فهرست کتاب


تذکره الأحباب

ملا احمد نراقی‏

مقام اول: در کیفیت نیت

بدان که لازم در نیت قصد فعل معین است با قصد قربت. پس اگر فعل فی الواقع معین باشد، به نحوی که در آن وقت شرعاً غیر آن نتواند متحقق شد، احتیاج به تعیین در قصد نیت آن نیست، بلکه همان تعیین واقعی کافی است. و اگر وقت صلاحیت روزه و غیر آن را داشته باشد، لازم است که در قصد، تعیین فعل بشود.
هرگاه این معلوم شد، بدان که در نیت روزه ماه مبارک رمضان همین قدر کافی است که نیت کند که: روزه می گیرم فردا را قربه الی الله. و احتیاط آن است که زیاد کند قید وجوب را، به این نحو بگوید که: روزه می گیرم فردا را واجب، قربه الی الله و احتیاج نیست به اینکه نیت کند که روزه ماه رمضان یا روزه ماه رمضان این سال را می گیرم.
و همچنین است نذر معین؛ یعنی هرگاه روزی را بخصوصه، مانند پنجشنبه یا جمعه یا غیر اینها در ایام هفته، یا یک روز معین از ایام ماه را نذر کند که روزه بگیرد، قصد روزه فردا یا قصد قربت کافی است و احتیاطاً نیت وجوب را نیز ضم کند و احتیاج به تعیین اینکه روزه نذری می گیرم، نیست.
و اما در غیر روز ماه رمضان و نذر معین، تعیین آن در قصد لازم است. پس اگر روزه قضا باشد، باید نیت چنین کند که:
روزه قضا در فردا می گیرم. واجب قربه الی الله. و باید تعیین اینکه قضای ماه رمضان است یا قضای غیر آن نیز بشود. و اگر روزه کفاره باشد، باید قید کفاره را با تعیین اینکه کفاره چه چیز است، بکند. و اگر روزه سنتی باشد، باید قید سنت بودن بشود. و اگر سنتی ای باشد که تخصیص به بعضی ایام داشته باشد، مثل روزه ایام البیض یا روز عاشورا یا غیر اینها، بهتر آن است که قید، آن نیز کرده بشود. و هرگاه روزه نیابت باشد، باید قید نیابت با تعیین شخص منوب عنه بشود. و هرگاه در روزه هایی که در نیت آنها تعیین شرط است، تعیین نکند، روزه آن صحیح نیست.

