فهرست کتاب


تذکره الأحباب

ملا احمد نراقی‏

مطلب سیم: در بیان احکام مسافر و بیان قضای روزه و احکام آن و بیان کفاره روزه و احکامی که متعلق به آن است.

و در این مطلب سه فصل است(210).

فصل اول: در بیان احکام سفر و مسافر و آنچه متعلق به آن است

و هر چند جمیع مسایل متعلقه به سفر، از شرایط و احکام، در کتاب تحفه رضویه(211) به تفصیل مذکور شده است، لیکن در اینجا بر سبیل اجمال، بعضی از آنها ذکر می شود.
و در این فصل دو مقام است:

مقام اول: در بیان سفری که در آن افطار کردن واجب است

بدان که - همچنان که مکرر مذکور شد(212)- واجب است بر مسافر که افطار کند و روزه گرفتن بر آن حرام است. و سفری که باید افطار نمود، بعینه همان سفری است که نماز را باید در آن قصر نمود. و آن موقوف به چند شرط است:
اول: مسافت
بدان که اگر مسافتی که می رود هشت فرسخ شرعی باشد- که هر فرسخی سه میل است و هر میلی چهار هزار زرع، به زراع دست - البته باید روزه را بخورد و روزه گرفتن بر آن حرام است. و همچنین اگر مسافتی که می رود به چهار فرسخ شرعی رسیده باشد و خواهد همان روز برگردد، باید البته افطار کند. و اگر به چهار فرسخ رسیده باشد و به هشت فرسخ نرسیده باشد و اراده برگشتن در همان روز نداشته باشد، مشهور آن است که باید روزه را بگیرد. و ابن ابی عقیل و بعضی از متأخرین گفته اند که در این صورت افطار کردن واجب است و جایز نیست روزه گرفتن(213). اما اقوی و اصح آن است که روزه گرفتن واجب نیست، بلکه مخیر است میان روزه گرفتن و افطار کردن، اما افطار کردن و روزه نگرفتن افضل است، بلکه احوط نیز آن است که افطار کند و روزه را ترک کند؛ خواه پیش از ده روز اراده داشته باشد به مکان خود عود کند، یا نه.
دویم: قصد مسافت
پس اگر کسی اضعاف مسافت شرعی را قطع کند، لیکن در زمان قطع هرگز قصد مسافت نداشته، بلکه همیشه قصد کمتر را داشته و چون آن را قطع کرده، باز قصد مقداری دیگر - کمتر از حد مسافت - نموده و همچنین تا چند مقابل مسافت را قطع نماید، در این صورت افطار کردن او در هیچ موضع از این راه جایز نیست، و اگر چه موضعی باشد که از منزل او تا آنجا هشت فرسخ و زیادتر باشد. بلی، بعد از برگشتن واجب است که افطار کند، هرگاه از موضع برگشتن او تا منزل خود به قدر مسافت شرعی باشد.
سیم: آنکه سفر واجب باشد یا سنت یا مباح؛
چون سفر حج، یا زیارت ائمه علیه السلام، یا تحصیل علم، یا تجارت، یا دیدن دوستان.
و سفر معصیت نباشد، که اگر سفر معصیت باشد، باید روزه بگیرد و افطار کردن جایز نیست.
و تفصیل سفر معصیت در تحفه رضویه و حاشیه آن ذکر شده است(214).
چهارم: آنکه در اثنای سفر به وطن خود نرسد.
پس اگر در اثناء سفر به وطن خود عبور کند، واجب است که تا در اینجا هست، روزه بگیرد، هر چند قصد اقامه ده روز نکند.
و وطن عبارت است از موضعی که کسی در آنجا منزلی داشته باشد که در آن متوطن باشد، یعنی در عرف بگویند که در آنجا متوطن است و مسکن دارد؛ خواه همیشه در آنجا باشد، یا سالی اینقدر در آنجا باشد که متوطن و مسکن داشتن صادق آید. بلکه هرگاه بعضی سال ها اصلاً در آنجا نماند، همچنان که بعضی از تجار یا بعضی از مسافرین مثل حجه فروشان(215) و غیرهم، همین که عرفاً توطن صادق آید، کافی است.
و مراد از منزل جایی است که در اینجا سکنی کند؛ خواه خود مالک آن منزل باشد یا به اجاره یا عاریه و امثال اینها گرفته باشد. و لازم نیست که البته باید خود مالک آن باشد.
پنجم: آنکه در اثنای سفر خود در موضعی قصد اقامه ده روز نکند.
پس اگر مسافر در موضعی که منزل و وطن او نباشد نیت اقامه ده روز کند، باید در آنجا روزه را بگیرد و افطار کردن جایز نیست.
و هرگاه در موضعی قصد اقامه ده روز کند و بعد از آن قصد او تغییر یابد، پس اگر بعد از قصد اقامه، یک نماز واجبی را تمام گذارده باشد، باید تا در آن موضع است، روزه را بگیرد. و اگر بعد از قصد اقامه، هنوز هیچ نماز واجبی را تمام نکرده، باید روزه را افطار کند، اگر چه بعد از قصد اقامه، نیت روزه کرده باشد و در اثنای روزه قصدش تغییر یابد. هر چند که تغییر عزم، بعد از زوال به هم رسد.
ششم: آنکه سفر عمل و پیشه او نباشد؛
چون مکاری و ملاح و جمال و راعی(216) و صحرا نشین و خانه به دوشان و بعضی تجار که طالب رواج بازاراند و به این جهت سفر را عمل و پیشه خود قرار داده اند.
پس هر که عرفاً سفر عمل و پیشه او باشد، یا یکی از اسمای مذکور. بر آن صادق آید که مردم بگویند که فلان شخص مکاری یا جمال یا راعی یا خیمه نشین است، باید که همیشه روزه را بگیرد؛ خواه این صدق به دو نوبت سفر کردن باشد یا بیشتر. و مناط را سه سفر پی در پی قرار دادن، صورتی ندارد.
و هر که در عرف یکی از اسمای مذکوره بر آن صادق نیاید و نگویند که شغل و عمل او سفر کردن است، باید روزه را افطار کند، اگر چه ده سفر پی در پی کند. بلی، هرگاه یکی از جماعت مذکوره ده روز در وطن خود بایستد که در اثنای آن ده روه، به مسافتی بیرون نرود و بعد از آن به سفر رود، باید در آن سفر روزه را افطار کند. و حق آن است که با وجود صدق ایکه سفر عمل و پیشه اوست، بعد از ماندن ده روز، همین در یک سفر روزه را افطار می کند و در سفر دویم عود به روزه می کند و توقف ده روز در غیر وطن به جهت قصد اقامه، و توقف ده روز بعد از سی روز یا تردد، در حکم اقامه ده روز در وطن نیست، بنابر اقوی.
هفتم: آنکه از شهر خود یا از موضع اقامه اینقدر دور شود که به حد ترخص برسد.
پس پیش از رسیدن به حد ترخص نمی تواند افطار کند. و مرد از حد ترخص آن است که آن مقدار از شهر دور شود که اذان را نشنود، یا دیوارها را نبیند و تمیز نکند.
هشتم: آنکه سی روز بی قصد اقامه در یک موضع بماند.
پس هرگاه در جایی قصد اقامه ده روز نکند، بلکه متردد باشد و تا سی روز با تردد در موضعی بماند، بعد از سی روز باید روزه را بگیرد، اگر چه یک روز باشد.