فهرست کتاب


جلوه های عاشورا

بخش فرهنگی دفتر مرجع عالیقدر حضرت آیت الله العظمی فاضل لنکرانی مدظله العالی‏

2. نجات اسلام

با روی کار آمدن بنی امیه و اهداف شوم آنان برای از بین بردن اسلام از پهنه گیتی، از آغاز رسالت پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) و در ادامه آن به گونه ای بود که می توان ادعا نمود که هر نقشه شومی که پیامبر اکرم و مسلمانان را تهدید می نمود به صورت مستقیم و یا غیر مستقیم توسط بنی امیه راهبری می شد و ریشه تمام کجروی ها خانه ابی سفیان بود.(86) آنان پس از رحلت رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) با دسیسه های گوناگون در برابر جانشین بر حق رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) و اهل بیت آن حضرت به رویارویی بر خاستند، اما فرصت طلایی هنگامی برای آنان فراهم آمد که خلیفه سوم - عثمان بن عفان - روی کار آمد و بنی امیه به صورت رسمی در مناصب حکومت قرار گرفتند و با پول بیت المال بدترین خیانت ها را به امت روا داشتند در مناصب حکومت قرار گرفتند و با پول بیت المال بدترین خیانت ها را به امت روا داشتند که نتیجه این خیانت کاری ها کشته شدن عثمان توسط مردمی که از تبعیض رنج می بردند بود.پس از مرگ خلیفه، معاویه پیراهن خونین وی را برداشت و به عنوان خونخواه خلیفه مسلمین با امام علی (علیه السلام) وارد پیکار شد، اما چون وی ظاهری اسلامی به خود گرفته بود، ظاهر پرستان شب پرست جامعه را از مخالفت با معاویه باز می داشت. با مرگ معاویه و روی کار آمدن یزید که جوانی بدکار، فاسد، شرابخوار و کسی که هیچ پایبندی به اسلام نداشت، فرزند پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) را به ستوه آورد و تصمیم گرفت از انحرافات فکری و دینی مردم پیش گیری نماید. لذا از بیعت با یزید خودداری و با بیعت نکردن خویش آن چنان چهره یزید را در هم کوبید که حساب او از حساب دین خدا جدا شد و آن چه بنی امیه به نام دین بر مردم تحمیل می کردند در دیدگاه مردم به عنوان باطل و بر خلاف دین خدا قلمداد گردید. فرزند رسول خدا برای نجات اسلام جان خویش را فدا نمود و بهای خون ایشان نجات اسلام ناب محمدی (صلی الله علیه و آله و سلم) گردید.

3. احیای امر به معروف و نهی از منکر

امر به معروف و نهی از منکر از جمله واجباتی است که در متون دینی مورد تأکید قرار گرفته است. خداوند متعال در قرآن کریم می فرماید
کنتم خیر أمه أخرجت للناس تأمرون بالمعروف و تنهون عن المنکر(87) و در روایات دینی نیز آمده است: با امر به معروف و نهی از منکر سایر واجبات دینی به پاداشته می شود(88). در صدر اسلام مسلمانان به این واجب الهی اهمیت فراوانی می دادند، اما با روی کار آمدن بنی امیه این واجب الهی به فراموشی سپرده شد و انتقاد از زمامداران به عنوان طغیان علیه حکومت قلمداد می شد، به گونه ای که خلیفه سوم آشکارا در برابر انتقادهای صحابه مقاومت به خرج می داد، تا آن جا که علت شورش علیه او نیز نادیده گرفتن انتقادها و سفارش های دلسوزانه صحابه رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) بود. پس از شهادت امیرالمؤمنین (علیه السلام) نیز شرایط نیز به گونه ای شد که اگر کسی بر حکومت انتقاد می کرد به زندان می افتاد، یا نابود می شد که به عنوان نمونه می توان به شهادت حجربن عدی ، عمروبن حمق خزاعی، میثم تمار و... اشاره کرد. با روی کار آمدن یزید شرایط دشوارتری پدیدار گشت؛ زیرا حکومت او معاویه از مقبولیت کمتری برخوردار بود، از سوی دیگر بیت المال مسلمین صرف عیاشی و خوشگذرانی او می شد و کسی نیز جرأت انتقاد نداشت. در این هنگام فرزند پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) که بسیاری از چشم ها به ایشان دوخته شده بود با درک شرایط حساس، وادار به قیام علیه یزید می شود. آن حضرت در نامه ای به برادرش - محمد حنفیه - فرمود:
انما خرجت لطلب الاصلاح فی أمه جدی، أرید أن آمر بالمعروف و أنهی عن المنکر و أسیر بسیره جدی و أبی...
از این کلام امام برداشت می شود که آن حضرت علت قیام و برنامه خویش را در اصلاح امور امت، امر به معروف و نهی از منکر و پیروی از سیره پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) و امر المؤمنین (علیه السلام) اعلام فرمود و به برکت این قیام، واجبات الهی نیز زنده گردید.