مقام دویم: در بیان وقت نیت روزه

بدان که وقت نیت روزه هر روزی، شبی است که می خواهد روز آن را روزه بگیرد و از اول شب تا طلوع صبح، هر وقت که می خواهد می تواند نیت کند. و بهتر آن است که نیت را در وقتی بکند که بعد از آن یقین به باقی بودن شب یا ظن غالب به آن نداشته باشد، یا در وقت خوابیدن، هرگاه احتمال بیدار شدن تا صبح را ندهد. و هرگاه پیشتر نیت کرده باشد، بهتر آن است که در این وقت دوباره نیز نیت کند.
و در زمان ماه مبارک رمضان و نذر معین جایز نیست که عمداً نیت را از طلوع صبح تأخیر اندازد و هرگاه عمداً تأخیر اندازد، روزه آن باطل است و باید قضا کند. و در واجب بودن کفاره خلاف است و تحقیق آن مذکور خواهد شد(15).
و اما در روزه واجبی که غیر از روزه ماه رمضان و نذر معین باشد، مانند روزه قضای ماه رمضان یا روزه نذر مطلق و امثال اینها، هرگاه در شب نیت نکرده باشد، می تواند بعد از طلوع صبح تا وقت زوال نیت کند، اگر چه عمداً نیت را در شب ترک کرده باشد، به شرطی که بعد از طلوع صبح امری که باعث بطلان روزه می شود، به عمل نیاورده باشد. و هرگاه تا زوال، عمداً نیت را ترک کند، بعد دیگر نمی تواند نیت روزه کند و در آن روز، روزه واجب آن صحیح نخواهد بود.
پس وقت نیت روزه ماه مبارک رمضان و نذر معین، با وجود تذکر، از اول شب است تا طلوع صبح (و) وقت نیت غیر اینها از روزه های واجبی، تا ظهر است.
و اما در روزه سنتی، پس شکی نیست در اینکه با وجود تذکر و عمداً، تا اول ظهر می تواند نیت کند و از اول شب تا ظهر، هر وقت که نیت روزه کند، روزه کند، روزه آن صحیح است.
و اما بعد از ظهر، پس اکثر علماء برآنند که وقت نیت روزه سنتی نیز گذشته است و نمی تواند بعد از آن نیت کند و هرگاه عمداً تا زوال نیت نکند، دیگر روزه آن صحیح نیست(16).
و بعضی از علماء گفته اند که بعد از زوال نیز می تواند نیت روزه سنتی را بکند، اگر چه عمداً پیش از زوال ترک کرده باشد(17). و این قول در نظر حقیر اقوی است.
بلی، باید نیت را تأخیر نکند تا وقتی که بعد از نیت بلافاصله غروب شود، بلکه در وقتی که نیت کند که بعد از نیت، قدری از روز باقی باشد.
و این همه (که) مذکور شد، در صورت عمد بود.
و اما در صورت سهو و فراموشی، پس وقتی نیت روزه واجبی می کشد تا وقت زوال؛ خواه روزه ماه مبارک رمضان باشد یا نذر معین یا غیر اینها. یعنی هرگاه نیت را در شب فراموش کند تا اول ظهر، هر وقت که متذکر شود می تواند نیت کند و روزه آن صح یح است، ولیکن در روزه ماه رمضان و نذر معین لازم است که به مجرد متذکر شدن، فی الفور نیت کند و هرگاه بعد از تذکر تأخیر اندازد، روزه او باطل است. و اما وقت نیت روزه سنتی در صورت فراموشی، می کشد تا وقت آن در صورت عمد؛ یعنی تا آخر روز، به شرطی که قدری از روز بعد از نیت باقی باشد.
و در اینجا چند مسأله است که باید ذکر شود:
مسأله اول: هرگاه در وقتی از شب نیت روزه را بکند، بعد از آن می تواند تا طلوع صبح اموری را که منافی روزه است به عمل آورد؛ مانند خوردن و آشامیدن و جماع کردن و غیر اینها. و هرگاه یکی از اینها را به عمل آورد، نیت او برهم نمی خورد و بعد از آن احتیاج به نیت دوباره نیست.
مسأله دویم: جایز نیست مقدم داشتن نیت روزه هر روزی را بر شب آن؛ یعنی روزی را که می خواهد روزه بگیرد، نمی تواند که نیت آن را پیش از شب بکند و اگر دوباره تجدید نیت نکند، روزه آن باطل است.
مسأله سیم: جمعی از علماء گفته اند که: می تواند از برای جمیع ماه مبارک رمضان به یک نیت در اول اکتفا نماید(18)؛ به این نحو که در شب اول ماه نیت کند که: مجموع این ماه را روزه می گیرم، قربه الی الله و دیگر در هر شب احتیاج به نیت نیست. و احتیاط آن است که از برای هر شب نیت علی حده بکند(19).
مسأله چهارم: هرگاه کسی در ماه رمضان یا نذر معین، در شب نیت روزه بکند و در اثنای روز از نیت روزه برگردد و نیت افطار کند، اما افطار را به عمل نیاورد، ظاهر آن است که روزه آن باطل است؛ خواه دوباره از نیت افطار به نیت روزه رجوع کند یا نه.
مسأله پنجم: در ماه رمضان غیر از روزه ماه مبارک رمضان واقع نمی شود و صحیح نیست. پس هرگاه کسی در سفر باشد و ماه مبارک رمضان داخل شود، نمی تواند روزه دیگر را که از برای مسافر جایز است بگیرد، بلکه باید البته افطار کند و هرگاه نیت روزه دیگر را بکند، روزه آن باطل است.
مسأله ششم: در روزی که شک شود که آیا آخر شعبان است یا اول رمضان، هرگاه به نیت اول رمضان روزه بگیرد، روزه او باطل است و هرگاه معلوم شود که اول رمضان بوده، باید قضا کند. و هرگاه نیت کند که اگر اول ماه باشد، روزه واجب باشد و اگر اول ماه نباشد، روزه سنت باشد، باز روزه او باطل است، بنابر اقوی.
مسأله هفتم: هرگاه در شب سی ام شعبان ثابت نشود و شخصی به نیت افطار داخل شود و در میان روز معلوم شود که آن روز اول ماه رمضان است، پس اگر بعد از زوال معلوم شود، باید دیگری چیزی نخورد و آن روز را قضا کند؛ خواه در روز چیزی خورده باشد یا نه. و هرگاه قبل از زوال معلوم شود، پس هرگاه چیزی نخورده باشد یا نیت روزه کند، روزه آن صحیح است و اگر چیزی خورده باشد، باید آن روزه را قضا کند.

فصل دویم: در بیان آنچه بر روزه دار واجب است که اجتناب از آنها بکند

و آنها بر سه قسم اند؛ زیرا که یا اموری هستند که روزه را مطلقاً باطل می کنند - خواه سنتی و خواه واجبی - و علاوه بر این، هرگاه در روزه ماه مبارک رمضان یا نذر معین به عمل آورد، باعث قضا و کفاره نیز می شوند.
یا اموری هستند که روزه را مطلقاً باطل می کنند و در روزه واجبی باعث قضای تنها می شوند، نه کفاره.
یا اموری هستند که روزه را باطل نمی کنند، اما بر روزه دار حرام است کردن آنها.