فهرست کتاب


تذکره الأحباب

ملا احمد نراقی‏

فصل اول: در بیان احکام سفر و مسافر و آنچه متعلق به آن است

و هر چند جمیع مسایل متعلقه به سفر، از شرایط و احکام، در کتاب تحفه رضویه(211) به تفصیل مذکور شده است، لیکن در اینجا بر سبیل اجمال، بعضی از آنها ذکر می شود.
و در این فصل دو مقام است:

مقام اول: در بیان سفری که در آن افطار کردن واجب است

بدان که - همچنان که مکرر مذکور شد(212)- واجب است بر مسافر که افطار کند و روزه گرفتن بر آن حرام است. و سفری که باید افطار نمود، بعینه همان سفری است که نماز را باید در آن قصر نمود. و آن موقوف به چند شرط است:
اول: مسافت
بدان که اگر مسافتی که می رود هشت فرسخ شرعی باشد- که هر فرسخی سه میل است و هر میلی چهار هزار زرع، به زراع دست - البته باید روزه را بخورد و روزه گرفتن بر آن حرام است. و همچنین اگر مسافتی که می رود به چهار فرسخ شرعی رسیده باشد و خواهد همان روز برگردد، باید البته افطار کند. و اگر به چهار فرسخ رسیده باشد و به هشت فرسخ نرسیده باشد و اراده برگشتن در همان روز نداشته باشد، مشهور آن است که باید روزه را بگیرد. و ابن ابی عقیل و بعضی از متأخرین گفته اند که در این صورت افطار کردن واجب است و جایز نیست روزه گرفتن(213). اما اقوی و اصح آن است که روزه گرفتن واجب نیست، بلکه مخیر است میان روزه گرفتن و افطار کردن، اما افطار کردن و روزه نگرفتن افضل است، بلکه احوط نیز آن است که افطار کند و روزه را ترک کند؛ خواه پیش از ده روز اراده داشته باشد به مکان خود عود کند، یا نه.
دویم: قصد مسافت
پس اگر کسی اضعاف مسافت شرعی را قطع کند، لیکن در زمان قطع هرگز قصد مسافت نداشته، بلکه همیشه قصد کمتر را داشته و چون آن را قطع کرده، باز قصد مقداری دیگر - کمتر از حد مسافت - نموده و همچنین تا چند مقابل مسافت را قطع نماید، در این صورت افطار کردن او در هیچ موضع از این راه جایز نیست، و اگر چه موضعی باشد که از منزل او تا آنجا هشت فرسخ و زیادتر باشد. بلی، بعد از برگشتن واجب است که افطار کند، هرگاه از موضع برگشتن او تا منزل خود به قدر مسافت شرعی باشد.
سیم: آنکه سفر واجب باشد یا سنت یا مباح؛
چون سفر حج، یا زیارت ائمه علیه السلام، یا تحصیل علم، یا تجارت، یا دیدن دوستان.
و سفر معصیت نباشد، که اگر سفر معصیت باشد، باید روزه بگیرد و افطار کردن جایز نیست.
و تفصیل سفر معصیت در تحفه رضویه و حاشیه آن ذکر شده است(214).
چهارم: آنکه در اثنای سفر به وطن خود نرسد.
پس اگر در اثناء سفر به وطن خود عبور کند، واجب است که تا در اینجا هست، روزه بگیرد، هر چند قصد اقامه ده روز نکند.
