فهرست کتاب


تذکره الأحباب

ملا احمد نراقی‏

مقام دویم: در مسائلی که متعلق به مسافر است

و در این مقام یازده مسأله است:
مسأله اول: بدان که بعد از تحقق شرایط سفر، روزه حرام است و باید افطار نمود؛ خواه روزه واجب باشد یا سنت. و هیچ یک از روزه واجب و سنت در سفر صحیح نیست، بنا بر اقوی.
و هرگاه کسی با وجود دانستن مسأله در سفر روزه بگیرد، فعل حرام کرده خواهد بود. و هرگاه روزه ای باشد که قضا داشته باشد، باید قضا کند. بلی، از روزه واجب سه روز استثنا شده است که در سفر می توان گرفت:
اول: سه روز روزه بدل هدی در حج تمتع.
دویم: هیجده روز بدل نحر، از برای کسی که قبل از غروب آفتاب روز عرفه عمداً از عرفات کوچ کند و عاجز باشد از نحر لله.
سیم: روزه نذر معین، هرگاه در نذر، بخصوص سفر را قید کره باشد، به این نحو که نذر کرده باشد که فلان روز را روزه بگیرد در سفر و حضر. اما هرگاه مطلق نذر کرده، به این نحو که نذر کرده باشد که فلان روز را همیشه روزه بگیرد و بخصوص سفر را ذکر نکرده باشد، لازم نیست که آن روز را در سفر روزه بگیرد، بلکه حرام است روزه گرفتن.
و احوط آن است که کسی در نذر، بخصوص سفر را قید نکند؛ یعنی نذری که سفر نیز در آن مذکور باشد، نکند.
و از روزه سنت یک روز استثنا شده است که در سفر می توان گرفتن و آن، سه روز روزه ای است که در مدینه منوره به جهت طلب حاجات می گیرد. و کیفیت این روزه و آداب طلب حاجات را در آخر رساله مناسک حج بیان نموده ایم.
مسأله دویم: دانستنی که هر که در سفر با وجود علم به حرمت روزه، روزه بگیرد، مجزی نیست و باید قضا کند. اما هرگاه جاهل مسأله باشد و نداند که در سفر باید افطار کرد و به این جهت افطار نکند، روزه او صحیح است و مجزی است و قضا بر او لازم نیست.
بلی، هرگاه در اثنای روز عالم شود، باید افطار کند و اگر افطار نکند، فعل حرام کرده و قضا بر او لازم است.
و ظاهر آن است که این حکم مختص باشد به کسی که نداند که در سفر باید افطار کرد. اما هرگاه این را داند و لیکن بعضی از احکام سفر را نداند، مثل اینکه نداند که کثیر السفر هرگاه ده روز در وطن خود بماند، حکم کثرت سفر او باطل می شود و باید که روزه را افطار کند و به این جهت روزه را بگیرد، ظاهر آن است که مجزی نباشد و باید قضا کند.
مسأله سیم: کسی که اصل مسأله را داند، اما فراموش کرده باشد و از راه جهل و فراموشی در سفر روزه را گرفته باشد، بعضی گفته اند حکم آن حکم جاهل است و روزه او صحیح است(217) و بعضی دیگر گفته اند که در حکم عالم است و روزه او صحیح نیست و باید قضا کند(218) و این قول اظهر است.
مسأله چهارم: بدان که در وقتی روزه بر مسافر حرام است و روزه او صحیح نیست که پیش از ظهر از خانه بیرون رود و از حد ترخص بگذرد. و هرگاه بعد از ظهر بیرون رود، روزه او صحیح است و واجب است که روزه را بگیرد. و خلاصه اینکه هرگاه پیش از ظهر از خانه بیرون رود، (باید) افطار کند؛ خواه در شب نیت سفر داشته باشد یا نه. و هرگاه بعد از زوال بیرون رود، باید روزه را بگیرد و افطار کردن جایز نیست. و جمعی از علماء گفته اند که هر وقت از روز که بیرون رود، افطار می کند(219). و هرگاه در شب نیت سفر نداشته، هر وقت که بیرون می رود، روزه را می گیرد(220). و اقوی و اصح همان است که ما گفتیم.
و مخفی نماند که هر چند کلام علماء در خصوص این حکم مطلق است و شامل روزه واجب معین و واجب غیر معین و روزه سنتی، همه هست، لیکن احوط آن است که در روزه سنتی و واجب غیر معین، هرگاه بعد از ظهر هم سفر کند، افطار کند و آن روز را روزه نگیرد. و اگر واجب معین باشد، روزه دیگر بگیرد.
مسأله پنجم: کسی که در سفر است، در هر روزی که پیش از ظهر داخل وطن خود یا مکانی که در آن قصد اقامه ده روز دارد بشود و پیش از داخل شدن افطار نکرده باشد، روزه آن روز صحیح است. و اگر روز روزه واجبی باشد، واجب است که آن روز را روزه بگیرد.
و همچنین هرگاه داخل ولایتی بشود و قصد اقامه نداشته باشد و بعد قصد اقامه کند، پس اگر پیش از ظهر قصد اقامه کند، باید آن روز را روزه بگیرد.
