فهرست کتاب


تذکره الأحباب

ملا احمد نراقی‏

مقام دویم: در بیان وقت نیت روزه

بدان که وقت نیت روزه هر روزی، شبی است که می خواهد روز آن را روزه بگیرد و از اول شب تا طلوع صبح، هر وقت که می خواهد می تواند نیت کند. و بهتر آن است که نیت را در وقتی بکند که بعد از آن یقین به باقی بودن شب یا ظن غالب به آن نداشته باشد، یا در وقت خوابیدن، هرگاه احتمال بیدار شدن تا صبح را ندهد. و هرگاه پیشتر نیت کرده باشد، بهتر آن است که در این وقت دوباره نیز نیت کند.
و در زمان ماه مبارک رمضان و نذر معین جایز نیست که عمداً نیت را از طلوع صبح تأخیر اندازد و هرگاه عمداً تأخیر اندازد، روزه آن باطل است و باید قضا کند. و در واجب بودن کفاره خلاف است و تحقیق آن مذکور خواهد شد(15).
و اما در روزه واجبی که غیر از روزه ماه رمضان و نذر معین باشد، مانند روزه قضای ماه رمضان یا روزه نذر مطلق و امثال اینها، هرگاه در شب نیت نکرده باشد، می تواند بعد از طلوع صبح تا وقت زوال نیت کند، اگر چه عمداً نیت را در شب ترک کرده باشد، به شرطی که بعد از طلوع صبح امری که باعث بطلان روزه می شود، به عمل نیاورده باشد. و هرگاه تا زوال، عمداً نیت را ترک کند، بعد دیگر نمی تواند نیت روزه کند و در آن روز، روزه واجب آن صحیح نخواهد بود.
پس وقت نیت روزه ماه مبارک رمضان و نذر معین، با وجود تذکر، از اول شب است تا طلوع صبح (و) وقت نیت غیر اینها از روزه های واجبی، تا ظهر است.
و اما در روزه سنتی، پس شکی نیست در اینکه با وجود تذکر و عمداً، تا اول ظهر می تواند نیت کند و از اول شب تا ظهر، هر وقت که نیت روزه کند، روزه کند، روزه آن صحیح است.
و اما بعد از ظهر، پس اکثر علماء برآنند که وقت نیت روزه سنتی نیز گذشته است و نمی تواند بعد از آن نیت کند و هرگاه عمداً تا زوال نیت نکند، دیگر روزه آن صحیح نیست(16).
و بعضی از علماء گفته اند که بعد از زوال نیز می تواند نیت روزه سنتی را بکند، اگر چه عمداً پیش از زوال ترک کرده باشد(17). و این قول در نظر حقیر اقوی است.
بلی، باید نیت را تأخیر نکند تا وقتی که بعد از نیت بلافاصله غروب شود، بلکه در وقتی که نیت کند که بعد از نیت، قدری از روز باقی باشد.
و این همه (که) مذکور شد، در صورت عمد بود.
و اما در صورت سهو و فراموشی، پس وقتی نیت روزه واجبی می کشد تا وقت زوال؛ خواه روزه ماه مبارک رمضان باشد یا نذر معین یا غیر اینها. یعنی هرگاه نیت را در شب فراموش کند تا اول ظهر، هر وقت که متذکر شود می تواند نیت کند و روزه آن صح یح است، ولیکن در روزه ماه رمضان و نذر معین لازم است که به مجرد متذکر شدن، فی الفور نیت کند و هرگاه بعد از تذکر تأخیر اندازد، روزه او باطل است. و اما وقت نیت روزه سنتی در صورت فراموشی، می کشد تا وقت آن در صورت عمد؛ یعنی تا آخر روز، به شرطی که قدری از روز بعد از نیت باقی باشد.