و وطن عبارت است از موضعی که کسی در آنجا منزلی داشته باشد که در آن متوطن باشد، یعنی در عرف بگویند که در آنجا متوطن است و مسکن دارد؛ خواه همیشه در آنجا باشد، یا سالی اینقدر در آنجا باشد که متوطن و مسکن داشتن صادق آید. بلکه هرگاه بعضی سال ها اصلاً در آنجا نماند، همچنان که بعضی از تجار یا بعضی از مسافرین مثل حجه فروشان(215) و غیرهم، همین که عرفاً توطن صادق آید، کافی است.
و مراد از منزل جایی است که در اینجا سکنی کند؛ خواه خود مالک آن منزل باشد یا به اجاره یا عاریه و امثال اینها گرفته باشد. و لازم نیست که البته باید خود مالک آن باشد.
پنجم: آنکه در اثنای سفر خود در موضعی قصد اقامه ده روز نکند.
پس اگر مسافر در موضعی که منزل و وطن او نباشد نیت اقامه ده روز کند، باید در آنجا روزه را بگیرد و افطار کردن جایز نیست.
و هرگاه در موضعی قصد اقامه ده روز کند و بعد از آن قصد او تغییر یابد، پس اگر بعد از قصد اقامه، یک نماز واجبی را تمام گذارده باشد، باید تا در آن موضع است، روزه را بگیرد. و اگر بعد از قصد اقامه، هنوز هیچ نماز واجبی را تمام نکرده، باید روزه را افطار کند، اگر چه بعد از قصد اقامه، نیت روزه کرده باشد و در اثنای روزه قصدش تغییر یابد. هر چند که تغییر عزم، بعد از زوال به هم رسد.
ششم: آنکه سفر عمل و پیشه او نباشد؛
چون مکاری و ملاح و جمال و راعی(216) و صحرا نشین و خانه به دوشان و بعضی تجار که طالب رواج بازاراند و به این جهت سفر را عمل و پیشه خود قرار داده اند.
پس هر که عرفاً سفر عمل و پیشه او باشد، یا یکی از اسمای مذکور. بر آن صادق آید که مردم بگویند که فلان شخص مکاری یا جمال یا راعی یا خیمه نشین است، باید که همیشه روزه را بگیرد؛ خواه این صدق به دو نوبت سفر کردن باشد یا بیشتر. و مناط را سه سفر پی در پی قرار دادن، صورتی ندارد.
و هر که در عرف یکی از اسمای مذکوره بر آن صادق نیاید و نگویند که شغل و عمل او سفر کردن است، باید روزه را افطار کند، اگر چه ده سفر پی در پی کند. بلی، هرگاه یکی از جماعت مذکوره ده روز در وطن خود بایستد که در اثنای آن ده روه، به مسافتی بیرون نرود و بعد از آن به سفر رود، باید در آن سفر روزه را افطار کند. و حق آن است که با وجود صدق ایکه سفر عمل و پیشه اوست، بعد از ماندن ده روز، همین در یک سفر روزه را افطار می کند و در سفر دویم عود به روزه می کند و توقف ده روز در غیر وطن به جهت قصد اقامه، و توقف ده روز بعد از سی روز یا تردد، در حکم اقامه ده روز در وطن نیست، بنابر اقوی.
هفتم: آنکه از شهر خود یا از موضع اقامه اینقدر دور شود که به حد ترخص برسد.
پس پیش از رسیدن به حد ترخص نمی تواند افطار کند. و مرد از حد ترخص آن است که آن مقدار از شهر دور شود که اذان را نشنود، یا دیوارها را نبیند و تمیز نکند.
هشتم: آنکه سی روز بی قصد اقامه در یک موضع بماند.
پس هرگاه در جایی قصد اقامه ده روز نکند، بلکه متردد باشد و تا سی روز با تردد در موضعی بماند، بعد از سی روز باید روزه را بگیرد، اگر چه یک روز باشد.

