فهرست کتاب


تذکره الأحباب

ملا احمد نراقی‏

فصل پنجم: در بیان مصرف زکات فطره و دادن آن

بدان که مشهور میان علماء آن است که مصرف زکات فطر مصرف زکات مال است، به تفصیلی که مذکور شد. و احوط آن است که به فقرا داده شود و به مصارفی دیگر رسانیده نشود.
و در اینجا شش مسأله است که باید بیان شود:
مسأله اول: اقوی آن است که نمی توان فقیر را از فطره یک سر کمتر داد، بلکه باید هر فقیری را فطره یک نفر داد. و اما در طرف زیادتی، پس حدی ندارد، به تفصیلی که در زکات مال گذشت(411).
مسأله دویم: شروطی که از برای فقیری که زکات مال به آن داده می شد بود، بعینه از برای فقیری که زکات فطره به آن داده می شود باید باشد. باید شیعه اثنی عشری باشد و واجب النفقه نباشد و سید نباشد، مگر هرگاه زکات فطره سید باشد که در این صورت به سید می توان داد و به غیر سید نیز می توان داد. و مراد از فطره سید، فطره شخصی است که آن شخص سید باشد نه آن شخصی که فطره می دهد. پس بنابراین هرگاه شخص سیدی عیال غیر سیدی باشد، فطره آن سید را به سید می توان داد، اما هرگاه شخص غیر سیدی عیال سیدی باشد، فطره غیر سید را به سید نمی توان داد.
مسأله سیم: بهتر آن است که زکات فطره را به خویشان غیر واجب النفقه بدهند و بعد از آن به همسایگان فقیر و بعد از آن به کسانی که صالح تر و فاضل تر و فقیرتر باشند. و بهتر آن است که به سائل به کف داده نشود.
مسأله چهارم: هر کسی خود می تواند که زکات فطره خود را به مستحق برساند و شیخ مفید فرموده است که: به نزد مجتهد جامع الشرایط برد که او به مستحق رساند(412).
و حق آن است که لازم نیست، بلکه هر کسی خود می تواند که به مستحقین بدهد. بلی، دور نیست که سنت باشد که به نزد او برند که به مستحق رساند.
مسأله پنجم: حق آن است که می توان زکات فطره را بعد از جدا کردن به ولایتی دیگر نقل کرده و به مستحقین آنجا رسانید، ولیکن هرگاه ممکن بوده که در ولایتی که اول بوده به فقرا بدهد و ندهد و نقل کند، ضامن آن خواهد بود و هرگاه تلف شود، باید دوباره بدهد. بلی، اولی و افضل آن است که زکات فطره هر شخصی در همان ولایتی که شب روز عید فطر(413) در آنجا هست، به فقرا داده شود و نقل به ولایتی دیگر نشود.
مسأله ششم: واجب است نیت کردن در وقت دادن زکات فطره. و اگر جدا کند که بعد بدهد، باید در وقت جدا کردن نیت کند. و نیت آن به این طریق است که قصد کند که زکات فطره خود را می دهم واجب، قربه الی الله.
و هرگاه عیالی داشته باشد، آنها را نیز در نیت ضم کند، به این نحو که: زکات فطره خود و عیال خود را می دهم و در وقت جدا کردن قصد کند که: فلان مال را به جهت زکات فطره معین می کنم.
و سایر متعلقات نیت فطره، به نحوی است که در نیت زکات مال گذشت(414). و الله اعلم.

مقصد سیم: در بیان خمس و احکام و مسایل آن

بدان که چون پروردگار عالم زکات را بر پیغمبر و اولاد آن سرور حرام گردانید و به عوض آن، خمس را از برای آن قرار داد، پس بی انصافی کسی است که کوتاهی کند در دادن حقوق آنها.
مروی است از ائمه معصومین علیه السلام که فرمودند: بدترین و شدیدترین حالتی که مردم خواهند داشت در روز قیامت، آن وقتی است که صاحبان خمس - که سادات اند - برخیزند، پس بگویند: ای خدا! خمس خود را می خواهیم(415).
و ایضاً مروی است که شخصی نوشت به یکی از موالی حضرت امام رضا علیه السلام که از آن حضرت اذن بگیرد در خصوص خمس، حضرت نوشتند که: حلال نمی شود هیچ مالی، مگر از راهی که خدا آن را حلال گردانیده است. به درستی که خمس یاری ماست بر دین ما و بر عیال های ما و بر دوستان ما؛ پس منع نکنید او را از ما و محروم مکنید خود را از دعای ما به قدری که قدرت بر آن دارید. پس به درستی که بیرون کردن خمس کلید روزی شماست و محو کردن گناهان شماست و چیزی است که پیش می فرستید از برای خود و از برای روز احتیاج خود(416).
و احادیث در خصوص تشدید در امر خمس بسیار است و همین قدر که مذکور شد، از برای طالبان هدایت کافی است.
و بدان که در این مقصد دو فصل است:

فصل اول: در بیان چیزهایی که خمس در آنها واجب است

و آن هفت چیز است: