فهرست کتاب


جلوه های عاشورا

بخش فرهنگی دفتر مرجع عالیقدر حضرت آیت الله العظمی فاضل لنکرانی مدظله العالی‏

قیام امام حسین (علیه السلام)از دیدگاه اهل سنت

با نگاهی به سیره سیاسی اهل سنت می توان دریافت که آنان در مورد حکومت ها نیز دیدگاه شیعه دارند؛چرا که از دیدگاه آنان هر کسی که با رای مردم و حتی غلبه و زور - گفتمان تغلب - به حکومت رسید مشروعیت خواهد داشت،بنابراین آنان برای بسیاری از خلفای پس از پیامبر صلی الله علیه و آله نیز مشروعیت قانونی قایل و نافرمانی آنان را غیر قانونی می دانند.
از دیدگاه اهل سنت تا زمان معاویه که،خلافت مسیر طبیعی خویش را می پیمود مشکلی نبود،اما هنگامی که معاویه تصمیم گرفت جریان طبیعی خلافت را تغیر و آن را به پادشاهی و یا سلطنت تبدیل نماید،بسیاری از آگاهان اهل سنت در برابر این اقدام غیر قانونی معاویه بر نمی تابند.
سبط بن جوزی در کتاب تذکره الخواص از حسن بصری نقل می کند که وی گفته است: معاویه مرتکب چهار لغزش شد که اگر آن را تمام مردم روی زمین انجام می دادند بر ایشان کفایت می کرد؛یکی از این لغزش ها این بود که پسرش یزید را به ولیعهدی برگزید و او را به خلافت رساند.
خلافت یزید همان گونه که خود مورخان اهل سنت نقل کرده اند دارای دو اشکال راهبردی بود؛یکی این که به وسیله پول،زور،تطمیع و تهدید بنیان نهاده شد؛چنان که نقل شده معاویه ترتیبی داد تا مردم عراق به صورت گروهی به دمشق بروند و از ولیعهدی یزید حمایت کنند،حتی هنگامی که یکی از این کاروان های نمایشی به کاخ معاویه رسید،معاویه پیش تر به رئیس آنها آموزش داد که با حرکات نمایشی بیعت مردم با یزید را نشان دهد و وقتی جلسه برگزار شد معاویه در یک سمت نشسته بود و یزید در سمت دیگر، رئیس نگهبانان به مردم گفت:ای مردم!امیر المومنین و خلیفه شما این است - اشاره به معاویه - و بعد از او این - یزید را نشان داد،اگر خواستید چه بهتر و اگر نخواستید،شمشیرش را از غلاف بیرون و به رخ مردم کشید.
نحوه بیعت گرفتن از مردم این گونه بود و مردم با رغبت بیعت نکردند و این مسلم است. اشکال دوم نداشتن صلاحیت اخلاقی یزید است. دانشمندان اهل سنت نقل کرده اند که خلیفه دارای شرطهایی است که یکی از این شرطها برخورداری از عدالت است،چرا که خلیفه باید بتواند از دین و دنیای مردم حفاظت کند،در حالی که همگان بر فسق یزید اجتماع دارند.
با ذکر این مقدمه می توان گفت:بیشتر بزرگان اهل سنت در مورد امام حسین (علیه السلام) و نهضت آن حضرت به شدت از آن دفاع و ایشان به بزرگی یاد می کنند،به گونه ای که می توان ادعا نمود برخی از مطالبی که در مورد امام حسین (علیه السلام) نگاشته اند،بهتر از مطالب شیعه می باشد.آنها در مقابل نیز به شدت از یزید انتقاد می کنند و حتی تا مرحله اثبات کفر او نیز پیش رفته و ثابت کرده اند که یزید نه تنها فاسق بوده بلکه کافر نیز بوده و لعن بر او واجب است و باید از او تبری و بیزاری جست.
به این مناسبت دیدگاه برخی از دانشمندان اهل سنت را درباره یزید نقل می کنیم.
ابن عماد - فقیه حنبلی مذهب - در کتاب شذارت الذهب می گوید: ((احمد بن حنبل درباره لعن یزید دو گفته دارد که در یکی به جواز و ثواب لعن او اشاره و دیگری تصریح می کند و مالک و امام ابو حنیفه نیز تلویحا یزید را لعنت کرده اند و به راستی چرا این گونه نباشد و حال آن که یزید،قمار باز و دایم الخمر بود.(20)
ابن حجز نیز می نویسد:((قاضی ابویعلی کتابی دارد به نام((چه کسانی استحقاق لعن دارند))در آن کتاب یزید را جزو کسانی به شمار آورده که استحقاق لعن دارد،دلیلش روایتی است از پیامبر صلی الله علیه و آله که فرمود:من أخاف أهل المدینه ظلما أخاف الله و علیه لعنه الله و الملائکه و الناس أجمعین؛آن کس که مردم مدینه را بترساند،خداوند او را خواهد ترساند و مورد لعن خدا و فرشتگان و تمام مردم قرار می گیرد.آن گاه می نویسد:شکی نیست که یزید با لشکر و نیروهای مسلح خویش به جنگ مردم مدینه رفت و اهل مدینه را با جنایاتی که انجام داد به شدت مضطرب و نگران کرد و در دل آنها ترس ایجاد نمود؛چرا که او مدینه را برای خود مباح کرد.نقل شده است که حدود 300 دختر مورد تجاوز او - یزید - قرار گرفته و گروهی از صحابه را به قتل رساند و نماز جماعت را در مسجد النبی صلی الله علیه و آله تعطیل کرد و پس از آن برای جنگ با عبدالله زبیر آماده شد و کعبه را با منجنیق مورد حمله قرار داد و آتش زد.(21)