و در هر روزی که بعد از ظهر داخل وطن خود یا موضع قصد اقامه بشود، واجب است که آن روز را افطار بکند؛ خواه پیش از دخول افطار کرده باشد یا نه. بلی، مستحب است که تا شام امساک کند، همچنان که گذشت(221). و همچنین هرگاه داخل ولایتی شود و قصد اقامه نداشته باشد و بعد از ظهر قصد اقامه کند.
مسأله ششم: هرگاه کسی در سفر باشد و داند که پیش از ظهر داخل وطن خود یا موضع قصد اقامه می شود، اما هنوز داخل نشده باشد، مخیر است میان اینکه آن روز را افطار کند و میان اینکه چیزی نخورد تا داخل منزل شود و آن روز را روزه بگیرد.
مسأله هفتم: هرگاه کسی در حضر باشد که ماه مبارک رمضان داخل شود، یا جایز است از برای او سفر کردن؛ خواه سفر واجب باشد یا سنت یا مباح. بلی، هرگاه سفر واجب باشد، مانند حج یا عمره یا سفری که ترک آن باعث هلاکت برادر مؤمنی یا تلف شدن مالی از خود یا غیر باشد، علاوه بر جایز بودن، کراهتی هم در آن نیست.
و اما در غیر اینها، پس مشهور آن است که سفر نکردن افضل است و سفر کردن مکروه(222).
و اظهر آن است که هرگاه مقصود از سفر، امر مباحی باشد، مطلقاً مکروه است و هرگاه امر مستحبی باشد، پس اگر امری باشد که اگر در آن وقت، آن را ادراک نکند، دیگر نتواند ادراک کرد، مانند متابعت برادر مؤمنی، سفر کردن مکروه نیست، بلکه دور نیست که افضل باشد. و اگر امری باشد که اگر حال ترک کند، بعد از تمام شدن ماه رمضان باز تواند آن را ادراک کند، سفر کردن مکروه است.
و بدان که کراهت سفر کردن تا روز بیست و سیم است و هرگاه بیست و سه روز از ماه بگذرد، کراهت برطرف می شود، همچنان که اکثر علماء تصریح به آن نموده اند(223). و الله علم.
مسأله هشتم: جایز است از برای مسافر جماع کردن در ماه مبارک رمضان، در روزی که در سفر است، یا بعد از زوال داخل خانه خود شود، یا قبل از زوال بیرون رود، اما کراهت شدید دارد، بلکه احوط ترک است.
و جایز نبودن جماع کردن در وقتی است که زن نیز جایز باشد از برای او افطار کردن، و روزه گرفتن بر او واجب نباشد. مانند اینکه مسافر باشد، یا مریض نباشد، یا در بعضی از روز حایض بوده و پاک شده. اما هرگاه زن روزه دار باشد، ظاهر آن است که حرام است جبر کردن او بر جماع. و ظاهر آن است که در حکم مسافر است هر که روزه ماه مبارک رمضان بر او واجب نباشد، مانند مریض و زن حایض که پاک شده باشد و امثال اینها.
مسأله نهم: مکروه است از برای مسافر و هر کس که جایز است از برای او افطار کردن در ماه مبارک رمضان، که خود را از طعام و آب سیر کند؛ یعنی اینقدر چیزی بخورد و آب بیاشامد که سیر شود، بلکه باید تقلیل در طعام و آب کند، که در گرسنگی شبیه به روزه داران باشد.
و ظاهر - همچنان که مذکور شد - آن است که این دو حکم، یعنی کراهت جماع و سیر خوردن و آشامیدن، مختص روزه ماه مبارک باشد و در روزهای دیگر که روزه آن واجب معین باشد، مثل روزی که روزه آن را نذر کرده باشد، هیچ یک از جماع و سیر خوردن و آشامیدن کراهت نداشته باشد.
مسأله دهم: بدان که جایز نیست که در ماه مبارک رمضان، روزه ای غیر از روزه ماه رمضان گرفته شود.
پس بنابراین جایز نیست از برای مسافر که روزه هایی را که در سفر می توان گرفت، در ماه رمضان بگیرد. یعنی هرگاه مثلاً نذر کرده باشد که روز پنجشنبه را روزه بگیرد؛ خواه سفر و خواه حضر، پس در سفر روزهای پنجشنبه ماه رمضان را نباید روزه بگیرد. و همچنین هرگاه در ماه رمضان در مدینه باشد و قصد اقامه نکرده باشد، نمی تواند که سه روز روزه سنتی در مدینه را بگیرد، بلکه بعد از خروج رمضان می تواند بگیرد.
مسأله یازدهم: بدان که چهار موضع است که هرگاه مسافر در اثنای سفر به یکی از آن چهار موضع برسد، مخیر است که نماز را تمام کند یا قصر، و آن مسجد الحرام و مسجد حضرت رسول صلی الله علیه و آله و مسجد کوفه و حایر کربلا است. و تخییر در این چهار موضع مخصوص نماز است و شامل روزه نیست. پس اگر مسافر در یکی از این چهار موضع قصد اقامه(224) نکند، واجب است که روزه را افطار کند.