مقام دویم: در مسائلی که متعلق به مسافر است

و در این مقام یازده مسأله است:
مسأله اول: بدان که بعد از تحقق شرایط سفر، روزه حرام است و باید افطار نمود؛ خواه روزه واجب باشد یا سنت. و هیچ یک از روزه واجب و سنت در سفر صحیح نیست، بنا بر اقوی.
و هرگاه کسی با وجود دانستن مسأله در سفر روزه بگیرد، فعل حرام کرده خواهد بود. و هرگاه روزه ای باشد که قضا داشته باشد، باید قضا کند. بلی، از روزه واجب سه روز استثنا شده است که در سفر می توان گرفت:
اول: سه روز روزه بدل هدی در حج تمتع.
دویم: هیجده روز بدل نحر، از برای کسی که قبل از غروب آفتاب روز عرفه عمداً از عرفات کوچ کند و عاجز باشد از نحر لله.
سیم: روزه نذر معین، هرگاه در نذر، بخصوص سفر را قید کره باشد، به این نحو که نذر کرده باشد که فلان روز را روزه بگیرد در سفر و حضر. اما هرگاه مطلق نذر کرده، به این نحو که نذر کرده باشد که فلان روز را همیشه روزه بگیرد و بخصوص سفر را ذکر نکرده باشد، لازم نیست که آن روز را در سفر روزه بگیرد، بلکه حرام است روزه گرفتن.
و احوط آن است که کسی در نذر، بخصوص سفر را قید نکند؛ یعنی نذری که سفر نیز در آن مذکور باشد، نکند.
و از روزه سنت یک روز استثنا شده است که در سفر می توان گرفتن و آن، سه روز روزه ای است که در مدینه منوره به جهت طلب حاجات می گیرد. و کیفیت این روزه و آداب طلب حاجات را در آخر رساله مناسک حج بیان نموده ایم.
مسأله دویم: دانستنی که هر که در سفر با وجود علم به حرمت روزه، روزه بگیرد، مجزی نیست و باید قضا کند. اما هرگاه جاهل مسأله باشد و نداند که در سفر باید افطار کرد و به این جهت افطار نکند، روزه او صحیح است و مجزی است و قضا بر او لازم نیست.
بلی، هرگاه در اثنای روز عالم شود، باید افطار کند و اگر افطار نکند، فعل حرام کرده و قضا بر او لازم است.
و ظاهر آن است که این حکم مختص باشد به کسی که نداند که در سفر باید افطار کرد. اما هرگاه این را داند و لیکن بعضی از احکام سفر را نداند، مثل اینکه نداند که کثیر السفر هرگاه ده روز در وطن خود بماند، حکم کثرت سفر او باطل می شود و باید که روزه را افطار کند و به این جهت روزه را بگیرد، ظاهر آن است که مجزی نباشد و باید قضا کند.
مسأله سیم: کسی که اصل مسأله را داند، اما فراموش کرده باشد و از راه جهل و فراموشی در سفر روزه را گرفته باشد، بعضی گفته اند حکم آن حکم جاهل است و روزه او صحیح است(217) و بعضی دیگر گفته اند که در حکم عالم است و روزه او صحیح نیست و باید قضا کند(218) و این قول اظهر است.
مسأله چهارم: بدان که در وقتی روزه بر مسافر حرام است و روزه او صحیح نیست که پیش از ظهر از خانه بیرون رود و از حد ترخص بگذرد. و هرگاه بعد از ظهر بیرون رود، روزه او صحیح است و واجب است که روزه را بگیرد. و خلاصه اینکه هرگاه پیش از ظهر از خانه بیرون رود، (باید) افطار کند؛ خواه در شب نیت سفر داشته باشد یا نه. و هرگاه بعد از زوال بیرون رود، باید روزه را بگیرد و افطار کردن جایز نیست. و جمعی از علماء گفته اند که هر وقت از روز که بیرون رود، افطار می کند(219). و هرگاه در شب نیت سفر نداشته، هر وقت که بیرون می رود، روزه را می گیرد(220). و اقوی و اصح همان است که ما گفتیم.
و مخفی نماند که هر چند کلام علماء در خصوص این حکم مطلق است و شامل روزه واجب معین و واجب غیر معین و روزه سنتی، همه هست، لیکن احوط آن است که در روزه سنتی و واجب غیر معین، هرگاه بعد از ظهر هم سفر کند، افطار کند و آن روز را روزه نگیرد. و اگر واجب معین باشد، روزه دیگر بگیرد.
مسأله پنجم: کسی که در سفر است، در هر روزی که پیش از ظهر داخل وطن خود یا مکانی که در آن قصد اقامه ده روز دارد بشود و پیش از داخل شدن افطار نکرده باشد، روزه آن روز صحیح است. و اگر روز روزه واجبی باشد، واجب است که آن روز را روزه بگیرد.
و همچنین هرگاه داخل ولایتی بشود و قصد اقامه نداشته باشد و بعد قصد اقامه کند، پس اگر پیش از ظهر قصد اقامه کند، باید آن روز را روزه بگیرد.
