امامت در بینش اسلامی

نویسنده : علی ربانی گلپایگانی

مقدمه

امامت و پیشوایی در معنای گسترده آن یکی از ضرورت های زندگی اجتماعی بشر است. از گزارش های تاریخی و مطالعه جوامع بشری در گذشته و حال به دست می آید که همواره در جوامع گوناگون بشری:بدوی و شهری، کوچک و بزرگ، سنتی و مدرن، ساده و پیچیده، فرد یا افرادی بوده اند که با عناوین و به شیوه ای مختلف نقش امامت و رهبری را ایفا کرده اند. این واقعیت تاریخی گواه عینی سخن امام علی (علیه السلام) است که فرمود: مردم را از امری نیکوکار یا تبهکار گریزی نیست(1).
امامت و رهبری نه تنها به عنوان یک ضرورت و واقعیت عینی در تاریخ بشر مطرح بوده است، بلکه فیلسوفان و متفکران نیز از دیر زمان به آن توجه نموده و درباره گونه ها، ویژگی ها، شیوه ها و آسیب های آن سخن گفته اند. تاریخ فلسفه سیاسی بهترین گواه بر این مدعاست.
اگر از منظر دین - به ویژه دین و حیانی - به مسئله امامت بنگریم، تاریخ امامت و رهبری را با تاریخ بشر برابر می یابیم، زیرا پیامبری نخستین جلوه امامت و رهبری دینی در حیات بشری است که تاریخ آن همزاد با تاریخ بشر است. در نخستین دوره که زندگی بشر روند ساده ای را می پیمود پیامبران الهی با بهره گیری از عقل صائب و الهام های قدسی در موارد لازم، جامعه بشری را رهبری می کردند، و پس از آن که زندگی بشر پیچیده تر شد این مهم بر اساس کتاب و شریعت آسمانی معین انجام گرفت(2).
امامت معنای خاصی نیز دارد و آن عبارت است از رهبری جامعه بشری به عنوان جانشینی پیامبر الهی، از روایات به دست می آید که همه پیامبران جانشینانی داشتند که پس از آنان رهبری امت آن پیامبر را بر عهده می گرفتند. (3) بر اساس این روایات، علی بن ابی طالب (علیه السلام) وصی و جانشین پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) است. و همان گونه که پیامبر اسلام خاتم انبیا است، علی (علیه السلام) نیز خاتم اوصیا است. مقصود این است که پس از او فردی که وصی پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) پس از علی (علیه السلام) اوصیای دیگری نیز داشت، منافات ندارد.
امامت امت اسلامی به عنوان وصایت و جانشینی پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) را می توان معنای اخص امامت نامید. متکلمان اسلامی آن را به رهبری عمومی مردم رد امور دنیوی و دینی به عنوان جانشینی پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) تعریف کرده اند. (4) مذهب اسلامی، به جز گروه هایی اندک شمار که دیری هم نپاییده اند، امامت به معنای یاد شده را از واجبات اسلامی دانسته اند. اگر چه در عقلی یا نقلی بودن آن اختلاف نظر دارند.(5) این مطلب که امامت از واجبات و اصول اعتقادی است یا از واجبات فرعی و فقهی نیز مورد اختلاف است. شیعه طرفدار دیدگاه اول، و اهل سنت طرفدار دیدگاه دوم است. جایگاه امامت در قرآن کریم و احادیث اسلامی، بررسی تعریف های امامت، نقل و بررسی اقوال درباره وجوب امامت و دلایل آن، تحقیق درباره فلسفه امامت از نگاه عقل و وحی، پژوهش درباره مهم ترین صفات و بایستگی های امام مانند: علم، عدالت، افضلیت و عصمت و ارزیابی و نقد دیدگاه های مختلف درباره تعیین امام - به ویژه دو دیدگاه نص و بیعت - مباحث مهم و محوری کتاب حاضر به شمار می رود.
مسائل یاد شده بر جسته ترین مسائل عمومی امامت می باشد. این مسائل را می توان به قرینه مسائل عمومی نبوت که نوبت عامه نامیده می شود، امامت عامه نامیده، بحث درباره مصادیق امامت، یعنی تعیین امام پس از پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) و امامان پس از امام نخست، تعداد آنان و آخرین امام مباحث مربوط به مصداق شناسی امامت است که می توان آن را امامت خاصه نامید.
مباحث کتاب حاضر به بررسی مسائل امامت عامه اختصاص یافته است. با توفیق و تایید الهی در نوشتاری دیگر به بررسی دیگر به بررسی مسائل مربوط به امامت خاصه خواهیم پرداخت. در نقل اقوال و آرای متکلمان اسلامی از مذاهب گوناگون کوشش شده است به منابع دست اول و معتبر آنان استناد شود و در ارزیابی و نقد آراء و اقوال نیز از عقل و وحی و گزارش های مستند تاریخی بهره گیری شده است. اگر چه مضامین و مفاهیم بحث های کتاب جدید نیست و از قرن های پیش مورد گفت و گوی متکلمان اسلامی بوده است، ولی ساختار و تا حدی ادبیات آن با آثار دیگران متفاوت است.
ایفای مسئولیت بیان حقایق، دفاع از مبانی اصیل اسلامی، زدودن ابهام ها و ایهام ها در مسئله امامت که از عوامل سوء ظن و زمینه ساز نزاع های غیر منطقی به شمار می رود و در نتیجه فراهم شدن بستر تقریب میان مذاهب اسلامی در پرتو گفتمان منطقی، عالمانه و منصفانه انگیزه های نگارند در پژوهش و نگارش اثر حاضر به شمار می روند. به این امید که مورد رضایت خداوند و حجت معصومش امام عصر (عجل الله) قرار گرفته و برای علاقه مندان به مباحث مربوط به امامت، به ویژه طلاب دانشجویان سودمند و راهگشا باشد.
بدون شک انتقادها پیشنهادهای عالمانه و مشفقانه اهل نظر در تبیین کامل تر مباحث امامت راهگشا خواهد بود و نگارنده پیشاپیش سپاس خود را به منتقدان تقدیم می دارد.
قم - حوزه علمیه
علی ربانی گلپایگانی
21/4/86 ش، برابر با 27 جمادی الثانی 1428 ق.

