فهرست کتاب


تذکره الأحباب

ملا احمد نراقی‏

مقام سیم: در بعضی از مسایل متعلقه به این دو فصل

و در آن چند مسأله است:
مسأله اول: بدان که اعتکاف اگر واجب معین باشد، واجب است که در آن روز که بر او واجب است بکند و تأخیر انداختن جایز نیست. و اگر واجب مطلق باشد، پیش از شروع کردن در آن می تواند تا هر وقت که (می) خواهد تأخیر اندازد، اما بعد از آنکه شروع در آن کرد، بعضی گفته اند که باید آن را تمام کند و نمی تواند که پیش از تمام کردن بر هم زند(285). و بعضی دیگر گفته اند که آن نیز مثل اعتکاف سنت است(286)، همچنان که مذکور می شود.
و احوط آن است که در اعتکاف واجب، مطلقاً بعد از شروع کردن در آن، آن را بر هم نزند تا تمام کند.
و اما اعتکاف سنت، پس به مجرد شروع در آن کردن، واجب نمی شود و می تواند بر هم زند، بنا بر اقوی، مگر هرگاه دو روز بگذرد که در این صورت روز سیم واجب می شود و دیگر نمی تواند بر هم زند.
مسأله دویم: بدان که هرگاه کسی اعتکاف سنت کند و در غیر ماه رمضان باشد و روزه آن هم روزه نذر معین یا قضای رمضان نباشد و پیش از روز سیم آن را باطل کند، یا یکی از اموری که بر معتکف حرام است بجا آورد، بر او مطلقاً چیزی لازم نمی آید، نه قضا و نه کفاره.
و اگر در روز سیم یا ششم یا نهم آنها را به عمل آورد، پس اگر جماع کرده باشد در شب یا روز، باید یک کفاره اعتکاف بدهدو اگر غیر از جماع از چیزهایی دیگر را که باعث بطلان اعتکاف می شود به عمل آورده باشد، کفاره مطلقاً بر او لازم نیست و باید قضا کند.
و هرگاه اعتکاف سنت باشد، اما روزه آن روزه واجبی باشد، پس اگر روزه واجبی غیر از ماه رمضان و قضای آن و نذر معین باشد، حکم آن بعینه همچنان است که مذکور شد. و اگر یکی از اینها باشد، پس اگر در ماه رمضان باشد، پیش از تمام شدن روز دویم آنچه بکند، کفاره اعتکاف بر او لازم نمی آید. بلی، اگر در روز امری به عمل آورد عمداً که باعث بطلان روزه شود، باید کفاره افطار در روز ماه رمضان را بدهد.
و هرگاه بعد از روز دویم باشد، پس اگر غیر از جماع امور دیگر را به عمل آورد، به جهت اعتکاف، کفاره بر آن لازم نمی آید، بنابر اقوی. و اگر جماع را به عمل آورد، پس اگر در شب باشد، یک کفاره اعتکاف می دهد، و اگر در روز باشد، دو کفاره، یکی کفاره اعتکاف و یکی کفاره افطار روز رمضان. و همچنین است حکم بعینه، هرگاه روزه آن روز نذر معین باشد، مگر اینکه در این صورت دو کفاره که می دهد، یکی کفاره اعتکاف است و یکی کفاره مخالفت نذر.
و اگر روزه قضای ماه رمضان باشد، هرگاه جماع یا افطار پیش از ظهر باشد و پیش از تمام شدن روز دویم باشد، مطلقاً کفاره بر آن لازم نیست، و اگر بعد از ظهر در روز باشد و پیش از تمام شدن روز دویم باشد و پیش از ظهر روز سیم، یک کفاره اعتکاف بر آن لازم است.
و اگر بعد از ظهر باشد و غیر از جماع باشد، باز یک کفاره افطار در قضا.
و اگر اعتکاف او واجب باشد، پس فرق در میان روز سیم و پیش از آن نیست، بلکه در هر وقت که جماع کند، کفاره اعتکاف را می دهد و در غیر جماع به جهت اعتکاف کفاره نیست.
و در صورتی که جماع کند، پس اگر در روز ماه رمضان است، یک کفاره دیگر هم به جهت افطار می دهد و اگر در روز روزه نذر معین باشد، یک کفاره دیگر به جهت مخالفت نذر می دهد و اگر در روز قضای رمضان باشد و بعد از ظهر باشد، یک کفاره دیگر به جهت افطار در قضا می دهد.
و ظاهر آن است که اگر وجوب اعتکاف آن در بعضی از این صورت ها باشد به جهت نذر معین، یک کفاره دیگر هم به جهت مخالفت نذر باید بدهد، که سه کفاره باشد. و اگر روزه آن روزه واجبی جدا نباشد، یک کفاره اعتکاف می دهد. و ظاهر این است که در این صورت نیز هرگاه وجوب اعتکاف آن به جهت نذر معین باشد، باید دو کفاره بدهد، یکی کفاره اعتکاف و یکی کفاره مخالفت نذر.
و بدان که کیفیت کفاره اعتکاف قبل از این مذکور شد(287).
مسأله سیم: هرگاه کسی شروع در اعتکاف کند در یک روز یا دو روز پیش از عید فطر یا عید اضحی، اعتکاف او صحیح نیست.
مسأله چهارم: حکم زن در سنت بودن اعتکاف بر او و سایر احکام، مثل حکم مرد است.
مسأله پنجم: هرگاه کسی نذر کند که یک روز یا دو روز اعتکاف کند نه زیادتر، نذر او منعقد نمی شود بلکه اگر یک روز یا دو روز نذر کند اما نفی زیادتی را نکند، نذر او منعقد می شود و باید سه روز تمام کند.

