فهرست کتاب


تذکره الأحباب

ملا احمد نراقی‏

فصل چهارم: در جنس زکات فطره و مقدار آن

اما جنس فطره

پس مشهور میان متأخرین(409) آن است که آنچه هر کس قوت غالب اوست، می تواند داد. و احوط، بلکه اقوی آن است که جو یا گندم یا خرما یا مویز یا کشک یا ذرت بدهد. و افضل آن است که خرما بدهد و بعد از آن، هر کدام از اجناس مذکوره که قوت غالب آن شخص باشد.
و بدان که جایز است دادن قیمت اجناس؛ خواه اجناس را داشته باشد یا نه. و احوط آن است که هرگاه قیمت آن را بدهد، نقد بدهد نه جنس دیگر. و اگر نقد یا جنس آن فطره را نداشته باشد، احوط آن است که جنسی دیگر را به فقیر نقد بفروشد و آن نقد را به عوض فطره حساب کند، بلکه اگر نقد یا جنس فطره را هم داشته باشد، می تواند چنین کند، ولیکن باید پیش از گذشتن وقت فطره دادن، چنین کند، مثل پارچه یا مس یا غیر اینها.
و جایز است شخصی که فطره چند نفر را می دهد، فطره بعضی را جنس بدهد و فطره بعضی دیگر را جنسی دیگر. اما اظهر آن است که جایز نباشد که بعضی از فطره یک نفر را جنسی بدهد و بعضی دیگر را جنسی دیگر.

و اما مقدار فطره:

پس از برای فطره هر شخصی یک صاع از یکی از جنس های مذکوره را باید داد. و صاع ششصد و چهارده مثقال و ربع است به مثقال صیرفی که نیم من به وزن شاهی قدیم و چهارده مثقال و ربع بوده باشد. اما به وزن شاهی که حال متعارف اکثر بلاد عجم است، صاع نیم من شاه است به بیست و پنج مثقال و سه(410) ربع کم.
و احتیاط آن است که نیم من به وزن شاه از برای هر شخصی داده شود.
و این مقدار در وقتی است که یکی از آن اجناس مذکوره را بدهد و اگر قیمت را بدهد، باید قیمت همین مقدار از جنس را بدهد، به هر قیمتی که در آن وقت خرید و فروش شود.