چرا عزاداری می کنیم؟

ذلک و من یعظم شعائر الله فانها من تقوی القلوب(22)
خداوند متعال در وجود انسان حالت های گوناگونی را به ودیعت نهاده و او را موظف فرموده است که از این حالت ها در جای خویش بهره گیرد و چنان چه به نیکی به کار گرفته نشوند،سلامت روح و جسم انسان ممکن است به خطر بیفتد.شادی،نشاط و غم و اندوه از جمله این حالت ها می باشند.پایه زندگی اجتماعی انسان بر نشاط بنیان نهاده شده،اما برخی رویدادهای خواسته ناخواسته و یا ناخواسته در زندگی اتفاق می افتد و عقده هایی در انسان برجای می گذارد که به هر حال می بایست این عقده ها باز گشوده شود.واکنش طبیعی به این گونه رویدادها گریه و برپایی آیین های ویژه ای است که در آن به کمک تسلی دوستان و آشنایان کمی از غم و اندوه ناشی از آن رویداد را بکاهد.چه زیباست سفارشات دین مقدس اسلام که فرموده است هنگامی که فردی به عزای عزیزش می نشیند،بر اقوام و آشنایان اوست که برای تسلای خاطر او و تسکین دردهایش به منزل او بروند و حتی آب و غذا برای او ببرند.بنا بر این شروع مقدس اسلام آیین سوگواری و عزاداری را تایید و بر آن تاکید می ورزد و دوست دارد در رثای آنان نیز به عزا بنشیند.خداوند متعال در قرآن کریم انسان را به بزرگداشت شعایر الهی سفارش می کند مفسران ارباب لعنت در معنای شعایر تعبیرهای مختلفی ارایه که معنای عام آن نشانه های دین و طاعت خداوند بزرگ بیان شده است(23)
مرحوم علامه طباطبایی در این باره می فرماید:((شعایر عبارت است از نشانه هایی که انسان را به سوی خدا راهنمایی که انسان را به سوی خدا راهنمایی می کند...بنابراین هر نشانه ای که انسان را به یاد جدا بیندازد،تعظیم آن موجب تقوای الهی گردد و تمام نشانه ها را در بر می گیرد.(24)
مجلس عزاداری معمولا معارف اسلامی،رویدادهای تاریخی،بیان زندگی بزرگان،جنایات ستمگران و...بیان می شود که همه آنها در بهروزی و کمال انسان نقش دارد.
یکی از آیین هایی که مسلمانان، بویژه شیعیان همه ساله انجام می دهند برپایی آیین های عزاداری برای بزرگان دین بویژه سالار شهیدان حضرت امام حسین (علیه السلام)می باشد.این آیین ها که سفارش پیشوایان دینی ماست؛آن گونه که امیرمؤمنان (علیه السلام) فرمود:
ان الله تبارک و تعالی اطلع الی الارض فاختارنا و اختار لنا شیعه ینصرونا و یفرحون لفرحنا و یحزنون لحزننا و یبذلون أموالهم وأنفسهم فینا أولئک منا و الینا(25)؛
خداوند متعال ما را در روی زمین برگزید و شیعیان را برای ما برگزید که ما را یاری و در شادی ما شاد و در غم و اندوه ما غمگین و جان و مال خویش را در راه می بخشد؛آنان از مایند و به سوی ما می آیند - از ما الگو می گیرند - صادق آل محمد (علیه السلام)نیز فرمود:رحم الله شیعتنا خلقوا من فاضل طینتنا و عجنوا بماء ولا یتنا یحزنون لحزننا و یفرحون لفرحنا(26)
خدا رحمت کند شیعیان ما را،از بهترین خاکی که ما آفریده شدیم، آفریده شدند و گل وجودشان با آب ولایت ما مخلوط است؛در شادی ما شاد و در سوگ ما سوگوارند.با این حال برخی مسلمانان نا آگاه شیعه را متهم به خرافه گرایی،مرده پرستی!،شرک !و...می کند.در این بخش کوتاه بر آنیم تا مختصری درباره عزاداری در سیره پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سایر پیشوایان دینی با شما سخن بگوییم. همان گونه که پیش تر اشاره شد گریه نخستین واکنش طبیعی انسان در برابر رویدادهای ناگوار است،گریه که مهم ترین ابزار در مجالس سوگواری برای ابزار ارادت به محضر خاندان نبوت (علیه السلام)می باشد،گونه های مختلفی دارد:

الف)گریه شوق

گریه از روی خوش حالی ،زیباترین جلوه عشق و محبت به کسی است که دوستش می داریم،مادری که فرزند خویش را پس از مدت ها می بیند و در آغوش می کشد،از خوشحالی اشک از چشمانش سرازیر و گریه سرور سر می دهد.در روایات آمده است هنگامی که جعفر بن ابی طالب از حبشه به مدینه آمد،پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله به استقبال او شتافتند و با دیدن پسر عموی خویش اشک شوق ریختند. گریه برای سالار شهیدان نیز جلوه های گوناگونی دارد که بخشی از آن ممکن است به خاطر مظلومیت شهدای کربلا و بخش دیگری نیز به شوق رشادت،فداکاری،و آزاد مردم شهیدان کربلا باشد.