مقصد دویم: در بیان زکات و مسایل و احکام متعلقه به آن و در آن یک مقدمه و چهار مطلب و یک خاتمه است.

مقدمه: در بیان ثواب دادن زکات و عقاب تارک آن

بدان که آیات و احادیث در این خصوص بسیار وارد شده است. از آن جمله پروردگار عالم می فرماید: والذین یکنزون الذهب والفصه ولا ینفقونها فی سبیل الله فبشرهم بعذاب ألیم یوم یحمی علیها فی نار جهنم فتکوی بها جباهمم و جنوبهم و ظهور هم هذا ما کنزتم لانفسکم فذوقوا ما کنتم تکنزون(288)
یعنی: و آن کسانی که جمع می کنند طلا و نقره را و حقوق الهی را نمی دهند و در راه خدا صرف نمی نمایند، پس بشارت ده ایشان را به عذابی دردناک و در روزی که سرخ کنند این طلا و نقره را در آتش جهنم و داغ کنند بر آنها(289) پیشانی و پهلوها و پشت های ایشان را و به ایشان گویند: این است مال هایی که از برای خود جمع کرده بودید، الحال بچشند عذاب آنها را.
و بعضی گفته اند که تخصیص این سه عضو به جهت آن است که فقیر را می دیدند و گره بر پیشانی می زدند و پهلو از او تهی می کردند و پشت به او می نمودند(290).
و دیگر حق تعالی می فرماید: مثل الذین ینفقون أموالهم فی سبیل الله کمثل حبه أنبتت سبع سنابل فی کل سنبله مائه حبه والله یضاعف لمن یشاء(291)
یعنی: مثل جماعتی که صرف می نمایند مال های خود را در راه خدا - از زکات و خمس و حج و جهاد و غیر اینها - مانند دانه ای است که بروید از آن هفت خوشه و در هر خوشه صد دانه بوده باشد، که مجموع هفتصد برابر می شود و خدا مضاعف می گرداند به اضعاف این از برای هر که خواهد.
و اما احادیث در این خصوص بسیار است و ما در اینجا هجده حدیث نقل می کنیم:
حدیث اول: از حضرت صادق علیه السلام مروی است که: هر که ندهد قیراطی از زکات را - که بیست و یک دینار است - او نه مؤمن است و نه مسلمان و در وقت مردن استغاثه خواهد کرد که مرا برگردانید به دنیا تا زکات را بدهم(292).
حدیث دویم: از حضرت رسول صلی الله علیه و آله مروی است که: کسی که پول طلا و نقره داشته باشد و زکات آن را ندهد، حق تعالی در روز قیامت حشر خواهد نمود او را در زمین لغزنده ای که پا بر آن بند نشود و مسلط خواهد ساخت به او ماری پیسه را که زهرش از همه مارها عظیم تر است و از عقب او خواهد دوید و او خواهد گریخت و تا چون به او برسد و داند که خلاصی از او نخواهد یافت و ندارد، دست خود را به دهان او خواهد داد، پس او را به دندان گیرد مانند شتر نری که علف به دندان گیرد، پس طوقی گردد و در گردن او افتد. و هر کس شتر یا گاو و یا گوسفند داشته و زکات آن را ندهد، حق تعالی آن را در قیامت حبس کند در صحرای لغزنده ای و پامال کند او را هر حیوان شکافته سمی به سم خود و بگزد او را هر صاحب نیشی و هر صاحب زهری به نیش خود. و هر که زراعت داشته باشد یا انگور و خرما داشته باشد و زکات آن را ندهد، آن قطعه های زمین را تا طبقه هفتم طوق گردانند و در گردن او اندازند و آن همه آتش گردد(293)
حدیث سیم: از حضرت رسول صلی الله علیه و آله مروی است که: هر که را مال باشد و زکات آن را ندهد، هر روزی هزار فرشته او را بشارت به آتش دوزخ دهند(294)، پس اگر در شهر و دهی که او در آنجا هست فقیری از گرسنگی بمیرد، آن مانع زکات در خون او شریک باشد و در لعنت بر او روز و شب گشاده گردد و اگر او یا رب بگوید، حق تعالی گوید: ساکت شو ای ملعون! ای عاصی! و او را از حق تعالی و بهشت دور کنند و به دوزخش رسانند.