واژه شناسی و تعریف امامت

متکلمان در تعریف امامت به دو گروه تقسیم می شوند: یک گروه امامت را تعریف نکرده اند؛ گویی بر این تصور بوده اند که همه مذاهب اسلامی، از امامت تصویر روشنی دارند که مورد قبول همگان است. از این ور، امامت را بی نیاز از تعریف دانسته اند؛ مثل سید مرتضی در کتاب های الشافی و الذخیره و شیخ طوسی در کتاب الاقتصاد فی ما یتعلق بالا عتقاد و عبد الجبار معتزلی در کتاب المغنی و قاضی ابوبکر باقلانی در کتاب التمهید و امام الحرمین جوینی در کتاب الارشاد و عبدالقاهر بغدادی در کتاب اصول الدین.
گروهی دیگر، پیش از بحث درباره وجوب امامت، صفات و مصادیق امام، امامت را تعریف کرده اند. تعریف هایی که متکلمان برای امامت ارائه کرده اند دو گونه است:
الف) تعریف های عام؛
ب) تعریف های خاص.
تعریف های عام به گونه ای است که نبی و نبوت را نیز شامل می شود، ولی تعریف های خاص فقط جانشینان پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) را شامل می شود.
پیش از آن که به نقل و بررسی نمونه هایی از هر دو دسته تعریف متکلمان بپردازیم، لازم است دو مطلب را تبیین کنیم: یکی، تعریف و کاربردهای لغوی امام و امامت دیگری، کاربردهای امام در قرآن کریم.

تعریف لغوی امامت

لغت شناسان عرب، معمولاً واژه امام را تعریف کرده و به بیان مصادیق و کاربردهای آن پرداخته اند و در مواردی نیز واژه امامت را تعریف کرده اند. رهبری عمومی (الریاسه العامه) و رهبری مسلمانان (ریاسه المسلمین) دو معنایی است که برخی از لغت شناسان برای واژه امامت بیان کرده اند(6).
امام از نظر لغت شناسان عرب عبارت از هر کسی یا هر چیزی است که در کارها به او اقتدا می شود(7).
جمع امام، ائمه است که در اصل ااممه بر وزن امثله بوده است. کسره میم به همزه منتقل و دو میم در یک دیگر ادغام شده است. برخی نیز همزه دوم را به حرف یاء تبدیل کرده و آن را ایمه خوانده اند که مورد نقد برخی از عالمان نحو قرار گرفته است(8).
در کتاب های لغت برای امام مصادیق و کاربردهای ذیل بیان شده است:
1. قرآن کریم که مسلمانان در زندگی خود به آن اقتدا می کنند (القرآن، امام المسلمین)؛
2. پیامبر گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) که پیشوای امت و نیز امام امامان است (رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم)، امام امته و امام الائمه)؛
3. جانشین پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) که پیشوایی امت است (و الخلیفه، امام الرعیه)؛
4. امام در نماز جماعت (امام الصلاه)؛
5. فرمانده سپاه (قائد الجند)؛
6. راهنمایی مسافران (الدلیل للمسافرین)؛
7. ساربان و راهنمایی شتران (الحادی للابل)؛
8. چوب یا ریسمانی که در بنایی به کار می رود. (خشبه او خیط یسوی بهما البناء)؛
9. راه عریض و نمایان (الطریق الواسع الواضح)؛
10. آنچه کودک، هر روز در مدرسه می آموزد (ما یتعلمه الصبی کل یوم فی المدرسه)؛
11. فرد یا چیزی که به آن مثال زده می شود (ما امتثل علیه المثال)؛
12 دانشمندی که از او پیروی می شود (العالم المقتدی به)(9).
ترجمه فارسی امام، پیشوا، پیش رو و رهبر است و ترجمه فارسی امامت. پیشوایی کردن و رهبری است(10).