عبرت ها و آموزه های عاشورا

عاشورا درس عبرتی است برای کسانی است که می خواهند آموزه های الهی و سنت نبوی (صلی الله علیه و آله و سلم) ماندگار بماند و دستخوش تحریف و آمال زورمندان نگردد. عاشورا به ما درس می دهد که:
1. فداکاری در راه دین: برای حفظ دین باید فداکاری کرد، چرا که سالار شهیدان (علیه السلام) فرمود:
ان کان دین محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) لم یستقم الآ بقتلی فیا سیوف خذینی؛
اگر دین جدم رسول خدا جز با شهادت من پایدار نخواهد ماند، پس ای شمشیرها! مرا در یابید.
گفتنی است برای دفاع از آموزه های دینی بصیرت لازم است؛ زیرا کسانی که بصیرت ندارند فریب خور ده و ممکن است در مسیر باطل قرار گیرند. در عاشورا نیز برخی از کسانی که در جبهه ابن زیاد قرار داشتند، فاسق نبودند، اما چشم بصیرت آنان نابینا و سره را از ناسره تشخیص نمی دادند. بنابراین نخستین گام در راه پایداری دین الهی، داشتن بصیرت است که از مدرسه عاشورا می توان فرا گرفت.
2. نهراسیدن از نیروی دشمن: از مدرسه حسینی می توان فرا گرفت که از نیروی دشمن هر چند که شمار آنان فراوان باشد، نباید هراسی به دل راه داد، چرا که خداوند متعال در قرآن وعده داده است
کم من فئه قلیله غلبت فئه کثیره باذن الله ان الله مع الصابرین(89)؛
چه بسیار گروه های کوچکی که به اذن پروردگار بر گروه های بزرگی پیروز گشتند و خداوند با شکیبایان است. امام حسین (علیه السلام) به همه آزادگان آموخت که می توان تنها جنگید، همچنان که پدر بزرگوارش امیرمؤمنان (علیه السلام) فرمود:
والله لو تظاهرت العرب علی قتالی لما ولیت عنها(90)؛
به خدا سوگند اگر تمامی عرب پشت به پشت هم دهند تا به جنگ من آیند، از آنها روی بر نمی تابم. آری امام حسین نیز که پرورده دامان علی (علیه السلام) است در برابر دشمن ایستاد و با همان گروه اندک، عقب نشینی را بر خویش روا ندانست؛ زیرا بر این باور بود که شهادتش برای دین الهی است. بنابراین در روز عاشورا فرمود: آگاه باشید که من با همین گروه اندکی که به من پیوسته اند و با این که یاران به من پشت کرده اند، آماده جهاد هستم.(91)
3. زنده نمودن ارزش های دینی: ارزش های دینی با در آمیختن ارزش های جاهلی که معاویه و خاندان اموی سر دمدار آن بودند کمرنگ شده بود. فرزند رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) از آغاز نهضت هر گامی که بر می داشت، ارزشی را بنیان می نهاد لذا از همان آغاز حکومت واپس گرای یزید را ضد ارزش قلمداد و فرمود: اگر همانند یزید زمامداری مسلمین را به دست گیرد! باید فاتحه اسلام را خواند.
4. اهمیت به نماز: نماز که در متون دینی ستون دین نامیده شده بود قداست خویش را از دست داده و با بی بند و باری های امویان همراه بود، به گونه ای که ولید شراب می خورد و در محراب نماز قی می کرد!این نماز نمی تواند از فحشا پیش گیری نماید. ترویج نماز در میدان رزم و به جای آوردن نماز عشق در ظهر عاشورا با شعار انی أحب الصلاه بدون توجه به حملات خونین دشمن و فدا شدن شماری از یاران امام (علیه السلام) به پیشاپیش نماز فرزند پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) بیانگر اهمیت فراوان این نغمه الهی است.آری نماز است که در اندیشه انسان آثار مثبت و عمیقی به جای می گذارد و فطرت پاک او را از پلیدی ها پاک می سازد.
5. مبارزه با کجروی ها: پنجمین درسی که از قیام امام حسین (علیه السلام) آموخته می شود مبارزه باکجروی هاست. همه مکتب ها - الهی - ممکن است توسط عده ای دستخوش تحریف شود و تحریف نیز بدترین آفتی است که همه مکتب آن چه مطابق سلیقه خویش رفتار می نمایند. همانند این تحریف ها پس از گذشت چندین سال از وفات رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) سنت ماندگار نبوی را تهدید می نمود؛ این جاست که فرزند پیامبر فریاد می زند:
انا لله و اناالیه راجعون و علی الاسلام اذ قد بلیت الاسلام براع مثل یزید(92)
در این صورت باید برای همیشه از اسلام چشم پوشید؛ زیرا امت به زمامداری همانند یزید گرفتار آمده است. ولا یتعهدی یزید که با نیرنگ های معاویه بر مردم تحمیل شد و حکومت را در خاندان اموی موروثی می نمود مورد تأیید امام حسین (علیه السلام) قرار نگرفت؛ زیرا امام بر این باور بود که حلال الهی حرام و حرام او حلال شمرده شده است و آداب و سنت های جاهلی در حال شمرده شده است و آداب و سنت های جاهلی در حال زنده شدن می باشد و کسی که با این سنت ها به مبارزه بر خیزد نیز به سرنوشت مرگ دچار خواهد شد، که شماری از یاران پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) و امیرمؤمنان (علیه السلام) در این راه به شهادت رسیدند، اما دستگاه تبلغاتی امویان خون آنان را پایمال نمود، ولی آیا می توانست خون فرزند علی را پایمال کند؟ کسی که همانند زینب (علیه السلام) زین العابدین (علیه السلام) و حدود 18 نفر از خاندان اهل بیت (علیه السلام) ایشان را همراهی می کردند. بنابراین سالار شهیدان یکی از اهداف قیام را مبارزه با انحرافات دستگاه حکومت بیان و در پاسخ فرماندار مدینه - ولید بن عقبه - که برای گرفتن بیعت برای یزید به حضور ایشان رسید، فرمود: همانا ما خاندان نبوت و معدن رسالتیم، در خاندان ما فرشتگان رفت و آمد می کنند و محل نزول رحمت الهی است، خداوند اسلام را از ما آغاز کرد و تا آخر در خاندان ما به پایان خواهد برد، در حالی که یزید شرابخوار است، قاتل انسان های بی گناه و انجام دهنده فسق و فساد آشکار است و همانند یزید بیعت نخواهم کرد.(93)