حدیث چهارم: از حضرت رسول صلی الله علیه و آله مروی است که: کسی که زکات ندهد در جهنم خواهد بود، اگر چه هزار سال عبادت پروردگار کند و کسی که زکات ندهد در جهنم خواهد بود، اگر چه عبادت داود و عیسی را کرده باشد. و نیز فرمودند: کسی که زکات ندهد مثل کسی است که گوشت خوک و شراب خورد(295).
حدیث پنجم: مروی است از حضرت باقر علیه السلام که فرمودند که: حضرت پیغمبر صلی الله علیه و آله در مسجد بودند و فرمودند که: برخیزید ای فلان و ای فلان و ای فلان! تا پنج نفر را از مسجد بیرون کردند. پس فرمودند که: بیرون روید از مسجد ما و نماز در آن مکنید که شما زکات نمی دهید(296).
حدیث ششم: مروی است که حضرت پیغمبر صلی الله علیه و آله به حضرت امیر گفت که: یا علی! هشت گروه از امت من اهل اسلام نیستند، بلکه کافرند. اول: دیوث، دویم: مانع زکات، سیم: کشنده مسلمانی به غیر حق، چهارم: ساحر، پنجم: کسی که به بهایم جماع کند، ششم: کسی که در فتنه سعی کند و میان مردم تفتن نماید، هفتم: کسی که مستطیع شود و حج نکند، هشتم: کسی که با محرم خود زنا کند(297).
حدیث هفتم: مروی است از حضرت صادق علیه السلام که: واجب نگردانیده است خدا بر این امت چیزی را اشد بر ایشان از زکات و در ندادن زکات هلاک می شوند بیشتر ایشان(298).
حدیث هشتم: از حضرت صادق علیه السلام مروی است که: یک نماز واجب بهتر است از بیست حج، و یک حج بهتر است از یک خانه که پر باشد از طلا و در راه خدا انفاق کند تا تمام شود. پس فرمودند که: رستگار نشود کسی که ضایع کند بیست خانه از طلا را به بیست و پنج درهم. راوی عرض کرد که: چیست معنای این کلام؟ حضرت فرمودند: کسی که منع کند زکات را نماز او حبس می شود تا زکات را بدهد(299).
حدیث نهم: مروی است از امام جعفر صادق علیه السلام که فرمودند که: هر که ندهد یک قیراط از زکات را، پس می میرد اگر خواهد یهودی و اگر خواهد نصرانی(300).
حدیث دهم: از حضرت صادق علیه السلام مروی است که: هیچ مردی نیست که زکات خود را ندهد و منع کند آن را و مال او زیاد شود(301).
حدیث یازدهم: به سند بسیار معتبر از حضرت صادق علیه السلام مروی است که فرمودند که: فرمود پیغمبر خدا صلی الله علیه و آله که حبس نکرد هیچ بنده ای زکات خود را که مال او زیاد شود(302).
حدیث دوازدهم: به سند معتبر از حضرت صادق علیه السلام مروی است که فرمودند که: هر که ندهد حقی از خدا را، خرج می کند در راه باطل دو مقابل او را(303).
حدیث سیزدهم: مروی است از حضرت صادق علیه السلام که فرمودند که: ضایع نمی شود هیچ مالی در بر و بحر، مگر به ضایع کردن زکات و ندادن آن(304).
حدیث چهاردهم: مروی است از حضرت صادق علیه السلام که: هیچ مالی بلا به آن نمی رسد، مگر به ترک کردن دادن زکات(305).
حدیث پانزدهم: از حضرت امام موسی کاظم علیه السلام مروی است که فرموند که: محافظت کنید مال های خود را به دادن زکات(306).
حدیث شانزدهم: مروی است از حضرت باقر علیه السلام که فرمودند که: فرمود رسول خد صلی الله علیه و آله ملعون است، ملعون است مالی که زکات آن داده نشود(307).
حدیث هفدهم: مروی است از حضرت کاظم علیه السلام که فرمودند که: هر که زکات مال خود را تمام و کمال بدهد، پس برساند به مصرفی که باید رسانید، سؤال نمی شود در روز قیامت که این مال را از کجا کسب کرده(308).