و در اینجا چند مسأله است که باید ذکر شود:
مسأله اول: هرگاه در وقتی از شب نیت روزه را بکند، بعد از آن می تواند تا طلوع صبح اموری را که منافی روزه است به عمل آورد؛ مانند خوردن و آشامیدن و جماع کردن و غیر اینها. و هرگاه یکی از اینها را به عمل آورد، نیت او برهم نمی خورد و بعد از آن احتیاج به نیت دوباره نیست.
مسأله دویم: جایز نیست مقدم داشتن نیت روزه هر روزی را بر شب آن؛ یعنی روزی را که می خواهد روزه بگیرد، نمی تواند که نیت آن را پیش از شب بکند و اگر دوباره تجدید نیت نکند، روزه آن باطل است.
مسأله سیم: جمعی از علماء گفته اند که: می تواند از برای جمیع ماه مبارک رمضان به یک نیت در اول اکتفا نماید(18)؛ به این نحو که در شب اول ماه نیت کند که: مجموع این ماه را روزه می گیرم، قربه الی الله و دیگر در هر شب احتیاج به نیت نیست. و احتیاط آن است که از برای هر شب نیت علی حده بکند(19).
مسأله چهارم: هرگاه کسی در ماه رمضان یا نذر معین، در شب نیت روزه بکند و در اثنای روز از نیت روزه برگردد و نیت افطار کند، اما افطار را به عمل نیاورد، ظاهر آن است که روزه آن باطل است؛ خواه دوباره از نیت افطار به نیت روزه رجوع کند یا نه.
مسأله پنجم: در ماه رمضان غیر از روزه ماه مبارک رمضان واقع نمی شود و صحیح نیست. پس هرگاه کسی در سفر باشد و ماه مبارک رمضان داخل شود، نمی تواند روزه دیگر را که از برای مسافر جایز است بگیرد، بلکه باید البته افطار کند و هرگاه نیت روزه دیگر را بکند، روزه آن باطل است.
مسأله ششم: در روزی که شک شود که آیا آخر شعبان است یا اول رمضان، هرگاه به نیت اول رمضان روزه بگیرد، روزه او باطل است و هرگاه معلوم شود که اول رمضان بوده، باید قضا کند. و هرگاه نیت کند که اگر اول ماه باشد، روزه واجب باشد و اگر اول ماه نباشد، روزه سنت باشد، باز روزه او باطل است، بنابر اقوی.
مسأله هفتم: هرگاه در شب سی ام شعبان ثابت نشود و شخصی به نیت افطار داخل شود و در میان روز معلوم شود که آن روز اول ماه رمضان است، پس اگر بعد از زوال معلوم شود، باید دیگری چیزی نخورد و آن روز را قضا کند؛ خواه در روز چیزی خورده باشد یا نه. و هرگاه قبل از زوال معلوم شود، پس هرگاه چیزی نخورده باشد یا نیت روزه کند، روزه آن صحیح است و اگر چیزی خورده باشد، باید آن روزه را قضا کند.