و در هر روزی که بعد از ظهر داخل وطن خود یا موضع قصد اقامه بشود، واجب است که آن روز را افطار بکند؛ خواه پیش از دخول افطار کرده باشد یا نه. بلی، مستحب است که تا شام امساک کند، همچنان که گذشت(221). و همچنین هرگاه داخل ولایتی شود و قصد اقامه نداشته باشد و بعد از ظهر قصد اقامه کند.
مسأله ششم: هرگاه کسی در سفر باشد و داند که پیش از ظهر داخل وطن خود یا موضع قصد اقامه می شود، اما هنوز داخل نشده باشد، مخیر است میان اینکه آن روز را افطار کند و میان اینکه چیزی نخورد تا داخل منزل شود و آن روز را روزه بگیرد.
مسأله هفتم: هرگاه کسی در حضر باشد که ماه مبارک رمضان داخل شود، یا جایز است از برای او سفر کردن؛ خواه سفر واجب باشد یا سنت یا مباح. بلی، هرگاه سفر واجب باشد، مانند حج یا عمره یا سفری که ترک آن باعث هلاکت برادر مؤمنی یا تلف شدن مالی از خود یا غیر باشد، علاوه بر جایز بودن، کراهتی هم در آن نیست.
و اما در غیر اینها، پس مشهور آن است که سفر نکردن افضل است و سفر کردن مکروه(222).
و اظهر آن است که هرگاه مقصود از سفر، امر مباحی باشد، مطلقاً مکروه است و هرگاه امر مستحبی باشد، پس اگر امری باشد که اگر در آن وقت، آن را ادراک نکند، دیگر نتواند ادراک کرد، مانند متابعت برادر مؤمنی، سفر کردن مکروه نیست، بلکه دور نیست که افضل باشد. و اگر امری باشد که اگر حال ترک کند، بعد از تمام شدن ماه رمضان باز تواند آن را ادراک کند، سفر کردن مکروه است.
و بدان که کراهت سفر کردن تا روز بیست و سیم است و هرگاه بیست و سه روز از ماه بگذرد، کراهت برطرف می شود، همچنان که اکثر علماء تصریح به آن نموده اند(223). و الله علم.
مسأله هشتم: جایز است از برای مسافر جماع کردن در ماه مبارک رمضان، در روزی که در سفر است، یا بعد از زوال داخل خانه خود شود، یا قبل از زوال بیرون رود، اما کراهت شدید دارد، بلکه احوط ترک است.
و جایز نبودن جماع کردن در وقتی است که زن نیز جایز باشد از برای او افطار کردن، و روزه گرفتن بر او واجب نباشد. مانند اینکه مسافر باشد، یا مریض نباشد، یا در بعضی از روز حایض بوده و پاک شده. اما هرگاه زن روزه دار باشد، ظاهر آن است که حرام است جبر کردن او بر جماع. و ظاهر آن است که در حکم مسافر است هر که روزه ماه مبارک رمضان بر او واجب نباشد، مانند مریض و زن حایض که پاک شده باشد و امثال اینها.
مسأله نهم: مکروه است از برای مسافر و هر کس که جایز است از برای او افطار کردن در ماه مبارک رمضان، که خود را از طعام و آب سیر کند؛ یعنی اینقدر چیزی بخورد و آب بیاشامد که سیر شود، بلکه باید تقلیل در طعام و آب کند، که در گرسنگی شبیه به روزه داران باشد.
و ظاهر - همچنان که مذکور شد - آن است که این دو حکم، یعنی کراهت جماع و سیر خوردن و آشامیدن، مختص روزه ماه مبارک باشد و در روزهای دیگر که روزه آن واجب معین باشد، مثل روزی که روزه آن را نذر کرده باشد، هیچ یک از جماع و سیر خوردن و آشامیدن کراهت نداشته باشد.
مسأله دهم: بدان که جایز نیست که در ماه مبارک رمضان، روزه ای غیر از روزه ماه رمضان گرفته شود.
پس بنابراین جایز نیست از برای مسافر که روزه هایی را که در سفر می توان گرفت، در ماه رمضان بگیرد. یعنی هرگاه مثلاً نذر کرده باشد که روز پنجشنبه را روزه بگیرد؛ خواه سفر و خواه حضر، پس در سفر روزهای پنجشنبه ماه رمضان را نباید روزه بگیرد. و همچنین هرگاه در ماه رمضان در مدینه باشد و قصد اقامه نکرده باشد، نمی تواند که سه روز روزه سنتی در مدینه را بگیرد، بلکه بعد از خروج رمضان می تواند بگیرد.
مسأله یازدهم: بدان که چهار موضع است که هرگاه مسافر در اثنای سفر به یکی از آن چهار موضع برسد، مخیر است که نماز را تمام کند یا قصر، و آن مسجد الحرام و مسجد حضرت رسول صلی الله علیه و آله و مسجد کوفه و حایر کربلا است. و تخییر در این چهار موضع مخصوص نماز است و شامل روزه نیست. پس اگر مسافر در یکی از این چهار موضع قصد اقامه(224) نکند، واجب است که روزه را افطار کند.