فهرست کتاب


جلوه های عاشورا

بخش فرهنگی دفتر مرجع عالیقدر حضرت آیت الله العظمی فاضل لنکرانی مدظله العالی‏

گریه و سوگواری در سیره پیشوایان دینی

همان گونه که اشاره شد گریه و سوگواری در غم از دست دادن عزیزان سابقه ای به بلندی تاریخ دارد.و از آغاز خلقت آدم نمایان بوده است،به گونه ای که حضرت آدم (علیه السلام)را می توان نخستین گریه کننده این عالم برشمرد؛ایشان در فراق فرزندش ((هایل))که به دست برادرش ((قابیل))کشته شد به مدت 40 شبانه روز گریست(27).
حضرت ابراهیم (علیه السلام)نیز هنگام که همسر و فرزندش را در بیابان بی آب و علف باقی گذاشت گریه شدیدی سرداد.
حضرت یعقوب (علیه السلام)هم در فراق جگر گوشه اش آن اندازه گریست تا بینایی اش را از دست داد.قرآن کریم غم و اندوه حضرت یعقوب را این گونه بیان می فرماید:
و تولی عنهم و قال یا أسفی علی یوسف و ابیضت عیناه من الحزن فهو کظیم(28)؛
و از آنها- برادران یوسف - روی برگرداند و گفت:وا اسفا بر یوسف!و چشمان او از اندوه سفید شد؛اما خشم خود را فرو می برد (هرگز کفران نمی ورزید).
فرزندان حضرت یعقوب به ایشان گفتند:ای پدر!به خدا سوگند همیشه به یاد یوسف هستی و خاطره او را از یاد نمی بری و دست از او بر نمی داری تا در آستانه مرگ قرارگیری.طبری در جامع البیان می گوید:حضرت یوسف از جبرییل مدت گریه و اندوه پدر را جویا شد،پاسخ داد:هفتاد سال به طول انجامید.یوسف درباره پاداش گریه پدر پرسید،پاسخ داد:((گریه او پاداشی برابر هفتاد شهید دارد(29.

گریه و عزاداری رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم)

عزاداری پیامبر گرامی اسلام برای نزدیکانشان در سینه تاریخ ثبت است؛هنگامی که فرزندشان در سینه تاریخ ثبت است؛هنگامی که فرزندشان ابراهیم،دو عمویشان حمزه و جعفر،همسر با وفایشان خدیجه کبرا را از دست دادند گریه کردند.همین که پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم)سال وفات حضرت ابو طالب و حضرت خدیجه را سال اندوه و حزن نامیده و به سوگ عزیزان از دست رفته خویش نشستند می تواند دلیلی بر مشروعیت سوگواری از دیدگاه آن حضرت باشد.پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) در شهادت حمزه سیدالشهدا در جنگ احد،هنگامی که از کنار خانه انصار می گذشتند و صدای زنان را که برای شهیدان می گریستند،شنیدند،چشمان مبارکشان پر از اشک شد و فرمود:((اما عمویم حمزه،گریه کننده ای ندارد.))(30)
ایشان همچنین در سوگ پسر عمویشان جعفر بن ابیطالب فرمود:
و علی مثل جعفر فلتبک البواکی(31).
و نیز آن حضرت در کنار قبر فرزندانشان، مادرشان - آمنه - و...نیز سوگواری و گریه می کردند.
ممکن است کسی اشکال کند که چندین روایت در کتاب های اهل سنت از قول پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم)نقل شده که در آن آمده است: مرده به سبب گریه خاندانش عذاب می شود؟
در پاسخ باید گفت:
الف) همان گونه که گفته شد گریه،امری طبیعی و در بسیاری موارد غیر اختیاری است؛چگونه ممکن است خداوند مهربان بندگانش را به خاطر یک امر طبیعی و غیر اختیار عذاب کند؟بنابراین به یقین می توان گفت این روایت را پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم)نفرموده اند.
ب) بر فرض این که گریه کردن بر مردگان گناه باشد،چگونه ممکن است خداوند شخصی را به خاطر گناه دیگری عذاب کند؛مگر خداوند نفرموده است
ولا تزر وازره وزر أخری؟
ضمن این که پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم)نیز سخنی بر خلاف قرآن نمی فرماید.
ج) علامه نووی درباره این روایات می گوید:اینها از روایات عمر بن خطاب و فرزندش - عبدالله - است و عایشه منکر آنها بود که آنها را ناشی از فراموشی سخن پیامبر و اشتباه شدن می دانست می گفت:پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم)چنین چیزی نفرموده اند.(32)
د) عایشه - همسر پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم)- به طور قاطع منکر این احادیث بود و سوگند یاد می کرد که پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) چنین چیزی نفرموده اند و این مطلب خلاف قرآن است.از وی در رابطه با این که اصل این روایت چه بوده است،سه روایت نقل شده که به یکی از آنان اشاره می گردد:
عبدالله بن عباس می گوید:پس از آن که عمر مورد حمله دشمن قرار گرفت، صهیب گریه کنان وارد شد و می گفت:وای برادر!وای!وای!همراه پیامبر،عمر به او گفت:آیا گریه می کنی در حالی که پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود:مرده با گریه خاندانش عذاب می شود؟ابن عباس می گوید:پس از مرگ خلیفه این موضوع را برای عایشه نقل کردم،او گفت:خدا عمر را رحمت کند،به خدا سوگند(صلی الله علیه و آله و سلم)این روایت را نفرمود،بلکه فرمود:خداوند عذاب کافر را با گریه خاندانش زیاد می کند. عایشه افزود:قرآن برای شما بس است که می فرماید:
ولا ترز وازره وزر اخری؛
هیچ کس بار گناه دیگری را به دوش نمی گیرد.ابن عباس گفت:خداست که می خنداند و می گریاند(33).

گریه و سوگواری فاطمه زهرا(علیه السلام)

فاطمه زهرا(علیه السلام)در رثای پدر بزرگوارشان روز و شب گریه می کردند،به گونه ای که مردم مدینه به ستوه آمدند و آن حضرت ناچار می شد به قبرستان بقیع برود و در آن جا در سوگ پدر اشک بریزد.ایشان در فقدان پدر اشعاری را بیان فرمود که حکایت از عمق فاجعه رحلت پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) دارد.

ماذا علی من شم تربه احمد - أن لا یشم مدی الزمان غوالیا
صبت علی مصائب لوانها - صبت علی الایام صرن لیالیا

چه شود کسی که تربت پاک پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم)را ببوید و در گردش روزگار به بوهای خوش نیازی که اگر در دامن روز بریزد،به شب تار تبدیل می شود.
و در قطعه ای دیگر نیز فرمود:
تو از میان ما ناپدید شدی،چنان که باران سیل آسا در زمین و از همان دم که تو ناپدید شدیوحینیز پایان یافت.ای کاش پیش از تو مرگ تو میان ما و شما تلی از خاک حایل شد.