بلکه کاربرد واژه رحمت درباره حضرتش به معنای عطا و احسان است، همان گونه که امام علی (علیه السلام) در وصف خداوند تعالی می فرماید:
رحیم لا یوصف بالرقه(1).
(او) مهربانی (است) که به رقت قلب توصیف نمی شود.
در قرآن کریم نیز رحمت به معنای احسان و عطا آمده است.
چنان که می فرماید:
و ربک الغنی ذوالرحمه(2).
خدای تو بی نیاز و دارای احسان است.
آنچه انکار ناشدنی است این که اولاً، خداوند دارای رحمت است؛ ثانیاً این رحمت، آن چنان وسعتی دارد که آثارش بر سراسر جهان پرتو افکنده است. همان گونه که قرآن کریم می فرماید:
و رحمتی وسعت کل شی(3).
رحمت من (خدا) همه چیز را گرفته است.
و در جای دیگر از زبان حاملان عرش می فرماید:
ربنا وسعت کل شی ء رحمة(4).
خدایا رحمت خود را بر همه چیز گسترده ای.
این رحمت نه تنها در دنیا، که در آخرت نیز همه موجودات را زیر چتر خود قرار می دهد.

تا منزل آدمی سرای دنیاست - کارش همه جرم و کار حق همه لطف و عطاست
خوش باش که آن سرا چنین خواهد بود - سالی که نکوست از بهارش پیداست

پیامبر و اهل بیت گرامی اش (علیه السلام) در تبیین حقایق اسلامی همیشه رحمت حق و رافت آن ذات جاودانه را به ما یادآور شده اند بندگان را به رحمت او امیدوار نموده و از محدود کردن لطف حق بر حذر داشته اند؛ چنانچه نقل شده که پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) مشغول نماز بود و شنیدند که مرد عربی می گوید:
اللهم ارحمنی و محمدا و لا ترحم معنا احدا(5).
خداوندا! تنها من و محمد را مشمول رحمت خود قرار ده و هیچ کس در این رحمت وارد مکن!
هنگامی که پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) نماز را به پایان رساندند رو به او کرده، فرمودند:
لقد تحجرت واسعا.
موضوع وسیعی را محدود ساختی و جنبه اختصاصی به آن دادی.
یعنی چرا رحمت و رافت الهی را که نامحدود و وسیع است محدود و کوچک شمردی
رحمت و رافت هر موجودی به اندازه وسعت وجود او و مراتبی است که در نردبان کمال پیموده است و از جا که خداوند ذات مطلقی است که همه کمالات را بالفعل داراست، بی شک شعاع خورشید رحمت و رافتش نیز مرزی نخواهد داشت و یا بندگان نیز با همین رافت برخورد کرده، اصل را بر رحمت قرار می دهد نه غضب.
یا من سبقت رحمة غضبه(6).
ای کسی که رحمتش بر غضبش پیشی گرفته است.
امید است این نوشته که به تبیین قطره ای از اقیانوس فضل و رحمت الهی پرداخته، سودمند باشد و چراغ راه طالبان حقیقت گردد، ان شاء الله.
همت سهراب پور

اعطای توفیقات

از جلوه های رحمتت حق، اعطای توفیق به انسانهاست. خداوند بر پایه لطف بی کران خود، هم توفیق انجام کارهای خیر را و هم پاداش آنها را نصیب انسانهای نیکوکار می کند. اعطای توفیق در واقع جلوه ای از سنت انزال لطف است. این سنت، خداوند توفیق خودسازی تزکیه و حرکت؛ در مسیر فطرت را به انسان ها ارزانی می دارد گر چه در این میان، افرادی هستند که دست رد به سینه این لطف زده، و خود را از آن محروم می کنند، آن گونه که در قرآن کریم آمده است:
ان ربک لذو فضل علی الناس ولکن اکثرهم لا یشکرون (7).
همانا خدای تو درباره مردم دارای فضل و رحمت است؛ ولی بیشتر آنان، شکر نعمتش را به جا نمی آورند.
آری، اگر توفیق حق رفیق راه نگردد، آدمی قادر نیست که قدمی در راه پرورش خودش بردارد و با دشمنانی ؛ چون شیطان و نفس اماره به ستیز برخیزد. اگر کسی گمان کند که بدون عنایت حق، قادر خواهد بود قدمی؛ در مسیر کمال بردارد این خود گمانی شیطانی است. به گفته مولوی ما شیریم؛ اما شیر روی پرچم که حرکت و حمله مان به سبب حرکت باد است و اگر باد نباشد، پرچم حرکت نمی کند و در نتیجه، شیر روی آن نیز حمله نخواهد کرد.

ما همه شیریم، ولی شیر علم - حمله مان از باد باشد دم بدم
ما عدم هاییم هستی ها نما - تو وجود مطلق و هستی ما

اگر آدمی همین معنا را خوب درک می کرد و می فهمید که هر چه دارد به عنایت حق است، هیچ گاه توفان غرور و خودپسندی، کشتی سعادت او را؛ رهم نمی شکست و هیچ گاه گردباد جهالت و خودخواهی او را بر زمین نمی زد. همه بدبختی های آدمی از آن جا آغاز می شود که خود را منشا تاثیر بداند و فراتر از قدرت خود را نبیند. همانا قدرت بی پایان الهی است که بر همه هستی سیطره دارد.
مردان الهی و عارفان ربانی به خوبی می دانند که لا موثر فی الوجود الا اللهو این نکته آگاهند که کارگران نظام هستی ذات جاودانه ای است که اگر عنایت و اراده او نباشد نه ماهیتی لباس وجود می پوشد و نه موجودی به کمال شایسته خود می رسد.
فرضاً اگر کسی گمان کند که بدون عنایت حق، حق تلاش کند و به جایی برسد، بی شک چنین تلاشی از دست برد شیطان و وهم و هوای نفس در امان نیست، بر خلاف عنایت حق که اگر شامل بنده ای شد او را در پناه عصمت خود قرار می دهد و از دست برد شیطان محفوظ خواهد داشت.
چنانچه این عنایت درباره یوسف (علیه السلام) صورت گرفت و فرمود:
کذلک لنصرف عنه السوء و الفحشاء انه من عبادنا المخلصین(8).
این چنین، ما عمل زشت و فحشا را از او باز داشتیم که همانا او از بندگان مخلص ماست.
آری، عنایت حق، بسیار با ارزش تر و بالاتر است از کوشش خود انسان.

ذره ای سایه عنایت بهتر است - از هزاران کوشش طاعت پرست
ز آن که شیطان، خشت طاعت برکند - گر دو صد خشت است خود را ره کند
با عنایت او ندارد زهره ای - تا بسازد خویشتن را بهره ای

به این حقیقت که همه توفیق های بدست آمده انسان با عنایت حق تعالی است، در آیات زیادی از قرآن کریم اشاره شده که ذیلا به یادآوری برخی از آنها می پردازیم:

آیه اول: آیه مزبور بیانگر این حقیقت است که اگر عنایت خداوند نباشد، انسان در مسیر زیانکاری و خسران

قرار می گیرد:
فلولا فضل الله علیکم و رحمة لکنتم من الخاسرین(9).
اگر فضل و رحمت خدا شامل حال شما نبود، هر آینه از زیانکاران می بودید.