فصل دویم: در بیان آنچه بر روزه دار واجب است که اجتناب از آنها بکند

و آنها بر سه قسم اند؛ زیرا که یا اموری هستند که روزه را مطلقاً باطل می کنند - خواه سنتی و خواه واجبی - و علاوه بر این، هرگاه در روزه ماه مبارک رمضان یا نذر معین به عمل آورد، باعث قضا و کفاره نیز می شوند.
یا اموری هستند که روزه را مطلقاً باطل می کنند و در روزه واجبی باعث قضای تنها می شوند، نه کفاره.
یا اموری هستند که روزه را باطل نمی کنند، اما بر روزه دار حرام است کردن آنها.

قسم اول: یعنی اموری هستند که روزه را باطل می کنند و علاوه بر این، باعث قضا و کفاره نیز می شود، هفت چیز است:

اول و دویم: خوردن و آشامیدن
و خلافی نیست در اینکه خوردن و آشامیدن چیزی که متعارف است خوردن و آشامیدن آن، مانند طعام و آب میوه ها و گوشت، هرگاه به طریق متعارف بخورد، یعنی از راه دهان، حرام است و روزه را باطل می کند و باعث قضا و کفاره - هر دو - می شود.
و اما چیزهایی که خوردن و آشامیدن آنها متعارف نیست، مانند سنگ و خاک و چوب و زغال و گچ و آبی که از گیاه ها فشرده شود و همچنین خوردن و آشامیدن به طریقی که متعارف نیست، مثل اینکه چیزی در دماغ یا گوش بچکاند و در حلق داخل شود، یا سوراخی در بالای سینه حاصل شود و از اینجا چیزی داخل معده نمایند، پس در حرام بودن آنها و باطل شدن روزه خلاف است.
و اقوی آن است که خوردن و آشامیدن به طریق متعارف حرام است - خواه چیزی را بخورد و بیاشامد که خوردن و آشامیدن آن متعارف نباشد، یا چیزی را بخورد و بیاشامد که خوردن و آشامیدن آن متعارف باشد - و باعث بطلان روزه می شود و قضا و کفاره واجب می شود.
و اما در خوردن و آشامیدن به طریق غیرمتعارف، پس محل اشکال است و احوط آن است که از آن نیز اجتناب شود و اگر بکند، قضا و کفاره به عمل آورد.
سیم: جماع کردن است
و جماع کردن هرگاه در قبل زن باشد، باعث بطلان روزه است و موجب قضا و کفاره است، مطلقاً خواه با زن خود باشد یا اجنبی و خواه انزال بشود یا نه. همچنین هرگاه جماع در دبر زن بشود؛ خواه انزال بشود یا نه، بنا بر اقوی.
و در جماع در دبر مرد یا در فرج حیوان با انزال، شکی نیست که باعث بطلان روزه و وجوب قضا و کفاره است، اما بدون انزال، در آنها خلاف است و مشهور آن است که باعث بطلان روزه و وجوب قضا و کفاره است و این احوط است.
چهارم: استمناء است
یعنی طلب حصول منی کردن با بیرون آمدن منی است. و آن باعث بطلان روزه و وجوب قضا و کفاره است، مطلقاً؛ خواه استمنا به دست بازی و ملاعبه باشد، یا آنکه به دست خود یا عضوی دیگر، یا به نگاه کردن یا غیر اینها.
و هرگاه منی به غیر قصد و اراده، از دست بازی و نگاه کردن و مثل اینها بیرون آید، در آن خلاف است و حکم آن بعد از این ذکر خواهد شد(20)، ان شاء الله.
پنجم: باقی بر جناب ماندن تا صبح، عمداً
یعنی در شب جنب شود و عمداً غسل را ترک کند تا صبح، به این نحو که بیدار باشد و قصد غسل نداشته باشد و غسل نکند تا صبح شود، یا بخوابد و عزم بیدار شدن و غسل کردن نداشته باشد و تا صبح بیدار نشود، که در این صورت روزه باطل است و قضا و کفاره لازم است. و هرگاه قصد غسل داشته باشد و بخوابد و تا صبح بیدار نشود، کفاره مطلقاً لازم نیست، بنا بر اقوی؛ خواه خواب اول یا دویم یا سیم باشد. بلی، اگر خواب اول باشد، علاوه بر اینکه کفاره لازم نیست، روزه نیز صحیح است و قضا هم لازم نیست و اگر خواب دویم یا سیم یا بیشتر باشد، قضا لازم است و اما کفاره لازم نیست. و جمعی در خواب سیم، کفاره را لازم دانسته اند و اقوی عدم وجوب است.