فصل دویم: در بیان روزه قضایی و احکام آن

و در این فصل دو مقام است:

مقام اول: در بیان اینکه کدام روزه هرگاه فوت شود، قضا دارد و کدام قضا ندارد؟

بدان که - همچنان که دانستی - که روزه یا واجب است یا سنت، و روزه واجبی بر هشت قسم است: روزه رمضان و قضای آن و نذر معین و نذر غیر معین و روزه کفاره و روزه بدل هدی و نحر و روزه اعتکاف و روزه ای که به اجاره واجب شده است.
و حکم فوت روزه هدی و نحر در کتاب حج مذکور است. و همچنین احکام روزه کفاره و روزه اعتکاف، بعد از این مذکور خواهد شد(225).
و اما سایر روزه ها، پس روزه ماه رمضان و نذر معین هرگاه فوت شود، قضای آن واجب است، به شروطی که مذکور خواهد شد(226).
و اما روزه قضا و نذر غیر معین، پس در آنها قضا معنی ندارد، بلکه هرگاه در روزی نیت یکی از آنها را بکند و بعد افطار کند، باید یک روزه دیگر بگیرد، اما آن را قضای آن روز نمی گویند و نباید نیت قضا بکند. بلی، هرگاه بر ذمه شخصی روزه نذر غیر معین باشد و نگیرد تا بمیرد، در کلام فقهاء واقع است که باید ولی او قضای او را به جهت او بگیرد(227).
و اما روزه اجاره، پس اگر اجاره مطلقه باشد، یعنی مقید به وقتی نباشد، پس در آن نیز قضا معنی ندارد. اما هرگاه (اجاره)
مقید به وقت معینی باشد و در این وقت (معین روزه) نگیرد، قضای او بر او واجب نیست، همچنان که گذشت.