فهرست کتاب


جلوه های عاشورا

بخش فرهنگی دفتر مرجع عالیقدر حضرت آیت الله العظمی فاضل لنکرانی مدظله العالی‏

قاسم بن الحسن (علیه السلام) الگوی نوجوانان

همان گونه که پیش تر گفته شد کربلا قهرمانانی در خود پروراند که به استقبال دشوارترین آزمون ها رفتند. هر کس باهر سن و سالی اگر بخواهد اسوه و نمونه ای پیدا و زندگی خویش را از او الگو برداری نماید می تواند با نگاهی به قهرمانان کربلا الگوی مورد علاقه خویش را در یابد. هر چند ما بر این باوریم که سن و سال در کسی که می خواهد الگو قرار بگیرد مهم نیست؛ زیرا آن چه انسان را به سر منزل مقصود می رساند سجایای اخلاقی و فضایل معنوی است. بنابراین اگر بخواهیم به اقتضای سن و سال نیز الگوهایی برای جامعه معرفی نماییم برای گروه سنی نوجوان فرزند برومند امام حسن مجتبی (علیه السلام) مثال زدنی است. او همان گوینده سخن معروف مرگ شیرین تر از عسلاست.
قاسم در خانه نورانی و با صفای امام حسن مجتبی (علیه السلام) به دنیا آمد، سه ساله بود که پدر بزرگوارش به دست چکمه پوشان بنی امیه به شهادت رسید و عموی مظلومش امام حسین (علیه السلام) سرپرستی فرزندان برادر را عهده دار گردید. او در روز عاشورا به سن بلوغ نرسیده بود، و تنها 13 بهار زندگی را پشت سر گذاشته بود، اما کلمات حماسی او نشانگر بلوغ روحی و معنوی می باشد؛ چرا که او درس شجاعت، فداکاری، ظلم ستیزی را از عموی عزیزش فرا گرفت و توانست در عاشورا حق را از عموی عزیزش فراگرفت و توانست در عاشورا حق را از باطل تشخیص و در پیکاری دلاورانه به شهادت رسد. استاد شهید مطهری درباره سخنان حضرت قاسم در شب عاشورا می نویسد: قاسم که در آن وقت، سیزده سال داشت و در گوشه مجلس ناظر صحنه بود پیش خود شک کرد که آیا این کشته شدن شامل من هم می شود یا نه؟ و با خود گفت: ممکن است چون من کودک هستم، جزو کشته شدگان نباشم. برای این که از شک و تردید در آید، رو کرد به امام (علیه السلام) و گفت: عمو جان! آیا من هم فردا جزو کشته شدگان خواهم بود؟ امام (علیه السلام) فرمود: بله تو هم کشته خواهی شد.(55)

شهادت قاسم بن الحسن (علیه السلام)

حضرت قاسم نیز بسان سایر افراد از دودمان نبوت، هنگامی که غربت و تنهایی عمو را دید عزم جهاد کرد و جان بر کف از رهبر خویش اجاره میدان خواست. امام (علیه السلام) یادگار برادر را در آغوش گرفته و گریستند. امام در آغاز از اجازه خودداری فرمود، اما قاسم به اندازه ای اصرار کرد تا امام به او اجازه میدان دادند. قاسم با رجزهای حماسی خویش راه میدان را پیش گرفت و پس از کارزاری سخت که به گفته می شود با سن کم خویش سی و پنج نفر را به هلاکت رساند(56)، هنگامی که ضرب شمشیر عمروبن سعد ازدی با صورت به زمین افتاد، فریاد زد: یا عماه! عمو جان به فریادم برس، امام (علیه السلام) هراسان خود را به بالین فرزند برادر رساند، در حالی که آخرین لحظات عمر قاسم بود، حضرت فرمود: سوگند به خدای که دشوار است بر عموی تو که او را بخوانی و نتواند اجابتت کند و اگر اجابت کند، کمکی از دست او بر نیاید و اگر کمک کند، تو را سودی نبخشد، دور باشند از رحمت خدا جماعتی که تو را کشتند آن گاه امام قاسم را به آغوش گرفت و او را به سوی خیمه ها برد و در کنار فرزند خویش - علی اکبر - در میان سایر شهیدان جای داد(57) و فرمود: بار خدایا! تو آگاهی که این جماعت ما را دعوت کردند که یاری ما کنند، اکنون دست از نصرت ما برداشته و با دشمن ما یار شدند، ای داور دادخوا! این جماعت را نابود ساز و ایشان را هلاک کن و پراکنده گردان و یک تن از ایشان را باقی مگذار، و مغفرت و آمرزش خود را هرگز شامل حال ایشان مگردان.
در زیارت ناحیه مقدسه که از زبان امام زمان(عج)است، نام قاسم بن الحسن (علیه السلام) به همراه سلام حضرت بقیه الله بر او بیان شده است:
السلام علی القاسم بن الحسن بن علی المضروب هامته المسلوب لامته المسلوب لامته، حین نادی الحسین عمه فجلی علیه عمه کالصغر و هو یفحص بر جلیه التراب و الحسین یقول: بعدا لقوم قتلوک و من خصمهم یوم القیامه جدک و أبوک، ثم قال: عزوالله علی عمک أن تدعوه فلا یجیبک، و أن یجیبک، و انت قتیل جدیل فلا ینفعک، هذا والله یوم کثر واتره و قل ناصره(58)
پس از ایشان دو برادر به نام های عبدالله بن الحسن (علیه السلام) و ابوبکربن الحسن (علیه السلام) به پیکار رفته و به شهادت رسیدند(59).

مسلم بن عقیل سفیر شهید

عقیل برادر امیر مؤمنان و عموی امام حسین می باشد. او یکی از بزرگان و شخصیت های علمی، دینی و سیاسی بنی هاشم بود؛ کسی که در مهد علم دانش پرورش یافته و شجاعت و شهامت را از خاندان امامت فرا گرفته بود.
مسلم نیز فرزند همان پدر بود؛ کسی که جنگ صفین در جناح راست لشکر امیرالمؤمنین (علیه السلام) قرار داشت در بیان عظمت مسلم همین بس که امام حسین (علیه السلام) در نامه ای خطاب به اهل کوفه او را برادر، پسر عمو، نماینده و سفیر خویش معرفی و از او به عنوان فردی عادل و مورد اطمینان یاد می کند.
امام حسین (علیه السلام) در اعزام نخستین سفیر و نماینده، آن هم به شهری که از هر جهت حساس بود و با رعایت همه جوانب و توجه به اوضاع و موقعیت کوفه، پسر عموی خویش را انتخاب کرد. ایشان اگر چه جوان بود، اما تربیت یافته مکتب علوی بود. تا آخرین نفس در یاری فرزند رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) ایستادگی کرد و عزت و سربلندی را از آن خویش و خاندان اهل بیت ساخت و در این راه به شهادت رسید.