فهرست کتاب


جلوه های عاشورا

بخش فرهنگی دفتر مرجع عالیقدر حضرت آیت الله العظمی فاضل لنکرانی مدظله العالی‏

اهداف و آسیب های عزاداری

اکنون که به مشروعیت عزاداری از دیدگاه اسلام پی بردیم، بد نیست اشاره ای نیز به اهداف عزاداری داشته باشیم، همچنین برخی از آفات و آسیب هایی که برخی از آفات و آسیب هایی که برخی از عزاداری ها با آن روبرو هستند را بیان نماییم.
در عزاداری علاوه بر بیان معارف اسلام از زبان سخنگویان دین، افزایش عشق و محبت به خاندان نبوت، افشاگری جنایات بنی امیه، خاطره غم و اندوه اهل بیت عصمت و طهارت زنده می شود و این آیین ها روحیه شهادت، ایثار، فداکاری و جانبازی در برابر دین خدا را در روح جامعه اسلامی تزریق می نماید. بنابراین آن چه باید به عنوان هدف عزاداری قرار بگیرد تقویت روحیه های پیش گفته و تعظیم شعایر الهی باشد.
اگر بنا باشد که کسی تا پاسی از شب عاشورا را به عزاداری بپردازد، اما نماز مغرب و عشا را دیر هنگام و یا خدای ناکرده نماز صبحش قضا شود، نه تنها ثوابی نبرده است، بلکه معصیت کرده است.
در این جا توجه عزادارن عزیز را به چند نکته جلب می نماییم.
1.شعارها و اشعاری که در این آیین ها خوانده می شود، باید کاملاً مطابق اهداف اهل بیت و سالار شهیدان باشد و از بیان جملاتی که نشانه ذلت و خواری است دوری گردد.
2. از بیان مطالبی که از کتاب های غیر معتبر برداشت می شود و اطمینانی به درستی آن نیست خودداری شود.
3.نماز اول وقت بسیار مهم تر از عزاداری است، بنابراین همه این آیین ها به گونه ای برنامه ریزی شود تا به هنگام نماز به پایان برسد، یا این که هنگام نماز به پایان برسد، یا این که هنگام نماز عزاداری تعطیل گردد؛ مگر نه این است که امام حسین (علیه السلام) نیز در ظهر عاشورا نماز عشق خواندند.
4.از سینه زنی به صورت برهنه در جاهایی که خانم ها حضور و یا رفت و آمد دارند، خودداری شود، چرا که خلاف ادب و روح اسلامی است.
3.از دیگر آسیب هایی که دستجاب عزادار را تهدید و دشمن را علیه مکتب اهل بیت(علیه السلام) به شورش و تهمت وامی دارد آمیختن آیین سوگواری با خرافه هایی است که ریشه و اساسی ندارد، نواختن شیپور،اجرای آهنگ های مبتذل و اشعار غلو آمیز است که به فتوای مراجع بزرگوار شیعه حرام می باشد.
4.از سد معبر غیر ضروری، بویژه در شهرهایی که پیروان سایر مذاهب نیز سر و صدای بی موقع خودداری شود.
5.برنامه هیأت ها به گونه ای تنظیم شود تا سخنرانی سخنرانان که به بیان معارف اهل بیت(علیه السلام) می پردازند قطع نگردد.
6. هیأت های عزادار هنگام ورود به مساجد، احترام مساجد را فراموش نکنند و به هیچ وجه با کفش روی فرش مساجد و حسینیه ها نروند.مناسب است سخنوران، مداحان اهل بیت(علیه السلام) گردانندگان هیأت های مذهبی به نکات پیش گفته توجه نمایند و نگذارند بیگانگان به خاطر بی توجهی به این امور ما را از دایره اسلام خارج گردانند.
اسوه های عاشورا
نهضت جاویدان عاشورا و حادثه کربلا دارای ابعاد گوناگونی است که هر کدام می تواند برای رهروان حقیقت الهام بخش و عبرت آموز باشد. حماسه آفرینی، جوانمردی و ایثار گری یاران و اصحاب ابی عبدالله (علیه السلام) از جمله این عبرت هاست. در این میان نمی بایست از اسوه های ربانی که به مثابه قهرمانان قیام نامشان بر قله بلند تاریخ همیشه خواهد درخشید را به فراموشی سپرده. شاید گفته شود شمار آنان کم است، اما از نظر صفات والای اخلاقی، انسانی، شهامت، فدا کاری در بالاترین درجه انسانی قرار دارند؛ زیرا آنان نیز فرموده مولای خویش را آویزه گوش قرار داند که

