فهرست کتاب


تذکره الأحباب

ملا احمد نراقی‏

مبحث سیم: در بیان طایفه چهارم و پنجم است که عبارت است از مؤلفه قلوبهم و صرف در آزادی بندگان

و چون که در این رساله از چهارم - که مؤلفه قلوبهم هستند - گفت و گو نمی شود، لهذا اکتفا شد در این مبحث به بیان (طایفه) پنجم.
پس بدان که یکی از مصارف زکات، صرف کردن در آزادی بندگان است و در این، سه صورت جایز است:
اول: آنکه آقایی غلام خود را مکاتب کرده باشد؛ یعنی مقرر کرده باشد که (غلام) مالی به آقا به ازای قیمت خود بدهد و آزاد شود و آن (غلام) عاجز شود از دادن آن. در این صورت اگر بر آقا زکات واجب شده باشد، می تواند قدری از زکات را به مال کتابت او حساب کند، یا دیگران قدر زکات خود را به آن (غلام) بدهند که به آقا بدهد و آزاد شود.
دویم: غلامی که آقای او به او تعدی و ستم کند و عمل های شاق دشوار به او فرماید و او از دست آقا در تعب و شدت باشد، در این صورت جایز است که آن را از مال زکات بخرند و آزاد کنند.
سیم: غلامی که در رفاه باشد، اما مالی از زکات جمع شده باشد و مستحقی دیگر هم نرسد. در این صورت نیز جایز است که آن غلام را از آن مال زکات بخرند و آزاد کنند.
و بعضی از علماء در بعضی صور دیگر نیز تجویز فرموده اند(393) و احوط آن است که اقتصار بر سه صورت مذکوره شود.

مبحث چهارم: در بیان طایفه ششم از مستحقین زکات که قرض دارانند

بدان که یکی دیگر از مصادیق زکات دادن، به کسانی است که قرض دار باشند.
پس می توان از زکات به قدری زکات به ایشان داد که قرض خود را به آن ادا کنند، ولیکن شرط است در دادن زکات به آنها به او شرط:
اول: آنکه خود متمکن از ادا کردن قرض نباشند. پس هرگاه خود توانند که قرض خود را بالفعل ادا کنند، نمی توان قرض ایشان را از زکات ادا کرد. و هرگاه بعضی از قرض را توانند خود بدهند و بعضی را نتوانند، همان قدر را که نمی توانند بدهند، از زکات می توان داد.
و هرگاه کسی قرضی داشته باشد و تواند ادا کند، اما هرگاه ادا کند فقیر شود و قوت سالیانه او تمام شود، اظهر آن است که باید قرض خود را بدهد و بعد از فقیر شدن زکات بگیرد. و هرگاه کسی قرضی داشته باشد که بالفعل باید بدهد و در آن وقت هیچ نوع متمکن از ادا کردن نباشد، اما صاحب کسب باشد و به مرور ایام به تدریج تواند آن را بدهد، یا مالی داشته باشد و بالفعل دسترسی به آن را نداشته باشد، ظاهر آن است که توان از زکات در آن وقت به او داد که قرض خود را ادا کند.
دویم: آنکه آنچه را قرض کرده اند صرف در معصیت خدا نکرده باشند. پس هرگاه قرض کرده باشند و صرف معصیت کرده باشند، نمی توان قرض ایشان را از زکات ادا نمود، اگر چه معلوم شود که توبه کرده اند.
و از جمله صرف معصیت است هرگاه به اسراف خرج کرده باشند. و هرگاه ندانی که در معصیت خرج کرده یا نه، تفحص لازم نیست، بلکه می توان از زکات قرض او را ادا نمود.
و مخفی نماند که همچنان که جایز است دادن قرض قرض داران را از زکات، و همچنین جایز است که هرگاه کسی طلبی از شخصی داشته باشد و آن شخص فقیر باشد و قادر بر دادن قرض نباشد، هرگاه زکاتی بر ذمه آن کس باشد، آن زکات را ندهد و به عوض طلبی که از آن شخص دارد، نگاه دارد.
و بدان که همچنان که جایز است ادا کردن قرض زنده از زکات، همچنین هرگاه کسی بمیرد و قرضی داشته باشد و ترکه او وفا به قرض او نکند، جایز است که از زکات قرض او را ادا کنند. و همچنین جایز است که اگر شخصی خود طلب از میتی داشته باشد و ترکه او وفا به طلب او نکند، زکات خود را به عوض طلب او حساب کند و نگاه دارد.
و بدان که شرط است که قرض دار سید نباشد و شیعه اثنی عشری باشد. و شرط نیست که واجب النفقه دهنده زکات نباشد، بلکه هرگاه واجب النفقه کسی قرض دار باشد، آن کس می تواند که قرض او را از زکات خود ادا کند، همچنان که سابقاً مذکور شد.

مبحث پنجم: در بیان مصرف هفتم از مصارف زکات که عبارت است از فی سبیل الله یعنی صرف در راه های خدا

پس می توان زکات را صرف نمود در هر چه در راه خدا باشد، مثل جهاد در راه خدا و اعانت حاجیان و زیارت کنندگان ائمه معصومین و بنا کردن مساجد و ساختن پل ها و مدرسه و کاروان سرا به جهت مترددین و کندن قنوات به جهت مصالح مسلمین و ساختن حمام و نویسانیدن کتاب هایی که مشتمل بر مسایل دینیه است و مانند اینها از امور خیر.
و شرط است در ساختن حمام و کندن قنوات و نویسانیدن کتاب ها و امثال اینها که زکات دهنده به جهت خود اینها را بنا نکند و ننویسد که ملک او باشد، بلکه باید به جهت مصالح مسلمین و انتفاع مؤمنین باشد.
و بدان که هرگاه مصرف خیر، مصرفی باشد که تخصیص دون شخصی نداشته باشد - مثل ساختن پل و مسجد و مدرسه و نویسانیدن آن کتب علمیه و امثال اینها - مطلقاً می توان زکات را صرف اینها نمود. اما هرگاه مصرفی باشد که به مصرف شخص معینی برسد، مثل اینکه اعانت حج کننده یا زیارات کننده یا امثال این باشد، پس احوط آن است که آن شخص به نحوی باشد که خود قدرت بر کردن آن کار خیر نداشته باشد، اگر چه فقیر نباشد، که اگر خود قدرت داشته باشد، احتیاط آن است که از زکات اعانت او کرده نشود. مثلاً هرگاه کسی قوت سالیانه خود را داشته باشد، اما اینقدر نداشته باشد که تواند به زیارت برود، می تواند از زکات اعانت او را نمود که به زیارت برود. اما هرگاه خود قدرت داشته باشد که برود، احوط آن است که از زکات اعانت او نشود و همچنین است در امثال آن.
و شرط است در کسانی که اعانت آنها می شود از زکات فی السبیل الله، که سید نباشند و شیعه اثنی عشری باشند. و هرگاه کسی واجب النفقه شخصی باشد، آن شخص می تواند که از زکات خود، اعانت او را بکند در غیر آنچه نفقه واجب او است، از امور خیری که آن کس خواهد به عمل آورد؛ مثل اینکه خواهد زیارت کند، یا به طلب علم رود و احتیاج به بعضی کتب یا اخراجات سفر، زیاده از خرج واجب داشته باشد.