فهرست کتاب


تذکره الأحباب

ملا احمد نراقی‏

فصل سیم: در وقت واجب شدن بیرون کردن فطره و جدا کردن آن

و در این فصل پنج مسأله است:
مسأله اول: بدان که اول وقت واجب شدن فطره و اول وقت بیرون کردن آن غروب آفتاب شب عید است. و اما اخراج آن، تا وقت بیرون رفتن نماز عید می کشد و جایز نیست تأخیر انداختن از آن وقت.
و بعضی گفته اند که آخر وقت آن تا ظهر روز عید می کشد(407) و بعضی دیگر تا غروب آفتاب روز عید گفته اند(408). و اظهر و احوط آن است که پیش از بیرون رفتن به نماز عید، زکات فطره خود و عیال خود را جدا کند و نگذارد تا بعد از نماز. و اگر کسی به نماز عید نرود و نماز عید نکند، بیش از آنکه مردم نماز کنند، فطره را بیرون کند.
و به هر حال، اولی و احوط آن است که اول روز عید فطره جدا شود.
مسأله دویم: هرگاه پیش از نماز عید فطره را از مال خود جدا کند و چیزی را به جهت فطره معین کند، جایز است تأخیر انداختن دادن آن به فقیر تا بعد از نماز یا وقتی دیگر و هر وقت که بدهد، به نیت فطره می دهد.
مسأله سیم: هرگاه پیش از نماز عید فطره را به فقیر ندهد و جدا هم نکند، احوط آن است که بعد بدهد، اما نیت ادا و قضا نکند.
مسأله چهارم: جایز نیست دادن زکات فطره را پیش از غروب آفتاب شب عید. پس اگر کسی پیشتر چیزی به فقیری بدهد به نیت زکات فطره، کافی نیست و باید دوباره بدهد. بلی، هرگاه پیشتر به عنوان قرض بدهد به فقیری و بعد از غروب آفتاب شب عید آن را نیت فطره کند، کافی است.
مسأله پنجم: هرگاه جنس فطره حاضر نباشد، یا حاضر باشد، می تواند قیمت آن را جدا کند که بدهد، ولیکن احوط آن است که قیمت آن را نقد جدا کند نه جنسی دیگر، از پنبه و پارچه و مس و غیر اینها. و هرگاه پول حاضر نداشته باشد و از شخصی توانگر پولی طلب داشته باشد، می تواند قصد کند که به قدر قیمت فطره از آن طلب به جهت زکات فطره بوده باشد.

فصل چهارم: در جنس زکات فطره و مقدار آن

اما جنس فطره

پس مشهور میان متأخرین(409) آن است که آنچه هر کس قوت غالب اوست، می تواند داد. و احوط، بلکه اقوی آن است که جو یا گندم یا خرما یا مویز یا کشک یا ذرت بدهد. و افضل آن است که خرما بدهد و بعد از آن، هر کدام از اجناس مذکوره که قوت غالب آن شخص باشد.
و بدان که جایز است دادن قیمت اجناس؛ خواه اجناس را داشته باشد یا نه. و احوط آن است که هرگاه قیمت آن را بدهد، نقد بدهد نه جنس دیگر. و اگر نقد یا جنس آن فطره را نداشته باشد، احوط آن است که جنسی دیگر را به فقیر نقد بفروشد و آن نقد را به عوض فطره حساب کند، بلکه اگر نقد یا جنس فطره را هم داشته باشد، می تواند چنین کند، ولیکن باید پیش از گذشتن وقت فطره دادن، چنین کند، مثل پارچه یا مس یا غیر اینها.
و جایز است شخصی که فطره چند نفر را می دهد، فطره بعضی را جنس بدهد و فطره بعضی دیگر را جنسی دیگر. اما اظهر آن است که جایز نباشد که بعضی از فطره یک نفر را جنسی بدهد و بعضی دیگر را جنسی دیگر.