الموت أولی من رکوب العار - و العار أولی من دخول النار

وفاداری، ایثار و غیرت آنان به اندازه ای بود که ابی عبدالله (علیه السلام) آنان را وفادارترین افراد معرفی و می فرماید: من یارانی بهتر و با وفاتر از اصحاب خود سراغ ندارم، خداوند به همه شما به خاطر همراهی با من پاداش خیر عنایت فرماید.
در این جا مناسب است با برخی چهره های ماندگار این رویداد حماسی اشاره گردد.
پرتوی از زندگانی حضرت زینب کبرا (علیه السلام)
یکی از اسوه های ماندگار اهل بیت عصمت و طهارت، حضرت زینب کبرا (علیه السلام) می باشد. مرد آفرینی که با حماسه ماندگار راهبری اسیران اهل بیت (علیه السلام) عنوان زیبای عقیله بنی هاشم را از آن خویش نمود.
حضرت زینب در پنجم جمادی الاول سال پنجم هجری از دامان پاک مادر زمانه، یعنی فاطمه زهرا (علیه السلام) در مدینه چشم به جهان گشود و بانگ شادی را مردم مدینه هدیه نمود. قنداقه کودک را نزد پدر آوردند تا او را نامگذاری کند، او فرمود: من در این کار بر رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) پیشی نمی گیرممنتظر ماندند تا پیامبر از سفر باز گشت و خبر فارغ شدن دخترش را شنید، فرمود: نامش باید از سوی خدای متعال برگزیده شود، در این هنگام جبرییل امین نازل شد و نام زینبرا از سوی خداوند ارزانی نوزاد فاطمه (علیه السلام) نمود. روایت شده است که رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) نوزاد را بوسید و صورت به صورتش گذاشت و اشک از چشمان مبارکش سرازیر شد، عرض کردند:یا رسول الله!چرا گریه می کنید؟ فرمود:جبرییل به من خبر داده است این که این دختر در مصیبت ها، بلاها و شدت ها شریک حسین(علیه السلام ) من است. آن گاه سفارش اکید کرد و فرمود: حاضران به غایبان برسانند و رعایت کنند حال این دختر را که نمونه و نماینده خدیجه کبرا(علیه السلام)است.(38) زینب به معنای زینت پدر می باشد، آری کسی که از همه جهات زینت پدر بود؛ زینبی که در عبادت به مقامی رسید که به فرموده امام سجاد (علیه السلام) در شب یازدهم محرم سال یازده هجری، شبی که داغدار شمار زیادی از خانواده اهل بیت (علیه السلام) بود و درد و رنج اسارت امانش بریده بود، نماز شبش - به صورت نشسته - ترک نشد ، همچنین در کاخ یزید، علی گونه بر طاغوت زمان خویش فریاد ننگت باد برآورد و شما زیادی را به شگفتی واداشت که گفتند: به خدا قسم از او سخنورتر ندیدیم، گویا از زبان علی(علیه السلام) سخن می گفت. این بانوی بزرگوار دارای قوت قلب، فصاحت، شجاعت، زهد عفاف و شهامت فوق العاده بود.(39)

دانش حضرت زینب

خانه ای که زینب کبرا در آن رشد یافت، مهد علم و دانش بی انتهایی بود که خداوند متعال به اهل آن خانواده عنایت فرموده بود. علم ایشان از همان جایی سرچشمه می گرفت که خداوند متعال می فرماید:...از نزد خود به او دانش آموختیم.
او دانشمند مکتب نرفته ای است که امام زین العابدین (علیه السلام) درباره ایشان فرمود:
أنت بحمدالله عالمه غیر معلمه فهمه غیر مفهمه(40)
عمه جان!تو دانشمندی هستی بدون این که آموزگاری داشته باش و تو فهمانده باشد. یعنی دانش شما دانشی الهی است، نه خواندنی و وصف شدنی، چشمه فهمی که در قلب شریف تو جاری است از منبع پر فیض الهی است.
بنا به گفته تاریخ نویسان و دانشمندان اسلامی، عقیله بنی هاشم را در زمره راویان و محدثان بر جسته جهان اسلام به شمار آورده اند؛ ایشان از پدرش امیرمؤمنان (علیه السلام)، مادرش فاطمه زهرا (علیه السلام)،ام ایمن، ام سلمه و شمار دیگری از صحابه و تابعین روایت نقل کرده است.
هنگامی که پدر بزرگوارش در کوفه استقرار یافت، برای زنان کوفه مدرسه ای تشکیل داد و به آنان تفسیر قرآن می آموخت.

ازدواج حضرت زینب

هنگامی که زمینه برای ازدواج حضرت زینب (علیه السلام) فراهم شد امیرالمؤمنین کسی را که در حسب و نسب همتای او بود برای وی برگزید. گروهی از نجیب زادگان و ثروتمندان بنی هاشم، خواستار ازدواج با حضرت زینب (علیه السلام) بودند، ولی عبدالله بن جعفر از همه سزاوارتر بود؛ زیرا پیامبر درباره وی فرمود:عبدالله در خوی و سرنوشت همانند من است. وی سیدی شجاع، بزرگوار و پارسا بود. او را قطب سخا می گفتند، هیچ گاه مستمندی را محروم نکرد و هیچ کار نیک را به خاطر پاداش انجام نداد.(41)
گفته می شود هنگام ازدواج حضرت زینب دو شرط ضمن عقد آنان قرار گرفت. شرط اول این بود که عبدالله اجازه دهد زینت در شبانه روز یک مرتبه به دیدن امام حسین(علیه السلام) برود و شرط دوم این که هر گاه ابی عبدالله (علیه السلام) بخواهد به همراه زینب به مسافرت برود مانع او نگردد.(42)
زناشویی زینب و عبدالله میان او و پدر و برادرانش جدایی نینداخت و این زن و شوهر همچنان با علی (علیه السلام) بودند و عبدالله نیز در جنگ ها همراه امام شرکت و در نبرد صفین یکی از امیران لشکر بود.
نتیجه این ازدواج مبارک نیز چهار پسر به نام های علی، محمد، عون اکبر و عباس و دو دختر می باشد.