و این همه در وقتی است که وقت خوابیدن آن، وقتی باشد که عرفاً و عاده احتمال بیدار شدن پیش از صبح بدهد. و هرگاه قصد غسل داشته باشد اما وقت باشد(21) که داند که تا صبح بیدار نخواهد شد و نشود، باز قضا و کفاره لازم است.
و مخفی نماند که آنچه مذکور شد که عمداً بر جنایت باقی بودن تا صبح باعث بطلان روزه است، در روزه ماه رمضان است و در قضای روزه ماه رمضان.
و اما در غیر این دو، از روزه های واجبی و سنتی، پس جمعی از علماء گفته اند که شرط نیست که در صبح پاک باشد، بلکه اگر صبح را جنب دریابد، می تواند آن روز را روزه بگیرد و روزه آن روز صحیح است، اگر چه عمداً جنب باقی مانده باشد تا صبح(22). و این در نظر حقیر اظهر است، اگر چه هرگاه احتیاط کند بهتر است، به این نحو که اگر روزه سنتی باشد آن روز را که عمداً تا صبح جنب بوده روزه نگیرد. و همچنین اگر واجب غیر معین باشد. و اگر واجب معین باشد، آن روز را روزه بگیرد و قضا نیز بکند.
ششم: دروغ بر خدا، یا رسول صلی الله علیه و آله، یا یکی از ائمه علیه السلام بستن
و در حرام بودن آن شکی نیست. و در اینکه آیا باعث بطلان روزه می شود، خلاف است. پس جمعی از علماء گفته اند که روزه را باطل نمی کند(23). و بعضی دیگر گفته اند که باطل می کند و باعث قضا و کفاره نیز می شود(24) و این قول در نظر حقیر اقوی و اصح است.
و مراد از دروغ بر خدا و رسول خدا صلی الله علیه و آله و ائمه علیه السلام گفتن، آن است که حدیث دروغی نقل کند، یا مسأله خلاف واقعی بگوید.
و بعضی از علما گفته اند که: کسی که مجتهد عادل نباشد و قابلیت اهلیت مسأله گفتن و حکم کردن نداشته باشد، هرگاه مسأله بگوید یا حکم کند، آن نیز دروغ بر خدا و رسول خدا صلی الله علیه و آله گفته است و باعث بطلان روزه آن می شود، و اگر چه آنچه را گفته باشد، مطابق واقع باشد(25).
و ظاهر چنین است که آن فرموده است.
و همچنین است هرگاه کسی مسأله ای را که حکم آن بر آن یقین نباشد (بگوید) و بگوید آنچه را که متعارف اکثر کسانی است که در تعزیه سیدالشهدا علیه السلام(26)، یا غیر آن از ائمه، بعضی سخنان به ایشان نسبت می دهند در شعر یا غیر شعر، که از ایشان نرسیده است. و احتمال می رود که باعث بطلان روزه نباشد، اگر چه احوط اجتناب است.
و همچنین داخل دروغ بر خدا و رسول صلی الله علیه و آله است هرگاه تفسیر بکند آیه ای از آیات، یا فقره ای از دعا را که خلاف واقع باشد، یا یقین شرعی به صحت آن نداشته باشد.
هفتم: قی کردن، هرگاه عمداً باشد
و در حکم آن خلاف است و مشهور آن است که موجب بطلان صوم و وجوب قضا است، اما باعث وجوب کفاره نمی شود(27). و بعضی گفته اند که حرام است، اما باعث بطلان روزه نمی شود(28). و بعضی دیگر گفته اند که باعث بطلان روزه و وجوب قضا و کفاره - هر دو - می شود(29). و این قول خالی از قوتی نیست.
و هرگاه چیزی از آن را عمداً فرو برد، بدون شبهه قضا و کفاره بر آن لازم می شود.
و هرگاه شخصی را بی اختیار قی دست دهد، هیچ یک از قضا و کفاره بر آن لازم نمی شود و روزه آن صحیح است، به شرطی که چیزی از آن را عمداً به حلق برنگرداند، که اگر عمداً چیزی را بگرداند، روزه او باطل است و قضا و کفاره لازم است.